منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیه الله نجابت
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۸ : توسط : سمیه مهتدی

ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیه الله نجابت

نویسنده : سعید رحیمیان


 فقیه وارسته، مفسر قرآن و عارف بزرگوار مرحوم آیه الله حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی [1] از زمره عالمان و فقیهان ژرف اندیش است که در زمینه "ولایت فقیه"، اهمیت، ابعاد، حدود و شروط آن اندیشیده و در این زمینه کتابی وجیز و اندک حجم اما پرفایده نوشته اند. انگیزه این جزوه - که نخستین بار در سال 1358 و پس از پیروزی انقلاب منتشر شد - پاسخ گویی به جریان های مخالف ولایت فقیه بود اما در ضمن حاوی نکاتی مهم و روشن گر درباره "ولایت مطلقه فقیه" است. در این جا به رئوس نظریه ایشان در این مورد اشاره ای می کنیم.

اهمیت ولایت فقیه

مرحوم آیه الله نجابت، انگیزه نگارش این کتاب را نقد نظر برخی روحانیون که می خواهند "ولایت فقیه متعهد مسئول" را محدود کنند، ذکر نموده و سپس در باب اهمیت ولایت فقیه چنین آورده اند:
"اما ولایت فقیه از اهم مسائل اسلامی وانفع مسائل سیاسی - اسلامی است، زیرا در عصر غیبت کبرا صحت عبادات و معاملات و قضاوات امت اسلامی بستگی کامل به ولایت فقیه دارد و خاتم انبیا(ص) و ائمه معصومین(ع) این بستگی را به اذن خداوند برقرار فرمودند."
[2]

ولایت فقیه مسئله ای کلامی - فقهی

ایشان سپس این احتمال را ابداع می نمایند که:
"ممکن است ولایت فقیه اصلاً از مسائل فقهی نباشد بلکه از مسائل علم کلام باشد - اگر تولیت راجع به عقیده باشد - والا مسئله فقهی است، زیرا تولیت فعل شخص فقیه می باشد."
بدین ترتیب در ولایت فقیه دوبعد و جنبه از یکدیگر قابل تفکیک است:1- بعدکلامی - اعتقادی؛ 2- بعد فقهی - علمی . اصل عقیده به ولایت فقیه نظیر مسئله امامت قابل استدلال عقلی است، چرا که نصب عام فقها نیز از مصادیق "فعل لطفی" خداوند است، لذا می توان آن را در زمره مسائل علم کلام دانست اما از آن جا که ولایت فقیه بر شخص فقیه، واجبی از واجبات کفایی بوده و بر امت نیز اطاعت از او واجب شرعی است و از طرفی این ولایت، احکام و وظایف و حقوقی متقابل را بین فقیه و امت برقرار می کند، مسئله ای فقهی قلمداد می شود.

ادله ی ولایت فقیه و اطلاق آن

مرحوم آیه الله نجابت در این بخش برای اثبات اصل ولایت فقیه و بسط ید او و نیز اطلاق این ولایت، به ده دلیل نقلی (شش آیه و چهار حدیث) استناد نموده اند که آن ها را خلاصه وار به ترتیب طرح ادله در کتاب، ذکر می کنیم:
1- آیه ی اعتصام:"واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا واذکرو نعمه الله علیکم..."
ضمن تفسیر آیه و تحقیق در دو مفهوم "اعتصام" و "حبل الله" و تسری اولی در جمیع امور حتی سیاست و حکومت و سازش یا مقاومت با دشمن و برآورد آثار مختلف وی(حبل الله) از جمله، نفی طاغوت و اعلای کلمه الله با تشکیل حکومت چنین آورده شده: "ریسمان در عصر غیبت کبری، فقیه متعهد و مسئول است و عصمت در طرف حبل لازم نیست" [3] چرا که ائمه معصومین(ع) نیز نایبانی داشته اند که معصوم نبوده اند.
سپس ادله و شواهدی درباره تطبیق حبل الله بر فقیه ذکرمی شود از جمله این که: در کلمات ائمه طاهرین(ع) بر فقیه، تطبیق "خلیفه رسول الله(ص)" و "حجتی" و "امین الله" و "قری ظاهره" و "محی الدین" و "داعی الی الله"و "حفاظ الدین" شده و این از باب دلالت التزامی ملازم با حبل الله بودن ایشان است [4] و اما دلالت آیه بر "اطلاق ولایت فقیه" را مستند به اطلاق هیئت "اعتصموا"و "لاتفرقوا" نموده اند.
2- آیه اطاعت اولوالامر: "اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم."
[5]
در شرح و تفسیر این آیه به نکته ای مهم درباب مناصب رسول الله(ص) و ائمه(ع) اشاره نموده اند که می توان سخنان ایشان را بدین سان جمع بندی نمود: در نبی اکرم و ائمه(ع) دو جهت ولایت موجود است که موجب اطاعت ایشان می گردد:[6]
1- ولایت تکوینی که ناشی از جهت وحی و الهام و علم حضرات به افعال و اسما و اوصاف ربوبی و نیز احاطه و تصرف تکوینی ایشان بر عالم به اذن الهی است؛ 2- ولایت تشریعی که از طریق نصب از جانب خداوند به ایشان واگذار شده است[7].
حال این ولایت تشریعی، خود دو جنبه دارد: 1- حکومت وحیانی (مبتنی بر وحی) و تبلیغ احکام و امر و نهی و در مواردی قضاوت به امر خداوند و مستند به وحی الهی؛ 2- حکومت عرفی که لازمه اجرای احکام و فصل خصومات است.
[8]
اطلاق آیه مورد بحث، هر دو جنبه حکومت وحیانی و حکومت ظاهری عرفی را در برمی گیرد و تکرار "اطیعوا"نشان امری غیر از شان تبلیغی و وحیانی و غیر از حکومت وحیانی پیامبر اکرم(ص) است و عدم تکرار آن برای سومین بار برای اولوالامر نشان آن است که غیر از طریق وحی، حکومتی تشریعی و ظاهری و عرفی نیز برای نبی اکرم و ائمه اطهار (مبتنی بر سنت نبوی) و برای نایبان خاص یا عام ایشان(اولوالامر) برقرار شده است.
[9]
ولایت تکوینی، با تهذیب و علم و عمل و طی طریق و سلوک راه الهی قابل تحصیل است و جعلی و قراردادی نیست اما این حکومت عرفی با جعلی مستقل(سوای اصطفا و برگزیدن به نبوت یا امامت) توام است و شاهد این مطلب نیز حدیث غدیر است. توضیح آن که: ولایت تکوینی در آن زمان حتی توسط بسیاری صحابه - تا چه رسد به عوام مردم - تعقل نمی شد و ظهور فرمایش پیامبر(ص) در غدیر نیز اعطای حکومت تشریعی و بیان اولویت امیرمؤمنان نسبت به امور مردم از خود ایشان - به سان نبی اکرم(ص) - می باشد و اعطای این حکومت عرفی و تشریعی به معصوم نیز به جهت افضلیت معصوم از دیگران بوده [10] نه به جهت عصمت ایشان وگرنه(اگر ملاک حکومت، عصمت می بود) ائمه خود، امور را به نایبان خاص یا عام تفویض نمی فرمودند؛چنان که مؤید این معنا، نصب بسیاری افراد برای امارت یا قضاوت و... توسط نبی اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) است.
[11]
3- مقبوله عمر بن حنظله: در این مقبوله، راوی احادیث اهل بیت(ع) و صاحب نظر در احکام حلال وحرام به عنوان حاکم بر مردم نصب شده است و اطلاق ولایت فقیه نیز در این حدیث از عبارت "لم یقبل" منه استفاده می شود. [12]
ایشان احتمال اختصاص مفاد مقبوله به قضاوت و حکم بین متنازعین را در غایت ضعف تلقی نموده و مورد بحث را مخصص ندانسته اند [13] (مورد، مخصص واقع نمی شود). مدرک دیگر، اطلاق کلمه خلفایی بر راویان حدیث و علما است، چرا که "منصب خلیفه همان حکومت ظاهری بین مردم است، زیرا خلافت در آن عصر، ظاهر در حکومت بین مردم بود و بزرگ تری در خلق." [14]
4- توقیع درباره ی حوادث واقعه: توقیع شریف بقیه الله الاعظم(عج) چهارمین مستند ولایت مطلقه فقیه است:
"واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم."بدین بیان که حوادث واقعه و مسائل مستحدثه بیش تر مربوط به امور نوظهور در عرصه سیاست و اقتصاد و مسائل اجتماعی و جاری مسلمانان است نه احکام عادی و عبادی؛ به عبارت دیگر حادثه حتماً راجع به موضوعات است، زیرا احکام حادث نیست بلکه احکام را خاتم انبیا(ص) بیان فرموده اند، غایه الامر در موضوعات جدید تطبیق حکمش به عهده فقیه جامع الشرایط است." [15]
5- حدیث امام باقر(ع) در تبیین مراد از اولوالامر و تفسیر آن به صاحبان عقل و علم به مدد حدیث العلماء ورثه الانبیاء.
[16]
6- مفاد نامه امیرالمؤمنین(ع) در لزوم توانایی استنباط اولوالامر در موارد اختلاف بین امت با استناد به آیه شریفه 183 سوره نساء "ولو ردوه الی الرسول والی اولوالامر منهم لعلمه الذین یستنبطونهمنهم." از این استدلال واضح می شود که علم در اولوالامر شرط است نه عصمت.
[17]
7- آیه ی معیت با صادقان: "یاایها الذین آمنوا اتقواالله وکونوا مع الصادقین."
[18] بدین تقریر که فقیه متعهد از جمله صادقان است و معیت با وی ملازم با تبعیت از او در امور شرعی و عرفی است(چرا که شأن او صدور فتوا و انشای حکم است) و اطلاق معیت نیز دال بر اطلاق ولایت است [19] و روایاتی که در آن ها صادقین بر معصومین(ع) تطبیق شده، مصادیق کامل و اولی و احق را بیان می کنند و مفید حصر نیستند.
[20]
امر مذکور به موافقت با فقیه امر ارشادی است و حکم اصلی در این باب به عهده عقل است و مخالفت حکم مزبور مستلزم ضرر و محروم شدن متخلف است. [21]
8- آیه ی هدایت به حق: "... افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون.[22]"
بنابراین برای مطاع بودن فرد، آگاهی به حق و حقوق فرد و جامعه و راه نمایی بدان ضروری است که این وصف فقیه است.
[23]
9- آیه دخول در اسلام: "یا ایهاالذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه ولاتتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین" به مدد روایات وارده در ذیل آیه.[24]
10- آیه امر به معروف و نهی از منکر: " و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون." بدین تقریر که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر بر همگان به نحو وجوب کفایی، واجب است و تشکیل حکومت مقدمه این واجب و لازمه عقلایی آن است: "اگر قیام و دعوت، مستلزم تشکیل حکومت و وزرا شد تمام وضع تشکیل حکومت اسلامی من باب مقدمه واجب، واجب است." [25] در زمینه ی دعوت به خیرات نیز باید مراتب چهارگانه دعوت به توحید را مدنظر داشت، بدین ترتیب :
[26]
1- دعوت به توحید در مرتبه اولی فعل خداوند عالم است: "والله یدعوا الی دارالسلام."
[27]
2- در مرتبه ی ثانیه فعل و وظیفه خاتم انبیاء(ص) است: "ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه."
[28]
3- در مرتبه ثالثه وظیفه معصومین است: "قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا ومن اتبعنی.[29]"
4- در مرتبه چهارم مؤمنین، داعی الی الله می باشند: بر حسب آیه شریفه محل بحث.
حال سخن در این است که دعوت الی الله و امر به معروف کار هر مؤمنی نیست و از هر فردی ساخته نیست بلکه انجام موفقیت‌آمیز و کامل آن شرایطی دارد از جمله: 1- علم یقینی به قرآن و اطلاع تفصیلی به احکام آن (که اکمل انحای آن اجتهاد است) 2- قدرت و تشکیلات و نیروی اعمال امر به معروف و دعوت الی الخیرات.
[30]

چند نکته

الف - مقصود از اطلاق ولایت:
همان طور که "اطلاق" در مباحث حکمت، از حیث سعه و ضیق مراتبی دارد همانند اطلاق لابشرط قسمی و مقسمی، اطلاق در مبحث ولایت مطلقه فقیه نیز برحسب اقوال مختلف سعه وضیق پیدامی کند: گاه اطلاق ولایت در برابر تقیید آن به امور حسبیه و برخی واجبات کفایی امت مطرح می شود(بدون لحاظ سعه و ضیق آن نسبت به سایر ابعاد) و گاه اطلاق ولایت در برابر تقیید آن به احکام اولیه شرع و گاه در برابر تقیید آن به احکام شرع اعم از اولیه و ثانویه و گاه در برابر تقید به هرگونه قانون و مرزی(چنان که حکومت مطلقه استبدادی برای پادشاهان در صدر مشروطه و در برابر مشروطیت بدین معنای اخیر لحاظ می شد.)
مرحوم آیه الله نجابت در ناحیه ی حکومت عرفی و بشری، هیچ حقی را معادل و معارض با ولایت فقیه نمی دانند، چرا که حق حاکمیت ولی فقیه به اذن خداوند توسط ائمه(ع) تفویض شده است اما حقوق دیگر از جمله حق حاکمیت ملت از جمله حقوق موضوعه بشر است به هر حال اولی در صورت فرض تعارض بر دومی مقدم و وارد و حاکم است. سخن ایشان چنین است: [31]"هیچ حقی از حقوق بشر قدرت معارضه با ولایت فقیه را ندارد حتی حق حاکمیت ملت، عندالمزاحمه بر تقدیر صحت مدرک حق حاکمیت ملت، جای معارضه نیست و منحصراً مورد ورود و حکومت و نظر است نه معارضه".
اما برای درک مقصود ایشان از ولایت مطلقه فقیه باید به نکته ای توجه نمود، چرا که ایشان حد و مرز ولایت فقیه را احکام قرآن و سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع) می دانند و بسط ید او را در تمام شئون کشور در حیطه حکومت عرفی و رتق وفتق آن دانسته اند، نه احوال شخصی مردم به نحوی که مزاحم "حقوق مشروع ملت" باشد و نه در زمینه بیت المال به نحوی که دارای امتیازی ویژه از این لحاظ باشد(چنان که هر دو مورد در قانون اساسی نیز منعکس شده است). عبارت ایشان چنین است: "فقیه هیچ کاری با بیت المال ندارد الا به مقدار یک مسلمان فقیر؛ تمام هَمّ فقیه قطع ید طاغوت صفتان می باشد، به هیچ نحو مزاحم ملت نیست، البته مزاحم دزدی، سلطه جویی و مطلق فواحش می باشد چون این ها از اوصاف طاغوت است و به هر حال هرگاه خلاف قرآن و خلاف سنت قطعیه پیغمبر(ص) عمل نمود، اولاً: ساقط است ثبوتاً؛ ثانیاً: نزد مردم ساقط می شود اثباتاً؛ ثالثاً: بر همه مردم لازم است که تنها فقیه را اطاعت نمایند در آن چه راجع به قرآن و سنت قطعیه است و در غیر این اصلاً حقی بر گردن مردم از طرف خداوند ندارد.[32]"
و از همین جا تفاوت اطلاق ولایت فقیه با اطلاق ولایت معصوم(ع) و نیز سرّ اشتراط عصمت در ولایت معصومین و عدم اشتراط آن در فقیه واضح می شود، چرا که در جانب حکومت عرفی و تشریعی که حیطه آن نه جعل حکم بلکه انطباق حکم بر موضوع است، عصمت شرط نیست.
ب - حیطه ی اطاعت از ولی فقیه: از نظر آیه الله نجابت همان طور که ولایت فقیه از جانب او مطلق است تبعیت از ولایت او از جانب مکلفان نیز مطلق است [33] چنان که در توقیع شریف نیز آمده: "الراد علیهم کالراد علینا". تنها موردی که به لحاظ ثبوت و به تبع معنایی که از اطلاق به عنوان استثنا مطرح نموده اند، مسئله علم قطعی به خطای ولی فقیه است که آن هم جنبه ثبوتی(فرضی) دارد نه اثباتی، چرا که خود، استبعاد می نمایند که در امور مهمه از ولی فقیه مسئول و متعهد که واجد کمال هوشیاری و عقل ممتاز و عمل صحیح و هوا و هوس مغلوب است خطا دیده شود. [34] مضافاً این که در این مقام به برهان لطف نیز تمسک نموده، چنین آورده اند:
ثانیاً: از لطف حضرت احدیت بعید فی غایه البعد است کسی که ملجأ مسلمین گشته و صدق نیت داشته، خداوند بگذارد در این موقع حساس اشتباه نماید و اگر اشتباه نمود حفظش ننماید: و کان حقاً علینا نصر المؤمنین."
[35]
شاید بتوان این معنا را بدین صورت تفسیر نمود که: با دقت در شأن ولی فقیه و تفاوت بین ولی فقیه با مرجع تقلید واضح می شود که شأن ولی فقیه "حکم نمودن" درباره مسائل کشوری، سیاست و مصالح مسلمین است و شأن مرجع تقلید "فتوا دادن" در عبادات و معاملات. و همان طور که می دانیم، فتوا از سنخ اخبار (از حکم شارع و لوح محفوظ) است و لهذا قابل صدق و کذب و تصدیق یا تکذیب، اما حکم از سنخ انشا(جعل) که البته این انشا مبتنی بر رعایت مصالح امت است. لهذا در حکم، از آن حیث که حکم است، تصدیق و تکذیب راه ندارد اما به لحاظ مبنای آن، که مصلحت سنجی برای امت است، حکم، یا مفید و یا بلافایده تشخیص داده می شود و تشخیص مصلحت نیز از آن جا که امری است ظریف و در مواردی پیچیده و مربوط به موضوع شناسی که خود نیازمند مشورت با کارشناسان و افراد خبره که همگی مددکار ولی فقیه نیز هستند. بنابراین به ندرت و کم اتفاق می افتد که شخصی یقین کند در این مورد خاص، موضوع را بهتر از کلیت نظام و دستگاه های اداری آن تنقیح و تجزیه و تحلیل نموده است. و برفرض حصول چنین یقینی در ناحیه نظری ملزم به تغییر رأی خود نیست و در ناحیه عملی نیز از باب "النصیحه لائمه المسلمین" و نقد و انتقاد سازنده، می تواند نظر و راه حل های خود را ارائه دهد اما در نهایت نباید وفاق امت و تبعیت عمومی را عملاً خدشه دار کند.
ج - تفکیک ولایت تکوینی از ولایت تشریعی در ولایت فقیه: وجه دیگر تفاوت بین ولایت فقیه با ولایت معصوم آن است که ولایت و اولویت معصوم، ریشه در ولایت تکوینی و علم او به اسما و اوصاف و افعال الهی و قدرت او بر جهان هستی و بالاخره عصمت او دارد. اما منشأ ولایت فقیه ملکه استنباط و عدالت و مدیریت وی است، هرچند حصول ولایت فقیه برای یکی از اولیاءالله هیچ بعدی ندارد و چنان که به صریح سخنان ایشان، در حضرت امام خمینی - قدس سره - این دو بعد در حد اعلا جمع شده بود، اما لزوماً چنین نیست که در هر زمان مقرب ترین ولی خدا، بهترین مدیر جامعه نیز باشد(سخن در غیرمعصوم است) یا در طی قرون هرکس به عنوان ریاست عامه مسلمین یا ولی فقیه برگزیده شد، لاجرم مقرب ترین فرد به حق متعال باشد.[36] اما در هر حال حکم ولی فقیه بر همگان حتی بر اخص اولیای الهی جاری و لازم الاتباع است.
نکته ی دیگر این که به عقیده ی ایشان هرچه حیطه ی وجودی ولایت فقیه وسیع تر باشد، اختیارات و احاطه او نیز گسترده تر می شود (هرچند به کیفیت و نحوه ارتباط این دو جنبه و طرح مدون آن اشاره ای ننموده اند).
جای جای این اثر ارزنده حاوی نکات مهمی است که در این معرفی مختصر نمی گنجد و مطالعه ی آن به محققان و دانش پژوهان توصیه می شود.

پی‌نوشت‌ها:

[1] . مرحوم آیه الله نجابت از مروجان ولایت و مرجعیت حضرت امام - قدس سره - بود. وی رفیق و همرزم شهید آیه الله دستغیب و از خط دهندگان اصلی مبارزه در شیراز محسوب می گردیدند. ایشان از زمره شاگردان برجسته مرحوم سیدعبدالهادی شیرازی و مرحوم آیه الله خوئی بودند که از سال 1342 همگان را به تقلید امام فرا خواندند. وی در بعد عرفانی از شاگردان محضر عرفانی آیه الله قاضی طباطبائی و آیه الله جواد انصاری بودند. ابعاد مختلف حیات علمی، عرفانی و سیاسی ایشان، در خور مقاله یا رساله جداگانه ای است که در این زمینه به منابع ذیل ارجاع داده می شود:
- کتاب دعا و توسل از آیه الله سیدعلی محمد دستغیب، شیرازی،(انتشارات فلاح 1374).
- جزوه سخنرانی و مصاحبه حجه الاسلام والمسلمین سیدعلی اصغر دستغیب (انتشارات حوزه علمیه شهید نجابت، 1372).
- کلمه حق: متن سخنرانی حجه الاسلام کاکایی(همان انتشارات،1375).
[2] . ولایت مطلقه فقیه(چاپ دوم، 1371) ص2و3.
[3] . همان، ص4.
[4] . همان، ص6.
[5] . نساء(4) آیه 59.
[6] . این مطلب خود ناشی از وجود دو جنبه ی مهم و دو دستگاه خداوندی در موجودات و بالاخص در انسان است: 1- دستگاه خلق که علی رغم دقت و استحکام، فانی و زایل است؛ 2- دستگاه امر، که مؤثر حقیقی و منبع هر علم و قدرت و کمال در موجودات است. این عالم، مقوم عالم خلق است و سلطنت خداوند عالم اولاً و بالذات در این عالم است و دائماً در تمام موجودات نازل و موجب حیات جدید و کمال می باشد(ولایت مطلقه فقیه ص32و33). چنان که در آیه 112 از سوره طلاق می خوانیم:"ان الله الذی خلق سبع سموات ومن الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیء قدیر وان الله قداحاط بکل شیء علیم." نیز ر.ک: شرح دعای رجبیه از آیه الله نجابت ص5-15.
[7] . همان، ص13.
[8] . همان، ص12.
[9] . همان، ص12و13.
[10] . همان، ص14-16.
[11] . همان، ص17.
[12] . همان، ص18.
[13] . همان، ص20.
[14] . همان، ص20.
[15] . همان، ص21.
[16] . همان، ص22.
[17] . همان، ص22و23.
[18] . توبه(9) آیه 119.
[19] . همان، ص25.
[20] . همان، ص26.
[21] . همان، ص27.
[22] . یونس(10) آیه 35.
[23] . ولایت مطلقه فقیه، ص27.
[24] . همان، ص30.
[25] . همان، ص37.
[26] . همان، ص37و38.
[27] . یونس(10) آیه 25.
[28] . نحل(16) آیه 125.
[29] . یوسف(12) آیه 108.
[30] . ولایت مطلقه فقیه ، ص37.
[31] . همان، ص8.
[32] . همان، ص 8 و 9. در جای دیگر فرموده اند: ملت در مقابل حکومت مطلقه فقیه حق قیام یا معارضه را ندارند مگر آن که از فقیه متعهد و مسئول خلاف قرآن یا سنت اتفاقی(قطعی) پیدا شود همه در هر لباس باید اطاعت وی را قبول ننمایند. (همان، ص40)
[33] . ولایت مطلقه فقیه، ص12و18.
[34] . همان، ص18و19.
[35] . همان، ص19.
[36] . چنان که در زمان شیخ اعظم انصاری(ره) که ریاست عامه ی مسلمین بدو رسیده بود، افرادی از اولیای خداوند از جمله سیدعلی شوشتری و ملاحسینقلی همدانی می زیستند که مرحوم شیخ به شاگردی ایشان افتخار می نمود.

منبع:فصلنامه حکومت اسلامی شماره 4