منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
ضرورت شناخت امام زمان (علیه السلام )
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ : توسط : سمیه مهتدی

ضرورت شناخت امام زمان (علیه السلام )


از دلایل عقلى و نقلى فراوانى استفاده مى شود که باید همه انسانها در همه اعصار و امصار، امام زمان خود را بشناسند، وگرنه رشته اتصال آنان از آئین مقدس اسلام گسسته ، به عهد بربریت و جاهلیت خواهند پیوست .
در این گفتار ما در صدد بر شمردن دلایل عقلى و نقلى این حقیقت نیستیم ، بلکه تنها از اسناد و مدارک حدیث معروف : من مات و لم یعرف امام زمانه ، مات میته جاهلیه : سخن خواهیم گفت و تعبیرهاى مختلف این حدیث شریف را به مقدارى که در یک مقال بگنجد برخواهیم شمرد.
با توجه به این که این حدیث با تعبیرهاى مختلفى در منابع اهل تشیع و تسنن آمده ، متون وارده را با دقت کامل بررسى کرده ، در سه بخش به خوانندگان گرامى تقدیم مى نماییم :
1- متونى که عینا - بدون هیچ کم و زیاد - در منابع شیعه و سنى آمده است .
2- متونى که فقط به منابع اهل سنت آمده است .
3- متونى که فقط در منابع شیعه وارد شده است .
بخش اول :
متونى که در منابع شیعه و سنى بدون هیچ کم و کاست آمده :
1- من مات و لم یعرف امام زمانه ، مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن مشهورترین متن این حدیث شریف است که جمع کثیرى از علماى شیعه و سنى آن را با سلسله اسناد خود، در کتابهاى حدیثى ، تفسیرى و کلامى از رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله )روایت کرده اند.
و این راویان این حدیث با این تعبیر از علماى شیعه :
1- سید مرتضى علم الهدى ، متوفاى 436 ه‍(1)
2- امین الاسلام ، ابوعلى ، فضل بن حسن طبرسى ، متوفاى 548 ه‍(2)
3- على بن عیسى اربلى ، متوفاى 693 ه‍(3)
4- على بن حسین بن عبدالعالى ، مشهور به ((محقق کرکى )) متوفاى 940 ه‍(4)
5- شیخ بهاءالدین محمد عاملى ، مشهور به ((شیخ بهائى )) متوفاى 1030 ه‍(5)
6- ملا محسن فیض کاشانى ، متوفاى 1091 ه‍(6)
7- محمد بن حسن ، مشهور به ((شیخ حر عاملى )) متوفاى 1104 ه‍(7)
8- مولى محمد باقر مجلسى ، متوفاى 1110 ه‍(8)
و اما روایان این حدیث شریف به همین تعبیر از اهل سنت :
1- مسلم بن حجاج نیشابورى ، متوفاى 261 ه‍(9)
2- قاضى عبدالجبار معتزلى ، متوفاى 415 ه‍(10)
3- محمد بن فتوح حمیدى ، متوفاى 488 ه‍(11)
4- مسعود بن عمر بن عبدالله ، مشهور به ((سعد الدین تفتازانى )) متوفاى 791 ه‍(12)
5- على بن سلطان ، مشهور به ((ملا على قارى ))(13)
6- مولى حیدر على فیض آبادى هندى ، متوفاى 1205 ه‍(14)
7- حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزى ، متوفاى 1294 ه‍(15)
2- من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه :
در این متن فقط کلمه ((فقد)) بر متن نخستین افزوده شده و مفهوم حدیث را با تاءکید بیشترى بیان مى کند.
این متن ر از علماى بزرگ شیعه : ابو جعفر محمد بن على بن شهرآشوب ، متوفاى 588 ه‍ روایت کرده (16) و از علماى اهل سنت گروهى آن را نقل کرده اند که از آن جمله است :
1- شیخ ابوسعید خادمى حنفى ، متوفاى 1168 ه‍(17)
2- قاضى بهلول بهجت افندى ، مشهور به ((قاضى زنگنه زورى )) متوفاى 1350 ه‍(18)
3- من مات بغیر امام مات میته جاهلیه :
((هر کس بدون امام از دنیا برود به مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
راویان حدیث شریف از علماى شیعه :
1- محمد بن محد بن نعمان ، مشهور به ((شیخ مفید)) متوفاى 413 ه‍(19)
2- محمد بن مسعود بن عیاش سلمى ، از بزرگان قرن سوم هجرى .(20)
3- شیخ محمد مشهدى ، از علماى قرن دوازدهم هجرى .(21)
و اما روایان آن از علماى بزرگ اهل سنت :
1- ابو داوود سلیمان بن داوود طیالسى ، متوفاى 204 ه‍(22)
2- احمد حنبل پیشواى حنابله ، متوفاى 241 ه‍(23)
3- ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانى ، متوفاى 360 ه‍(24)
4- عبدالحمید، ابن ابى الحدید معتزلى ، متوفاى 656 ه‍(25)
5- نور الدین على بن ابى بکر هیثمى ، متوفاى 807 ه‍(26)
6- على بن حسام الدین ، مشهور به ((متقى هندى )) متوفاى 975 ه‍(27)
7- محمد بن سلیمان مغربى ، متوفاى 1094 ه‍(28)
4- من مات لا یعرف امامه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامش را نشناسد با مرگ جاهلى مرده است )):
این متن را حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزى ، متوفاى 1294 ه‍ از بزرگان اهل سنت در کتاب ارزشمند ((ینابیع الموده )) روایت کرده (29) و جمع کثیرى از علماى بزرگ شیعه آن را در منابع حدیثى خود آورده اند که از آن جمله است :
1- ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقى ، متوفاى 274 ه‍(30)
2- على بن حسین بن موسى بن بابویه - پدر شیخ صدوق - متوفاى 329 ه‍ (31)
3- محمد بن یعقوب کلینى ، متوفاى 329 ه‍(32)
4- محمد بن ابراهیم نعمانى ، از بزرگان شیعه در قرن چهارم هجرى .(33)
5- محمد بن على بن بابویه ، مشهور به ((شیخ صدوق )) متوفاى 381 ه‍(34)
6- ابو جعفر محمد بن حسن طوسى ، متوفاى 460 ه‍(35)
7- سید هاشم بحرانى ، متوفاى 1109 ه‍(36)
8- مولى محمد باقر مجلسى ، متوفاى 1110 ه‍(37)
5- من مات لیس علیه امام فمیتته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامى بر او نباشد، مرگش بر عهد جاهلیت است )).
این متن را از بزرگان اهل سنت ((طبرانى )) متوفاى 360 ه‍ در معجم کبیر(38) و از بزرگان شیعه فضل بن شاذان نیشابورى ، متوفاى 260 ه‍ از اصحاب امام رضا (علیه السلام ) در کتاب گرانسنگ ((الایضاح )) روایت کرده اند(39)
6- من مات لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامى بر او نباشد، مرگش همانند مرگ دوران جاهلیت است )).
این متن را پیشواى محدثان شیعه ، محمد بن یعقوب کلینى ، متوفاى 329 ه‍ در کافى شریف روایت نموده ،(40) و گروهى از علماى اهل تسنن در کتابهاى حدیثى خود آورده اند که از آن جمله است :
1- احمد بن عمر بزار، متوفاى 320 ه‍ در زوائد.(41)
2- نور الدین على بن ابى بکر هیثمى ، متوفاى 807 ه‍ در مجمع و کشف الاستار.(42)
7- من مات لیس له امام مات میته جاهلیه
((هر کس در حالى بمیرد که امامى بر او نباشد به مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
این متن را از بزرگان اهل سنت ، علاء الدین على بن بلبان فارسى حنفى ، متوفاى 739 ه‍ روایت کرده (43) و از محدثان بزرگ شیعه جمع کثیرى روایت نموده اند که از آن جمله است :
1- ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینى ، متوفاى 329 ه‍(44)
2- على بن حسین بن بابویه - پدر شیخ صدوق - متوفاى 329 ه‍(45)
3- محمد بن على ابن بابویه ، مشهور به شیخ صدوق متوفاى 381 ه‍(46)
4- علامه بزرگوار مولى محمد باقر مجلسى ، متوفاى 1110 ه‍(47)
بخش دوم :
متوفى که فقط در منابع اهل سنت آمده و عین آن تعبیر در منابع شیعه نیامده ، و یا ما در این فرصت کوتاه ، به آن دست نیافته ایم :
1- من لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه :
((هر کس امام زمانش را نشناسد با مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
این متن را مطابق نقل مؤ لفین ((احقاق الحق ))، مسلم بن حجاج نیشابورى ، متوفاى 261 ه‍ در صحیح خود آورده است .(48)
2- من مات بغیر امام فقد مات میته جاهلیه :
((هر کس بدون امام از دنیا برود، به راستى به مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
این متن را حافظ احمد بن عبدالله اصفهانى ، مشهور به ((ابو نعیم ))
متوفاى 430 ه‍ در حلیه روایت کرده است .(49)
3- من مات و لا امام له مات میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امامى بر او نیست ، به مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
1- ابو جعفر محمد بن عبدالله اسکافى معتزلى ، متوفاى 240 ه‍ در کتاب ارزشمند ((المعیار و الموازنه ))(229) و ((نقض ‍ کتاب العثمانیه )).(51)
2- عبد الحمید، ابن ابى الحدید معتزلى ، متوفاى 656 ه‍(52)
4- من مات و لا بیعه علیه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و بیعتى بر عهده او نباشد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را گروهى از بزرگان اهل سنت روایت کرده اند که از آن جمله است :
1- محمد بن سعد، کاتب واقدى ، متوفاى 230 ه‍ در کتاب طبقات .(53)
2- علاء الدین على بن حسام الدین ، مشهور به ((متقى هندى )) متوفاى 975 ه‍(54)
5- من مات و لیس فى عنقه بیعه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و در گردنش بیعتى نباشد به مرگ جاهلى از دنیا رفته است .))
این متن را مسلم ، متوفاى 261 ه‍ در صحیح خود آورده است .(55)
6- من مات و لیس علیه طاعه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و اطاعتى (اطاعت امامى ) بر او نباشد به مرگ جاهلى از دنیا رفته است .))
این متن را هیثمى در مجمع الزوائد نقل کرده است .(56)
7- من مات و لا طاعه علیه مات میته جاهلیه :
این متن را با این تعبیر جمعى از علماى اهل سنت روایت کرده اند که از آن جمله است :
1- عبدالله بن محمد بن ابى شیبه ، متوفاى 235 ه‍ در کتاب ((المصنف ))
(57)
2- شهاب الدین احمد بن على ، ابن حجر عسقلانى ، متوفاى 852 ه‍(58)
8- من مات و لیس علیه طاعه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و اطاعتى (اطاعت امامى ) به گردنش نباشد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را گروهى از علماى اهل سنت در منابع حدیثى خود آورده اند که از آن جمله است :
1- احمد حنبل پیشواى حنابله ، متوفاى 241 ه‍ در مسند خود.(59)
2- محمد بن اسماعیل بخارى ، متوفاى 256 ه‍ در تاریخ خود.(60)
3- ابوالحسن على بن جعد جوهرى ، متوفاى 230 ه‍ در مسند خود.(61)
4- حمید بن رنجویه ، متوفاى 251 ه‍ در کتاب ((الاموال ))(62)
5- متقى هندى ، متوفاى 975 ه‍ در کتاب ((کنز))(63)
9- من مات و لیس فى عنقه لامام المسلمین بیعه ، فمیتته میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و در گردنش براى امام مسلمانان بیعتى نباشد، مرده اش مرده جاهلى است .))
این متن را محمود بن عمر زمخشرى ، متوفاى 538 ه‍ در ((ربیع الابرار)) روایت کرده است .(64)
10- من مات و لم یعرف امام زمانه ، فلیمت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا:
((هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، اگر بخواهد یهودى از دنیا مى رود و اگر بخواهد نصرانى از دنیا مى رود)).
این متن را مطابق نقل آیت الله حاج شیخ لطف الله صافى (65) محمد بن عمر تیمى ، مشهور به ((فخر رازى )) متوفاى 606 ه‍ در رساله ((المسائل الخمسون )) روایت کرده است .(66)
بخش سوم :
متونى که فقط در روایات علماى شیعه آمده ، و یا در این فرصت کوتاه در منابع حدیثى اهل تسنن به آنها راه نیافته ایم :
1- من مات لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، با مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
این متن را مرحوم علامه مجلسى در بحار آورده است .(67)
2- من مات و هو لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امام زمانش را نمى شناسد به مرگ جاهلى مرده است .
این متن را جمعى از بزرگان عالم تشیع روایت کرده اند که از آن جمله است :
1- محمد بن محمد بن نعمان ، ((شیخ مفید)) متوفاى 413 ه‍(68)
2- ابوالفتح محمد بن على کراجکى ، متوفاى 449 ه‍(69)
3- غواص بحار معارف آل محمد، علامه مجلسى متوفاى 1110 ه‍(70)
4- خاتمه المحدثین ، حاج شیخ عباس قمى ، متوفاى 1359 ه‍(71)
3- من مات لیس له امام مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامى بر او نباشد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را ابو جعفر احمد بن محمد برقى ، متوفاى 274 ه‍ روایت کرده است .(72)
4- من مات و لیس له امام فمیتته میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امامى بر او نباشد مرده اش مرده جاهلى است )).
این متن را پیشواى محدثان شیعه مرحوم کلینى در کافى شریف روایت نموده است .(73)
5- من بات لیله لا تعرف فیها امامه مات میته جاهلیه :
((هر کس شبى را سحر کند که در آن امامش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را ابو عبدالله محمد بن ابراهیم نعمانى ، متوفاى بعد از 442 ه‍ روایت کرده است .(74)
6- من مات و لم یعرف امامه مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهى از دنیا رفته است )).
1- محمد بن یعقوب کلینى ، متوفاى 329 ه‍ در کافى شریف .(75)
2- محمد بن مسعود بن عیاش سلمى - قرن سوم - در تفسیرش .(76)
3- ابو جعفر محمد بن حسن طوسى ، متوفاى 460 ه‍ در اختیار رجال کشى .(77)
4- علامه بزرگوار مولى محمد باقر مجلسى ، متوفاى 1110 ه‍ در بحار.(78)
7- من مات و هو لا یعرف امامه مات میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امامش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را ابو جعفر احمد بن محمد برقى ، متوفاى 274 ه‍ در محاسن آورده است .(79)
8- من مات و لیس علیه امام مات میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امامى بر او نباشد به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را مرحوم کلینى در کافى شریف روایت کرده است .(80)
9- من مات و لیس علیه امام فمات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امامى بر او نباشد، پس به مرگ جاهلى مرده است )).
این متن را محمد بن جریر طبرى ، از بزرگان جهان تشیع در قرن چهارم ، معاصر و همنام طبرى معروف ، در کتاب بسیار ارزشمند ((المسترشد)) روایت کرده است .(81)
10- من مات و لیس له امام یسمع له و یطیع مات میته جاهلیه :
((هر کس در حالى بمیرد که امامى بر او نباشد که به فرمانش گوش دهد و از اوامرش اطاعت کند، به مرگ جاهلى مرده است .))
این متن را شیخ مفید قدس سره در کتاب ((الاختصاص )) آورده است .(82)
11- من مات و لیس علیه امام حى ظاهر، مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و امام زنده و روشنى نداشته باشد، به مرگ جاهلى مرده است .))
این متن را نیز شیخ مفید قدس سره روایت کرده است .(83)
12- من مات و لیس علیه امام من ولدى مات میته جاهلیه :
این متن را ابو جعفر محمد بن على بن بابویه ، مشهور بن ((شیخ صدوق )) در کتاب ((عیون )) از امام هشتم ، از پدران بزرگوارش ، از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله )روایت کرده است (84) که ترجمه اش این است :
((هر کس بمیرد و امامى از فرزندانم برایش نباشد با مرگ جاهلى از دنیا رفته است .))
13- من مات و لیس فى عنقه بیعه امام مات میته جاهلیه :
((هر کس بمیرد و بیعت امامى در گردنش نباشد به مرگ جاهلى از دنیا رفته است )).
این متن را سید مرتضى علم الهدى ، متوفاى 436 ه‍ در کتاب ((الفصول المختاره )) روایت کرده است :(85)
اینها جمعا 30 متن بود که از نظر خوانندگان گرامى گذشت که 10 متن از آنها اختصاص به اهل سنت داشت و 13 متن از آنها به احادیث شیعه اختصاص داشت و 7 متن از آنا عینا در منابع مورد اعتماد و استناد شیعه و سنى آمده است .
هدف ما از ارائه این متون اثبات تواتر معنوى حدیث شریف : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه بود، که با اندک تاءمیلى در متون یاد شده هر شخص با انصافى به این نتیجه مى رسد.
برخى از بزرگان شیعه و برخى از علماى اهل تسنن بر تواتر آن تصریح کرده اند که عین تعبیرشان را در اینجا مى آوریم ، سپس نکاتى را یادآور مى شویم :
1- شیخ مفید، متوفاى 413 ه‍ در کتاب پر ارزش ((الافصاح )) مى فرماید:
این حدیث به صورت ((متواتر)) از پیامبر (صلى الله علیه و آله )روایت شده که فرمود: من مات و هولا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه .(86)
وى همچنین رساله مستقلى در این رابطه تاءلیف کرده و در آغاز آن مى فرماید:
حدیث : من مات و هو لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه روایت صحیحه است ، و اجماع اهل آثار بر آن گواهى مى دهد(87) و صریح آیه قرآن : یوم ندعو کل اناس بامامهم (88) معناى آن را تقویت مى کند.
2- شیخ بهائى ، متوفاى 1030 ه‍ در این رابطه مى فرماید:
در میان شیعه و سنى مورد اتفاق است که رسول اکرم (صلى الله علیه و آله )فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه (89)
3- علامه مجلسى ، متوفاى 1110 ه‍ در این زمینه مى فرماید:(90)
4- سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى ، متوفاى 1294 ه‍ مى فرماید:
این در میان شیعه و سنى متفق علیه است که : من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه (91)
5- قاضى بهلول بهجت افندى زنگنه زورى ، متوفاى 1350 ه‍ مى نویسد:
حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه منفق علیه علماى عامه و خاصه مى باشد.(92)
6- ابن ابى الحدید معتزلى در شرح این فراز از کلام امیر مؤ منان (علیه السلام ) که مى فرماید: لا یدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه :
((وارد بهشت نمى شود جز کسى که امامان را بشناسد و امام نیز او را بشناسند.))(93) پس از استناد به آیه شریفه : یوم ندعو کل اناس بامامهم (94) و حدیث : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
مى گوید:
((اصحاب ما همگى بر درستى این مطلب معتقد که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمى شود))(95).
7- سیوطى و آلوسى در ذیل آیه شریفه : یوم ندعو کل اناس با مامهم .(96) از رسول اکرم (صلى الله علیه وآله ) روایت کرده اند که فرمود: یدعى کل قوم بامام زمانهم :
((روز قیامت هر گروهى با امام زمانشان فراخوانده مى شوند)).(97)
8- عین همین تعبیر در منابع شیعه نیز از رسول (صلى الله علیه وآله ) آمده است .(98)
9- مرحوم طبرسى آن را به تعبیر: یدعى کل اناس بامام زمانهم روایت کرده است .(99)
10- در منابع حدیثى آمده است که حضرت امام حسین (علیه السلام ) در پیرامون ((شناخت خدا)) سخن مى گفت ، یکى از اصحاب پرسید: ((پدر و مادر به فدایت ، معناى شناخت خدا چیست ؟)) سالار شهیدان در پاسخ فرمود: معرفه اهل کل زمان امامهم الذى یجب علیهم طاعته :
((شناخت خدا عبارت است از شناخت اهل هر زمانى امامى را که اطاعتش بر آنها واجب است ))(100)
11- امام سجاد (علیه السلام ) در تفسیر آیه شریفه فطره الله التى فطر الناس علیها(101) فرمود:
((فطرت انسان عبارت است از: لاله الاالله ، محمد رسول الله و على ولى الله .))
سپس فرمود:
الى هیهنا التوحید:
((توحید تا اینجاست )).(102)
از این دو حدیث به روشنى معلوم مى شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست ، بلکه یکى از ابعاد آن است ، چنانکه دعاى معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده ، اشاره لطیفى به آن دارد، آنجا که مى فرماید:
اللهم عرفنى نفسک ، فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف نبیک ، اللهم عرفنى نبیک ، فانک ان لم تعرفنى نبیک لم اعرف حجتک : اللهم عرفنى حجتک ، فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینى .
این دعا توسط نخستینن نائب خاص حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ، از ناحیه مقدسه صادر شده ، و امر شده که درون غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندان آن مداومت کنند.(103)
در پایان یادآور مى شویم که یکى از نویسندگان متعهد معاصر، محقق گرانقدر آقاى حاج شیخ مهدى فقیه ایمانى کتاب ارزشمندى را پیرامون حدیث : ((من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه )) تاءلیف کرده ، و آن را ((شناخت امام یا راه رهائى از مرگ جاهلى )) نامیده است ، ما ضمن سپاس و تقدیر از مؤ لف ارزشمند، مطالعه آن را به همه منتظران ظهور توصیه مى کنیم .
از دیگر کتابهایى که در این رابطه تاءلیف شده ، عناوین زیر به اهل تحقیق توصیه مى گردد:
1- تکلمله الایمان بمعرفه صاحب الزمان ، از حاج شیخ محمد باقر فقیه ایمانى قدس سره .
2- معرفت امام عصر، از سید محمد بنى هاشمى .
3و 4- معرفت حجت خدا و پیرامون معرفت امام ، از آیه الله حاج شیخ لطف الله صافى .
5- معرفه الحجه ، از محمود کنگاش ، معروف به مجلسى .
مشخصات چاپ و نگارش عناوین فوق در ((کتابنامه حضرت مهدى )) (علیه السلام ) آمده است .(104)
-----------
علی اکبر مهدی پور
-----------
1- الذخیره فى الکلام : ص 495.
2 -اعلام الوارى : ص 415.
3- کشف الغمه : ج 3 ص 318.
4- نفحات اللاهوت : ص 13 و ترجمه آن : ص 23.
5- اربعین شیخ بهائى : ض 206.
6- گلزار قدس ، به نقل سفینه البحار: ج 6 ص 75.
7- وسائل الشیعه : ج 16 ص 246.
8- بحار الاءنوار: ج 8 ص 368، ج 32 ص 321 و 331، ج 51 ص 160، ج 68 ص 339.
9- صحیح مسلم ، به نقل ملا على قارى در خاتمه ((الجواهر المضیئه )) ج 2 ص 475 (الغدیر: 10/360).
10- المغنى : ج 1 ص 116 (شناخت امام ص 34).
11- الجمع بین الصحیحین حمیدى : ج 2 ص 306.
12- شرح المقاصد: ج 5 ص 239.
13- الجواهر المضیئه : ج 2 ص 509 (شناخت امام ص 41).
14- ازاله الغین (شناخت امام ص 42)
15- ینابیع الموده : ج 3 ص 372.
16- مناقب آل ابى طالب : ج 1 ص 304.
17- بریقه المحمودیه : ج 1 ص 116 (احقاق : 19/651).
18- تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد: ص 166.
19- اختصاص شیخ مفید ص 268.
20- تفسیر عیاشى : ج 2 ص 303.
21- تفسیر کنز الدقائق : ج 7 ص 460.
22- مسند طیالسى : ص 259 ح 1913.
23- مسند احمد: ج 4 ص 96.
24- معجم کبیر: ج 19 ص 388.
25- شرح نهج البلاغه : ج 9 ص 155.
26- مجمع الزوائد: ج 5 ص 218.
27- کنز العمال : ج 1 ص 103 ح 464، ج 6 ص 65 ح 1486.
28- مجمع الفوائد: ج 2 ص 259 (شناخت امام : 42).
29- ینابیع الموده : ج 1 ص 351.
30- محاسن برقى : ج 1 ص 252 ح 475.
31- الامامه و التبصره : ج 1 ص 377.
32- اصول کافى : ج 1 ص 377.
33- غیبت نعمانى : ص 130.
34- ثواب الاعمال : ص 205.
35- اختیار رجال کشى : ص 425 ح 799.
36- تفسیر البرهان : ج 1 ص 386.
37- بحار الانوار: ج 8 ص 362 و ج 23 ص 78 و 85.
38- مجمع کبیر طبرانى : ج 10 ص 289 ح 10678.
39- الایضاح ، ص 75.
40- اصول کافى : ج 1 ص 376.
41- زوائد بزار: ج 1 ص 144، ج 2 ص 143.(شناخت امام : ص 33).
42- مجمع الزائد: ج 5 ص 244 و 255 و کشف الاستار عن زوائد البزار: ج 2 ص 252 ح 1635.
43- الاحسان بترتیب صحیح ابن حبان : ج 7 ص 49 (شناخت امام : 38).
44- اصول کافى : ج 1 ص 378 ح 2.
45- الامامه و التبصره ص 220.
46- کمال الدین : ج 2 ص 412، 413 و 668.
47- بحار الانوار: ج 23 ص 78 و 88.
48- صحیح مسلم : ج 8 ص 107 (احقاق الحق : 13/85).
49- حلیه الاولیاء: ج 3 ص 224.
50- المعیار و الموازنه ص 24.
51- نقض کتاب العثمانیه ص 29 (الغدیر: 10/360).
52- شرح نهج البلاغه : ج 13 ص 242.
53- طبقات ابن سعد: ج 5 ص 144.
54- کنز العمال : ج 1 ص 103 ح 463.
55- صحیح مسلم : ج 3 ص 1478 ح 1851.
56- مجمع الزوائد: ج 5 ص 223.
57- المصنف ابن ابى شیبه : ج 8 ص 605 ح 92.
58- المطالب العالیه : ج 2 ص 228 ح 2088(شناخت امام : ص 40).
59- مسند احمد: ج 3 ص 446.
60- التاریخ الکبیر: ج 6 ص 445 ح 2943.
61- مسند ابى الحسن جوهرى : ج 2 ص 850 ح 2375.
62- الاموال : ج 1 ص 82 (شناخت امام : ص 32).
63- کنز العمال : ج 6 ص 65 ح 14861.
64- ربیع الابرار: ج 4 ص 221 (شناخت امام : 36).
65- پیرامون معرف امام : ص 8.
66- المسائل الخمسون : ص 384، مساءله 47.
67- بحار الانوار: ج 23 ص 94 و ج 37 ص 27.
68- سفینه البحار: ج 6 ص 219.
69- کنز الفوائد ص 152.
70- بحار الانوار: ج 23 ص 94 و ج 37 ص 27.
71- سفینه البحار: ج 6 ص 219.
72- محاسن برقى : ج 1 ص 252 ح 472.
73- اصول کافى : ج 1 ص 371 ح 5 و ص 376 ح 2.
74- اصول کافى : ج 1 ص 371 ح 5 و ص 376 ح 2.
75- اصول کافى : ج 2 ص 20 و 21 پ
76- تفسیر عیاشى : ج 1 ص 252.
77- رجال کشى : ص 473 ح 899.
78- بحار الانوار: ج 68 ص 337 و 387.
79- محاسن برقى : ج 1 ص 251 ج 474 و بحار الانوار: ج 23 ص 76.
80- اصول کافى : ج 1 ص 397.
81- المسترشد فى امامه امیرالمؤ منین : ص 177.
82- اختصاص شیخ مفید: ص 269.
83- همان مدرک .
84- عیون الاءخبار: ج 2 ص 58 ح 214.
85- الفصول المختاره ص 245.
86- الافصاح ص 28.
87- مصنفات الشیخ المفید: ج 7 رساله هفتم الرساله الاولى فى الغیبه ص 12.
88- سوره اسرارء، آیه 71.
89- اربعین شیخ بهائى : ص 206.
90- بحارالانوار: ج 8 ص 368.
91- ینابیع الموده : ج 3 ص 456.
92- تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد: ص 166
93- نهج البلاغه : خطبه 152. {صبحى صالحى : ص 212}.
94- سوره اسرارء: آیه 71.
95- شرح نهج البلاغه : ج 9 ص 155.
96- سوره اسراء، آیه 71.
97- الدر المنثور: ج 4 ص 194 و روح المعانى : ج 15 ص 112.
98- عیون الاءخبار: ج 2 ص 32 ح 61 و تفسیر کنز الدقائق : ج 7 ص 455.
99- تفسیر مجمع البیان : ج 6 ص 663.
100- علل الشرائع : ص 9، کنز الفوائد ص 151 و بحار الاءنوار: ج 5 ص 312، ج 23 ص 83 و 93.
101- سوره روم ، آیه 30.
102- تفسیر قمى : ج 2 ص 155 بحار الاءنوار: ج 3 ص 277.
103- مصباح المتهجد: ص 269، کمال الدین : ص 512، جمال الاسبوع : ص 522، البلد الامین : ص ‍ 306 و بحار الاءنوار: ج 53 ص 187 و ج 95 ص 327.
104- کتابنامه حضرت مهدى (علیه السلام ): ج 1 ص 248، ج 2 ص 475 و 663.