منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
سیره عملی پیامبر اعظم (ص) در اداره بیت المال
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ : توسط : سمیه مهتدی

سیره عملی پیامبر اعظم (ص) در اداره بیت المال

مولف/مترجم: روح الله تولایی


چکیده:
پیامبر اعظم (ص) علاوه بر ماموریت هدایت انسانها، رسالت هدایت و ساختن جامعه را نیز برعهده داشتند و زمانیکه موقعیت و امکانات به حضرت اجازه داد به تشکیل حکومت و اداره جامعه نیز پرداختند. ایشان در این امر اهتمام ویژه ای داشتند و پس از ورود به مدینه اقدام به تشکیل حکومت اسلامی کردند.تلاش های پیامبر(ص) و اصحابشان سبب شد تا جامعه اسلامی بنا نهاده شود و مسلمانان در راه تداوم آن حکومت زحمات فراوانی را متحمل شدند و در نتیجه جامعه اسلامی، به تمدنی بزرگ مبدل شد. یکی از ویژگی های مهم آن جامعه اسلامی شیوه مدیریت بیت المال مسلمین توسط پیامبر(ص) بود. گرچه دوران حکومت پیامبر(ص) و به تبع آن، اداره امور بیت المال از ناحیه آن حضرت محدود به ۱۰سال بود و از طرفی منابع تامین کننده بیت المال و مصارف آن محدود به مدینه و اطراف آن بوده است، ولی با این وجود شیوه آن حضرت در گردآوری، حفظ و نگهداری، تقسیم و مصرف بیت المال در موارد خاص خود دارای جایگاه خاصی است. همچنین اینکه سیره عملی و علمی آن حضرت نشان از حضور قطعی قدرت سیاسی و مدیریتی ایشان در اداره امور مالی مسلمانان می باشد. در نهایت این سیره عملی پیامبر(ص) می تواند سرمشق مناسبی برای تمام مدیران بیت المال جامعه اسلامی کنونی ما باشد...


۱- مقدمه:
پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص) که نبوت به او پایان یافت، در سال ۵۷۰ بعد از میلاد متولد شد، در چهل سالگی به نبوت مبعوث گشت، سیزده سال در مکه مردم را به اسلام دعوت کرد و سختی ها و مشکلات فراوان متحمل شد، و در این مدت گروهی زبده تربیت کرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آن جا را مرکز قرار داد. در این زمان بود که دولت و حکومت اسلامی به دست پیامبر اعظم(ص) تأسیس گردید و آن حضرت علاوه بر آموزش و تربیت و تزکیه نفوس، شخصاً عهده دار سرپرستی و رهبری جامعه اسلامی گشت و به اداره نظام اجتماعی و حکومتی مسلمانان در ابعاد مختلف قضایی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی پرداخت. پس از ده سال همه جزیره العرب مسلمان شدند. آیات کریمه قرآن تدریجا در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد، مسلمین شیفتگی عجیبی نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصیت رسول اعظم نشان می دادند. رسول اعظم در سال یازدهم هجری یعنی، یازدهمین سال هجرت از مکه به مدینه، که بیست و سومین سال پیامبری او و شصت و سومین سال از عمرش بود، در گذشت؛ در حالی که جامعه ای نوبنیاد و مملو از نشاط روحی و مومن به یک ایدئولوژی سازنده که احساس مسئولیت جهانی می کرد، تاسیس کرده و باقی گذاشته بود. آنچه به این جامعه ی نو بنیاد روح، وحدت و نشاط داده بود دو چیز بود: قرآن کریم که همواره تلاوت می شد و الهام می بخشید و دیگر شخصیت عظیم و نافذ رسول اعظم که خاطرها را به خود مشغول و شیفته نگه می داشت.

در آیه «انا ارسناک شاهدا ومبشرا ونذیرا وداعیا الی الله وسراجا منیرا» سخن از مبشر ومنذر عالم، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) از زبان الکن واماندگان و حیرت‌زده‌‌گان در مقام و شان رفیع آن وجود نورانی، سخنی بس ثقیل است. همو که واصفان در وصفش ، عارفان در معرفتش، سالکان در طریق سلوکش و عالمان در حقیقت علمش، واماندگانند، تنها خدای محمد است که عارف به حقیقت مقدس و نورانی احمدیه اوست. وجود چنین رحمتی برای امت اسلامی تکلیفی بس سنگین را بر دوش جامعه مسلمین می‌گذارد تا با تاسی به آن اسوه‌ی حسنه به سوی حیات طیبه ره‌سپارد.

در زمانی که معاندان در تلاش‌اند به زعم خود از درخشش آن خورشید عالم‌تاب بکاهند و یا دل‌های جهانیان را از او منصرف کنند، با نام‌گذاری سال ۱۳۸۵ به‌نام پیامبر اعظم (ص) توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای، عطر یاد و نام پیامبر گرامی اسلام بیش از پیش جهان اسلام را فراگرفته و رجوع به سیره آن بزرگوار، محور مطالعات و گفت‌گو‌های محافل علمی جهان گردیده است.

۲- ادبیات نظری تحقیق
کلمه بیت المال مرکب از دو واژه ((بیت)) و ((مال)), به معنای خانه دارایی و خزینه مال است. و در اصطلاح به دو معنا میآید: گاهی به معنای اموال عمومی و حکومتی و هر آنچه که مردم به نحوی در آن حق دارند, استعمال می شود و گاهی به معنای مکانی که اموال عمومی در آن نگهداری می شود. معنای اول قائم به اموال است و معنای دوم قائم به مکان است. با نگاهی در منابع روایی و تاریخی به دست میآید که لفظ بیت المال و استعمال آن در زمان پیامبر اعظم(ص) وجود نداشته است. بلکه این اصطلاح در چند دهه بعد از وفات آن حضرت, خصوصا در زمان حکومت علی(ع) رواج یافته است. بنابراین اگر این اصطلاح در زمان حاضر در مورد اموال عمومی در زمان پیامبر اعظم(ص) به کار برده می شود, از باب حکایت از معنای آن خصوصا معنای اول آن است, نه این که این لفظ در گفتار پیامبر(ص) و صحابه در زمان حکومت آن حضرت استعمال شده باشد(۱)  

۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
گرچه دوران حکومت پیامبر(ص) و به تبع آن, اداره امور بیت المال از ناحیه آن حضرت، محدود به ده سال بود و از طرفی منابع تإمین کننده بیت المال و مصارف آن محدود به مدینه و اطراف آن بوده است، ولی با این حال شیوه آن حضرت در گردآوری، حفظ و نگهداری، تقسیم و مصرف آن در موارد خاص خود دارای جایگاه خاصی است. چه این که سیره علمی و عملی آن حضرت نشان از حضور قطعی قدرت سیاسی و مدیریتی وی در اداره امور مالی مسلمانان می باشد. همان طور که حضرت علی(ع) خود را ملزم به تبعیت از آن حضرت در مدیریت بیت المال می داند و سیره آن حضرت را سرمشق رفتارهای خود قرار می دهد، این سیره عملی پیامبر(ص) می تواند سرمشق مناسبی برای تمام مدیران بیت المال باشد. چنانچه امیرالمومنین(ع) می فرماید: (( و انی حاملکم علی منهج نبیکم(ص) و منفذ فیکم ما امرت به ان استقمتم لی و بالله المستعان الا ان موضعی من رسول الله(ص) بعد وفاته کموضعی منه ایام حیاته فامضوا لما تومرون و قفوا عند ما تنهون عنه(۲)-من شما را به راه و روش پیامبر (ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شده ام درباره ی شما عمل خواهم کرد. اگر به آنچه می خواهم[ تن سپردید و] مستقیم شدید و[ البته] از خدا باید یاری جست. بدانید که موضع من نسبت به رسول الله(ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگی اوست. پس نسبت به آنچه امر می شوید، ملتزم و نسبت به آنچه نهی می شوید متوقف شوید.)) و نیز می فرماید: ((محوت دواوین العطایا و اعطیت کما کان رسول الله(ص) یعطی بالسویه و لم إجعلها دوله بین الاغنیاء؛ (۳) -دفاتر حقوق و عطایا را[که به دستور عمر طبق ملاک های طبقاتی تعیین شده بود] از بین بردم، و مانند رسول خدا(ص) که به طور مساوی تقسیم می کرد، آن را به مساوات تقسیم کردم و آن را در دست توانگران قرار ندادم.))

امام صادق(ع) نیز بر تاسی از سیره پیامبر(ص) بسیار تاکید کرده اند و شیوه آن حضرت را به عنوان حکم خداوند مطرح می کند. نمونه اش جواب به سوالی درباره نحوه تقسیم بیت المال است که می فرماید: ((هذا هو فعل رسول الله(ص) فی بدو امره(۴); این[ تساوی در حقوق] همان شیوه رسول خدا(ص) در[ همان] ابتدای حکومتش است)).

از جمله اوصاف مهدی موعود(عج) نیز اداره امور بیت المال به شیوه پیامبر(ص) ذکر شده است. عبدالله بن مسعود از پیامبر(ص) در مورد اوصاف منجی عالم بشریت(عج) نقل می کند که: ((یقسم المال بالسویه و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه؛ (۵) -[مهدی (عج)] مال را طبق مساوات تقسیم می کند و خداوند قلب های این امت را لبریز از بی نیازی خواهد کرد.))

لذا ضروری به نظر می رسد که مدیران بیت المال در حکومت اسلامی باید به طور کامل با سیره عملی پیامبر اعظم(ص) در اداره تمام امور مربوط به بیت المال آشنایی داشته باشند تا بتوانند با الگوگیری مناسب در انجام مسئولیت خود توفیق داشته باشند. 

۴-  منابع مالی بیت المال در حکومت پیامبر اعظم(ص)

۴-۱- انفال
انفال عبارت است از هر مالی که اختصاص به مقام نبوت و ولایت امر دارد.(۶) خداوند در آیه اول سوره انفال می فرماید: ((یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله وللرسول; -[ای پیامبر] از تو در مورد انفال سوال می کنند، بگو: انفال مال خدا و رسول اوست)). زمین های بایر، سواحل دریاها، جنگل ها، کوه ها، اموال پادشاهان، غنائم برجسته و مال بی وارث از مصادیق انفال هستند که پیامبر اعظم(ص) طبق مصلحت اسلام و مسلمین، از آن ها بهره برداری می کردند و به مصرف می رساند.(۷)

۴-۲- خمس
نخستین درآمد مالی که به امر خداوند عمل گردید، خمس غنایم بود؛ سپس جزیه و خراج و آخرین آن زکات بود که از منابع دیگر ثبات بیشتری داشت. پیامبر اعظم (ص) برای اداره درآمدها، اداره مالی را برای حکومت اسلامی تاسیس کرد. اعضای این اداره را کارگزاران مالی، نگهبانان، کتاب (حسابداران) و همه کسانی که وجود آنها برای اداره امور مالی لازم بود تشکیل می‏داد. اداره اموال حکومت اسلامی گام به گام بر حسب رشد و تنوع درآمدهای حکومت اسلامی و مصارف آن، گسترش یافت.

خمس عبارت است از یک پنجم درآمد سالانه و بعضی اموال دیگر که به حاکم اسلامی تحویل داده می شود. خداوند در آیه ۴۱ سوره انفال می فرماید: ((واعلموا إنما غنمتم من شییء فإن لله خمسه و للرسول؛ -ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت رسد خمس آن، مال خدا و رسول اوست)). منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، غواصی و غنیمت جنگی از مواردی است که خمس به آن تعلق می گیرد.(۸) البته در زمان پیامبر اعظم(ص) طبق تصریح مورخان و مفسران و فقهاء، خمس اختصاص به غنیمت های جنگی داشته است و در غیر آن، پیامبر(ص) از مردم خمس نگرفته است. گرچه بعضی از عالمان گفته اند که خمس در زمان پیامبر اعظم(ص) اختصاصی به غنایم جنگی نداشته بلکه از مطلق درآمد بوده است، و مستند خود را نامه های آن حضرت به قبایل و عاملان خود در نقاط مختلف محدوده حکومت اسلام قرار داده اند و گفته اند بدون آن که جنگی میان پیامبر اعظم(ص) و قبیله ای باشد و یا قبیله ای به اذن آن حضرت جهادی کرده باشد، پیامبر اعظم(ص) از آن ها مطالبه خمس کرده است. برای مثال نمایندگان اعزامی قبیله عبد قیس به پیامبر(ص) عرض کرند: میان ما و شما، مشرکان قبیله مضر قرار دارند و ما جز ماه های حرام وقت دیگری نمی توانیم به خدمت تو برسیم؛ به ما دستوری بده که اگر به آن عمل کردیم، داخل بهشت شویم و دیگران را نیز به آن دعوت کنیم. پیامبر اعظم(ص) در پاسخ آن ها فرمود: شما را به چهار چیز امر و از چهار چیز نهی می کنم: شما را امر می کنم به این که به خدا ایمان بیاورید...؛ و سپس در مقام توضیح به آن ها فرمود: شهادت به وحدانیت خدا و این که محمد فرستاده اوست، اقامه نماز، دادن زکات و دیگر این که یک پنجم آنچه به دست شما می رسد بپردازید. پیامبر اعظم(ص) از فرزندان عبد قیس نمی خواست خمس غنایم جنگی را بپردازند زیرا آن ها جهاد نکرده بودند تا غنیمت های جنگی به دست آورند، حتی از ترس مشرکان قبیله مضر قادر نبودند جز در ماه های حرام از منطقه ی خود خارج شوند. بنابراین منظور از غنیمت در این گونه از روایات نبوی(ص) همان مطلق درآمد است. (۹)

در هر صورت خمس در زمان آن حضرت, چه اختصاص به غنیمت ها داشته است و یا به مطلق در آمد تعلق می گرفته, از منابع مهم مالی بیت المال محسوب می شده است. چه این که در طول ده سال حکومت آن حضرت, ده ها جنگ با مشرکان و اهل کتاب اتفاق افتاد که در بیشتر آن ها غنیمت های فراوانی به دست آمد و پیامبر اعظم(ص) خمس آن غنیمت ها را به نفع حکومت اسلامی از رزمندگان اخذ می کرد.

۴-۳- زکات
زکات نیز یکی از منابع مالی تامین بیت المال در زمان پیامبر اعظم(ص) بوده است که بر گاو، گوسفند، شتر، خرما، گندم، جو، کشمش، طلا و نقره ی سکه دار تعلق می گیرد.(۱۰) در این باره خداوند در آیه ۱۰۳ سوره توبه می فرماید: ((خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم...» ای رسول، تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا بدان صفات، نفوس آنان را (از پلیدی و حب دنیا) پاک و پاکیزه سازی و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو موجب تسلی خاطر آنان شود که خدا (به دعای مخلصان) شنوا و (به مصالح مؤمنان) داناست. ))

در حقیقت زکات مالیاتی است که فقط بر روی ثروتی که از سرمایه گذاری و رشد سرمایه حاصل شده است وضع می‏شود. بنابراین، ثروت و دارایی‏هایی که برای نیل به هدف‏های مختلف; از جمله مصارف شخصی مورد استفاده قرار می‏گیرند، مشمول پرداخت این مالیات نمی‏شوند. نکته دوم در باب زکات این‏که پیامبر نصاب زکات را با توجه به تعداد حیوانات تعیین کرد، نه بر اساس ارزش پولی آنها و وقتی به این نرخ ها بر حسب تعداد حیوانات توجه شود، ملاحظه می‏گردد که بسیار نظام گرا هستند. نکته سوم، از آنجا که زکات بر ارزش خالص افراد (ثروت خالص) در آخر سال وضع گردیده است، بنابراین این نوع مالیات از کالاهایی که در مبادلات تجاری شرکت دارند، گرفته نمی‏شود. این امر موجب می‏شود که هزینه‏های معاملاتی را کاهش و گردش ثروت را تشویق نماید.

۴-۴- جزیه
جزیه یک نوع مالیاتی است که از اهل کتاب در برابر مسئولیتی که دولت اسلامی به منظور تامین امنیت جانی، ارضی و مالی آن ها را به عهده می گیرد، دریافت می شود و طبق مصالحی که حاکم اسلامی معین می کند، مصرف می شود. در این باره خداوند در آیه ۲۹ سوره توبه می فرماید: ((قاتلوا الذین لا یومنون بالله و لا بالیوم الاخر و لا یحرمون ما حرم الله و رسوله و لا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون; ای اهل ایمان، با هر که از اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده است و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمی داند و به دین حق نمی گرود، کارزار کنید تا آن گاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند)).          

۴-۵- خراج
خراج در اصطلاح فقهی عبارت است از مال الاجاره ای که حاکم اسلامی از طریق اجاره دادن اراضی مفتوح عنوه وصول می کند. اراضی مفتوح عنوه به زمین هایی گفته می شود که مسلمانان به امر معصوم(ع) و به وسیله ی جنگ از کفار می گیرند که شامل باغ ها, تأسیسات و ساختمان های موجود در آن اراضی نیز می شود.(۱۱) سرزمین خیبر از این قبیل است که پیامبر اعظم(ص) بعد از فتح و گرفتن آن از دست یهودیان ساکن در سال هفتم هجری بنابر پیشنهاد یهودیان، آن سرزمین را در اختیار یهودیان قرار داد و در عوض، آن ها می باید نیمی از درآمد حاصل از زمین ها و باغ های آن سالانه به پیامبر(ص) بپردازند.(۱۲) عبدالله رواحه که بعدها در جنگ موته به شهادت رسید، هر سال از طرف پیامبر(ص) برای ارزیابی محصول خیبر و تنصیف آن, به آن جا سفر می کرد و او پس از تخمین محصول، سهمیه ی مسلمانان را جدا و به مدینه انتقال می داد.(۱۳) در مقابل زمین مفتوح عنوه، زمین هایی است که بدون آن که جنگی در گرفته باشد ساکنان کافر آن زمین ها، آن را رها کرده و یا به میل خود، در اختیار مسلمانان قرار داده باشند. این زمین ها جزو انفال و در اختیار امام مسلمین است.(۱۴)
زمین های قبیله ی یهودی بنی نضیر که بدون جنگ با مسلمین و از ترس آنان، به دست مسلمانان افتاد از این قبیل است که طبق آیه قرآن کریم متعلق به شخص پیامبر است و او هر گونه صلاح بداند, در مصالح اسلام صرف کند. خداوند در آیات ۶ و ۷ سوره حشر در این باره می فرماید: ((و ما افإ الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشإ و الله علی کل شیء قدیر. ما افإ الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول...؛ و آنچه را که خدا از مال آن ها (یهودیان بنی نضیر) بازگشت داد متعلق به رسول اوست که شما سپاهیان اسلام بر آن هیچ اسب و استری نتاختید و لکن خدا, رسولانش را بر هر که بخواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چیز تواناست.و آنچه خدا از اموال کافران دیار به رسول خود غنیمت داد, آن متعلق به خدا و رسول اوست...)). سرزمین فدک نیز از همین قبیل است که یوشع بن نون رئیس آن سرزمین، ملکیت آن را به عهده داشت و بدون جنگ و خون ریزی آن جا را تسلیم پیامبر(ص) نمود و طبق فرمان الهی (و آت ذالقربی حقه....)(۱۵) پیامبر(ص) آن را به حضرت فاطمه (س) واگذار نمود.(۱۶)

پیامبر صلی الله علیه و آله برای خراج که نوعی مالیات بر زمین بود، سوادبن غزیه انصاری را عامل خراج خیبر کرد. هنگام تعیین خراج، ارزیابی کننده باید عناصر زیر را در نظر می‏گرفت: کیفیت زمین، نوع محصول برداشت‏شده و نوع آبیاری. برابر نظریه ماوردی، وقتی در مورد مبلغ خراج، بر اساس عوامل فوق; یعنی سازگاری با شرایط زمین تصمیم‏گیری شد، بهترین شیوه رداخت‏خراج یکی از راه‏های زیر است: مالیات زمین، مکان کشت‏شده، تسهیم در محصول. (۱۷)

۵- گردآوری اموال بیت المال
پیامبر اعظم(ص) با تدابیر خاص و مدیریت شایسته ی خود از راه های مختلف به جمع آوری و استحصال اموال بیت المال از منابع آن اقدام می کرد که از جمله ی این راه ها تشویق مردم به رعایت حقوق بیت المال و ادای حقوق آن و نصب استانداری و مسئولان لایق و کارآمد بوده است و علاوه بر آن، عاملان فراوانی را از انصار و مهاجران برای جمع آوری زکات، خمس، خراج و جزیه ی بلاد مختلف گسیل می داشت; مثل حضرت علی(ع) که به سوی نجران، علأ بن حضرمی به بحرین، زیادبن لبید به حضرموت، ابن ابی امیه به صنعا، مالک بن نویره به بنی حنظله، بازان به یمن، عدی بن حاتم به طی و بنی اسد، خالد بن سعید به صنعا، مهاجربن امیه به کنده، ابوموسی اشعری به زبید و عدن و ساحل و.... گسیل داشت؛ که به آن ها "مستوفی" نیز می گفتند. آن حضرت علاوه بر ارسال کارگزاران برای جمع آوری اموال، مردم را نیز تشویق می کرد تا با آن ها همکاری داشته باشند و در بسیاری از موارد، خود مردم اموال را به پیامبر اعظم(ص) تحویل می دادند.(۱۸)

۶- شیوه های پیامبر(ص) در اداره بیت المال

۱- عدم ذخیره سازی
اموالی که به دست پیامبر(ص) می رسید اگر حق جنگ جویان و یا فقیران و امثال آن هابود، در اسرع وقت بین آن ها تقسیم می کرد و سعی داشت چیزی از اموال عمومی نزد آن حضرت باقی نماند. غنیمت های جنگی را در همان میدان جنگ تقسیم می کرد; در جنگ خیبر بعد از انجام جنگ، دستور داد تا غنیمت ها را در همان جا گرد آورده و تقسیم کنند. البته گاهی صلاح مسلمانان در آن بود که بعد از خروج از میدان جنگ و در محل دیگر، غنیمت ها را تقسیم کنند. نمونه اش جنگ بدر است که آن حضرت با نخستین اختلاف یاران خود در نحوه ی تقسیم غنیمت ها رو به رو گردید، چرا که هر کسی خود را سزاوارتر از دیگری می دانست؛ کسانی که از جان پیامبر(ص) حفاظت کرده بودند عمل خود را مهم تر از عمل دیگری می دانستند و کسانی که در میدان جنگ بودند خود را بر دیگران در استحقاق غنیمت ها مقدم می پنداشتند. در این وقت پیامبر اعظم(ص) برای رفع اختلاف و عدم دو دستگی، تمام غنیمت ها را به عبدالله بن کعب سپرد و عده ای را مإمور نگهداری و حمل و نقل آن اموال نمود تا این که در نزدیکی مدینه آن ها را به طور مساوی بین رزمندگان تقسیم کرد.

۲-  مساوات در تقسیم
آن حضرت در تقسیم غنیمت ها و سایر اموال بیت المال، قانون عدل و انصاف را رعایت می کرد و به همه مردم به طور یکسان سهم می داد؛ امتیازات شخصی، قومیتی، سنی، سبقت در قبول اسلام، شرکت در جنگ بدر، سفید و سیاه، آزاد و برده و امثال آن ها را در کسب سهم از اموال بیت المال، دخالت نمی داد.(۱۹) بدین وسیله، دیدگاه طبقاتی و مناسبات ستمگرانه ی برخاسته از آن را، باطل اعلام کرد و انسان ها را کنار هم و در یک صف متحد قرار داد. سعد بن ابی وقاص در تقسیم غنائم بدر به پیامبر(ص) اعتراض کرد و گفت: آیا مرا که از اشراف بنی زهره ام، با این آبکش ها و باغبان های یثرب، یکسان می بینی؟ آن حضرت از شنیدن این سخن، سخت آزرده گردید و فرمود: هدف من از این جنگ، حمایت از بیچارگان در برابر زورمندان است. من برای این برانگیخته شدم که تمام تبعیضات و امتیازات موهوم را ریشه کن سازم و تساوی در برابر حقوق را، در میان مردم جایگزین آن نمایم. (۲۰)

۳-  محافظت از بیت المال
پیامبر اعظم(ص) برای حفاظت از بیت المال خصوصا در جنبه ی احقاق حقوق و رعایت حریم آن توسط مردم، شیوه های تبلیغاتی و عملی مختلفی به کار می برد. این شیوه های صیانت از بیت المال توسط آن حضرت را می توان به صورت زیر بیان کرد:   

الف. ابلاغ
آن حضرت برای آن که مردم حقوق بیت المال را رعایت کنند، آنان را با وظایف خود در خصوص بیت المال آشنا می کرد. گاه اصل حکم شرعی را ابلاغ می کرد و گاه تفصیل و جزئیات حکم شرعی را بیان می کرد؛ و در بعضی اوقات با نامه نگاری به تعلیم احکام و وظائف مردم نسبت به بیت المال می پرداخت. مثل ارسال نامه به سوی سعد هذیم ـ والی جذام ـ که در آن احکام زکات تشریح شده و به مردم دستور داده شده است که زکات و خمس را به فرستاده آن حضرت تحویل دهند.(۲۱)               

ب. تبشیر و انذار
یکی دیگر از شیوه های آن حضرت در حفاظت از حریم بیت المال و احقاق حقوق آن، بشارت به ثواب و ذکر آثار خوب ادای حقوق بیت المال مثل خمس، زکات و امثال آن است و گاه انذار مسلمانان از تمرد و سرپیچی از انجام وظائف خود نسبت به حقوق بیت المال و ذکر آثار سوء عدم ادای حقوق آن است. پیامبر بعد از فتح خیبر و بعد از جمع آوری غنیمت ها در نقطه ی خاصی, به یکی از رزمندگان دستور داد که بگو: بر هر مسلمانی که غنیمت به دست آورده و اگر چه نخ و سوزنی باشد باید آن را تحویل دهد زیرا خیانت، مایه ننگ در دنیاست و در روز قیامت آتش بر جانش می شود. (۲۲) پیامبر(ص) در روایات متعددی بر این نکته تأکید کرده اند که از جمله آن می توان به دو روایت زیر استناد کرد: ((لا تزال امتی بخیر مالم یتخاونوا و ادوا الامانه و اتوا الزکاه و اذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین;(۲۳) امت من هیچ وقت از خیر و برکت جدا نمی شوند مادامی که به یکدیگر خیانت نکنند و امانت را ادا کنند و زکات [ اموالشان را] ادا نمایند و اگر چنین نکردند به قحطی و خشکسالی مبتلا خواهند شد)). و همچنین روایتی که می فرماید: ((خمسه لعنتهم ـ و کل نبی مجاب ـ الزائد فی کتاب الله و التارک لسنتی و المکذب بقدر الله و المستحل من عترتی ما حرم الله والمستإثر بالفیء المستحل له(۲۴);پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه ای آن ها را لعنت کرده ایم، آن کس که در کتاب خدا آیه ای را زیاد گرداند؛ کسی که سنت و روش مرا رها کند؛ کسی که قضا و قدر خدا را تکذیب کند؛ کسی که حرمت اهل بیت ما را نگه ندارد و کسی که اموال عمومی را به خود منحصر سازد و [ تصرف] در آن را به نفع خود حلال شمارد)). 

ج. توبیخ و مجازات
آن حضرت متجاوزان به بیت المال را به صورت های مختلف لفظی و عملی توبیخ و مجازات می کرد. پیامبراعظم(ص) مردی از قبیله ازد را ـ که او را ابن لیثیه نیز می گفتند ـ برای گرفتن زکات طایفه ای از مسلمانان مأمور کرد، او مأموریت را انجام داده و اموال را به مدینه نزد پیامبر(ص) آورد و به دروغ عرض کرد: این زکات اموال است و این یکی هدیه ای است که به خود من داده اند. پیامبر(ص) به منبر رفت و پس از حمد خداوند، فرمود: همانا من کسی را برای کاری می فرستم و او میآید و می گوید این زکات و آن دیگر هدیه ای است که به من داده اند! پس چرا در خانه ی پدر و مادر خود نمی نشینند تا ببینند آیا هدیه ای برای او میآورند؟ به خدایی که جان من در دست قدرت اوست، کسی که چیزی از زکات را بردارد روز قیامت بر گردن او [ به صورت آتش] پیچیده می شود.(۲۵) در برخوردی دیگر آن حضرت پنج نفر را از مسجد بیرون کرد و فرمود: ((اخرجوا من مسجدنا لا تصلوا فیه و انتم لا تزکون;(۲۶) از مسجد ما خارج شوید و در آن نماز نخوانید چون شما زکات نمی دهید)).       

د. طرد افراد نالایق از مسئولیت بیت المال
یکی از یاران آن حضرت عرض کرد: آیا یکی از پست ها را به من واگذار می کنی؟ آن حضرت دست بر شانه او زد و فرمود: ((انک ضعیف و انها امانه (و الامانه ثقیله) و انها یوم القیامه خزی و ندامه الا من اخذها بحقها و إدی الذی علیه فیها(۲۷); تو ضعیفی و مسئولیت، امانت است [ و بار امانت سنگین است] و آن مسئولیت، روز قیامت بدبختی و پشیمانی است مگر آن که به حق گرفته شود و حق آن ادا شود)).               

هـ . ثبت اموال
آن حضرت برای حفاظت از حریم بیت المال، به ثبت اموال می پرداخت. زبیر و جهم بن صلت را مأمور ثبت ورود و خروج زکات کرد همان طور که معیقب بن ابی فاطمه را مأمور ثبت اموال غنیمت های جنگی نمود. (۲۸) و نیز اگر قطعه زمین یا چشمه و دیگر اموال غیر منقول را به فرد یا گروهی واگذار می کرد، علاوه بر ثبت آن ها، به آن ها سندی که مجوزی بر حق تصرف آن ها بود، نیز عطا می کرد. که این عمل نشانگر دقت و تدبیر آن حضرت در اداره امور بیت المال و نظم محوری ایشان و اهمیت به حقوق بیت المال می باشد. و گاه ثبت اموال به وسیله علامت گذاری و نشانه گذاشتن بوده است. و آن حضرت شتر و ستوران دیگر را که جزو بیت المال بودند یا خود به وسیله آهن، داغ می زدند و یا با نظارت خود دستور می داد آن ها را داغ بزنند تا از سایر حیوانات که جزو بیت المال نبودند، قابل تشخیص باشند و آن ها را در چراگاه های مخصوص نزدیک بقیع در محلی به نام حمی، نگاه می داشت تا به مصرف جنگ و یا حقوق مأموران وصول زکات و فقراء و مانند آن برساند. (۲۹)               

و. نصب مأموران حفاظتی
آن حضرت در موارد متعدد، افرادی را مأمور حفاظت از اموال بیت المال می نمود. نمونه آن، عبدالله بن کعب و همکاران او هستند که در جنگ بدر و بعد از آن، مأمور حفاظت از اموال غنیمتی و خمس بودند.(۳۰)               
ز. مبارزه با زمین خواری
پیامبر اعظم(ص) راه دیگری را نیز برای حفاظت از حریم بیت المال پیمود و آن وضع قوانین جامع و روشن در بهره برداری عموم مردم و قطع دست سودجویان فرصت طلب و زورمداران از دامن بیت المال ـ خصوصا در بخش انفال ـ است. آن حضرت فرمود: ((من احیی ارضا مواتا فهی له(۳۱)؛ هر کسی زمین بایری را آباد کند, مال خود اوست)). میزان بهره برداری هر کس را بر ملاک استعداد و توانایی او در تولید و فایده رسانی و ارائه خدمات به جامعه قرار داد. و با قانون لغو "حمی" دست زمین خواران را از حریم انفال کوتاه کرد و فرمود: ((لا حمی الا لله و لرسوله (۳۲); هیچ حمایی نیست مگر برای خداوند و رسولش.)) "حمی" اصطلاحا به معنای این است که یک بخشی از زمین یا مرتع را بدون آن که احیائش کنند و یا سایر شرایط ملکیت را دارا باشند، آن را در قرق خود قرار دهند که پیامبر(ص) با قانون مذکور، از اختصاص انفال به گروه خاصی همانند زورمداران جلوگیری کرد و آن را در اختیار همه مردم قرار داد.(۳۳)              
ح. نظارت عمومی
پیامبر اعظم(ص) با ایجاد حس مسئولیت در وجود اقشار مختلف مردم، یک نوع نظارت غیر مستقیم و دائم و همه گیر را ایجاد نمود و فرمود: ((کلکم راع و کلکم مسئول... ))(۳۴); همه شما دیده بان و نگهبان و همه شما مورد سوال هستید...)) "نظارت" از ارکان مدیریت به شمار می آید چرا که به وسیله آن، دستگاه ها ـ از جمله بیت المال ـ از انحراف و فساد به دور خواهند بود و پیامبر(ص) با نظارت مستقیم و غیر مستقیم، از حریم بیت المال حفاظت نموده،, فساد و انحراف را از آن دور کردند.

۷-  مصرف بیت المال
اموالی که بیت المال و اموال عمومی محسوب می شوند در برخی موارد مصرف آن مشخص گردیده است. مانند غنیمت جنگی که مالک آن بعد از جدا کردن خمس آن، رزمندگان اسلام اند و بایستی بین آن ها تقسیم شود که پیامبر(ص) نیز بعد از پایان یافتن جنگ ها، این کار را انجام می داد. و گاهی هم موارد مصرف آن عام است. مثل خمس که مالک آن مقام نبوت است و در مواردی که پیامبر اعظم(ص) مصلحت اسلام و مسلمین را در آن ببیند، هزینه می شوند. همانند هزینه برای امور زیربنایی، کمک به نیازمندان جامعه و امثال آن. پیامبر(ص) قسمتی از اموال به دست آمده از قبیله بنی نضیر را در جهت تجهیز رزمندگان به اسب و سلاح جنگی، مصرف می کرد؛ و قسمت دیگری از آن را در جهت فقر زدایی بین مهاجرانی که در مضیقه بودند, تقسیم می کرد. وگاه از خمس همچون زکات، برای تألیف قلوب و محبت تازه مسلمانان استفاده می کرد. همان طور که ایشان خمس غنیمت های به دست آمده از جنگ طائف را میان سران قریش که تازه مسلمان شده بودند، از قبیل ابوسفیان, معاویه, حکیم بن حزام, حارث بن حارث, حارث بن هشام, سهیل بن عمرو و عده ی دیگری تقسیم کرد و طبق شأن هر کدام تعدادی شتر به آن ها عطا کرد.(۳۵)

به طور کلی احتیاجات عمومی در زمان پیامبر(ص) بر دو گونه بود: یکی مخارج برنامه های حکومت اسلامی و دیگری بالا بردن سطح زندگی همه مردم که نتیجه آن ایجاد تعادل و توازن اجتماعی بود. آن حضرت با هزینه صحیح و دقیق بیت المال، عقب ماندگی شدید اقتصادی را که مانع پیشرفت و تحقق اهداف مقدس اسلامی بود مرتفع ساخت. از این رو نیمی از محصول اراضی خیبر را جهت فقرزدایی و نیمی دیگر را برای هزینه های حکومتی از قبیل تجهیز سپاه و هیإت های نمایندگی و دیگر مخارج حکومتی به کار برد. آن حضرت بیت المال را جهت تأمین اجتماعی اقشار بی بضاعت به کار می برد و اعلام کرد: ((هر بدهکاری که نزد والی یی از والیان مسلمین برود و برای والی یی روشن شود که او در ادای دینش ناتوان است، در این جا بر والی مسلمین است که دین او را از اموال مسلمین اداکند.))(۳۶) پیامبر(ص) همین طور برای فراهم کردن مقدمات ازدواج جوانان، از بیت المال استفاده می کرد. مثلا از اموال خمس ـ که در اختیار حضرت بود ـ هزینه ازدواج عبدالمطلب بن ربیعه و فضل بن عباس را پرداخت کرد.(۳۷)

۸-  مسئولین بیت المال
پیامبر اعظم(ص) مسئولین بیت المال را بر اساس دارا بودن تقوا انتخاب می کرد. از این رو هنگام ابلاغ حکم مسئولیت به آن ها بر حفظ تقوا در تمام موارد،تأکید می کرد. همان طور که در عهد نامه خود به عمرو بن حزم، هنگام گسیل داشتن وی به استانداری یمن و مدیریت بیت المال، او را به رعایت تقوا در انجام وظایفش سفارش می کند.(۳۸) همچنین آن حضرت زهد و پاکدامنی از طمع را که زمینه رعایت حقوق بیت المال و صاحبان حق است، شرط مسئولین بیت المال می داند. بر شایسته سالاری که از اصولی ترین شرایط برای انتخاب عاملان و کارگزاران است, تأکید فراوان می کند. چنانچه در سیره آن حضرت آمده است که از میان تمام مسلمان ها جوان بیست ساله ای را به نام عتاب بن اسید برای فرمانداری مکه برگزید و فرمانی برایش صادر کرد و به او فرمود:((یا عتاب تدری علی من استعملتک؟ علی اهل الله عزو جل و لو اعلم لهم خیرا منک استعملته علیهم; ای عتاب! آیا می دانی تو را فرماندار کدام گروه قرا دهم؟بر اهل الله عزوجل (تو را بر اهل حرم خدا و ساکنان مکه والی نمودم. و اگر در میان مسلمانان کسی را برای این مقام شایسته تر از تو می یافتم این کار را به او می سپردم)). همان طور که می فرماید: ((من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم إن فیهم من هو اولی بذلک منه و إعلم بکتاب الله و سنه نبیه, خان الله و رسوله و جمیع المسلمین ، هر کس کارگزاری از مسلمین را به کار بگیرد و حال آن که می داند در بین مسلمانان کسی هست که از او شایسته تر و داناتر به کتاب خدا و سنت رسولش است, به خداوند و رسول او و تمام مسلمانان خیانت کرده است.))

منابع و مؤاخذ:
۱ ـ المنجد و لغت نامه دهخدا ، واژه بیت المال
۲ ـ ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، دارالاحیإ الکتب العربیه ۱۳۷۸هـ.ق ، جلد ۷ ، ص۳۶
۳ ـ محمد بن یعقوب کلینی ، فروع الکافی ، دارالاضوإ بیروت ، جلد ۸ ، ص ۵۱
۴ ـ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد ۱۱ ، ص ۸
۵ ـ محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار ، جلد ۵۱ ، ص ۸۴
۶ ـ شیخ محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، جلد ۱۶ ، ص ۱۱۶
۷ ـ روح الله الموسوی الخمینی قدس سره ، تحریرالوسیله ، جلد ۱ ، ص ۳۶۸
۸ ـ روح الله الموسوی الخمینی قدس سره ، تحریر الوسیله ، جلد ۱ ، ص ۳۵۶
۹ ـ جعفر سبحانی ، مبانی حکومت اسلامی ، انتشارات توحید ، قم ، ص ۶۸۹
۱۰ ـ وسائل الشیعه ، جلد ۶ ، ص ۳۴
۱۱ـ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۶۳
۱۲ـ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۶۴
۱۳ـ شیخ محمد حسن نجفی ، جواهر الکلام ، جلد ۱۶ ، ص ۱۱۶
۱۴- جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۶۴
۱۵ـ سوره مبارکه اسرإ ، آیه ۲۶
۱۶ـ جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۷۲
۱۷ـ اقتصاد ، نشریه دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران ، شماره ۶ بهار ۷۶ ، صفحات‏۱۱۰ - ۱۰۹
۱۸- جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۶۱
۱۹- جعفر سبحانی ، فروغ ولایت ، انتشارات صحیفه ، ص ۳۴۸
۲۰- جعفر سبحانی ، فروغ ابدیت ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۱ ، ص ۵۱۴
۲۱- شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد ۶ ، ص ۱۳
۲۲- ابو محمد عبدالملک بن هشام ، سیره رسول الله ، ترجمه و تصحیح اصغر مهدوی ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، جلد ۳ ، ص ۳۷۳
۲۳ـ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد ۶ ، ص ۱۳.
۲۴ـ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، جلد ۱۱ ، ص ۳۴۱.
۲۵ـ محمدتقی سپهر ، ناسخ التواریخ ، مکتبه الاسلامیه ، تهران ۱۳۶۳ ، جلد ۳ ، ص ۱۵۹
۲۶ـ شیخ حر عاملی ، وسایل الشیعه ، جلد ۶ ، ص ۱۲.
۲۷ـ مسلم بن حجاج نیشابوری ، صحیح مسلم ، دارالفکر بیروت ، جلد ۸ ، ص ۱۳۴
۲۸ـ رسول جعفریان ، تاریخ سیاسی اسلام ، ص ۱۶
۲۹ـ جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ۱۳۶۹ش ، جلد ۲ ، ص ۲۱۹
۳۰ـ عبدالحی کتانی ، التراتیب الاداریه (نظام الحکومه النبویه) ، دارالکتاب العربی ، بیروت ، جلد اول ، ص ۴۱۱.
۳۱ـ تهذیب الاحکام ، دارالکتب الاسلامیه ، جلد ۷ ، ص ۱۵۲
۳۲ـ مسند احمد بن حنبل ، دارالصادر ، بیروت ، جلد ۴ ، ص ۳۸
۳۳ـ محمد بن حسین فرإ ، الاحکام السلطانیه ، دفتر تبلیغات اسلامی قم ، جلد ۲ ، ص ۲۲۲
۳۴ـ صحیح بخاری ، جلد ۳ ، باب النکاح
۳۵ـ البدایه و النهایه ، جلد ۴ ، ص ۳۶۲
۳۶ـ جعفر هادی ، الشئون الاقتصادیه فی نصوص الکتاب و السنه ، کتابخانه امام امیرالمومنین علی(ع) ، اصفهان ، ص ۵۰۲
۳۷ـ علامه طباطبائی ، تفسیر نمونه ، جلد ۷ ، ص ۱۸۵
۳۸ـ عبد الحسین امینی ، الغدیر ، دارالکتب العربی ، بیروت ، جلد ۸ ، ص ۲۹۱