منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
ملاقات با امام مهدى علیه السلام در غیبت کبرا
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ : توسط : سمیه مهتدی

ملاقات با امام مهدى علیه السلام در غیبت کبرا


 آیا تشرف به لقاى امام زمان علیه السلام در عصر غیبت کبرا ممکن است؟
رى زیرا مقتضى موجود و مانع در این زمینه مفقود است:
الف: اما وجود مقتضى رویت این است که در عصر غیبت کبرا مصلحت بر آن است که هر از چند مدتى حضرت خودش را به برخى از مردم و بزرگانى که سخنشان مورد قبول است نشان دهد تا مردم به وجود او اطمینان پیدا کرده و طولانى شدن غیبت سبب انکار وجود حضرت نگردد. زیرا تنها دلیل و برهان - خصوصا براى عوام مردم - موجب اطمینان و یقین به وجود امام زمان علیه السلام نیست و لذا بزرگان دستور مى دهند که قصه تشرف هاى بزرگان به خدمت امام زمان علیه السلام را براى مردم بازگو کنید که این به نوبه خود مردم را دلگرم کرده و به آنها روحیه و امید مى دهد، و بر اعتقادشان نسبت به وجود حضرت مى افزاید، زیرا قوى ترین دلیل بر امکان شى ء وقوع آن است.
ب: و نسبت به موانع، هیچ مانع و محذور شرعى و عقلى در تشرف به ملاقات حضرت نیست. در مباحث بعد به برخى موانع مى پردازیم.
چه کسانى از علما قائلبه جواز و امکان تشرف بوده اند؟
عموم علماى شیعه از قدما و متاخرین قائل به امکان رویت و تشرف به لقاى حضرت مهدى علیه السلام در عصر غیبت کبرا بوده اند. اینک به برخى از کلامات آنها اشاره مى کنیم:
1- سید مرتضى رحمة الله علیه
((ما قطع نداریم که دست کسى به امام نمى رسد و بشر نمى تواند او را ملاقات کند این امرى غیر معلوم است که راهى بر قطع به آن نیست)) . آن گاه مى گوید: ((اگر گفته شود که علت استتار امام خوف از ظالمین و تقیه از معاندین است، در جواب مى گوییم: این علت در حق اولیا و شیعیانش نیست، پس واجب است که براى آنها ظاهر گردد...)).(1)
2- شیخ طوسى رحمة الله علیه
((ما تجویز مى کنیم که بسیارى از اولیا و قائلین به امامت او به خدمتش رسیده و از او نفع ببرند)).(2)
3- سیدبن طاووس رحمة الله علیه
وى خطاب به فرزندش مى گوید: ((راه به سوى امامت باز است براى کسى که خداوند - جل شاءنه - اراده کرده تا به او عنایت و نهایت احسان کند)).(3)
و نیز در جایى دیگر مى گوید: ((گر چه امام الان از جمیع شیعیان غایب است ولى ممتنع نیست که جماعتى از آنان به ملاقات حضرت مشرف شده، از گفتار و کردار ایشان استفاده کنند و از دیگران کتمان نمایند...)).(4)
4- آخوند خراسانى رحمة الله علیه
او در مباحث اجماع مى گوید: ((... گر چه احتمال تشرف برخى از افراد صالح و اوحدى به خدمتش داده مى شود و احیانا او را نیز مى شناسند)).(5)
5- محقق نائینى رحمة الله علیه
او نیز در مبحث اجماع مى گوید: ((و اما در زمان غیبت، عادتا رؤ یت حضرت ممکن نیست. آرى، گاهى در زمان غیبت براى اوحدى و افراد صالح تشرف به خدمت حضرت و گرفتن حکم از ایشان امکان پذیر است)).(6)
 آیا رؤ یت و ملاقات حضرت علیه السلام در عصر غیبت با حکمت غیبت منافات دارد؟
برخى مى گویند: ملاقات در عصر غیبت با حکمت غیبت و مقتضاى آنکه قطع رابطه به شکل عمومى است منافات دارد. غرض از غیبت این است که حضرت از عموم مردم غایب باشد و کسى از او اطلاع نداشته باشد.
پاسخ: حکمت و مقتضى غیبت نسبت به کل افراد است یعنى قرار نیست که همه بتوانند به خدمت حضرت شرفیاب شوند و این منافات ندارد با آنکه برخى به جهت مصالحى خاص بتوانند شرفیاب حضور شوند.
 در صورت امکان رؤ یت در عصر غیبت کبرا چه فرقى بین این غیبت با غیبت صغرا است؟
در دوره غیبت صغرا امام زمان به کلى از دیده ها پنهان نبود، بلکه با وکلا و سفیران خاصش در تماس بوده، و گاهى سفیران آن حضرت ملاقات برخى از افراد را با امام مهدى علیه السلام ترتیب مى دادند.(7) ولى در عصر غیبت کبرا ملاقات ها به این نحو سازماندهى نشده است بلکه در صورت ضرورت خود حضرت به دیدار برخى آمده و از وجود حضرت بهره مند مى شوند.
مطابق توقیع امام زمان علیه السلام به على بن محمد سمرى آیا در عصر غیبت کبرا ملاقات حضرت ممنوع است؟
برخى در استدلال بر عدم امکان تشرف به ملاقات حضرت مهدى علیه السلام در عصر غیبت به توقیع حضرت به على بن محمد سمرى تمسک کرده اند. زیرا در ذیل آن چنین آمده است:الا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفیانى و الصیحة فهو کذاب مفتر... (8)؛ ((آگاه باش پس هر کس قبل از خروج سفیانى و صیحه، ادعاى مشاهده کند پس او بسیار دروغگو و تهمت زننده است)).
پاسخ:
1- کسى اطلاق این روایت را قبول نکرده و لذا جماعت بسیارى از علما و صلحا قضیه تشرف خود را بر دیگران نقل کرده اند.
2- در توقیع، ادعاى مشاهده تکذیب شده و مشاهده عبارت است از دیدن با شناخت (9)، در حالى که مى دانیم: غالب دیدارها، با شناخت در مرحله اول همراه نبوده است.
3- ممکن است که مقصود از ادعاى مشاهده خصوصا با وجود مدعیان دروغین نیابت و سفارت در عصر صدور این روایت، ادعاى مشاهده و رویت و ملاقات با حضرت به عنوان نایب خاص باشد، که حضرت به طور اکید در عصر غیبت کبرا نیابت خاص را نفى مى کند خصوصا به قرینه آنکه در توقیع شریف آمده است:
((و زود است که در میان شیعیانم کسانى پیدا شوند که ادعاى مشاهده نمایند...)).
4- شیخ طوسى رحمة الله علیه با آنکه این توقیع را نقل کرده ولى خودش به عموم آن عمل نکرده و قائل به امکان رویت براى افراد صالح امت است.
5- ممکن است که مراد از مشاهده دیدارى باشد که بر آن آثار مترتب گردد. و در حقیقت حضرت در صدد آن است که ترتب اثر را از این ملاقات ها و سخن هایى که در آنها بوده بر طرف نماید.
6- همان گونه که در روایتى مى خوانیم: ((اگر پنجاه نفر نزد تو قسم بر ضد کسى خوردند ولى آن شخص ‍ خلاف آن را گفت او را تصدق کرده و آن پنجاه نفر را تکذیب کن)) این به معناى عدم ترتب اثر بر قسم پنجاه نفر است.
6- روایت بر فرض صحت سند، مفید ظن است، در حالى که قضایاى تشرفات به حدى است که انسان را به یقین مى رساند.
7- ممکن است که مقصود از مشاهده در توقیع شریف ادعاى مشاهده اختیارى باشد، به این معنا که رویت در عصر غیبت کبرا اختیارى نیست بلکه هر کس را که ما صلاح دانستیم او را به شرف لقاى خود مفتخر مى سازیم.
8- توقیع، خبر مرسل است و لذا از حیث سند ضعیف مى باشد.
 آیا قبول امکان ملاقات در عصر غیبت سبب رواج مدعیان دروغین و عوام فریبى نمى شود؟
اگر بر امکان موضوعى در خارج ادله قطعى وجود دارد، نمى تواند به جهت مشکلاتى که در برخى موارد پدید مى آید آن را انکار کرد بلکه این وظیفه علما است که مردم را ارشاد کرده از افراد شیاد و حیله گر و عوام فریب بر حذر دارند. آیا مى توان به مجرد اینکه عده اى ادعاى دروغین نبوت کرده اند اصل نبوت را انکار نمود؟
 آیا مى توان طبق قاعده سد ذرایع، ادعاى ملاقات با حضرت را دروغ دانست؟
اهل سنت معتقدند راه هایى که به حرام منجر مى شود را باید به طور مطلق مسدود نمود و به تعبیر دیگر مقدمه حرام مطلقا و به طور کلى حرام است، این را قاعده سد ذرایع مى گویند.
ولى در جاى خود به اثبات رسیده که مقدمه حرام همیشه حرام نیست بلکه براى کسى حرام و در مواردى حرام است که به طور حتم و قطع امرى منجر به حرام گردد.
در مورد ادعاى ملاقات اگر در جایى این ادعا منجر به انحراف برخى گردد نقل آن حرام است ولى در عموم خبرها چنین نیست بلکه نقل آنها باعث تقویت ایمان مردم به حضرت خواهد شد اگر چه ممکن است برخى سوء استفاده کرده و هوس چنین ادعاهایى نمایند، ولى وظیفه علما است که در مقابل این گونه افراد ایستاده و مردم را از مقاصد شوم آنها مطلع سازند.
 مطابق برخى از روایات حضرت مهدى علیه السلام در عصر غیبت شناخته نمى شود، پس آیا رویت ممکن نیست؟
برخى براى استدلال بر عدم امکان رویت در عصر غیبت کبرا به روایات خاصى تمسک کرده اند از جمله آنکه در روایت آمده است: ((ولکن حجت مردم را مى شناسد ولى آنان او را نمى شناسند)). و نیز در روایتى آمده است: ((او مردم را مى بیند ولى مردم او را نمى بینند)).
پاسخ:
1- نفى در این گونه روایات نسبت به عموم مردم است و لذا منافاتى با رویت و معرفت برخى از افراد ممتاز ندارد.
2- روایت دوم در مورد حج است و لذا عمومیت ندارد.
3- مقصود از عدم رویت در روایت دوم به قرینه ((لا یعرفونه)) که در روایت اول آمده، نشناختن است، خصوصا آنکه در روایت حضرت مهدى علیه السلام به حضرت یوسف تشبیه شده است که مردم او را مى دیدند ولى نمى شناختند.
 آیا امتحان مردم در عصر غیبت با قول به ملاقات منافاتى ندارد؟
برخى مى گویند: قرار است که شیعیان در عصر غیبت با ندیدن امامشان امتحان شوند و این با ادعاى ملاقات در این عصر منافات دارد.
پاسخ: امتحان شیعه به لحاظ عموم افراد جامعه شیعى است و لذا منافاتى با ملاقات برخى از بزرگان و اهل تقوا به جهت مصالح خاص ندارد.
 چه کسانى به ملاقات حضرت در غیبت کبرا مشرف شده اند؟
کسانى که در غیبت کبرا به لقاى حضرت مشرف شده اند را نمى توان شمارش کرد زیرا برخى از آنها ناشناخته مانده و کسانى هم که شناخته شده اند چندان زیاد هستند که شمارش آنها دشوار است، ولى از باب نمونه به برخى از آنها اشاره مى کنیم:
1- سید بن طاووس رحمة الله علیه.(10)
2- علامه حلى رحمة الله علیه.(11)
3- شیخ قطیفى.(12)
4- مقدس اردبیلى رحمة الله علیه.(13)
5- محمد تقى مجلسى رحمة الله علیه.(14)
6- سید مهدى بحرالعلوم رحمة الله علیه.(15)
7- شیخ مفید رحمة الله علیه.(16)
8- شیخ انصارى رحمة الله علیه.(17)
9- میرزاى شیرازى رحمة الله علیه.(18)
10- شیخ حر عاملى رحمة الله علیه.(19)
11- اسماعیل هرقلى.(20)
و دیگران.(21)
 کیفیت ملاقات مردم با حضرت مهدى علیه السلام چگونه است؟
در مورد کیفیت ملاقات حضرت مهدى علیه السلام با افراد در صورت ضرورت احتمالاتى وجود دارد:
1- کسى که به ملاقات حضرت شرفیاب شده است از حضرت دور نبوده بلکه در بین جامعه اى زندگى مى کرده است که امام زمان علیه السلام نیز در آن جامعه بوده است.
2- ملاقات به صورت اتفاقى بوده است، به این صورت که حضرت از محلى عبور مى کرده از قضا کسى گرفتار و حاجتمند بوده و با او ملاقات داشته است.
3- اینکه امام علیه السلام هر گاه ملاحظه مى کرد که شخصى گرفتار است و یا حاجتى دارد و رفع گرفتارى و حاجت او ضرورى به نظر مى رسید شخصا از مکان خود به طریق طبیعى حرکت کرده و خود را به او رسانده تا حاجت او را برآورده کند.
4- احتمال دارد که ملاقات ها براى قضاى حاجت یا هدایت شخص یا گروه یا دفع ظلم و غیره از راه معجزه باشد، به اینکه حضرت با طى الارض از مکان خود حرکت کرده و سریع خود را به مقصد مى رساند.
همه این احتمالات متصور است به این معنا که حضرت از همه راه ها براى برآوردن حاجات استفاده مى کند.
 امام زمان علیه السلام چه اهداف کلى و عمومى در ملاقات هاى خود دارد؟
در مورد اهداف ملاقات ها به چند هدف اساسى مى توان اشاره نمود:
1- نجات مسلمانان از ظلم برخى از حاکمان منحرف که از آن جمله مى توان به نجات مردم بحرین اشاره کرد.(22)
2- نجات مسلمانان از دست دزدان و جنایتکاران.(23)
3- توجه دادن مردم به عدم تحقق شرط ظهور و تاکید بر اینکه امت به شعور و قابلیتى نرسیده که بتواند عهده دار حکومت عدل جهانى گردد.(24)
امام زمان علیه السلام چه اهداف خاصى از ملاقات با مردم داشته است؟
اهداف خصوصى براى ملاقات فراوان است ولى مى توان به برخى از این اهداف اشاره نمود:
1- هدایت شخص وامانده در راه و ملحق کردن او به قافله.
2- یارى دادن یکى از دو طرف مباحثه که بر طریق حق بوده به جهت مصلحتى که اقتضا کرده است.
3- حل برخى از مسائل که بر علما دشوار مى شود، همان گونه که مقدس اردبیلى براى حل مسائل دشوار خدمت حضرت مشرف مى شد.
4- خبر دادن از برخى مسائل سیاسى مهم زمان قبل از آنکه به وقوع بپیوندد به جهت حفظ مصالح شیعیان.
5- بالا بردن سطح علمى و معیشتى شیعیان.
6- مساعدت مالى به شیعیان گرفتار.
7- شفاى مریضانى که زمین گیر شده و پزشکان آنها را جواب کرده اند.
8- تعلیم ادعیه و اذکار به جماعتى از مردم، همانند تعلیم دعاى فرج.
9- تحریص بر تلاوت ادعیه به جهت رفع گرفتارى ها.
و دیگر اهداف خاص.
 آیا ممکن است کسى در ملاقاتش با حضرت مهدى علیه السلام او را بشناسد؟
مطابق قواعد عامه در مورد غیبت حضرت مهدى علیه السلام که قرار است از دشمنان محفوظ باشد تا کسى او را به قتل نرساند، باید بر کسى شناخته شده نباشد جز افراد ممتاز از مردم که از اولیاى آن حضرت به شمار مى آیند همان گونه که مطابق برخى از روایات سى نفر همیشه در رکاب حضرت بوده و با حضرت به سر مى برند.
همچنین از برخى روایات استفاده مى شود که حضرت علیه السلام یا دیده نمى شوند و یا در صورت دیده شدن کسى او را نمى شناسد.
در روایتى از امام رضا علیه السلام مى خوانیم که فرمود:لا یرى جسمه (25)؛ ((جسم او مشاهده نمى شود.))
و نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:الخامس من ولد السابع یغیب عنکم شخصه... (26)؛ ((پنجمین از اولاد هفتمین ام، شخصش از شما غایب مى گردد.))
و نیز روایت شده که فرمود:یفقد الناس امامهم فیشهد الموسم فیراهم و لا یرونه (27)؛ ((مردم امامشان را مفقود و گم مى کنند پس او در موسم [حج] حاضر مى شود و مردم را مى بیند ولى آنان او را مشاهده نمى کنند.))
و نیز در خبر محمد بن عثمان عمرى مى خوانیم که فرمود:والله اءن صاحب هذا الامر لیحضر الموسم کل سنة یرى الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه (28)؛ ((به خدا سوگند همانا صاحب این امر هر سال در موسم [حج] حاضر مى شود مردم را مى بیند و آنان را مى شناسد و مردم نیز حضرت علیه السلام را مى بینند ولى او را نمى شناسند.))
وظیفه ما نسبت به کسانى که مدعى دائمى یا غالبى رؤ یتند چیست؟
درباره سؤال فوق مى گوییم:
اولا: مساءله رؤ یت این طور نیست که به اختیار انسان باشد و هر گاه که اراده ملاقات کند براى او حاصل گردد بلکه وابسته به یک سرى شرایط و مصالح خاصى است که اگر آماده شود حضرت مقدمات ملاقات را راهم مى سازد.
ثانیا: اگر کسى مدعى ملاقات دائمى است و این گونه خود را وانمود مى کند که دائما با حضرت ارتباط دارد و هر گاه که اراده کند مى تواند خدمت حضرت برسد و واسطه بین مردم و ایشان باشد، او مطابق توقیعى که ضرت به على بن محمد سمرى داشته اند کذاب است و لذا باید او را تکذیب کرد.
ثالثا: باید مدعى ملاقات را امتحان و آزمایش کرد، آیا از حیث عمل به موازین اسلامى پایبند است آیا هدفش ریا و جذب مردم و انحراف در جامعه نیست؟ و...؛ زیرا براى ملاقات خوبان باید در ابتدا انسان خود با آنان سنخیت پیدا کند.
 آیا اصرار و الحاح به جهت ملاقات با حضرت مطلوب است؟
آنچه که مطلوب است و وظیفه ما در عصر غیبت به حساب مى آید این است که بکوشیم تا موانع ظهور حضرت را بر طرف کرده زمینه ظهور حضرت را فراهم نماییم. و نیز وظیفه داریم که به دستورات و وظایف خود عمل کنیم تا به قرب معنوى نسبت به حضرت نائل آییم.
آرى اگر درخواست ملاقات با حضرت در عصر غیبت به جهت بهره مندى از وجود او و مورد عنایت خاص ‍ او قرار گرفتن است تا انسان به اطمینان قلبى رسیده و با تصرفى که از جانب ایشان مى شود انسان به کمالات نزدیک شود، این ملاقات و اصرار بر آن مفید است، و گرنه این عصر غیبت است و قرار است که امام زمان علیه السلام از دیدگان مردم غایب باشد تا چه مصلحتى اقتضا کند که در موردى ظهور کرده و کسى به ملاقات حضرت نایل شود. لذا باید صبر کرد و در این موقع حساس که عصر امتحان است به وظایف خود خوب عمل کنیم تا از امتحان سرافراز بیرون آییم.
آرى، اگر چه از ظاهر برخى از ادعیه تقاضاى ملاقات حضرت به دست مى آید ولى مى توان آن را حمل بر ملاقات در عصر ظهور کرد.
---------------------------
1-تنزیه الانبیا، ص 182 -184.
2-کلمات المحققین، ص 533.
3-کشف المحجة، ص 143 و 154.
4-الطرائف، ص 185.
5-کفایة الاصول، ج 2، ص 291.
6-فرائد الاصول، ج 2، مبحث اجماع.
7-الغیبة، طوسى، ص 216.
8-بحارالانوار، ج 52، ص 151.
9-مفردات راغب، ص 267.
10-مهج الدعوات، ص 296.
11-مجالس المومنین، ج 1، ص 573؛ جنة الماوى مطبوع با بحار، ج 53، ص 252؛ قصص العلما، ص 359.
12-ریاض العلما، ج 1، ص 18؛ والکنى و الالقاب، ج 3، ص 61؛ بحارالانوار، ج 53، ص 55.
13-الانوار النعمانیة، ج 2، ص 303.
14-روضة المتقین، ج 5، ص 450؛ ج 14، ص 419 و 420.
15-بحارالانوار، ج 53، ص 236 و 234.
16-بحارالانوار، ج 53، ص 302؛ قصص العلما، ص 399.
17-دارالسلام؛ حیات و شخصیت شیخ انصارى، ص 106.
18-مذاکرات آیت الله حائرى، ص 30.
19-اثبات الهداة، ج 3، ص 710، باب 33.
20-کشف الغمه، ج 2، ص 493؛ تبصرة الولى، ص 234.
21-ر.ک: ((جنة الماوى)) و ((نجم الثاقب)) از حاجى نورى و دیگر کتب.
22-نجم الثاقب، ص 367.
23-نجم الثاقب، ص 370.
24-تاریخ الغیبة الکبرى، ص 135 و 136.
25-کمال الدین، ص 370.
26-بحارالانوار، ج 51، ص 32.
27-بحارالانوار، ج 52، ص 151.
28-کمال الدین، ص 440.
-----------------------
علی اصغر رضوانی