منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
انگیزه ها و حکمت ها در ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه واله)
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳ : توسط : سمیه مهتدی

انگیزه ها و حکمت ها در ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه واله)

 


پیش از بیان انگیزه ها ، آثار و برکات ازدواج های رسول خدا (صلی الله علیه واله)، بیان دو نکته ضروری است.
الف. نگرشی کوتاه به فرهنگ ازدواج شبه جزیره عربی در عصر رسول خدا (صلی الله علیه واله)
در زمان پیامبر (صلی الله علیه واله) فرهنگ ازدواج مردم آن سرزمین، ویژگی های خاصی داشت که در ضمن چند نکته بیان می شود:
چادرنشینی، وضع اقتصادی بسیار بد و اسفناک، محرومیت از امکانات طبیعی از یک سو و تمرکز ثروت منطقه در دست برخی از سران مشرک مکه و طائف، و نیز یهودیان مدینه و اطراف آن، وضع را بر مردم آن سامان بسیار مشکل کرده بود.
قتل، غارت، جنگ و خون ریزی در آن محیط امری معمول و متداول بود.
آنان به دلیل فقر مادی و دست و پاگیری دختران در محیطی که همیشه آتش جنگ برافروخته بود و نیز به جهت اسیر شدن آنان به دست دشمنان در جنگ، و به فحشا کشیده شدن و دست بدست شدن، به دختر علاقه ای نداشتند و برخی نیز آن ها را زنده به گور می کردند.
با وجود وضعیت ناگوار اقتصادی، گزینش همسر نوعی کمک به خانواده دختر و یا زن محسوب می شد. به همین دلیل، مشرکان قریش، در مسیر مبارزه اقتصادی پیامبر(صلی الله علیه واله) ، شوهران دختران آن حضرت را تشویق می کردند که همسران خود را طلاق دهند و آنان را به خانه پیامبر(صلی الله علیه واله) بفرستد تا به این وسیله ، مشکل اقتصادی پیامبر (صلی الله علیه واله) بیشتر شود.
آنان به «ابوالعاص» خواهرزاده خدیجه، و «عتبه بن ابی لهب» مراجعه کردند و از آن ها خواستند که همسران خود را طلاق دختران آن حضرت ، بر او مشکل درست کنند. زنان خود را طلاق دهند تا دختران پیامبر(صلی الله علیه واله) به خانه پدری بروند و نفقه آنان برگردن پیامبر(صلی الله علیه واله) بیفتد. «ابوالعاص» همسر «زینب» این خواست آنان را نپذیرفت، ولی «عتبه بن ابی لهب» با این شرط که دختر «سعید بن عاص» را به عقد وی درآورند، پذیرفت. «رقیه» دختر رسول خدا (صلی الله علیه واله) را طلاق داد تا مشکلی بر مشکلات پیامبر(صلی الله علیه واله) بیفزاید.
در این محیط محدودیت سنی برای ازدواج وجود نداشت. چه بسا مردی بزرگسال با دختری که به مراتب از وی کوچک تر بود ، ازدواج می کرد.
در این محیط، زن بیوه اگر شوهر نمی کرد ، زشت تلقی می شد ، به مجرد آن که شوهرش می مرد یا از وی طلاق می گرفت و عده وفات یا طلاقش سپری می شد، شوهری دیگر انتخاب می کرد؛ همانند اسماء بنت عمیس که اول همسر جعفربن ابی طالب و بعد از شهادت وی همسر ابوبکر و پس از درگذشت وی ، به همسری علی بن ابیطالب (ع) درآمد.
ازدواج مهم ترین عامل وحدت و پیوند بین قبایل به شمار می آمد. با پیوند ازدواج بسیاری از درگیری ها فروکش می کرد.
با توجه به آن چه ذکر شد، چند همسرداری (چند زن برای یک مرد) امری معمول و پسندیده و عاملی برای رفع مشکلات اجتماعی آنان محسوب می شد. این کار هم موجب تقویت و تحکیم مودت بین قبایل و جلوگیری از جنگ و خونریزی می شد و هم مشکل عدم تساوی بین تعداد نفرات زن و مرد و بی سرپرست شدن زنان و یتیمان که بر اثر جنگ و خونریزی به وجود می آمد ، رفع می شد.

نکاتی چند درباره ازدواج پیامبر(صلی الله علیه واله)

• پیامبر(صلی الله علیه واله) تا سن پنجاه یا پنجاه و سه سالگی غیر از «خدیجه»، همسر دیگری برنگزید.
• همه زنان پیامبر (صلی الله علیه واله) به جز عایشه بیوه بودند.
• پیش از آن که با پیامبر (صلی الله علیه واله) ازدواج کنند، یک یا چند بار ازدواج نموده بودند.
• پیامبر(صلی الله علیه واله) با قبایل انصار ازدواج نکرد.
• همه زنان پیامبر(صلی الله علیه واله) پس از خدیجه به فاصله بین هجرت تا فتح مکه به عقد پیامبر درآمدند.
• همه زنان آن حضرت پیش از آن که حکم حرمت ازدواج به بیش از چهار زن نازل شود، به عقد پیامبر(صلی الله علیه واله) درآمده بودند. آیه مربوط به حرمت بیش از چهار زن، در اواخر سال هشتم هجری در مدینه نازل شد و حضرت، پیش از این تاریخ همسران خویش را به عقد خود درآورده بود و پس از این هم خداوند به پیامبرش دستور داد که اجازه ندارد زنانش را طلاق دهد و به جای آنان زنان دیگری برگزیند. (۱)
این حکم از احکام اختصاصی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) است که در جای خود بیان می شود.
پس از ذکر ین نکات، به تفسیر و تبیین حکمت ها و اهداف این ازدواج ها می پردازیم، و برای این امر از نکته های بیان شده کمک می گیریم، زیرا توجه به شرایط فرهنگی آن زمان در این تفسیر ضروری است.
با توجه به آن چه ذکر شد، بدون کوچ کترین تردید می توان فهمید که همسرگزینی های پیامبر(صلی الله علیه واله) جنبه ارضای غرایز نفسانی و خوش گذرانی نداشت، زیرا:
۱. اگر پیامبر(صلی الله علیه واله) در پی ارضای غرایز نفسانی بود، می باید در سنین جوانی به این کار مبادرت می کرد؛ این غریزه از آغاز بلوغ خودنمایی می کند و کم کم قوی تر می شود و از سن سی و پنج یا چهل سالگی رو به کاهش می نهد، در حالی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) تا سن بیست و پنج سالگی همسری انتخاب نکرد و پس از آن نیز با زنی که در گذشته دوبار شوهر کرده بود، و از آن دو فرزندانی داشت و پانزده سال از وی بزرگ تر بود، ازدواج کرد و تا آخرین لحظه عمر این همسر، حدود بیست و پنج سال با وی زندگی نمود، بدون آن که با زن دیگری رابطه زناشویی برقرار سازد و تا سن پنجاه و سه سالگی، جز یک همسر نداشت؛ این در شرایطی بود که تعدد زوجات در آن محیط امری عادی محسوب می شد.
پیامبر (صلی الله علیه واله) در دوره جوانی، همه آن چه موجب جلب توجه زنان می شود مانند زیبایی، شخصیت فامیلی، شهرت و ... دارا بود. با این همه حضرت در پی کام گیری از زنان نبود و در طول زندگی خویش عفیف و پاکدامن بود. این پاکدامنی و اکتفا به زنی بیوه و بزرگسال در عهد جوانی ، با واژه هایی چون زن بارگی و... ناسازگار است.
علاوه بر این، اگر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) در این باره کوچک ترین ضعفی می داشت، دشمنان آن حضرت برای ضربه زدن به وی ، از توسل به آن فرو گذار نمی کردند. پاکدامنی و خویشتن داری پیامبر(صلی الله علیه واله) به اندازه ای آشکار بود که حتی دشمنان نیز به خود اجازه نمی دادند تا ایشان را به خلاف آن متهم نمایند.
«جان دیون پورت» (۲) می گوید: «آیا ممکن است مردی که به شهرت توجهی بسیار دارد، در چنان کشوری که تعدد زوجات عمل عادی محسوب می شد، برای مدت بیست و پنج سال به یک زن قانع باشد، آن هم پانزده سال از او بزرگ تر؟! (۳)
۲. اگر آن حضرت زنباره بود، باید جهت گیری وی در گزینش همسر رنگ رخساره آنان می بود و با زیباترین دوشیزگان که در اوان جوانی به سر می بردند، ازدواج می کرد، نه زنان بیوه و یتیم دار. همه زنان پیامبر(صلی الله علیه واله) ـ به جز «عایشه» ـ بیوه بودند و برخی چون ام سلمه به دلیل بزرگسالی علاقه ای به ازدواج و شوهرداری نداشت. براساس گزاراش های تاریخی، آن حضرت در حالی با «ام سلمه» ازدواج نمود که وی پیرزن بود که به ازدواج رغبتی نداشت و از شوهر درگذشته خویش فرزند یا فرزندانی داشت. نیز آن حضرت با زینب بنت جحش پنجاه ساله یا با میمونه پنجاه و یک ساله ازدواج نمود.
۳. ماهیت زندگی کسانی که با انگیزه ارضای غرایز حیوانی و کامیابی از زنان به ازدواج های متعدد رومی آوردند، این است که به زرق و برق و تجملات و زینت زنان و رفاه و مانند آن رو می آورند، در حالی که سیره و روش زندگی رسول خدا(صلی الله علیه واله) خلاف این است. پیامبر(صلی الله علیه واله) در برابر درخواست همسران خویش درباره زرق و برق زندگی و زینت زنان، نرمشی از خود نشان نمی داد. و آنان را بین ادامه زندگی ساده با پیامبر (صلی الله علیه واله) و طلاق مخیر می کرد. (۴)
علامه سید محمد حسین طباطبایی در این باره می نویسد: «داستان تعدد زوجات پیغمبر(صلی الله علیه واله) را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی آن حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود؛ چه آن که برنامه ازدواج آن حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، با بهتان زن دوستی آن حضرت منافات دارد». (۵)
۴. دو نفر از زنان پیامبر(صلی الله علیه واله) کنیز بودند؛ اگر هدف پیامبر از ازدواج، لذت بردن بود، لذت بودن از این دو کنیز بدون ازدواج نیز ممکن بود؛ با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.
بنابر آن چه ذکر شد، در تفسیر و تحلیل ازدواج های پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله) جایی برای شهوت گرایی و میل به خوش گذرانی وجود ندارد. اهداف و حکمت این ازدواج ها را باید در انگیزه های غیرنفسانی جستجو کرد که اینک به برخی از این اهداف اشاره می کنیم.

۱. اهداف سیاسی ـ تبلیغی

از جمله اهداف ازدواج های پیامبر (صلی الله علیه واله)، کسب قدرت سیاسی و اجتماعی برای تبلیغ، رشد و گسترش اسلام است.
آن حضرت به دلیل تحصیل موقعیتهای بهتر اجتماعی و سیاسی، و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی های آنان و حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی از این ازدواج ها روی آورد؛ در راستای این اهداف با عایشه دختر ابوبکر از قبیله تیم، حفصه دختر عمر از قبیله عدی، ام حبیبه دختر ابوسفیان از بنی امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی اسراییل پیوند زناشویی برقرار کرد. پیوند ازدواج مهم ترین پیوند اجتماعی به ویژه در محیط و فرهنگ عرب جاهلی بود.
در آن محیط که جنگ و خون ریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه ـ به تعبیر «ابن خلدون» ـ جنگ، خون ریزی و غارتگری خصلت ثانوی آنان شده بود، (۶) پیوند ازدواج بازدارنده از جنگ ها، کارشکنی ها و عامل وحدت و الفت بود. به همین دلیل می بینیم که آن حضرت با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با برخی قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر (صلی الله علیه واله) دشمن بودند، همانند بنی امیه و بنی اسراییل ازدواج می کند. اما با قبایل انصار که خطر این دشمنی وجود نداشت ازدواج نمی کند.
پیامبر(صلی الله علیه واله) با قبایل مختلف پیوند خویشاوندی برقرار می کند، به این ترتیب اتحاد و الفت میان قبایل و پیامبر(صلی الله علیه واله) بیشتر، و دشمنی و کارشکنی آنان نسبت به مسلمانان و دعوت پیامبر(صلی الله علیه واله) کمتر گردد.
اعراب جاهلی با همه تعصب و لجاجت، خصلتی جوانمردانه داشتند. وقتی در برابر بت سوگند می خوردند، به آن عمل می کردند؛ اگر به کسی پناه می دادند، با همه قبیله از او دفاع می کردند. آنان جنگ با دوکس را ننگ می دانستند؛ جنگ با هم قبیله و فامیل. به این ترتیب پیامبر(صلی الله علیه واله) با چند قبیله بزرگ فامیل شد و از این راه توانست بررشد و گسترش اسلام بیفزاید.
کوتاه سخن این که ازدواج های متعدد پیامبر(صلی الله علیه واله) یکی از عوامل رشد و گسترش اسلام در آن محیط به شمار می آمد و به ازدواج های پیامبر(صلی الله علیه واله) هدف سیاسی بخشید. با دقت در چند نکته، این سخن را بهتر می توان پذیرفت.
در شرایط سخت و بحرانی، رسول خدا (صلی الله علیه واله) به ازدواج های متعدد روی آورد؛ به ویژه پس از جنگ احد که نتیجه آن برای مسلمانان بسیار ناگوار بود، پیامبر (صلی الله علیه واله) پس از این جنگ به چند ازدواج مبادرت کرد.
پس از فتح مکه که نقطه پیروزی درخشان مسلمانان، بلکه نقطه عطفی در تاریخ صدر اسلام محسوب می شود، پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) دیگر ازدواج نکرد و آخرین ازدواج پیامبر(صلی الله علیه واله) در جریان عمره القضا در سال هفتم هجری بود.
رسول خدا با قبایل انصار و مسلمانان مدینه که روگردانی از حمایت پیامبر (صلی الله علیه واله) در مورد آنان مطرح نبود، پیوند زناشویی برقرار نساخت، «گیورگیو» نویسنده مسیحی می نویسد: محمد ام حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان، یعنی دشمن اصلی خود شده، از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه این وصلت، پیامبر(صلی الله علیه واله) با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود، جنبه فامیلی و خویشاوندی پیدا کرد، ام حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه بود. (۷)

۲. هدف تربیتی

رسول خاتم (صلی الله علیه واله) حمایت از محرومان و واماندگان را از اصول آیین نجات بخش خویش قرار داد. آیه های قرآن به گونه های مختلف مردم را به حمایت از واماندگان، محرومان و یتیمان فرا می خواند و رسول اکرم هم در فرصت های مناسب مردم را به این کار خدا پسندانه تشویق می نمود و در عمل برای مردان بیچاره و وامانده در کنار مسجد صفه را بنا نهاد و حدود هشتاد نفر از آنان را در اینجا سکنی داد. اما درباره زنان با توجه به موقعیت آنان، این گونه راه حل ها برای رهایی آنان از مشکلات پسندیده نبود، رسول خدا (صلی الله علیه واله) برای زنان راه حل دیگری در نظر گرفت؛ آن حضرت از فرهنگ آنان و راه حل چند همسرداری که بازتاب شرایط اجتماعی این منطقه بود، بهره جست و مردان مسلمان را تشویق نمود که زنان بی سرپرست و دارای یتیم را به فراخور حالشان، با پیوند زناشویی به خانه های خویش ببرند تا آنان و یتیمانشان از رنج بی سرپرستی و تنهایی و فقر مالی و عقده های روانی رهایی یابند.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) تنها با زبان و گفتار مسلمانان را به این امر خدا پسندانه تشویق ننمود، بلکه در عمل نیز به تشویق مسلمانان اقدام نمود و خود در نگهداری از یتیمان و بیچارگان پیشگام شد و زنان بیوه و بی سرپرست و یتیم دار را با پیوند زناشویی به خانه خویش برد و در این کار برای دیگران الگوی پسندیده ای شد.
این بهترین راه برای حل مشکل زنان محسوب می شد؛ چرا که زنان مؤمن بی سرپرست به حکم شرع مقدس اسلام، نمی توانستند به نکاح مردان کافر در آیند. و همچنین ماندن پیش خانواده خود که کافر بودند ، به مصلحت نبود.
آری با دقت و تامل در فرهنگ آن عصر و ارزشهای اسلامی، پیامبر(صلی الله علیه واله) بهترین راه حل ممکن را برگزید؛ در حالی که دشمنان پیامبر (صلی الله علیه واله) به رهبری ابوسفیان ، تلاش می کردند با طلاق دادن دختران رسول خدا (صلی الله علیه واله) مشکل اقتصادی پیامبر(صلی الله علیه واله) را بیشتر کنند، رسول خدا(صلی الله علیه واله) دختر بیوه ابوسفیان را به خانه خویش برد.

۳. رهایی کنیزان

اسلام با برنامه ریزی دقیق و مرحله به مرحله، در جهت آزادی اسیران گام نهاد. رسول خدا(صلی الله علیه واله) از شیوه های خوب و متعدد برای آزادی اسیران استفاده کرد که ازدواج از جمله آن است. جویریه و صفیه کنیز بودند و پیامبر این دو را آزاد کرد؛ سپس با این دو ازدواج نمود ـ تا به این وسیله مسلمانان بیاموزد که می توان با کنیز ازدواج نمود؛ اول او را آزاد کرد سپس شریک زندگی خویش قرار داد. در ازدواج پیامبر با جویریه بسیاری از کنیزان آزاد شدند.
جویریه در غزوه بنی مصطلق اسیر شده بود و در سهم غنیمتی رسول خدا (صلی الله علیه واله) قرار گرفت. آن حضرت وی را آزاد و سپس با وی ازدواج نمود. این کار حضرت به الگویی برای یاران و صحابه تبدیل شد و آنان تمامی اسیران غزوه بنی مصطلق را که حدود دویست نفر بودند، آزاد کردند.
بنابراین، یکی از حکمت های ازدواج های متعدد پیامبر (صلی الله علیه واله) آزادی کنیزان بود. پیامبر(صلی الله علیه واله) با این کار به مسلمانان یاد داد که می توان کنیز را آزاد و سپس با وی ازدواج کرد.
در این باره گیورگیو دانشمند مسیحی می نویسد: محمد(صلی الله علیه واله) با جویریه ازدواج کرد؛ یارانش به این عمل با تعجب نگریستند و رفتار پیامبرشان را نپسندیدند، از فردای آن روز عده ای کم کم به اصل اقدام پی بردند و وقتی پیامبر(صلی الله علیه واله) یاران و جنگجویان را خواست و از آنان سؤال کرد که آیا روا می دانند که پدر زن رسول خدا (صلی الله علیه واله) برده باشد؟! سپس تمام افراد بنی مصطلق آزاد شدند. (۸)
۴. نجات زن و جلوگیری از غلتیدن وی در دامن بستگان مشرک و کافر برخی زنانی که مسلمان بودند، به دلیل مرگ، شهادت یا ارتداد شوهران بی سرپرست می شدند و زندگی برای آنان بسیار مشکل بود و در وضع بسیار آشفته ای به سر می بردند، همانند ام حبیبه دختر ابوسفیان. رسول خدا(صلی الله علیه واله) وقتی از مشکل وی با خبر شد، با وساطت نجاشی پادشاه حبشه با وی ازدواج کرد و در حالی که مهریه دیگر زنان پیامبر چهارصد درهم مقرر شده بود، مهریه ام حبیبه را چهار صد دینار، یعنی ده برابر مهریه دیگر زنان قرار داد که این خود نشان می دهد که پبامبر (صلی الله علیه واله) می خواست با این ازدواج وی را نجات بدهد و از غلتیدن وی به دامن بستگان مشرک و کافر جلوگیری کند و از شدت نگرانی وی، از مصیبت های رسیده بکاهد.

۴. طرد سنتی از سنت های غلط جاهلی

در اسلام پسرخوانده حکم پسر واقعی را نداردو زن پسرخوانده بر مرد محرم نیست، در حالی که در جاهلیت احکام پسر واقعی را به پسر خوانده سرایت می دادند و زن وی بر مرد محرم بود، اسلام این حکم را باطل کرد. (۹)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) به دستور خداوند سبحان با زینب بنت جحش، همسر مطلقه زید بن حارثه پسر خوانده خود، ازدواج کرد تا مسلمانان به روشنی تمام بدانند که این حکم جاهلی باطل اعلام شده است؛ (۱۰) چه بسا ممکن بود که اگر این ازدواج رخ نمی داد، زیدبن حارثه بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه واله) به عنوان پسر پیامبر (صلی الله علیه واله) مطرح می شد و مسیر وراثت، امامت و خاندان پیامبر تغییر می کرد. ممکن بود که به زید بگویند تو وارث رسول خدا هستی و تو باید خلیفه مسلمانان بشوی یا خلافت حق تو است وبه هر کس می خواهی محول کن ویا... . از جمله فواید این ازدواج، افزون بر جلوگیری از خطر احتمالی مذکور این است که دو حکم و سنت جاهلی را باطل کرد؛ یکی حرمت ازدواج با همسر مطلقه پسرخوانده و دیگری سنت زشت شمردن ازدواج با همسر مطلقه یک غلام آزاد شده.
افزون بر آن چه ذکر شد، می توان امور دیگری را نیز برشمرد که از ذکر آن خودداری می کنیم.
کوتاه سخن این که ازدواج های پیامبر(صلی الله علیه واله) به دلایلی که ذکر شد، به هیچ عنوان جنبه خوش گذرانی و شیفتگی به جنس مخالف نداشت، بلکه آن حضرت از این ازدواج ها اهداف والایی را دنبال می کرد؛ برای نمونه:
ـ ازدواج با خدیجه به دلیل آینده، ایمان و فداکاری خدیجه و بهترین ثمره، این پیوند وجود اطهر صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) و بقای نسل آن حضرت از این طریق بود.
ـ ازدواج با سوده دختر زمعه به دلیل رفع پریشانی و نجات وی از افتادن در دامن قبیله کافر، حفظ ایمان و رهایی از آزار خانواده مشرک.
ـ ازدواج با عایشه به دلیل جلب توجه ابی بکر و تحکیم روابط با قبیله بزرگ تیم.
ـ ازدواج با حفصه به دلیل وصلت با قبیله بزرگ عدی و رفع نگرانی عمر برای بی سرپرستی دخترش حفصه.
ـ با زینب بنت خزیمه ، برای حفظ آبرو و مفتخر شدن وی به مقام ام المومنین؛ چرا که وی از زنان نیکوکار بود، به همین دلیل در جاهلیت وی را ام المساکین (مادر مسکینان). لقب داده بودند.
ـ ازدواج با ام سلمه به منظور جبران زحمتهای وی و رفع نگرانی و سرپرستی از یتیمان او.
ـ با زینب بنت ججش، به دلیل طرد و باطل کردن حکمی از احکام نادرست جاهلی، درباره زنان پسرخوانده.
ـ با جویریه به دلیل تحکیم مبانی اسلام در قبیله بنی مصطلق، آزادی اسیران جنگی به صورت داوطلبانه و تعلیم این روش که می شود کنیز را آزاد کرد و سپس با وی ازدواج نمود.
ـ با ام حبیبه دختر ابوسفیان ، به جهت رفع پریشانی، سرپرستی و جلوگیری از غلتیدن وی در دامن خانواده مشرک و دشمن با مسلمانان و نیز هدف سیاسی کاستن از دشمنی آنان با مسلمانان.
ـ هدف از ازدواج با صفیه به منظور نجات زن، وصلت با بنی اسراییل، تعلیم این روش که می توان کنیز را آزاد کرد و با وی ازدواج نمود و به گفته رشید رضا ، حکمت عمومی ازدواج های آن حضرت، براساس مصالح و حکمت هایی بود که در انجام ماموریت الهی به آنها نیازمند بود و اگر هدف عیش و نوش و شهوت رانی بود، همانند ملوک و سلاطین امرای جهان، به جای این همه زنان سالخورده و بیوه، از دختران دلربا و زیباروی اختیار می کرد. (۱۱)
نسبت های ناروا به پیامبر (صلی الله علیه واله) درباره ازدواج های آن حضرت
با توجه به مطالب گذشته به این نتیجه رسیدیم که پیوندهای زناشویی آن حضرت با اهداف و حکمت های والایی همراه بود. اما برخی از خرده گیران از نسبت های ناروا فروگذار نکردند و ضمن خرده گیری، انگیزه های دیگری برای ازدواج های آن حضرت برشمردند.
گوستاولوبون فرانسوی، شرق شناس نامدار در این باره می نویسد: «تنها چیزی که موجب انتقاد از این پیامبر بی نظیر شده است، علاقه او به زنان بود؛ با این که تا سن پنجاه سالگی به همان زن نخستین خود (خدیجه) اکتفا کرده بود، ولی این علاقه در سنین آخر زندگی او آشکار شد، و آن جناب علاقه ای که به زنان داشت، هیچ گاه پوشیده نمی داشت، زیرا از سخنان او است که می فرماید: از دنیای شما سه چیز را دوست دارم، بوی خوش، زنان و نماز که نور چشم من است.
محمد به سن زنانی که می گرفت، اهمیتی نمی داد، زیرا عایشه ده ساله را به همسری گرفت و با میمونه که پنجاه و یک ساله بود، ازدواج کرد. محبت او به زنان چنان بود که روزی چشمش به زن زید که پسر خوانده او بود بیفتاد و میلی از آن زن در دل او پیدا شد، بدین خاطر شوهرش زید آن زن را طلاق گفت که پیامبر(صلی الله علیه واله) با او ازدواج کند...». (۱۲)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) چهار زن را در یک سال به همسری گرفت و شمار زنانی که روی هم رفته گرفت، به پانزده زن می رسد و در یک زمان شماره آنان به یازده نفر رسید. اروپاییان خیال می کنند این شماره زیاد است، ولی در نظر شرقی ها، افراطی در این کار نشده است و اگر پیغمبر (صلی الله علیه واله) می خواست به روش حکیم ترین و خردمندترین انبیا از نظر کتاب تورات تأسی می کرد و می باید خیلی بیش از این زن بگیرد... و نیز می نویسد: «باید دانست موضوع تعدد زوجات چیزی نبود که محمد (صلی الله علیه واله) آورده باشد، بلکه تعدد زوجات چیزی بود که در میان ملت های آسیا با اختلاف های مسلکی و نژادی که داشتند، پیش از آمدن او مرسوم بود و اکنون نیز در میان آن ها شایع است». (۱۳)

پی نوشت :

۱. عذر تقصیر به پیشگاه محمد، ترجمه سید غلامرضا سعیدی، ص ۳۵.
۲. سوره احزاب، آیه ۲۹.
۳. فرازهایی از اسلام، ص ۱۷۴.
۴. ترجمه مقدمه ابن خلدون، ج ۱، ص ۲۸۶.
۵. محمد پیامبری که از نو باید شناخت، ص ۲۰۷، به نقل از همسران رسول خدا (صلی الله علیه واله)، عقیقی بخشایشی.
۶. همان، ص ۱۸۱.
۷. سوره احزاب، آیه ۴.
۸. سوره احزاب، آیه ۳۷.
۹. تفسیر المنار، ج ۴، ص ۳۷۰، به نقل از همسران رسول خدا (صلی الله علیه واله)، ص ۷۷.
۱۰. تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص ۱۱۶ به بعد.
۱۱. همان ، ص ۱۲۴.
۱۲. سوره نحل، آیه ۵۸.
۱۳. وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۸.

تهیه و تنظیم : واحد پاسخ به سوالات ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم