منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
سیره پیامبر اعظم در روابط خارجی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ : توسط : سمیه مهتدی

سیره پیامبر اعظم در روابط خارجی

 

 


مقدمه

پیامبراکرم(ص) به عنوان یک انسان کامل هیچ گاه برطبق هوای نفس کاری را انجا م نمی دا د و در تمام اعمال ورفتار شان از اصول و قواعد ویژه ای، پیروی می نمود که بر گرفته ازمتن قرآن ومنطبق با وحی الهی بود[۲]؛ به همین دلیل خداوند در قرآن مجید می فرماید: لکم فی رسول الله اُسوه حسنه[۳] به همین دلیل رفتار،گفتار وکردار شان درهربعدی الگوی زندگی برای همه انسان ها درهمه زمانهاومکانها می باشد. یکی از آن ابعاد، سیره ی پیامبر در روابط خارجی و راز و رمز موفقیت حضرتش درآن عرصه است؛ به ویژه آن که باوجود فشارها و مشکلات طاقت فرسا آن حضرت موفق گردید در مدت کوتاهی اسلام را به بیرون ازمرزهای جزیره العر ب بگستراند واندام سترگ تمدن های بزرگ را به لرزه در آورد. از این رولازم وضروری می نماید که دراین رابطه هرچه بیشتر بحث وپژوهش صورت گیرد ،تا الگو ومبنای رفتار مسلمانان در عرصه روابط خارجی قرار گیرد.به همین منظور ما مطالبی را در ذیل گرد آورده ایم امید واریم که این گام کوچکی باشد در این عرصه بزرگ .

تعریف واژگان:

پیش از آن که به اصل بحث بپردازیم سزاوار است برخی از واژگان کلیدی را که ارتباط تنگاتنگ با موضوع پژوهش دارد و از مقومات بحث به شمار می رود تعریف نماییم و توضیح دهیم تا از این مباحث نتیجه بهترین گرفته باشیم.

الف) سیره:

«سیره» اسم مصدر از باب «سار یسیر سیرا» به معنای رفتن است و مصدر آن از باب تفعیل «تسیر» به معنای راه انداختن و به راه واداشتن می باشد. [۴].

و نیز گرفته شده «سیره» بر وزن فعله مشتق از «سیر» به معنای حرکت در روز و شب و «سری» به مفهوم حرکت در شب است. [۵].

بعضی، واژه ی« سیر» را به معنای رفتن ،جریان داشتن وحرکت کردن گرفته اند . برخی هم گفته اند به معنای حرکت در روی زمین وبه دیگر سخن: به معنای، راه رفتن گذشتن و عبور کردن است.[۶]

با توجه به معنای«سیر» واژ ه شناسان معنا ومفهوم« سیره» رایک نوع حرکت کردن ، ویک نوع رفتن ، وبه عبا رت بهتر نوع سبک وکردار و رفتار و منش دانسته اند.[۷]

«سیره » در اصطلاح طریقه ،هیئت ، وحالت انسان یعنی نوع رفتار وکردار اوست.[۸]

در اصطلاح تاریخ نویسان صدر اسلام «سیره» به معنای شرح حال وتاریخ زندگی پیامبر (ص) بوده است وبعد ها به روش و مِتُد زندگی پیامبر(ص) وهمچنین اهل بیت آن حضرت ونوع رفتار وکردار ایشان در زمینه های گوناگون اطلاق شده است.

با توجه به مطا لب فوق ،« سیره پیامبر» یعنی سبک پیامبر، متدی که پیغمبر در عمل وروش برای مقاصد خودش به کار می گرفت[۹] .

ب)روابط خارجی

روابط خارجی به مجموعه ی روابط فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی سیاسی ودیپلماسی میان دولتها وملتها گفته می شود . تفاوت روابط خارجی با سیا ست خارجی درآن است که سیاست خارجی به مفهوم امروزی خود، تنها به سیاست های گفته می شود که مجری آنها وزارت خارجه ی دولتها باشدواز کانال آن وزارت پایه ریزی گردد. به دیگر سخن؛ سیاست خارجی عبارت است از سیا ست یک دولت در کنش متقابل با دیگر دولت ها وخلق ها[۱۰].روابط دیپلماتیک هم عبا رت از روابطی می باشد که بین دولت ها پس از شناسایی یکدیگر وتوافق در برقراری روابط ، با اعزا م نماینده ایجاد می شود . به بیان دیگر؛ روابط دیپلماتیک شامل کلیه ارتباطاتی سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی است که بین دو یاچند دولت از طریق نمایندگی های دیپلماتیک دولت ها صورت می گیرد. پس روابط دیپلماتیک به روابط میان دولتها گفته می شود و شامل روابط میان ملتها وسازمان های غیر دولتی نمی گردد.بنا براین روابط خارجی مفهوم وسیع تری از سیاست خار جی وروابط دیپلماتیک دارد وهد ف ما دراین مقاله بررسی رفتار پیامبر(ص)درعرصه ی روابط خارجی به معنای وسیع کلمه است وشامل هر گونه روابط فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیا سی ودیپلماسی می گردد.

طرح بحث

با بررسی سیره ی پیامبر اعظم(ص) در روابط خارجی و اقدامات دیپلماتیک در زمان ها و مکان های مختلف می توان رفتارهای گوناگونی را مشاهده کرد که هر کدام بر طبق اصول مشخصی شکل گرفته و در جای معینی نیز به کار گرفته شده است و همچنین برای اجرای آن مکانیزم های خاص و روش های ویژه ای مورد استفاده ی رسول گرامی قرار گرفته است.

در این پژوهش تلاش شده است برخی از آن اصول و ابزار گردآوری شود. به همین منظور مقاله حاضر در دو بخش ذیل تنظیم و ارائه می گردد:

الف) مبنای سیره ی پیامبر(ص ) در روابط خارجی

ب) ابزار سیره ی پیامبر در روابط خارجی

الف) مبنا ی سیره پیامبراعظم (ص) در روابط خارجی

مبانی رفتار پیامبر اکرم (ص) در روابط خار جی برگرفته از قرآن مجید است ومهمترین آن اصول ذیل می باشند:

۱- اصل دعوت وجهاد

۲- اصل نفی سبیل وعزت اسلامی

۳- اصل صلح وهمزیستی مسالمت آمیز

۴- اصل التزام به قرار دادها واحترام پیمان ه

۱- اصل دعوت وجهاد

مسئله ی دعوت در آثار دینی مسلمانان از جایگاه والایی برخوردار است ویکی از مهم تر ین عنصر در روابط خار جی اسلام به شمار می اید. در متون دینی آمده است که مسلمانان قبل از دعوت به توحید ونبوت، حق نبردبا کافران راندارندوفقهانیز آن را به عنوان یک اصل مسلم در فقه پذیرفته اند[۱۱].

در متون حدیثی بابی به این موضوع اختصاص یافته وروایات فروانی در اهمیت دعوت ونحوه وکیفیت آن گردآور ی شده است[۱۲].

قرآن مجید نیز ایات فروانی در رابطه بادعوت دارد وحتی در برخی از ایات دعوت به عنوان وظیفه ی اصلی پیامبر گرامی اسلام تلقی شده است . درایاتی از سوره ی احزاب چنین آمده است:

«ی ایهالنبی انَا ار سلنک شاهدا ومبشرا ونذیر ا و داعیا الی اللَه باذنه و سراجا منیرا[۱۳]»

ای پیامبر! ماتورا گواه وبشارت دهنده وانذار کننده فرستادیم وتورا دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغ روشنی بخش قراردادیم .

پیامبر گرامی اسلام نیز درروابط خارجی وبر خورد با سرا ن کشورها به اصل دعوت، ارزش و اهمیت فوق العا ده داده وآن راهمواره به عنوان نخسیتین ومهمترین مبنای روابط خارجی خویش قرارا داده است.

امام علی(ع) درروایتی می فرماید: هنگامی که پیامبر مرا به یمن می فرستاد فرمود یاعلی اگر خداوند یک نفر را به دست تو هدایت کند بهتر از تمام آن چیزی است که آفتاب برآن می تابد[۱۴].

پیامبر گرامی اسلام چنان به اصل دعوت اهمیت می دادکه درجنگ ها نیز ابتدا به دعوت می پرداخت وحتی آنانی را که قبلا دعوت کرده بود مجددا به اسلام فرامی خواند[۱۵].باوجود آن که دعوت پیا مبر اعظم ( ص) قبلا به یهودیان خیبر رسیده بود حضرتش سه روز سفیران ودعوت گران خویش را به نزد آنان فرستاد تا آنان را مجدداً به اسلام فراخوانند[۱۶].

از نامه های که به سرا ن کشورهای جهان توسط رسول اعظم(ص) فرستاده شده است نیزبه خوبی اهمیت دعوت در روابط خارجی آن حضرت روشن می گردد که مابرای نمونه برخی ازاین نامه هارا نقل می کنیم:

رسول خدا (ص) در نامه ی به کسری پادشاه ایران زمین چنین می آورد:

بنام خداوند بخشنده ومهربا ن . از محمد ابن عبدالله رسول خدا به خسرو پرویز، بزرگ پارس: درود وایمنی عذاب برکسی که پیروهدایت گردد، به خداو فرستاده ی او، ایمان آور که آفریدگاری جزخدای یگانه بی همتا نیست ومحمد بنده وفرستاده اوست . من تورا به سوی خدا دعوت می کنم ؛زیرا که من پیامبر خدا برهمه ی مردمان هستم تا زنده دلان را هشدار دهم وکلمه ی عذاب بر کافران مسلم گردداز این رو اسلام آور تا ایمن مانی ؛چرا که اگر ایمان نیاوری بی گمان گناه همه مجوسیان برگردن توخواهد بود[۱۷].

ودر نامه ی دیگری به پادشاه روم می نویسد:

بنام خداوند بخشنده ومهربان . ازمحمد رسول الله بنده وفرستاده ی خدا به هر قل بزرگ روم. درود بر کسی که راه هدایت در پیش گیرد . اما بعد : من تورا به سوی دین اسلام دعوت می کنم . اسلام آور تا ایمن مانی اگر اسلام آوری خداوند دوبار به توپاداش خواهد داد وگرنه گناه همه ی رومیان را به گردن خواهی داشت[۱۸].سپس ایه مباهله را ذکرمی کند.[۱۹]

با توجه به آن که در آن روز روم و ایران به عنوان دو ابر قدرت مطرح بودندبه گونه ای که قلمرو امپراتور روم در آن زمان ا ز اروپا تا شمال آفریقا وقسمتی از خاور میانه گسترده بو د،[۲۰] پیامبر اسلام ، چنین فردی را قاطعانه به اسلام دعوت می کند این در قدم نخست بیانگر اهمیت وجایگاه ویژ ه ی دعوت درسیره ی سیاسی پیامبر(ص) در روابط خارجی می باشد.ضمن آن که این نامه ها قواعد وشیوه های دعوت ، مبانی واصول دعوت وهمچنین مراحل دعوت را به ما می آموزد. ما بحث را در رابطه بامراحل دعوت پی می گیریم در نامه های پیامبر گرامی اسلام جمله (اسلم تسلم) به چشم می خورد ؛ یعنی: اگر دعوت براساس تبلیغ مسالمت آمیز را نپذیری ولجاجت نمایی در امان نخواهی بود. از این جمله استفاده می شود که دعوت دارای دومرحله است :

الف) تبلیغ مسالمت آمیز ؛

ب) برخورد قهر آمیز ومسلحانه با جلو گیری کنندگان از تبلیغ اسلامی .[۲۱]

در فرهنگ اسلامی از دومی به عنوان جهاد یاد می شود.جهاد یک اصل جدا گانه ی در قبا ل سایر اصول نیست بلکه از جمله ی مرا حل دعوت به شمار می اید ؛ به همین دلیل فقها در کتاب ها ی فقهی هنگامی که بابی را ویژه جهاد بازنموده اند در مقدمه آن باب دعوت را نیز بحث کرده اند وجهاد بدون دعوت را ممنوع دانسته اند.[۲۲]

مر حوم شیخ بهائی در کتاب جامع عباسی در این باره می گوید:

« قبل از جهاد انجام سه امر واجب است: اول دعوت به اسلام است ؛ زیرا ابتدائاً قتال با کفار جایز نیست مگر بعد از آن که امام یا نایب او، ایشان رابه شهادتین واقرار به وحدانیت خدای تعالی وعدل او و نبوت حضرت محمد(ص) وامامت حضرت امیر موء منان واولاد معصوم ایشان(ع) وجمیع شرایع واحکام آن دعوت کند واگر بی آن که امام ، کفار را دعوت به اسلام نماید ، مسلمانی یکی از ایشان را بکشد ، معصیت کرده است،اما قصاص ودیه براو نیست.[۲۳]

جهاد در اسلام هدف نیست بلکه وسیله وابزار دعوت است .به وسیله ی جهادموانع دعوت برداشته می شود وجاده برای مرکب راه وار دعوت هموار می گردد .

فلسفه ی جهاد در اسلام ، حاکمیت اصول ارزشمند الهی و انسانی و رفع ستم از مظلومان[۲۴] و مستضعفان است وجنگ برای جلوگیری از آلودگی وفساد در روی زمین[۲۵] و برای مقابله با آنچه مانع کمال وسعادت انسان است مجاز شمرده شده است .به دیگر سخن : درشریعت مقدس اسلام جنگ ابزاری است که در حالت اضطرارو به عنوان آخرین راه چاره کار برد دارد[۲۶].

آری اساس رسالت پیامبر گرامی دعوت به سوی خدا ویکتاپرستی ورساندن پیام خداوند به گوش همه ی جهانیان است . و جهاد نیز مرحله ای از مراحل دعوت است که به منظور برداشتن موانع دعوت تشریع شده است وبه عبارت دیگر جهادهمان دعوت قهرآمیز است ودعوت نیز همان جهادمسالمت آمیز می باشد .

۲-اصل نفی سبیل و عزت اسلامی

یکی از اصولی که اساس وشالوده ی روابط خار جی پیامبر گرامی اسلام(ص) را تشکیل می دادوحضرتش در گفتار ورفتار خویش برآن تأ کید می ورزید اصل نفی سبیل وعزت مداری بود.

این اصل بر گرفته از آن ایه قرآن مجید است که می فرماید :

« ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا .» [۲۷] هرگزخداوند راه تسلط براهل ایمان راباز نگذاشته است.

سیبل در لغت به معنای « راه »وطریق است امادر اصطلاح به معنای شریعت وقانون می باشد .منظور از سبیل در این جا همان معنای اصطلاحی است[۲۸]. واژه ی«نفی» نیز دراین جا به معنای بسته شدن می باشد.سبیل نکره در سیاق نفی است ونکره در سیاق نفی مفید عموم است؛بنا براین معنای نفی سبیل کافران بر مسلمانان ،این است که خداوند در قوانین وشریعت اسلام هیچ گونه راه نفوذ وتسلط کفار بر مسلمانان را باز نگذاشته است وهر گونه راه تسلط بر مسلمانان را بر آن ها بسته است ؛به این تر تیب کافران در هیچ زمینه ای شرعاً نمی توانند بر مسلمانان مسلط شوند[۲۹].

نفی سبیل از قواعد ثانویه فقهی است چنان که می دانیم درفقه اسلامی دونوع قواعد وجود دارد : قواعد اولیه وقواعد ثانویه.قواعد ثانویه همان قواعد حاکم فقهی هستند وبر دیگرمسائل وقواعد فقهی حکومت دارند[۳۰] .

براساس این اصل وقاعده ، راه هرگونه نفوذو سلطه ی کفار برجوامع اسلامی در حوزه های مختلف سیاسی ، نظامی ، اقتصادی وفرهنگی باید مسدود گردد.از نظر سیاسی نپذیرفتن تحت الحمایگی ، نفی ظلم واستبداد واستعمار ، جایز نبودن مداخله بیگانگان در امور داخلی کشور های اسلامی وتصمیم گیری های سیاسی مورد تأ کید می باشد واز نظر نظامی تسلط برمقدرات وتدابیر نظامی ، در ضمن عدم وابستگی اقتصادی وجلو گیری از نفوذ فرهنگی ومنع استشاره ومشورت در حوزه های فرهنگی ونظامی در روابط خارجی مورد توجه است .بنا براین اصل نفی سبیل، بیانگر جنبه ی ایجابی و سلبی است که جنبه ی سلبی آن ناظر بر نفی سلطه بیگانگان برمقدرات و سرنوشت سیاسی و اجتماعی مسلمانان و جنبه ی ایجابی آن بیانگر وظیفه ی دینی امت اسلامی در حفظ استقلال سیاسی وازمیان برداشتن زمینه های وابستگی است[۳۱].

پیامبر گرامی اسلام (ص) در تما م عرصه های زندگی اجتماعی خویش به ویژه در روابط خارجی به این اصل مهم واساسی توجه جدی می نمود وآن را به عنوان یک مبنا وپایه در روابط خارجی در نظر می گرفت.

سیره ی عملی وقولی پیامبر اکرم (ص) بارز ترین گواه براین مدعاست . از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

الاسلام یعلوا ولا یعلی علیه والکفار بمنزله الموتی لا یحجبون ولا یورثون[۳۲].

اسلا م همیشه بر دیگر مکاتب وملل برتری دارد وهیچ چیزی بر اسلام برتری ندارد و کافران ماننداموات نه مانع ارث می شوند ونه ارث می برند .از این حدیث به خوبی برمی اید که آن حضرت هیچگاه راضی به سلطه ی کفار برمسلمانان نبودوتسلط غیرمسلمان را برمسلمان در هیچ عرصه ی نمی پذیرفت.

۳-اصل صلح وهمزیستی مسالمت آمیز

یکی از پرسشهای اساسی در زمینه ی ر وابط خارجی اسلام این است که ایا اصل در روابط خارجی از نگاه اسلام و سیره پیامبر برصلح است یا جنگ؟

هرچندعموم مستشرقان غربی و حتی برخی از دانشمندان مسلمان معتقدند که اصل در روابط خارجی اسلام برجنگ است وصلح یک حالت ویژه واستثنایی دارد[۳۳] از نظر اسلام صلح وهمزیستی مسالمت آمیز اصل وغایت حرکت اجتماع ویکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران می باشد؛ زیرا ازمهمترین هدف بر انگیختن پیامبران ازجانب خداوند ، استقرار عدالت اجتماعی است که از لازمه ی آن صلح وهمزیستی مسالمت آمیز می باشد ؛ چرا که جنگ ودشمنی از تعدی ، برتری جویی و تمامیت خواهی انسان ناشی می شودودر شرایطی که این غرایز تعدیل وکنتر ل شود درجامعه امنیت وهمزیستی مسالمت آمیز حکم فرما می شود [۳۴].

قرآن مجید درایات متعددهمواره مؤمنان را به صلح وآرامش فراخوانده واز دشمنی وکینه توزی آنان رابرحذر داشته است ازجمله در سوره بقره می فرماید:

«یا ایهّاالذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافّهولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدومبین[۳۵].»

ای کسانی که ایمان آورده اید! همگی به صلح وهمزیستی مسالمت آمیزدراییدواز گام های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمن آَشکار است.

افزون بر ایات قرآن و روایات، سیره و رفتار پیامبر اکرم (ص) نیز برصلح وهمزیستی مسالمت آمیزتأ کید دارد چنان که آن حضرت برای ایجاد انگیزه در مخالفان برای مذاکره وتوافق های اصولی وکشاندن آنان به میز مذاکره هرگز توافق های جزئی را در موردقدر مشترک هانادیده نمی انگاشت ؛ چرا که به خوبی می دانست که دست یا فتن به تمامی هدف ها وتوافق هادر یک مرحله خود مانع بزرگ پیشرفت مذاکرات وادامه ی روابط است ؛ ولی دستیابی به توافق های نسبی وکم اهمیت تر می تواند آغازی بر توافق ها وحتی همکاری های مهم تر و اصولی ترباشد[۳۶].

از نظر تاریخی ، پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه جنگ هایی رخ داد . پیامبر(ص) پس از این جنگها که حدودشش سا ل به درازا کشید سیاست صلح خواهی را دنبال کرد که بارز ترین آن صلح حد یبیه است. خداونددر سوره ی انفال مسأله صلح را این گونه بیان می دارد : «وان جنحوا للسلم فا جنح لها وتوکل علی الله انّه هو السمیعُ العلیم وان یروید وا ان یخدعوک فانّ حسبکَ الله هوالذی ایدک بنصره وبالمؤ منین[۳۷]» واگر تمایل به صلح نشان دهند تو نیز از در صلح در آو بر خدا تکیه کن که اوشنوا ودانا است واگر بخواهند تورا فریب دهند خد برای تو کافی است او همان کسی است که تو را با یاری خود ومؤ منان تقویت کرد.

پیدا ست که در شریعت اسلام مهم ترین شیوه حل اختلافات در امور داخلی وبین المللی دولت اسلامی ، بهره گیری از شیوه ای مسالمت آمیز است وبه لحاظ تاریخی نیز آن حضرت درحل وفصل اختلافات از شیوه های چون مذاکره وبحث تاریخ اسلام از قبیل منشورمدینه در آغاز هجرت ورود پیامبر به مدینه وانعقاد پیمان دفاعی با بیطرفی با قبایل مختلف وانعقاد صلح حدیبیه ومذاکره با هیأ ت مذهبی مسیحیان نجران مؤ ید این مطلب است[۳۸].

۴-اصل التزام به پیمان ها واحترام به قرار داد ها

یکی دیگر از اصولی که مبنای رفتار پیامبر (ص) در روابط خارجی محسوب می شود، اصل التزام به پیمان ها واحترام به قرار داد هااست. این اصل یکی از مهمترین اصول در روابط بین الملل و یک سیا ست راهبردی وبلند مدت در روابط خارجی اسلام محسوب می شود که درهیچ شرایطی قابل نقض نمی باشد .

در قرآن مجید ایات فراوان در رابطه با این اصل وجود دارد، در برخی ایات به طور مطلق به رعایت پیمان ها اشاره شده است مانندایه ۱۷۷سوره بقره که می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا اوفوا بالعقود.» ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمان خود وفانماییدوایه ۱سوره مائده که می فرماید: «والموفون بعهدهم اذا عاهدو ا ».وهرگاه پیمان ببندند به آن وفاکنند .

دربعضی دیگر از ایات التزام به پیمان ها یک تکلیف ویک مسؤ لیت اعلام شده است مانندایه ۳۴ بنی اسرائیل که می فرماید: «الذین یوفون بعهد الله ان العهد کان مسؤ لاً». به پیمان خویش وفاکنید زیراکه از عهد پرسیده می شود. در شماری از ایات، کسانی که نقض پیمان می نمایند بدترین جنبندگان روی زمین معرفی شده است مانندایه ۵۵ و ۵۶ سوره انفال که می فرماید: «انّ شرالدوّاب عندالله الذین کفروا فهم لا یؤمنون ؛ الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کلّ مره وهم لایتقون ».بد ترین جانوران نز د خداکسانی هستند که کافر شدند وایمان هم نخواهندآورد کسانی که چند بار باتو عهد بستند آن گاه عهد تورا در هرمرتبه شکستند و در حفظ آن راه تقوا نپیمودند.

ازمجموع آ یاتی که به وجوب وفای به عهد اشاره دارند چندنکته رابه خوبی می توان استفاده کرد:

۱. اصل بقای معاهدات واعتبار آن تا انقضای مدت؛

۲. جایز نبودن خدعه وغدر با طرف مقابل؛

۳.وقتی قرار دادی بسته شد از نظر قرآن تحت هیچ شرایطی نباید آن را شکست؛

به همین دلیل اصل وفای به عهد واحترام به قرار دادها مورد اتفاق عالمان ومفسران است وهمگان بروجوب وفای به عهد والتزام به پیمان ها وحرمت خیانت وغدر در حق مسلمان وغیرمسلمان اذعان نموده اند[۳۹]. پیامبر اعظم (ص)در سیره ورفتار خویش به این اصل توجه جدی داشت واهمیت فوق العاده قائل بود . افزون برآن که از پیامبر گرامی (ص) در این رابطه احادیث متواتری نقل شده است که حضرت، مسلمانان را از لزوم پایبندی به پیمان هاوقراردادها آگاه می سازد[۴۰]، سیره عملی پیامبر (ص) نیز به خوبی این مطلب را تأ یید می نماید که یکی از برجسته ترین آن پایبندی حضرت به مفاد صلح حدیبه است .هنگامی که پیمان صلح حدیبه را می نوشتند ابوجندل پسر سهیل ابن عمرو (نماینده قریش) که از دشمن فرارکرده بود باغل وزنجیر رسید وبه پیامبر پناهنده شد ، یاران پیامبر در پیروزی وفتح شک نداشتند؛ زیرا پیامبر در حال رؤ یا ظفر را دیده بود.چون انجام صلح را دیدند دچار حیرت شدند ویک وضع عجیبی پیش آمد که نزدیک بوداز فرط غم واندوه هلاک شوند چون سهیل فرزند خود رادید اورا برد وگفت : « ای محمد عهد چنین است ، فرزند خود را گرفت که دوباره تسلیم قریش کند .ابو جندل که مسلمان شده بودفریاد زد : ای گروه مسلمانان مرا تسلیم قریش می کنید که گمراهم نموده واز دین من مرا باز دارند ؟ این واقعه برهیجان مردم افزود . پیامبر به ابوجندل فرمود: این را سختی وگرفتاری درراه خدا محسوب بدار که خداوند برای تو ناتوانان فرج ونجاتی خواهد داشت زیرا ما باین قوم عهد بسته ایم وخیانت نمیکنیم[۴۱].»

ب) ابزارسیره پیامبراعظم در روابط خارجی

برای تحقق اهداف در روابط خارجی وسیاست خارجی ، دولت ها از ابزار های گوناگونی بهره می گیرند . استفاده ی صحیح از این تکنیک ها، در میزان موفقیت واحدهای سیاسی بسیار مؤ ثر است ؛ تا آنجاکه در بسیاری از موارد جهت گیری هایی که دولت ها در سیاست خارجی اتخاذ میکنند ، بر اساس استفاده از ابزار هایی چون ، دیپلماسی ومذاکره، ابزار های اقتصادی ، فرهنگی ونظامی مورد ارز یابی قرار می گیرد[۴۲].

پیامبر اکرم (ص) نیز برای تحقق آرمان های اساسی اسلام ، در روابط خارجی خویش از راهبرد های متعددی بهره می جست وابزار های گوناگونی را به کارمی بست که ما در ذیل به برخی از آن اشاره می کنیم:

۱- مذاکره با سفیران ونمایند گان (ابزار سیاسی)

۲- اعزام مبلغان وارسال نامه به سران دولتها وقبایل (ابزار فرهنگی-تبلیغاتی)

۳- انعقاد پیمان ها وقرار دادهای سیاسی(ابزار حقوقی)

۴- تأ لیف قلوب (ابزار اقتصادی)

۵- عتق وفک رقبه )ابزار بشر دوستانه(

۶-جنگ(ابزار نظامی)

۱- مذا کره باسفیران ونمایندگان (ابزار سیاسی)

مذاکره به مفهوم چانه زنی ، استدلال ومتقاعد کردن طرف مقابل، یکی از رایج ترین وعمومی ترین ابزارهای ارتباط در روابط خارجی و اقدامات دیپلماتیک محسوب می شود به گونه ی که برخی از صاحب نظران، دیپلماسی را مترادف با آن معنا کرده اند . یکی از مهم ترین دلایل روی آوردن به مذاکره کم هزینه بودن ، ماهیت مسالمت جویانه ی آن وسابقه ی بسیار طولانی آن در حل منازعات ومهارجنگ های قبیله ی وملی است [۴۳].

مذاکره در روابط خارجی پیامبر گرامی وسیره ی سیاسی آن حضرت ازاهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. در اهمیت مذاکره در سیره رسول خدا (ص) همین بس که ایشان سفیرانی را به ممالک غیر اسلامی گسیل می داشت وآنان را موظف می نمود تامذاکره رامقدم برشیوه های خشونت آمیز بدارند[۴۴].وظایف مهم سفیران وفرستادگان پیامبر رامی توان درموارد ذیل خلاصه کرد:

-دعوت به اسلام

- مذاکره صلح وترک مخاصمه بادشمن

مذاکره درباب مبادله اسیران جنگی پس از خاتمه ی جنگ

- مذاکره درموردانعقاد قرار دادهای مربوط به غرامت وامضای آنها

ـ مذاکره در جهت ایجاد حسن تفاهم وجلب دوستی وانعقاد پیمان همکاری در زمینه های مختلف باکشور محل مأ موریت.

به دنبال فتح مکه وفراغت پیامبراعظم(ص) از کار وان قریش حضرت فرصت پیداکرد تامذاکره با سفیران قبیله ها و کشورها را فعال تر نماید. از سال ششم هجری مدینه شاهد ورود هیأت های نمایندگی دولت ها وگروه های مذهبی بود وسال به سال برشمار آنان فزوده می شد . پیامبر با احترام کامل از هیأ ت های نمایندگی استقبال وبا صداقت وقاطعیت تمام باآنان مذاکره می نمودوبه آنان اطمینان می داد که در کنار یکدیگر می توانند از آرامش وامنیت برخوردار گردند .با فرارسیدن سال نهم هجری، آثار فتح مکه با سرازیر شدن اعراب به مدینه آشکار شد . شهر نشینان وبدویان شبه جزیره باشنیدن خبر تسلیم مکیان به مسلمانان و با آگاهی از اقتدار ورأفت پیشوای مسلمانان ، دلیل استواری برای مقاومت خویش در برابر دولت مدینه نداشتند . سیره نویسان سال نهم هجری را به دلیل کثرت حضور اعراب عا م الوفود نامیده اند[۴۵].

۲- اعزام مبلغان وارسال پیام (ابزار فرهنگی ـ تبلیغاتی)

در عر صه ی روابط خارجی فعالیت ها به حوزه ی مذاکرات وچانه زنی محدودنمی شوند ، بلکه هموار ه تلاش برآن است که از راه تبلیغات وفعالیت های فرهنگی رفتار های طرف مقابل را تحت تأ ثیر قرار داده ورفتار های مطلوب را در آنها شکل می دهند.

به همین دلیل یکی از ابزار های روابط خارجی رسول خدا(ص) اعزام مبلغان ودعوت کنندگان وفرستادن پیغام به بزرگان قبایل وسران کشورها بود .این تبلیغات ودعوت هابه صورت های ذیل انجام می پذیرفت:

الف) تماس مستقیم با افراد ،سران وهیأ ت هایی که به منا سبت حج، به مکه می آمدند. پیامبر به رغم تنهایی وکار شکنی وآزار مشرکان این شیوه را به کار می بست. وی در این ملاقات ها پیام ورسالت خود را مطرح می نمود و به این روش پیام خود را به گوش دورترین افراد دنیا می رساند.

ب) هجرت مسلمانان در دو نوبت به حبشه ، انگیزه وماهیت تبلیغی داشت .

ج) اعزام شخصییت های برجسته مسلمان مانند : معاذ ابن جبل به یمن ، علی (ع)به یمن ، ومالک ابن مراره ، عبدالله مهاجر بن ابی امیه ، اقرع به عبدالله حمیر ، ابوموسی اشعری ، عبدالله بن زید ، مالک ابن عباده ، عقبه ابن زیاد وخالد ابن ولید .

د) اعزام هیأ ت های تبلیغی مانند هیأ ت هایی که به یمن ونجد ورجیع فرستاد[۴۶] .

درکنار اعزام مبلغا ن به ارسال پیام ها ونامه ها به سران قبایل و دولتهای دیگر می پرداخت . پیامبر اکرم (ص) نامه هاو پیام های متعددی به سران قبایل ،کشورها ورهبران ادیان و مذاهب فرستاده است . برخی از محققان شمار این نامه ها را بیش از سیصد مورد دانسته اند[۴۷].

۳- انعقاد پیمان هاو قرار دادها (ابزارحقوقی)

یکی دیگر از ابزار روابط خارجی پیامبر اکرم (ص) انعقاد قرار داد ها وپیما ن های سیا سی بود که از جمله ی آن پیمان عقبه ، منشور مدینه[۴۸] وصلح حدیبیه [۴۹] را می توان برشمرد. یکی از معا هدات رسول خد پیمانی است که بین آن حضرت ونصارای نجران منعقد شد . نجران با هفتاد دهکده ی تابع خود ، درمنطقه مرزی حجاز ویمن واقع شده بود و در آغاز ظهور اسلام، تنها منطقه ی مسیحی نشین حجاز محسوب می شد که از بت پرستی دست برداشته وبه ایین مسیح گرویده بود. پیا مبر بافرستادن نامه ی به ابو حارثه اسقف نجران سا کنان آن دیار را به پذیرش دین مبین اسلام فرا خواند وهیأ ت نمایندگی نجران به مدینه آمدند تا با پیامبر (ص)گفت وگونمایند وصحت وسقم نبوت آن حضرت را نیز بررسی نمایند . پس از جروبحث فراوان در باره حقانیت اسلام ونبوت پیامبر نمایندگان نجران مذاکرات خودرا با رسول خدا قانع کننده نیافتند وهردو طرف آمادگی خود رابرای مباهله اعلام نمودند . در این هنگام ایه مباهله ناز ل گردید ورسول خدار ا مأ مور کرد تا با کسانی که بااو به مجادله ومحاجه برمی خیزند وزیر بار حق نمی روند مباهله نمایند

پیامبر اسلام برخلاف انتظار سران هیأ ت نما یندگی نجران، همراه با چهره های نورانی یعنی علی وفاطمه وحسن وحسین (علیهم السلام) در میان آنان آمد . مسیحیان به این نتیجه رسیدند که پیامبر در دعوت وادعای خویش اعتقاد راسخ دارد . سر انجام ، با وحشت مسیحیان از مباهله، پیمان صلح بین آنان ومسلمانان به امضاء رسید ومسیحیان متعهد شدند سالیانه مبلغی برای مالیات به دولت اسلامی بپردازند ودر برابر آن ،پیامبر (ص) نیز مسؤ لیت دفاع وجلوگیری از هر گونه ظلمی را از طرف مسلمانان به مسیحیان نجران وآزادی آنان در مراسم مذهبی رابه عهده گرفت[۵۰].

۴- تألیف قلوب (ا بزار اقتصادی)

یکی از تکنیک های مؤ ثر در اجرای سیا ست خارجی برای تحقق هدف ها و تأمین منافع، استفاده از ابزار های اقتصادی و مالی است.در این راستا دولت استفاده کننده از این ابزار تلاش می نماید که دیگر دولت ها و ملت ها را به تغییر در سیاست های خارجی شان وادار نماید.بهره گیری از این ابزار به عصر کنونی در روابط خارجی منحصر نیست ؛ بلکه در گذشته نیز دولت ها سعی کرده اند از این طریق دیگران را به تسلیم درمقابل خواسته های خود وادار کنند[۵۱].

پیامبر گرامی اسلام در روابط خارجی خویش از ابزاراقتصادی نیزبرای دعوت وهدایت مردم به دین مبین اسلام تحت عنوان« تألیف قلوب» استفاده می نمود.

عنوان تأ لیف قلوب برگرفته از صریح قرآن است وبه معنای اختصاص دادن بخشی از غنایم ومنابع مالی دولت اسلامی برای جذب قلوب وایجاد ذهنیت مثبت در برخی افراد است. قرآن کریم می فرماید: «انّما الصدقاتُ للفقراءِ والمسا کینَ والعاملینَ علیها والمؤ لفه قلوبهم و فی الرقاب و الغا رمین و فی سبیل الله وابن السبیل فریضهً من الله واللهُ علیمٌ حکیم.[۵۲]» بر اساس این ایه، مصرف صدقات منحصر به این هشت گروه است : فقیران، عاجزان، مسکینان، متصدیان اداره ی صدقات وبرای تألیف قلوب وآزادی بندگان وقرض دادن در راه خدا وبرای در راه ماندگان . این مصارف هشت گانه فرض محکم خدا است[۵۳] .

پیامبر گرامی اسلام در مواردمتعددی از این ابزار اقتصادی برای گسترش اسلام بهره گرفت وبه رغم مخالفت دیگران در این جهت سرمایه گذاری کرد . از جمله در جنگ طائف به اشراف وبزرگانی که تازه مسلمان شده بودند یا مشرکانی که به آن حضرت کمک کرده بودند از غنایم جنگی بیش از دیگران سهم داد تا سبب جلب نظرآن ها و قبیله و فامیل شان شود.[۵۴]

پیامبر اکرم(ص) در جواب اعتراض یاران خود به آنان فرمود : ایابرای مختصر گیاه سبزی از مال دنیا که می خواستم به وسیله ی آن دل گروهی را به دست آورم تا شاید به این وسیله اسلام آورند، در دل خویش از من گله مند شدید.[۵۵]

۵- عتق وفک رقبه (ابزار بشر دوستانه)

از جمله مطالب ارزشمندی که در حقوق بین الملل مورد عنایت قرار گرفته وفعالیت های مثمر ثمر ی در رابطه با آن صورت پذیرفته اصل الغای بردگی است که در قوانین اساسی اکثرکشور ها گنجانده شده وتمام دولت های جهان حمایت وپشتیبانی خود را از اجرای آن اعلام نمو ده اند.[۵۶]

هرچند مسأله ی آزاد کردن بردگان و اکثر احکام دیگر که در شریعت اسلامی مطرح است ، قبل از اسلام نیز در برخی از شرایع آسمانی مطرح بوده است، ولی اسلام باسدنمودن راه های بردگی و ترویج فرهنگ تساوی افراد بایک دیگر ، بهترین وموفق ترین شیوه وابزار رامورد استفاده قرار داده است.

بنا براین ، امتیاز اسلام برشرایع دیگر در بینش فلسفی اسلام نسبت به بردگی در طرح ویژه ای است که به صورت طبیعی به آزادی کامل بردگان منتهی می شده است[۵۷].

از نظر اسلام انسان دارای کرامت است وبه عنوان اشرف مخلوقات خلیفه ی خدا در روی زمین، می باشد. در این شریعت مقدس، اصل برآزادی انسان بوده وبرده داری یک امر عارضی تلقی می شودکه برخلاف نظام آفرینش خداوند بوده واسلام به آن به مثابه ی یک بیماری اجتماعی نگریسته وبه مبارزه باآن به پا خاسته است.

یکی از ابزاری را که اسلام برای مبارزه با این بیماری بر گزیده است فک رقبه است.

فک به معنای آزاد کردن ، جدانمودن دوچیزاز هم است و رقبه جمع رقاب به معنای بردگان آمده است . عتق را از آن جهت فک گویند که آزاد کننده است ومیان بنده وملکیت جدایی می اندازد[۵۸].

چنان که گفته شد با شروع جهاد علیه ستمگران و رژیم های کافر، برنا مه ی بسیار منطقی فک رقبه اسلام نیز آغاز شد؛ زیرا پیام اسلام وارتش اسلامی به برده هایی که زیرسلطه ی حکومت کفار ستم گر زندگی می کرده اند این بوده است که برده ها به محض پذیرش اسلام وسرپیچی از اطاعت صاحبان خود آزاد می شوند[۵۹] .

این تنها حلقه ای از مجموعه ی حلقات طرح فک رقبه ی اسلام است . اما برای فهم هرچه دقیق تر برنامه ی آزادی برده در اسلام ، بهتر است به آغاز طلوع خورشید فروزان اسلام در مکه باز گردیم ونزول ایات الهی به حضرت محمد (ص) را مورد بررسی قراردهیم .

یکی از سوره هایی که درمکه قبل از هجرت پیامبر(ص) ویارانش به مدینه نازل شد ، سوره بلد می باشد . سوره ی بلد از سوره های کوتاه ،کوچک ومکی قرآن است ودقیقاً زمانی نازل شد ه است که پیامبر تعداد انگشت شماری بیش، پیروان مؤمن نداشت.

این سوره رامی توان در آن شرایط ، اعلام برنامه واعلام مواضع اسلام وپیامبر گرامی(ص) آن نسبت به بردگی وبردگان وایتام ومساکین ومحرومان تلقی کرد .

خداوند دراین سوره ابتدا از شهر مکه واهمیت آن سخن می گوید وبه آن سوگند یاد می کند وسپس مسأ له ی تولد وحرکت وتحول رامطرح می کند وبه آن سوگند یادمی کند وبه هدایت وگمراهی انسان وامکانات خدادادی جسمی او اشاره می کند و انسان را به عنوان یک موجودی که زاییده و مولود رنج است نام می برد وآن گاه به عقبه ها یعنی گردنه ها و فرازهای اجتماعی و تاریخی که باید انسان مسلمان از آن عقبه ها بگذرد واقتحام عقبه نماید یاد می کند وشایدبه عنوان نمونه فک رقبه وآزادی بردگان واطعام یتیمان ومسکینان را مصادیق این عقبه هاذکر می کندومی گو ید : اگر انسان مسلمان این عقبه هارا اقتحام وطی نماید ، آن گاه جزء مؤ منان قرار گرفته ودر گروه بندی اجتماعی ویا اخروی ، جزو اصحاب میمنه شمرده خواهد شد[۶۰] .

پیامبرگرامی(ص) بنا به حکم الهی ، سنت حسنه ای را در آزاد سازی بردگان تحکیم بخشید ، شخص آن حضرت از روش های گوناگونی برای آزادی بردگان بهره می گرفتند . به طور مثال : وقتی مکه فتح شد رسول گرامی برای اسرای جنگی فرمود : همه ی شما «طلقاء » (آزاد) هستیدودر جنگ بدر نیز هر اسیر باسوادی قرار شد ده نفر از مسلمانان را سواد بیاموزد وآزاد شود واز شماری نیز فدیه گرفتند[۶۱] .

۶- جنگ (ابزار نظامی)

جنگ در حقوق بین الملل به برخورد میان دو یا چند دولت که در آن نیرو های مسلح طرفین در گیر اقدامات خشونت آمیز تلقی شوند تعریف می شود.هر چند این تعریف شامل جنگ میان افرادوقبایل نمی شود ، چون مصداق دولت نیستنند؛ ولی از آن جاکه از دیر باز جنگ وگریز وجود داشته بنا براین می توان تعریف فوق را باحذف دولت مصطلح امروزی ، به حاکمیت های قرون گذشته نیز تعمیم دادوبر اساس آن، رفتار مبتنی برجنگ پیامبر اسلام رابررسی کرد[۶۲].

پیامبر گرامی اسلام هرچند در ابلاغ رسالت خویش، اصل را بردعوت مسالمت آمیزگذارده بود ، اما درپاره ای از مواقع به سبب شرایط خاص سیاسی واجتماعی شیوه مسالمت آمیز دعوت آن حضرت، به جنگ وشیوه قهر آمیز منجر می شد ، مانند رفتار پیامبر در قبال سران مشرکان قریش که به مخالفت شدید با آن حضرت برخاسته بودند که بابررسی ایات مربوط به جنگ به خوبی می توان در یافت که این رفتار رفتاردفاعی بوده نه تهاجمی وماجرا جویانه ؛ چراکه پیامبر اکرم در طول سیزده سال اقامت خویش در مکه از اصل دعوت بهره جست ودر این راه به رغم اذیت وآزارمشرکان از شیوه های دیگر استفاده نکرد . پس از بیعت بخشی از مردم مدینه در عقبه ی اولی وثانیه ، مسلمانان ازهر لحاظ نیرومند شد ند وپیامبر بامهیا شدن شرایط زمانی ومکانی وهجرت ازمکه به مدینه از سوی خداوند دستور مقابله باکفار قریش واستفاده از رفتار مبتنی بر دفاع رادر یافت کرد. و ایه زیرنازل شد:

«أذِنَ للذین یقاتلون بأ نّ لهم ظلموا وانّ الله علی نصرهم لقدیر[۶۳].» اذن ورخصت دفاع ومقابله با دشمنان اسلام به جنگ جویان داده شد؛ چرا که آنان از دشمن سخت ستم کشیدند وظلم دیده اند وخداوند بر یاری آن ها قادر وتوانا است.

به هر حال ایات قرآن کریم چنین استفاده می شود که جنگ در مکتب اسلام تجویز شده وپیامبر اکرم(ص) نیز آن رابه عنوان یک رفتار ویک ابزار درروابط خارجی پذیرفته واز آن بهره جسته است.ولی دارای شرایط وقواعد خاصی است که می توان آن رادر چند بند ذیل خلاصه کرد :

۱. در اکثر ایات قر آن ، جهاد وقتال با کفار ومشرکالن مقید به قید«فی سبیل الله» شده است .به این معنا که خیر ، صلاح ورحمت برای همگان می باشد ودر نهایت تعبد وفرمان بری از خالق یکتا صورت گیرد.

۲. باید با کسانی که معترض ومهاجمند مبارزه و جهاد کرد ؛ ایه شریفه« وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم[۶۴]» مقید به این معنا است که جهاد در حقیقت دفع ورفع تهاجم است باکسانی که فتنه وآشوب برمی انگیزند وخلق خدارا منحرف می کنند وبه حقوق وحدود تجاوز می کنند :«وقاتلواهم حتی لا تکون فتنه[۶۵]» ودر نهایت مؤمنان وپیروان پیامبر برای استقرار قانون وحکومت الله مبارزه می کنند«ویکون الدین لله[۶۶]»

۳. از حدودی که ایات فوق تبیین نموده است نباید هیچ جنگ جوی مسلمان تجاوز کند : «ولا تعتدوا ان الله یحب المعتدین[۶۷]» واگر مهاجمان با مانعان پیشرفت دعوت از فتنه وتعرض ومقاومت باز ایستادند دیگر نباید متعرض آن هاشوند .« فان انتهوا فا ن الله غفور رحیم . فان انتهوا فلا عدوان الاّ علی الظالمین[۶۸] »

۴. در نهایت جنگ و جهاد باید در محیط ها وسازمان های امن وصلح ممنوع باشد تا شاید دشمنان ومحاربان به تفاهم وفراگرفتن دعوت اسلامی گرایند . جهاد در حدود مسجدالحرام صورت نمی گیرد ؛ «ولا تقاتلوهم عندالمسجدالحرام[۶۹]» و در ماه های حرام نیز ممنوع است مگر آن که دشمن نقض حدود و پیمان شکنی کند: « الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمات قصاص[۷۰].»[۷۱]

[۱]- کارشناسی ارشد فقه ومعارف اسلامی گرایش فقه واصول.

[۲]- وما ینطق عن الهو ی ان هو الاّ وحییو حی. قرآن مجید، نجم، ۳.

[۳]- احزاب ،۲۱.

[۴]- محمد ابن یعقوب فیروزآ بادی ، القاموس المحیط ، ج۲، ص۵۴وابن منظور جمال الدبن محمد ابن مکرم ، لسان العرب ،نشرادب حوزه، ۱۴۰۵ق،ج۴ ص۳۸۹.

[۵]- ابن منظور ، همان ج۶ ، ص۴۵۴.

[۶]- حسین ابن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ،تهران ،مکتبه المرتضویه، ص۲۴۷.

[۷]-پیشین

[۸]-علامه سید محمد حسین طبا طبایی ، المیزان،قم،مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،۱۳۶۸ش، ج۱۴ ،ص ۱۴۴.

[۹]- شهید مرتضی مطهری ، سیری در سیره نبوی، قم، انتشارات صدرا[بی تا] ،ص۵۳.

[۱۰]-علی آقا بخشی باهمکاری مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی ، ویرا یش ششم ، تهران ،نشر چاپار، ۱۳۸۳ش،ص۲۵۰.

[۱۱]-ر.ک :ابوجعفر محمد ابن الحسن طوسی، کتا ب الخلاف، قم ، مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین ،۱۴۱۷ق،ج۵،ص۲۶۵وص۵۲۰ومحمد ابن منصور ابن احمد ابن ادریس حلی ، السرائر، همان ناشر، ۱۴۱۱ق،ج۲ص۱۲.

[۱۲]-ر۰ک :محمد ابن یعقوب کلینی، الکافی ،دار الکتب الاسلامیه ،چ ۳،۱۳۶۷ش،ج ۵ص۳۶(باب الدعا الی الاسلام قبل القتال ).

[۱۳]- احزاب ،(۳۳):۴۵و۴۶.

[۱۴]-همان ، ص ۲۸(باب و صیه الرسو ل الله فی السرایا،ح۴).

[۱۵]-سید عبدالقیوم سجادی، اصول سیاست خارجی در قرآن ، مجله علوم سیاسی، فصلنامه تخصصی مؤ سسه آموزش عالی باقرالعلوم،س۴،ش۱۵،ص۱۷۳.

[۱۶]-ابن هشام، السیره النبویه، قاهره ، مکتبه الکلیات الا زهریه ، ۱۹۷۸م،ج۳،ص۲۱۶.

[۱۷]-علی احمدی میانجی ، مکاتیب الرسول،دار الحدیث ، ۱۴۱۹ق،ج۲ ،ص۳۱۶،وابن کثیرالبدایه والنهایه داراحیاء التراث العربی، بیروت ، ، ۱۴۰۸ق،ج۴ص۳۰۶

[۱۸]- محمد باقر مجلسی ، بحار الا نوار ،موئسسه الوفا ، بیروت چ۲، ج۲۰،ص ۳۸۶،وعلی احمدی میانجی پیشین ، ص۳۹۰.

[۱۹]-قل یااهل الکتاب تعالو ا الی کلمه سواء بینناوبینکم الانعبد الاّ الله ولا نشرک به شیئا.(آل عمران،۶۴.)

[۲۰]-ابو الفضل شکوری ، فقه سیاسی اسلام، ویرایش دوم ،مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص.۳۱

[۲۱]- ر.ک: همان ص۳۲۲.

[۲۲]-ر.ک: ابوجعفر محمد ابن الحسن طوسی، کتا ب الخلاف، قم ، مؤسسه انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین ،۱۴۱۷ق،ج۵،ص۲۶۵وص۵۲۰ومحمد ابن منصور ابن احمد ابن ادریس حلی ، السرائر، همان ناشر، ۱۴۱۱ق،ج۲ص۱۲.

[۲۳]-شیخ بهائی ، جامع عباسی ، موءسسه انتشاراتی فراهانی تهران، ص ۱۵۵.

[۲۴]- قرآن مجید ، سوره نسا، ایه ۷۵.

[۲۵]-سوره بقره ، ایه ۲۴۶.

[۲۶]-سید محمد موسوی ، دیپلماسی ورفتار سیاسی در اسلام ،مرکز باز شناسی اسلام وایران ،چ۲، ۱۳۸۴،ص۹۲.

[۲۷]- نساء ،ایه۱۴۱.

[۲۸]-بجنوردی ، قواعدالفقهیه، نشر الهادی چ اول، ج۱،ص۱۸۷.

[۲۹]-ابوالفضل شکوری ، پیشین،، ص۳۲۶.

[۳۰]-همان ص۳۲۷.

[۳۱]-سید عبدالقیوم سجادی ، پیشین،ص۱۷۶.

[۳۲]-شیخ صدوق ، من لایحضره الفقیه، جامعه مدرسین ، چ ۲ ، ج۴ ، ص۳۳۴،( با ب میراث اهل الملل).

[۳۳]-سیدعبدالقیوم سجادی ، اصول سیاست خارجی در قرآن ، علوم سیاسی ،فصلنامه تخصصی مؤ سسه آموزش عالی باقرالعلوم فصلنامه تخصصی مؤ سسه آموزش عالی باقرالعلوم ،س۴ش ۱۵ص۱۷۱..

[۳۴]- ،سید محد موسوی ،پیشین،ص۵۵.

[۳۵]- بقره ، ۲۰۸.

[۳۶]عمید زنجانی حقوق وتعهدات بین المللی ودیپلماسی در اسلام ، ص۲۷۴.

[۳۷]- انفال ، ۶۱و۶۲.

[۳۸]- سیدمحمدموسوی، پیشین، ص۵۶.

[۳۹]- سید عبدالقیوم سجادی، پیشین،ص۱۷۸.

[۴۰]- سید محمد موسوی،پیشین ،ص۶۶.

[۴۱]-ابن اثیر کامل ، ترجمه : عباس خلیلی ، تهران ،علمی،ص۲۳۵.

[۴۲]- سید عبدالعلی قوام ،اصول سیاست خارجی وسیاست بین الملل، ، ویرایش۳، تهران ، سمت،ص۲۰۷.

[۴۳]-سید عبدالقیوم سجادی، دیپلماسی ورفتار سیاسی در اسلام ، مجله علوم سیاسی،فصلنامه تخصصی مؤسسه آموزشی باقرالعلوم ،س۵، ش۲۰ ص۱۷۵.

[۴۴]-سید عبدالقیو م سجادی، سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی(ع) ، همان ، ش۱۱،س۱۳۷۹،ص۹۹.

[۴۵]-سید محمد موسوی،پیشین، ص۱۰۰.

[۴۶]- همان ص۱۰۱ .

[۴۷]- احمد میانجی ،مقدمه مکاتیب الرسول،قم، انتشارت یس، ۱۳۶۳، ص۵.

[۴۸]- ر.ک:سید جعفر شهیدی، تحلیلی از تاریخ اسلام ، تهران ، نهضت زنان ایران ،چ۲،ص۴۹-۵۴.

[۴۹] -ر.ک:سید محمد تقی مدرسی ، هدایت گران راه نور ، نشر بقیع ۱۳۷۵،ص ۴۶- ۴۸.

[۵۰] - سید محمد موسوی، پیشین،ص۱۱۴.

[۵۱]-سید عبدالعلی قوام، پیشین،ص۲۱۰.

[۵۲]- توبه ، ۶۰

[۵۳]-سید عبدالقیوم سجادی، دیپلماسی ورفتار سیا سی در اسلام ، مجله ی علوم سیاسی ، س۵ ، ش۲۰ ، ص۱۷۹.

[۵۴]- ا بن هشام، سیره النبی،ترجمه : سید هاشم رسولی محلاتی ، تهران آنتشارت اسلامیه، ۱۳۴۱، ج ۲،ص۳۱۴.

[۵۵]--سید محمد موسوی، پیشین،ص۱۱۹.

[۵۶]- دفتر همکاری حوزه ودانشگاه ، اسلام وحقوق بین الملل عمومی،تهران،سمت،۱۳۷۰،ج۲،ص۱۰۱.

[۵۷]-همان ، ص۱۴۱.

[۵۸]- سید علی اکبر قرشی قاموس قرآن ، تهران، دار الکتب الاسلامیه ، س۱۳۶۴، ج۵، ص۱۹۹.

[۵۹]- ابوالفضل شکوری ، پیشین، ص۳۹۵.

[۶۰]-همان .

[۶۱]-همان،ص۳۹۹.

[۶۲]-علی شیرخانی، دعوت جنگ وصلح در قرآن، مجله علوم سیاسی، پیشین،س۴،ش۱۵،ص۱۸۷.

[۶۳]- حج ،۳۹.

[۶۴]-ودر راه خدا با کسانی کهبا شما می جنگند بجنگید...(بقره،۱۹۰).

[۶۵]-وباآن ها پیکار نماییدتافتنه( بت پرستی ویلب آزادی از مردم ) باقی نماند(بقره،۱۹۳).

[۶۶]-همان.

[۶۷]-پیشین.

[۶۸]-بقره، ۱۹۲و۱۹۳.

[۶۹]-بقره ،۱۹۱.

[۷۰]-بقره،۱۹۴.

[۷۱]-علی شیرخانی، پیشین،ص۱۸۹-۱۹۰.

[۷۱] -همان ، ص۱۸۸.