منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
ابتداى ظهور
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ : توسط : سمیه مهتدی

ابتداى ظهور


 از کجا که مهدى موعود ظهور نکرده باشد؟
مطابق مباحثى که قبلا به آن اشاره شد ما به مهدى علیه السلام فرزند امام حسن عسکرى علیه السلام با خصوصیات ظاهرى و باطنى اعتقاد داریم و لذا هیچ گاه در تطبیق آن اشتباه نخواهیم کرد خصوصا آنکه معجزه نیز موید و مثبت وجود او است. و امامان از اهل بیت علیه السلام نیز هر کدام خصوصیات او را ذکر نموده اند.
البته ما منکر سوء استفاده از مفهوم عالى مهدویت نیستیم چنان که از مقام منیع ربوبیت و مقام نبوت نیز سوء استفاده هایى شده است. وظیفه ما است که امام زمان علیه السلام را با تمام اوصاف مشخص شده از طرف پیامبر و امامان علیهم السلام بشناسیم تا فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخوریم.
 امام زمان علیه السلام چگونه از زمان مناسب ظهور خود آگاهى مى یابیم؟
این سؤال گاه از دیدگاه شخص غیر شیعى مطرح گشته و گاه نیز از شخص شیعه امامى مطرح مى گردد. در ورتى که سؤ ال از شخص غیر امامى مطرح گردد دو گونه مى توان به او پاسخ داد:
الف: اینکه این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعى بررسى کرد به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام و بشریت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد به طور حتم امام زمان علیه السلام ظهور خواهد کرد.
ب: اینکه امام علیه السلام از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تاءیید است دستور ظهورش را مستقیما از جانب او خواهد گرفت.
و در صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح و نظر داده شده است:
1- اینکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتى که از آباء و اجدادش رسیده آگاهى دارد. این احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است.
2- اینکه امام علیه السلام به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزه اى ایجاد خواهد کرد و با آن حضرت به وظیفه اش که همان ظهور است التفات پیدا مى کند. در روایات اشاره به این احتمال شده است:
رواندى مرسلاً از امام کاظم علیه السلام در حدیثى راجع به حضرت مهدى علیه السلام نقل کرده که فرمود:اذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، و انطقه الله عزوجل فناداه: اخرج یا ولى الله فاقتل اعداء الله، وله سیف مغمد اذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده و انطقه الله عزوجل فناداه لاسیف: اخرج یا ولى الله! فلا یحل لک ان تقعد عن اعداء الله... (1)؛ ((هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد آن علم او را ندا داده که: اى ولى خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان و براى او شمشیرى است هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش ‍ بیرون مى آید و حضرت را ندا داده مى گوید: اى ولى خدا خروج کن که براى تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى....))
صدوق نیز از مفضل بن عمر نقل کرده که از امام صادق علیه السلام درباره تفسیر جابر سؤ ال کردم؟ حضرت فرمود:..ان منا اماما مستترا فاذا اراد الله عزوجل اظهار اءمده نکت فى قلبه نکتة و اءمر بامر الله عزوجل (2)؛ ((همانا از ما امامى است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد در قلب او علامتى مى نهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.))
در حدیثى از امام زمان علیه السلام رسیده که فرمود:علمنا على ثلاثة اءوجه: ماض و غابر و حادث، اءما الماضى فتفسیر و اما الغابر فموقوف و ام الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا... (3)؛ ((علم ما اهل بیت بر سه نوع است: علم به گذشته و آینده و حادث، علم گذشته تفسیر است علام آینده موقوف است و علم حادث انداختن در قلوب و زمزمه در گوش هاست این بخش بهترین علم ماست.))
3- اینکه حضرت مهدى علیه السلام با آن ذکاوت و خُبرَویتى که دارد وقت ظهور را دریابد. احتمال دوم مطابق روایات و عقل است.
 حکمت معین نبودن وقت ظهور حضرت چیست؟
گاهى این سؤال در ذهن انسان خطور مى کند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامى معین نشده است؟ در جواب این سؤ ال مى گوییم:
1- کسى که منتظر شخص دوست داشتنى است و وقت آمدن او را نمى داند همیشه در حال انتظار است، همیشه آماده است همیشه در صدد پیاده کردن دستورات او در خود و اجتماع است ولى در صورتى که زمان رسیدن او را بداند خصوصا آنکه بداند که بسیار دور است ماءیوس شده و هرگز خود را به این زودى آماده نمى کند.
2- معین نبودن وقت ظهور، یک نوع امتحان است براى مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختى هاى مختلف روحیه خود را از دست مى دهند یا خیر؟
3- گاه مصلحت در تقدیم و تاءخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگارى ندارد. و لذا در قصه حضرت موسى علیه السلام به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سى روز تا چهل روز عده اى به انحراف کشیده شدند.
4- در صورت معین بودن ظهور، دشمنان حضرت علیه السلام در صدد تدارک بر آمده و با حضرت در همان زمان به مقابله بر خواهند خواست. لذا در روایات اسلامى از عنصر ((ناگهانى بودن ظهور)) به عنوان عنصر اساسى در پیروزى حضرت یاد شده است.
امام صادق علیه السلام به ابن النعمان فرمود: ((اى پسر نعمان به راستى عالم نمى توان به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد... پس عجله نکنید به خدا سوگند! سه بار این امر - امر فرج - نزدیک شد ولى به جهت آنکه شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تاخیر انداخت. به خدا سوگند نزد شما سرى نیست مگر آنکه دشمنان شما به آن از شما آگاه ترند)) .
5- در صورت عدم تعیین وقت ظهور حالت انقطاع و توجه و تضرع خاصى بر انسان ها حاکم خواهد شد که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام گردد. ولى اگر وقت ظهور به طور قطع مشخص ‍ باشد دیگر از این اثر معنوى خبرى نیست.
6- از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور متعلق ((بدا)) واقع مى شود لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایى تشویق شوند که موثر در ظهور امام زمان علیه السلام است.
7- از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مایوس ‍ نباشند و با احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.
 آیا تعیین وقت ظهور صحیح است؟
تعیین تاریخ ظهور امام زمان علیه السلام به چند نحو متصور است:
1- اینکه تاریخ و وقت ظهور حضرت را به طور دقیق و تفصیلى معین کنیم که در فلان سال و فلان ماه و فلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتى به این اشاره نشده است و مضافا به اینکه در برخى از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
2- اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به اینکه بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالى نداشته و صحیح است.
3- اینکه از طریق قواعد حساب و جفر به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده و از آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخى روایات به آن اشاره شده (4) ولى از سند معتبرى برخوردار نیست. خصوصا آنکه تاریخ ظهور ممکن است مورد بدا واقع شود.
4- اینکه مطابق برخى از روایات به طور کلى و اجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسى از امام صادق علیه السلام نقل کرده که:لا یخرج القائم الا فى وتر من السنین، سنة احدى او ثلاث او خمس او سبع او تسع (5)؛ ((قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.))
و نیز به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:ینادى باسم القائم فى لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان و یقوم فى عاشوراء، و هو الذى قتل فیه الحسین بن على علیه السلام... (6)؛ ((به اسم قائم در شب بیست و سوم ماه رمضان ندا داده خواهد شد و در روز عاشورا قیام خواهد کرد و آن روزى است که حسین بن على در آن روز به شهادت رسید.))
آیا جمله ((کما ملئت ظلما و جورا)) با صالح بودن مردم منافات دارد؟
در مورد سوال فوق مى گوییم:
اولا: در بیشتر روایات جملهکما ملئت...به کار رفته نهبعد ما ملئتو این جمله در حقیقت تشبیه حکومت پر از عدل است به حکومتى پر از ظلم، یعنى چگونه حکومتى پر از ظلم مى شود همانگونه که حکومت ضرت پر از عدل خواهد بود.
ثانیا: گسترش ظلم و تعدى و تجاوز به نحو سببیت براى ظهور در این روایات ذکر نشده است بلکه به عنوان رط مقارن ظهور است.
ثالثا: در این روایات خبر از واقعیتى خارجى هنگام ظهور مى دهد نه اینکه مردم را تشویق به ظلم کند تا با گسترش ‍ آن حضرت ظهور کند، بلکه ما وظیفه داریم گسترش دهنده عدالت یعنى همان چیزى باشیم که حضرت به جهت آن ظهور مى کند و در این امر بزرگ سهیم شویم.
 معناى ظهور امام زمان علیه السلام چیست؟
در اینکه معنا ظهور امام زمان علیه السلام چیست سه احتمال داده شده که قابل جمع است:
1- اینکه مقصود از ظهور بروز و انکشاف بعد از محجوب بودن و استتار باشد. این معنا مختص فهم شیعى است که معتقد به غیبت براى امام زمان علیه السلام است.
2- اینکه مقصود اعلان انقلاب و قیام به جهت پیاده کردن اسلام ناب و در سایه حکومت عدل باشد، این مفهوم با دیدگاه امامى و دیگران نیز سازگارى دارد.
3- مقصود از ظهور پیروزى و سیطره بر عالم است. این معنا بعد از آن حاصل مى شود که حضرت از پرده غیبت به در آمده و امور او مرتب گردد.
 مراد از ظهور اصغر و اکبر چیست؟
همان گونه که براى تثبیت و جا افتادن غیبت کبرا خداوند متعال براى امام زمان علیه السلام غیبت صغرا را مقدر کرد تا زمینه براى غیبت کبرا فراهم گردد در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر خداوند براى ایجاد آمادگى براى آن ظهور اصغرى را پیش بینى کرده است.
به این معنا که خداوند مدتى قبل از ظهور اکبر، سطح علمى مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا مى برد تا براى درک عصر حضرت مهدى علیه السلام قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگى از دو طریق حاصل مى شود:
1- بالا بردن شعور و آگاهى مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانى توحیدى.
2- بالا بردن سطح علمى مردم براى پذیرش چنین حکومتى.
 چه عواملى زمینه ساز حکومت واحد جهانى است؟
ممکن است گفته شود با توجه به تشتت آرا و اختلاف مذاهب و تنوع حکومت ها و ناسازگارى آن ها نسبت به یکدیگر تشکیل حکومت واحد جهانى ممکن به نظر نمى رسد؛ چگونه مى توان همه میلت ها را تحت حکومت واحدى جمع کرد.
پاسخ: نه تنها تشکیل حکومت جهانى ممکن و میسور است بلکه امرى حتمى و لازم به نظر مى رسد و علل و عوامل زیادى در زمینه سازى آن دخیل مى باشند:
1- خطر جنگ و خونریزى که همواره مانند کابوس وحشتناکى بر سر جوامع انسانى سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان و یکپارچگى همه امت ها بر طرف مى شود.
2- به تصریح دانشمندان ((تضاد منافع)) ریشه اصلى و اولى برخوردهاى خونین و پیکارهاى سهمگین حکومت ها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل و انصاف براى کل جامعه بشرى است همگى به سوى حکومت عدل جهانى سوق داده مى شوند.
3- یکى دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانى تکامل عقول و ادراکات بشر است که به نوبه خود مى تواند زمینه ساز حکومت جهانى گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوى کمال و ترقى و تکامل عقلانى است و هم در هنگام ظهور حضرت مهدى علیه السلام به کمال نهایى خود نایل مى گردد، و لذا مى توانند با یکدیگر تاءلف کرده و به حکومت جهانى تن دهند، زیرا همه تعارض و تزاحم ها از ناحیه کم عقلى و جهل و کم خردى است.
 ظرفیت کلى براى ظهور حضرت مهدى علیه السلام چیست؟
شکى نیست که هر کار اجتماعى به آماده کردن ظرفیت هاى مناسب دارد در مورد ظهور منجى کل بشرى که پدیده اجتماعى عظیمى است احتیاج به تحقق مقدمات و شرایط خاصى است؛
1- پیشرفت دینى در میان امت اسلامى و لو در طبقه خاصى از آنها.
2- گسترش انحراف عمومى در بین مردم.
3- گسترش ظلم و فساد در سطح عموم و در نتیجه دور شدن مردم از دین و متابعت از هواى نفس.
3- پیشرفت بشر در صنعت و تکولوژى.
5- آماده شدن یاران خاص حضرت براى نصرت و یارى او.
امام زمان علیه السلام در ظاهر با چه سنى ظهور مى کنند؟
مطابق روایات شیعه و سنى امام زمان علیه السلام در حالى که ظاهر او جوان و به سن چهل سالگى است ظهور خواهند کرد. اینک به برخى از روایات اشاره مى کنیم:
1- ابن صباغ مالکى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که در حدیثى فرمود: ((مهدى از اولاد من با سن چهل سال است...)).(7)
2- شیخ صدوق رحمة الله علیه از اباصلت هروى نقل مى کند که گفت: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: قائم شما هنگام خروج چه علامتى دارد؟ حضرت فرمود: ((علامت او این است که او از حیث سن پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مى شود به حدى که هر گاه کسى به او نظر مى افکند گمان مى کند که او سى ساله یا کمتر است و از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شب ها پیر نمى شوند تا آنکه مرگ او فرا رسد)).(8)
نعمانى به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد زیرا در حالى که جوان رشیدى است به سوى آنها باز مى گردد...)).(9)
ممکن است روایاتى که اشاره به سن چهل سالگى دارد مقصود آن باشد که جسد و جسم او در حد کمال است؛ زیرا بدن تا چهل سالگى به کمال رشد خود مى رسد. گر چه برخى روایات نیز به سن 18 سالگى و 51 سالگى اشاره کرده است ولى روایت اول از محمد بن حمیر نقل شده نه از یکى از معصومین علیهم السلام.
و روایت دوم گر چه از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده ولى از صحت سند برخوردار نیست خصوصا آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضى که دلالت بر ظاهر چهل سالگى دارد مخالف است.
 خصوصیات جسمى امام زمان علیه السلام هنگام ظهور چگونه است؟
مطابق برخى از روایات سنى و شیعى امام زمان علیه السلام هنگام ظهور داراى صفات و خصوصیات سمى خاص است از قبیل:
1- اءجلى الجبهة:
یعنى پیشانى وسیع و عریض.(10)
2- اقنى الانف:
وسط بینى او برآمده ولى دو سوراخ آن تنگ است.(11)
3- کان وجهه کوکب درى:
گویا صورت او همانند ستاره اى درخشان است.(12)
4- اللون لون عربى:
با چهره اى گندم گون.(13)
5- افرق الثنایا:
مابین دندان هاى او باز است.(14)
6- اکحل العینین:
مژه هاى او سیاه است.(15)
7- براق الثنایا:
با دندان هاى سفید.(16)
8- اءزج الحاجبین:
با ابروانى کشیده و باریک.(17)
9- مربوع القامة:
قامتش متوسط.(18)
10- الجسم جسم اسرائیلى:
جسم او تنومند است.(19)
11- على خده الایمن خال اسود:
برگونه راست او خالى سیاه است.(20)
 آیا علایم قریب براى ظهور، با اینکه حضرت به طور ناگهانى ظهور مى کند منافات دارد؟
مطابق برخى از روایات، ظهور و قیام حضرت مهدى علیه السلام به طور ناگهانى خواهد بود و این از عنایات خداوند در حق آن حضرت است تا دشمنان را غافلگیر کرده و جلو تدابیر آنها را گرفته و هر گونه اقدامى را بر ضد حضرت از آنها سلب کند.
طبرسى توقیعى را از ناحیه مقدسه به شیخ مفید رحمة الله علیه نقل کرده که در آخر آن چنین آمده است: ((هرکس باید کارى کند که محبت ما را به خود جذب کرده و از کارى که کراهت و سخط ما را بر مى انگیزد دورى کند. پس همانا امر ما یک دفعه و به طور ناگهانى اتفاق خواهد افتاد)).(21)
در توجیه اشکال فوق مى گوییم:
علایم قریب براى ظهور حضرت مهدى علیه السلام همانند نداى آسمانى و فرو رفتن زمین بیدا با اهلش و دیگر علایم، براى آگاهى مخلصین و مومنان است تا از قرب ظهور آگاهى داشته باشند، و لذا ظهور براى آنها ناگهانى نخواهد بود. آرى عنصر اتفاق و ظهور ناگهانى براى دشمنان حضرت مهدى علیه السلام است تا از این غفلتى که خداوند در آنها قرار مى دهد حضرت بتواند به مقاصد عالى خود که همان سلطه بر ظالمان و گسترش عدل و داد است برسد.
 خداوند متعال چه عنایتى به جهت پیروزى حضرت مهدى علیه السلام هنگام ظهور انجام خواهد داد؟
مطابق روایات خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان علیه السلام امدادهاى غیبى را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
1- عنصر ناگهانى و غفلت دشمنان
مطابق روایات حضرت هنگامى ظهور مى کنند که دشمنان همه از ظهور او غافلند و در دانش نظامى این مطلب به خوبى روشن است که چقدر عنصر غفلت و ناگهانى هجوم در پیروزى بر دشمن تاءثیر دارد.
امام زمان علیه السلام در توقیعى که به شیخ مفید رحمة الله علیه فرستاد فرمود: ((پس همانا امر ما به طور ناگهانى است...)).(22)
2- ایجاد رعب و وحشت
یکى دیگر از راه هاى نفوذ بر دشمن که در علم نظامى از آن بهره گیرى فراوان مى شود ایجاد ترس و خوف و رعب در قلوب دشمن است تا از این راه تسلیم گردند.
نعمانى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:امر الله عزوجل ان لا تستعجل به حتى یؤ یده [الله ب] ثلاثة [اجناد] الملائکة و المومنین، و الرعب (23)؛ ((خداوند عزوجل امر نمود تا به آن عجله نکنى تا اینکه او - مهدى علیه السلام - را به سه لشکر تاءیید نماید: ملائکه، مومنین و وحشت.))
3- جذب تمام مسلمین
یکى دیگر از تاءییدات الهى در حق حضرت آن است که به عنایت الهى از راهى قیام خود را شروع خواهد رد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است از جمله آنکه:
الف: ظهور خود را از مسجد الحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب: خطابه اى که در مسجد الحرام هنگام ظهورش مى خواند به امور مشترک و اتفاقى بین مسلمانان اشاره دارد.
ج: قیام خود را با همان شعارهاى رسول خدا صلى الله علیه و آله شروع مى کند.
د: مطالبه خون امام حسین علیه السلام مى کند.
4- تاءیید از جانب ملائکه
از جمله تاءییدات الهى نسبت به حضرت مهدى علیه السلام کمک فرستادن ملائکه براى یارى حضرت و قتال به همراه حضرت بر ضد ظالمان است.
گنجى شافعى به سند خود از على بن ابى طالب علیه السلام در حدیثى در رابطه با مهدى علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((خداوند او را به سه هزار از ملائکه یارى خواهد کرد...)) (24)
قندوزى حنفى از کتاب ((اسعاف الراغبین)) صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالاى سر او فرشته اى ندا مى دهد: ((این خلیفه خداست او را متابعت و پیروى کنید... و همانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یارى خواهد کرد...)).(25)
نعمانى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((خداوند متعال او - مهدى علیه السلام - را با سه لشکر یارى خواهد کرد: با ملائکه...)).(26)
این تاءیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایى دارد زیرا هنگامى که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته و پى به الهى بودن این قیام خواهند برد و در نتیجه طوعاً و یا کرهاً خود را تسلیم حضرت مى کنند.(27)

 

 اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى کند کجاست؟
مطابق روایات شیعه و اهل سنت اولین مکانى که حضرت در آنجا ظهور مى کند بین رکن و مقام است.
سیوطى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ((مهدى از مدینه به سوى مکه خروج مى کند، مردم از او مى خواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن و مقام بیعت مى کنند در حالى که کراهت دارد...)).(28)
شیخ طوسى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((گویا قائم را در روز عاشورا روز شنبه ایستاده بین رکن و مقام مشاهده مى کنم...)).(29)
این اخبار به جهت کثرت و تظافر آنها قابل اثبات تاریخى است.
حضرت مهدى علیه السلام بعد از ظهور چه عملى انجام مى دهند؟
مطابق روایات بعد از ظهور بین رکن و مقام خطبه اى خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت مى نماید:
نعمانى به سندش از جابر بن یزید جعفى از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثى طولانى فرمود: ((و قائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیت الحرام داده و به آن پناه مى برد. آن گاه ندا مى دهد:یا ایها الناس!....)) (30)
مجلسى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((همانا او - امام زمان علیه السلام - به سوى مسجد الحرام به حرکت در مى آید و در آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز مى گزارد و با تکیه بر حجر الاسود حمد خدا و ثناى او را به جاى آورده و یادى نیز از پیامبر کرده و بر او درود مى فرستد. آن گاه سخنى را آغاز خواهد کرد که هرگز کسى چنین سخن نگفته است...)).(31)
نعمانى به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثى فرمود: ((گویا بر او نظر مى کنیم در حالى که بین رکن و مقام مردم با او بیعت مى کنند...)).(32)
 اول کسى که با حضرت مهدى علیه السلام بیعت مى کند چه کسى است؟
مطابق روایات اول کسى که با حضرت مهدى علیه السلام بیعت مى کند جبرئیل است.
ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((همانا اول کسى که با قائم علیه السلام بیعت مى کند جبرئیل است...)) .
طبرسى از ابى عبدالله علیه السلام نقل کرده که در حدیثى فرمود: ((... پس خداوند عزوجل جبرئیل را مى فرستد تا نزد او آمده و سؤال کند، به او مى گوید: به چه چیزى دعوت مى کنى؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر مى دهد. جبرئیل مى گوید پس من اول کسى هستم که با تو بیعت مى کنم. آن گاه مى گوید کف دستت را بده و آن را بر دست خود مسح مى کند...)).(33)
در اینکه بیعت جبرئیل به چه معنا است دو احتمال وجود دارد:
1- معناى رمزى: به این معنا که مقصود از آن تاءیید الهى براى حضرت است، زیرا جبرئیل بزرگترین نماینده الهى است. ولى این معنا در صورتى صحیح است که حمل بر معناى صریح و ظاهر آن ممکن نباشد در حالى که چنین نیست.
2- معناى رایج: به این معنا که مقصود به بیعت همان معناى رایج آن است که مردم با خلیفه و دیگران انجام مى دهند. و فایده آن دو چیز است:
الف: توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت.
ب: تاءیید حرکت و قیام امام زمان علیه السلام.
 آیا جبرئیل بعد از وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله عهد کرده که برزمین نازل نشود؟
اربلى در ((کشف الغمه)) از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((جبرئیل نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله به جهت عیادت آمد و عرض کرد: سلام بر تو اى محمد این آخرین روزى است که به سوى دنیا فرود مى آیم)).(34)
و نیز از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((هنگامى که وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: اى محمد این آخرین نزول من به دنیا بود...)).(35)
پاسخ:
اولا: همه این روایات مقید به قیدى است و آن اینکه تا مادامى که مصلحتى در بین نباشد.
ثانیا: مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحى دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمى شود، زیرا شریعت با حلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثا: بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل و بیعت با امام زمان علیه السلام از حیث تعداد بیشتر بوده و از حیث سند صحیح تر است.
 مقصود از اصلاح امر حضرت مهدى علیه السلام در یک شب چیست؟
مطابق روایات شیعه و سنى خداوند متعال امر حضرت مهدى علیه السلام را در یک شب اصلاح خواهد کرد.
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ((خداوند عزوجل امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود)) .
و نیز از امام حسین علیه السلام نقل است که فرمود: ((قائم ما اهل بیت [کسى است که ] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود)) .
ابن ماجه از امام على علیه السلام نقل کرده که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: ((مهدى از ما اهل بیت است که خداوند امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود)).(36)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر و پیروزى را در اسرع وقت و در یک شب فراهم کرده و او را مامور به ظهور خواهد نمود و اولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولى چیزى که باقى مى ماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح و آماده مى شود در حالى که طابق روایات گروهى همانند جیش سفیانى و دجال و دیگران به مبارزه با او خواهد پرداخت.
پاسخ:
اولا: ممکن است مقصود از یک شب که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان علیه السلام اشد.
ثانیا: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت علیه السلام پیروزى در یک شب باشد.
ثالثا: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت تنها مقدمه سازى براى اعلان ظهور باشد گر چه پیروزى هایى به طول انجامد.
رابعا: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت و با اعجاز انجام مى گیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.
غلبه بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است؟
اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنى 313 نفر اشاره شده است ولى پیروزى آنان بر مستکبران به رهبرى حضرت مهدى علیه السلام از جهاتى دور از انتظار نیست زیرا:
1- در روایات به یاران دیگرى در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدى علیه السلام ظهور نخواهد کرد.
2- غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.(37)
3- از طریق علل و اسباب عادى و ظاهرى نیز حصول چنین فتح و پیروزى امرى دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعى ظهور خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعى، اخلاقى و سیاسى کاملا مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگى از نظام هاى مختلف و قتل و غارت ها به تنگ آمده اند و لذا در انتظار چنین حکومتى به سر مى برند. و مردم به مجرد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت و حکومتش روى خوش نشان مى دهند و ایشان تنها با گروه خاصى درگیر خواهند شد.
4- از آنجا که جهان به مانند دهکده اى کوچک درآمده و هر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگ تر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطه هاى کلیدى و با استعانت از خداوند متعال حکومت جهانى حضرت تحقق خواهد یافت.
 آیا پیروزى حضرت مهدى علیه السلام بر مخالفان و گسترش حکومتش همراه با اعجاز است؟
در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1- اینکه نصرت حضرت و پیاده کردن حکومت جهانى تماما با اعجاز و قدرت خارق العاده الهى باشد. لى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است:
الف: اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود حضرت مى توانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.
ب: با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست.
ج: مطابق برخى روایات بین حضرت و مخالفینش جنگ و خونریزى شدیدى در خواهد گرفت و در صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2- اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى علیه السلام به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده و حکومت عدل جهانى را گسترش دهد بدون آنکه کوچک ترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات حضرت مهدى علیه السلام مورد عنایت و تاءیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.
3- با رد دو احتمال پیشین به این نتیجه مى رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى و عادى خواهد بود گر چه این نصرت همراه با تاءییدات جزئى و خاصى از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که مى دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم و ستم فراوان است و از طرفى از حیث فرهنگى و رشد عقلانى عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است و لذا به دنبال چنین رهبرى الهى مى گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتى که دارند نمى توانند در مقابل اراده ملت ها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه و یک صدا فریاد برآورند دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده و دعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده و از او حمایت خواهند کرد، و کسى نمى تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
و لذا در روایات آمده است که امام زمان علیه السلام با نصرت و ترسى که در دل دشمنان مى افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مرم که به عنایت خداوند و اقبال مردم است چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده فرار خواهند نمود.
امیر مومنان على علیه السلام مى فرماید: ((هنگامى که حضرت مهدى علیه السلام ظهور مى کند نام مبارکش ‍ بر سر زبانها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به مهدى است به گونه اى که جز نام او هیچ نامى در یاد و زبان آنان نیست و با دوستى او روح خود را سیراب مى کنند)).(38)
 آیا حضرت مهدى علیه السلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟
برخى سؤال مى کنند که مطابق برخى روایات امام زمان علیه السلام با شمشیر قیام خواهد کرد و با آن به مقابله با مخالفان حق و حقیقت و ظالمان خواهد پرداخت. این مساءله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید و مخرب که مى تواند کل کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده و مقابله کند؟
اصل این مساءله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود:... و اما شبهه من جده المصطفى صلى الله علیه و آله فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و اعداء رسوله صلى الله علیه و آله و الجبارین و الطواغیت و اءنه ینصر بالسیف و الرعب... (39)؛ ((... و اما شباهت مهدى به جدش مصطفى صلى الله علیه و آله به خروج با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسولش و جباران و طاغوت ها است. و همانا او به توسط شمشیر و ترس نصرت و یارى خواهد شد...)) .
ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟ آیا شمشیر موضوعیت و خصوصیت دارد یا اشاره به چیزى دیگر است؟
پاسخ:
اولا: چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مى کند با شمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیا: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوت و اسلحه است؛ زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحه اى به جز شمشیر نداشته و هرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمى کرده است، لذا از ((اسلحه)) به شمشیر تعبیر شده است.
ر این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف: اینکه امام زمان علیه السلام نیز به قدرت و اعجاز الهى و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده مى کند.
ب: احتمال دیگر آن است که امام زمان علیه السلام با تسلط بر مراکز تصمیم گیرى و از کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هسته هاى مرکزى ارتباط دارد تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مى اندازد.
ثالثا: مطابق برخى روایات شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است ولى نه مثل این آهن هایى که در دسترس ‍ ما قرار دارد، بلکه به گونه اى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند آن را دو نیم مى کند. و بنابر تعبیر دیگر وسیله دفاعى آنان به گونه اى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.(40)
لذا ممکن است اسلحه اى را که حضرت و یاورانش به کار مى برند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاه هاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در ین زمان بشقاب پرنده ها و اشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مى کنیم.
رابعا: پیروزى عمده امام زمان علیه السلام و سیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است و دیگر از راه ترس و رعبى است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار مى دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده فرار کرده یا تسلیم مى شوند، خصوصا آنکه در ابتداى ظهور وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مى فهمند که امر او الهى است و نمى توان با مرد الهى مقابله کرد بدین جهت تسلیم حضرت مى شوند و گروه اندکى نیز که به مخالفت و مقابله مى پردازند نابود ى شوند.
خامسا: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد زیرا ممکن است که در اثر حوادث و آشوب ها و جنگ هاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق ى افتد این اسحله ها نابود شود.
سادسا: جنگ ها و کشتارهاى بى رحمانه نتیجه جهل و ضلالت و بى خردى بشر است. حال اگر در عصر ظهور عقل مردم کامل شود بر فرض که سلاح هاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضد یکدیگر به کار نمى گیرند و نیروهایى که آن سلاح ها را در اختیار دارند پى به حقانیَّت حضرت برده و یا با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرار مى گیرد از به کار بردن آن بر ضد حضرت خوددارى مى کنند.
کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟
خبارى که در آنها کشتار در حجم وسیعى را مطرح کرده اند بر دو قسم است:
الف: قسمتى از آنها مربوط به ملاحم و فتنه هاى قبل ظهور است و هیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب: دسته اى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور و حکومت امام زمان علیه السلام است. این نوع روایات نیز بر دو گونه اند:
1- روایاتى که از طریق عامه و از نبویات است و بیشتر آنها مشکل سندى دارد، به طورى که بعضى از آنها مرسل و برخى دیگر به پیامبر صلى الله علیه و آله منتهى نمى شود، بلکه از افرادى مانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتاب هاى روایى شده اند. عالمى از اهل سنت مانند ابن کثیر هنگامى که به روایات امثال کعب الاحبار مى رسد مى گوید: ((خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها و کتاب هاى روایى شده بى نیاز کند...)).(41)
2- روایاتى که از طریق اهل بیت علیهم السلام نقل شده و یا در کتاب هاى شیعه ذکر شده است. در این کتاب ها اخبار منقولى از اهل بیت علیهم السلام و برخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمى شود.
 حجم کشتارها و خونریزى ها در هنگام قیام حضرت مهدى علیه السلام چه مقدار است؟
نمى توانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان علیه السلام هیچ گونه قتل و کشتارى رخ نمى دهد، زیرا مسلما این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد.
و لذا در روایات مشاهده مى کنیم که اهل بیت علیهم السلام بر اصل قتل و خونریزى هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده اند.
بشیر بن ابى اراکه نبال مى گوید: هنگامى که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابو جعفر امام باقر علیه السلام رفتم... عرض کردم: مرجئه مى گویند: هنگامى که قیام قائم روى دهد همه کارها براى او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمى ریزد. حضرت فرمود:... کلا والذى نفسى بیده حتى نمسح و انتم العرق و العلق... (42)؛ ((هرگز چنین نیست سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا مى انجامد که ما و شما عرق و خود بسته شده را پاک خواهیم کرد.))
به این مضمون روایات دیگرى نیز رسیده است. ولى از طرفى دیگر تاریخ گواهى مى دهد که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام سعى داشته اند امور را به طور عادى و از مسیر طبیعى آن انجام دهند و حتى الامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضاى کشت و کشتارى گر چه در حد محدود را دارد و قرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حل شود، ولى اندیشه افراطى نیز در این مساءله صحیح نیست و هرگز دلیلى عقلى و عقلایى و نقلى بر گستردگى کشتارها در حدى وسیع وجود ندارد خصوصا آنکه مطابق ادعاى برخى، از هر نه نفر هفت هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته مى شوند.!
 مطابق روایات شیعه قتل ها در چه وقتى خواهد بود؟
با توجه به احادیث اهل بیت علیهم السلام پى خواهیم برد که جهان اندکى قبل از ظهور شاهد جنگ هاى خونین خواهد بود و لذا مى توان گفت که مردم با مشاهده و مواجهه با این جنگ ها به استقبال مصلحى عالمى خواهد رفت، و حضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده و با کمترین استقامتى از طرف مخالفین خود و ظالمین عالم را فتح خواهد کرد.
امام صادق علیه السلام فرمود:لا یکون هذا الامر حتى یذهب ثلث الناس. فقیل له: اءذا ذهب ثلث الناس ‍ فما یبقى؟ فقال علیه السلام: اءما ترضون ان تکونوا الثلث الباقى (43)؛ ((این امر - قیام امام زمان علیه السلام - واقع نمى شود تا اینکه دو سوم مردم از بین بروند. راوى مى گوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوم مردم از بین بروند چه کسى باقى مى ماند؟ حضرت فرمود: آیا راضى و خرسند نمى شوید که شما از یک سوم باقى مانده باشید.))
زراره مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا نداى آسمانى حقیقت دارد فرمود:اى والله حتى یسمعه کل فقوم بلسانهم و فقال علیه السلام لا یکون هذا الامر حتى یذهب تسعة اعشار الناس (44)؛ ((آرى به خدا سوگند چنان است که هر قومى با زبان خودشان آن را مى شنوند. آن حضرت فرمود: ((این امر محقق نمى شود تا اینکه نه دهم (10/9) مردم از میان بروند)) .))
سلیمان بن خالد مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود:قدم القائم موتتان: موت احمر و موت اءبیض حتى یذهب من کل سبعة خمسة: الموت الاحمر، السیف، و الموت الابیض، الطاعون (45)؛ ((قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ مى دهد، مرگ سرخ و مرگ سپید، تا اینکه از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود، مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.))
با ملاحظه این احادیث و احادیث دیگر پى خواهیم برد که حجم وسیعى از کشتارها و خونریزى ها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدى علیه السلام و قبل از نداى آسمانى است.
گر چه برخى از روایات نیز از مجعولات و اسرائیلیات بوده و با اهداف و انگیزه هاى خاصى مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانى و حکومت حضرت مهدى علیه السلام و یا توجیه کشتارها در فتوحات و... وارد کتاب هاى روایى شده و کشتارهاى زیادى را به امام زمان علیه السلام نسبت داده است.
و نیز یک سرى از آنها مرسل و مرفوعه است و مشکل سندى دارد، همانند روایتى را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که حضرت فرمود:یقتل القائم علیه السلام حتى یبلغ السوق. فیقول به رجل من ولد ابیه... (46)؛ ((حضرت قائم علیه السلام آن قدر از انسان ها را مى کشد که تا ساق پا را خون فرا مى گیرد تا آنکه شخصى از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید مى کند...)).
البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده و مشکل سندى دارد و از طرفى محتوا و دلالتش ناتمام است، زیرا ممکن است که سوق که در روایت آمده مقصود از آن نام شهر یا محلى همانند ((سوق الاهواز)) باشد خصوصا آنکه در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است. لذا چنین به نظر مى رسد که سوق محل و مکان مخصوص باشد.
و نیز برخى از روایات به جهات دیگرى ضعف سند دارد: در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: ((... و به حدى از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان مى گویند اگر این مرد از ذریه محمد بود ترحم مى کرد)).
ولى این روایت از حیث سند مورد اشکال است؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمى است که مجهول مى باشد.(47)
زر بن حبیش مى گوید: از على علیه السلام شنیدم که مى فرمود: ((خداوند به واسطه مردى از ما فتنه ها و آشوب ها را برطرف مى سازد و آنان فتنه گران را خوار و ذلیل مى گرداند و بر آنان جز شمشیر وارد نمى کند. شمشیر بر دوش نهاده و هشت ماه به شدت مبارزه مى کند تا اینکه مى گویند: به خدا سوگند این از فرزندان فاطمه نیست، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم مى کرد)).
و از عیسى بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن على علیه السلام عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود:لا ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه المکنى بعمه یضع سیفه على عاتقه ثمانیة اشهر (48)؛ ((خیر ولى صاحب امر، رانده شده، دور افتاده، خونخواه پدرش و داراى کنیه عمویش مى باشد. شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود مى نهد.))
و از ابو بصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقر علیه السلام مى فرمود:یضع السیف على عاتقه ثمانیة اشهر هرجا هرجا حتى یرضى الله. فقلت: فکیف یعلم رضى الله؟ قال یلقى الله فى قلبه الرحمة... (49)؛ ((شمشیر را هشت ماه بر دوش خود مى نهد و به شدت مبارزه مى کند تا اینکه خداوند راضى شود. عرض کردم: چگونه رضایت خدا را مى داند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار مى دهد.))
این روایات از حیث سند ضعیف هستند زیرا در سند اول و دوم عمر بن قیس و عیسى بن خشاب وجود دارند که هر دو مجعولند.
و در سند روایت سوم ابن ابى حمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است.
از طرفى دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث، مدت عملیات تهاجمى لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه مى یابد.
این نکته نیز قابل توجه است که کارى بس عظیم که حضرت انجام مى دهد یعنى همان گسترش حکومت عدل جهانى در سطح کره روى زمین اقتضاى چنین قتل و کشتارى گر چه در حدى محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود ولى این کشتارها را در مقابل قیام ها و نهضت هاى دیگر که ملاحظه مى کنیم چندان قابل توجه نیست.
 با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى و تربیت انسانى، چرا امام زمان علیه السلام از شمشیر استفاده مى کند؟
از کارهاى حتمى امام موعود علیه السلام جنگى تمام عیار با تمام انسان هاى خون آشام است. در مساءله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان و ساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى و تربیت درست امکان پذیر است و نیاز به خونریزى و جنگ نیست؟
پاسخ: مطالعه تاریخ بشرى از روزى که تاریخى بر جاى مانده است به خوبى این واقعیت را آشکار مى سازد که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزى از سر راه برداشته نمى شود و تعالیم اخلاقى و اصول تربیتى هر چند تاءثیرهاى ژرف و گسترده داشته است لیکن این تاءثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است، و در طبقه سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع اقتصادى سیاسى و نظامى جامعه ها را در دست داشته و دارند یا هیچ تاءثیرى نداشته و یا تاءثیر آن تحول آفرین و دگرگون ساز نبوده است. براى تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مى رفته است تا سد راه انسان ها نگردند و راه رشد را بر توده ها نبندند، تا همگان بتوانند بى هیچ گونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مساءله جنگ و کاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدف هاى انسانى مطرح مى گردد. اسلام، با توجه به همین واقعیت ها جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان بلکه به عنوان راه و وسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است:و قاتلوهم حتى لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله... (50)؛ ((با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه اى نباشد و دین همه اش براى خدا گردد...)) .
از این رو پیامبر اسلام که رحمة للعالمین است فرمود:الخیر کله فى السیف و تحت ظل السیف و لا یقیم الناس الا السیف و السیوف مقالید الجنة و النار (51)؛ ((تمام نیکى و خیر در شمشیر است و در زیر سایه شمشیر و مردمان را جز شمشیر راست نمى کند و شمشیرها کلیدهاى بهشت و دوزخند.))
امام باقر علیه السلام فرمود:ان فى القائم من آل محمد شبهاً من خمسة من الرسل... و اما شبهه من جده المصطفى فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و اعداء رسوله و الجبارین و الطواغیت و انه ینصر بالسیف و الرعب... (52)؛ ((قائم آل محمد صلى الله علیه و آله شباهت هایى با پنج تن از پیامبران دارد... اما شباهت او به جد خود رسول اکرم صلى الله علیه و آله قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبرش و جباران و سرکشان او با شمشیر و ترس [که در دل جباران افکنده مى شود] مدد مى گردد.))
 شیوه و رفتار امام زمان علیه السلام با ظالمان و دشمنان چگونه خواهد بود؟
مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر علیه السلام قرار مى گیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد و سرکشى کرده و حجت خدا را نمى پذیرند.
امام صادق علیه السلام فرمود: ((... در این هنگام قائم علیه السلام ظهور مى کند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان مى گردد زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گیرد مگر بعد از آنکه حجتش را انکار کنند)).


  آیا بیشتر قتل ها که توسط حضرت انجام مى گیرد از مسلمانان است؟
برخى مى گویند: مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتل ها در محدوده بلاد اسلامى و بین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤ ال این است چگونه چنین خواهد شد با آنکه مى دانیم مشرک و کافر از حق دورترند تا مسلمان و لذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
پاسخ:
اولا: روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها و قتل ها فقط در محدوده مسلمانان است و حضرت کسى از کفار را به قتل نمى رساند، بلکه ظاهر برخى از روایات عموم است که شامل هر معاندى که در صدد ایجاد مانع ز برپایى حکومت حضرت است، مى شود.
ثانیا: گر چه اسامى برخى از جماعاتى که توسط حضرت و اصحابشان به قتل مى رسند در روایات ذکر شده است ولى این دلالت ندارد که قتل و کشتار در دسته ها و جماعات دیگر اتفاق نمى افتد و حضرت از کفار مشرکان کسى را به قتل نمى رساند.
ثالثا: بر فرض که روایت ظهور در اختصاص کثرت قتل ها در مسلمین داشته باشد، این امرى غیر منتظره نیست بلکه مطابق با قواعد کلى است؛ زیرا مطابق برخى از روایات بسیارى از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد و کثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاک سازى آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامى حجت در تمام جوانب براى مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذرى پذیرفته نمى شود.
توضیح این مطلب اینکه یکى از مشکلاتى که امام مهدى علیه السلام با آن روبه رو مى شود مشکل انحراف ها و برداشت ها و تفسیرهاى نادرستى است که در راه و روش هاى دین خدا و اصول و فروع احکام الهى پدید آمده و قرن ها در ذهن جامعه اسلامى نفوذ و رسوخ کرده است. این موضوع مانعى عظیم بر سر راه امام مهدى علیه السلام است. مانع کفر و بى دینى و بى اعتقادى در برابر این مانع امرى ساده است. کفر به سلاحى مجهز نیست و انسان بى اعتقاد حقى را به نام اسلام واژگون نیاموخته است و براى او اصل یا اصولى را نادرست تفسیر نکرده است و چیزى را به شکل انحرافى و نادرست به نام دین خدا در ذهن جاى نداده است، و آیه یا حدیثى را به دلخواه خویش معنى نکرده است ولى با مسلمان و مدعى خداشناسى که تعالیم دین یا بخش هایى از آن را به گونه اى انحرافى آموخته و معناى بسیارى از احادیث و آیات قرانى را واژگون فهمیده است و به اصول و مبانى و راه و روش هایى پاى بند و معتقد است که در حقیقت ضد دین خدا و راه و روش پیامبران است چگونه مى توان روبه رو شد؟ بخشى از برنامه هاى کشتار گسترده و فراگیر امام مهدى علیه السلام در جامعه هاى اسلامى شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافى که در حقیقت ضد اسلام است به جنگ با امام بر مى خیزند و امام ناگزیر با قاطعیت با آنان روبه رو مى شود و کار آنان را یکسره مى کند، البته در صورتى که از افکار و اندیشه هاى نادرست خویش دست برندارند.
امام صادق علیه السلام فرمود:... و ان القائم یخرجون علیه فیتاءولون علیه کتاب الله و یقاتلونه علیه (53)؛ ((لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش] با مردمى رو به رو مى شود که رو در روى او مى ایستند و آیه هاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تاویل مى کنند و در همین راستا با او به نبرد بر مى خیزند.))
 آیا امام زمان علیه السلام بعد ظهور با اعراب به جنگ برمى خیزد؟
مجلسى به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:ما بقى بیننا و بین العرب الا الذبح و او ما بیده الى حلقه (54)؛ ((بین ما و بین عرب چیزى به جز ذبح باقى نمى ماند آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند.))
پاسخ:
1- ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت علیهم السلام را به قتل خواهد رساند.
2- احتمال دیگر اینکه امام صادق علیه السلام اشاره به جنایات و قتل و ذبحى است که منصور عباسى در عصر آن حضرت نسبت به بنى هاشم و ذریه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله داشته است و مطابق تاریخ تعداد زیادى از آنها را به قتل رسانید.
اینکه امام زمان علیه السلام هنگام ظهور بر عرب شدید است به چه معنا است؟
در غالب روایاتى که در آن سخن از سنت جدید، قضاوت جدید، امر جدید و کتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم مى خورد:على العرب شدید، معناى این جمله چیست؟
پاسخ: آنچه به ذهن مى آید - و العلم عند الله تعالى - اینکه: حضرت مهدى علیه السلام قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامه اى اصلاحى و توسعه همه جانبه مقصد و مرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعى است که پیاده کردن این برنامه ها با مشکلات فراوانى همراه است، درگیرى با سفیانى ها و دجال ها و دیگر منحرفان که با برنامه هاى حضرت به مقابله بر خواهند خاست در همین منطقه خواهد بود. طبیعى است که با چنین شرایطى برنامه حضرت در عصر سختى پیاده خواهد شد. لذا عرب سختى هاى فراوانى از آن خواهد کشید گر چه امام زمان علیه السلام از امکانات اعجازى نیز استفاده و بهره خواهند برد. شاهد این معنا اینکه در برخى از روایات ذیل جملهعلى العرب شدیدچنین آمده است:ویل للعرب من شر قد اقترب (55) یعنى واى بر عرب از شرى که بر او نزدیک شده است. و این ممکن است که به جهت اظهار ترحم بر آنها باشد.
 آیا امام زمان علیه السلام در مقابله خود با منحرفان، از منحرفان شیعه شروع مى کند؟
مفضل بن عمر مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: ((اگر قائم ما قیام کند از دروغ گویان شیعه شروع کرده آنها را به قتل خواهد رساند.)) (56)
در توجیه این حدیث مى گوییم:
اولا:بعد از چشم پوشى از ضعف سند حدیث مى دانیم که کلمه ((شیعه)) فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه و دیگر فرقه هاى شیعى را شامل مى شود همان گونه که بر کسى که خود رابه تشیع نسبت داده ولى بعد از مدتى از خط اهل بیت منحرف شده است اطلاق مى گردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایى، ابن ابى العزاقر و دیگر منحرفین که ادعاى تشیع داشتند در حالى که اهل بیت علیهم السلام از آنها بیزار بودند از این دسته اند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان ((ما روى فى محمد بن ابى زینب)) معروف به ابو الخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مى شود نقل کرده است. او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن و نفرین او صادر شد و از خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.(57)
در نتیجه مقصود از کذابین شیعه همین افراد و یا فرقه هاى دیگر شیعه غیر از امامیه اند که با نسبت هاى ناروا و دروغ، گروهى را منحرف کرده اند و لذا امامان شیعه آنها را لعن کرده و حکم به کفر آنها نموده و از نها تبرى جسته اند. و هنگام ظهور نیز امام زمان علیه السلام در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیا: از آن جهت که حضرت مهدى علیه السلام مردم را دعوت به اسلام ناب محمدى که در تشیع اصیل متبلور است دعوت مى کند باید در مرتبه اول منحرفین از این راه اصیل را از بین برده تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سخت تر و دشوارتر از کفار و صاحبان ادیان و ذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت علیهم السلام ندارد، آنهایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده و با دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح و ستایش قرار گرفتند که مى توان در راس آنها از زراره، محمد بن مسلم، برید عجلى، ابوبصیر نام برد.
 وظایف حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول از آسمان چیست؟
ابو هریره در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: ((... او از آسمان فرود مى آید با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد صلیب را خرد کرده و خوک را مى کشد و جزیه وضع مى کند. خداوند در عصر او همه ملت ها به جز اسلام را نابود مى گرداند و مسیح دجال را نیز به هلاکت مى رساند. در روى زمین چهل سال درنگ مى کند و بعد از وفات مسلمانان بر او نماز مى گزارند)).(58)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد و مقصود از وضع جزیه کنایه از ابطال جمیع ادیان است.(59)
حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مى کند؟
از برخى روایات استفاده مى شود که حضرت عیسى علیه السلام بعد از فرود آمدن از آسمان به شریعت اسلام عمل مى کند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ((عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمد صلى الله علیه و آله و بر ملت او است نزول مى کند آن گاه دجال را به قتل مى رساند...)).(60)
ابن حبان در صحیح خود از ابو هریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى فرمود: ((... و هنگامى که سر از رکوع بر مى داردسمع الله لمن حمدهمى گوید...)).(61)
 منجى و رهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست؟
در مورد سوال فوق سه احتمال وجود دارد:
1- منجى و رهبر جهانى همان عیسى بن مریم است و منظور از مهدى نیز اوست.
2- منجى و رهبر مهدى موعود اسلامى است که از او به مسیح نیز تعبیر شده است.
3- منجى و رهبر حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مى شتابد.
ادله احتمال اول
1- لفظ مسیح که مقصود از آن نجات بخش و منجى است لقب حضرت عیسى علیه السلام مى باشد.
2- در برخى از اناجیل و روایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.(62)
3- در برخى از روایات آمده:و لا مهدى الا عیسى بن مریم؛ ((و مهدى به جز عیسى بن مریم نیست.))
پاسخ:
اولا: نامگذارى حضرت عیسى علیه السلام به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد، زیرا نام ((مسیح)) را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند و قرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. و دیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به سیح به جهت آنکه در تاسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.
ثانیا: توافق اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسى علیه السلام در آخرالزمان و طول عمر او دلالت بر ستقلال ایشان در تشکیل حکومت و رهبرى ندارد.
ثالثا: در مورد حدیثو لا مهدى الا عیسى بن مریمکه ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:
الف: این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله معرفى کرده است.
ب: این روایت از منفردات محمد بن خالد جندى است و تنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى، نزد اهل سنت معروف نیست.
و به تعبیر حاکم نیشابورى مجهول بوده و نقل حدیثش به جهت تعجب است.(63) لذا قرطبى مى گوید: ((احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى علیه السلام از عترت پیامبر صلى الله علیه و آله و از اولاد فاطمه علیه السلام دارد اصحّ از این حدیث است و حکم، مطابق آن احادیث است)).(64)
ابو نعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مى داند.(65)
دلیل احتمال دوم
مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده و قابلیت براى نجات عالم را دارد و مطابق روایات این قابلیت تنها براى حضرت مهدى علیه السلام است.
پاسخ:
اولا: لقب دادن حضرت مهدى علیه السلام به مسیح به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در وایات به آن اشاره نشده است.
ثانیا: از مجموعه احادیث استفاده مى شود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى علیه السلام امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.
ادله احتمال سوم
از مجموعه قرائن و ادله به دست مى آید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى علیه السلام و تشریک مساعى حضرت عیسى علیه السلام بر پا خواهد شد زیرا:
1- امام مهدى علیه السلام وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم صلى الله علیه و آله است.
2- در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده و امام مهدى علیه السلام را به عنوان امامت معرفى مى کند.
3- حکمت اقتضا مى کند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.
4- در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام ((فرزند انسان)) از آسمان فرود آمده و با مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.
 زندگانى حضرت عیسى علیه السلام بعد از نزول چه مقدار است؟
از برخى روایات استفاده مى شود حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مى کند و در این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مى گزارند:
1- ابو هریره در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ((.. او - مسیح - چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد و بعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مى گزارند)).(66)
عبد الله بن عمر از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ((عیسى بن مریم به زمین فرود مى آید و ازدواج مى کند و فرزنددار مى شود)).(67)
---------------------------
1-خرائج و چرائح، ج 3، ص 1167، ح 64؛ کمال الدین، ص 155؛ بحارالانوار، ج 52، ص 311، ح 4.
2-کمال الدین، ص 349، ح 42؛ بحارالانوار، ج 51، ص 57، ح 49؛ کافى، ج 1، ص ‍ 343، ح 30.
3-دلائل الامامه، ص 524، ح 495.
4-بحارالانوار، ج 52، ص 106، ح 13.
5-اعلام الورى، ج 2، ص 286؛ بحارالانوار، ج 52، ص 291، ح 36.
6-اعلام الورى، ج 2، ص 286؛ بحارالانوار، ج 52، ص 291، ح 36.
7-الفصول المهمة، ص 217.
8-کمال الدین، ص 652، ح 12.
9-الغیبة، نعمانى، ص 188.
10-سنن ابى داوود، ج 2، ص 422.
11-سنن ابى داوود، ج 2، ص 422.
12-الفصول المهمة، ص 317.
13-البیان، ص 94.
14-البیان، ص 96.
15-البیان، ص 96.
16-البیان، ص 96.
17-الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 147.
18-الغیبة، نعمانى، ص 281؛ ارشاد مفید، ص 342.
19-البیان، ص 94.
20-الفصول المهمة، ص 317.
21-احتجاج، ج 2، ص 324.
22-احتجاج، ج 2، ص 324.
23-الغیبة، نعمانى، ص 198.
24-البیان، ص 6))
25-ینابیع الموده، ص 563.
26-الغیبة، نعمانى، ص 128.
27-الغیبة، نعمانى، ص 128.
28-الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 152.
29-الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 102.
30-الغیبة، نعمانى، ص 150.
31-بحارالانوار، ج 13، ص 180.
32-الغیبة، نعمانى، ص 139.
33-احتجاج، ص 431.
34-کشف الغمه، ج 1، ص 18 و 19.
35-کشف الغمه، ج 1، ص 18 و 19.
36-سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376.
37-سوره بقره، آیه 249.
38-الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 68.
39-بحارالانوار، ج 51، ص 218.
40-بصائر الدرجات، ص 141.
41-تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 17.
42-الغیبة، نعمانى، ص 283؛ بحارالانوار، ج 52، ص 356.
43-کمال الدین، ج 2، ص 655 و 656، باب 57، ح 29.
44-الغیبة، نعمانى، ص 274، باب 14، ح 54.
45-کمال الدین، ج 2، ص 655، باب 57، ح 27.
46-بحارالانوار، ج 52، ص 387، باب 27، ح 203.
47-مستدرک علم رجال الحدیث، ج 1، ص 365.
48-کمال الدین، ج 1، ص 318، باب 30، ح 5.
49-الغیبة، نعمانى، ص 164.
50-سوره بقره، آیه 193.
51-وسائل الشیعه، ج 11، ص 5.
52-کمال الدین، ج 1، ص 7.
53-الغیبة، نعمانى، ص 297.
54-بحارالانوار، ج 52، ص 349.
55-بحارالانوار، ج 52، ص 294، ح 42.
56-اختیار معرکة الرجال، ج 2، ص 589.
57-اختیار معرکة الرجال، ج 2، ص 591.
58-سنن ابى داوود، ج 2، ص 319، ح 4324؛ کنز العمال، ج 14، ص 333، ح 38843.
59-المسیح المنتظر و نهایة العالم، ص 240.
60-مسند احمد، ج 5، ص 13؛ المعجم الکبیر، ج 7، ص 221.
61-صحیح ابن حبان، ج 5، ص 223.
62-انجیل متى، 28/19-20.
63-المنار المنیف، ص 129.
64-التذکرة، ج 2، ص 299.
65-حلیة الاولیاء، ج 9، ص 161.
66-مسند احمد، ج 2، ص 406؛ سنن ابى داوود، ج 2، ص 319.
67-المنتظم، ج 2، ص 39.
-----------------------
علی اصغر رضوانی