منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
نوروز از نگاه شریعت
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩ : توسط : سمیه مهتدی

  نوروز از نگاه شریعت

نویسنده:احمد محیطی اردکانی

«یا مُقلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ یا مُدَّبِرَ الْلَیْلِ وَ الْنَهارِ یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الاَحْوالِ حَوِّلْ حالِنا اِلی اَحْسَنِ الْحالِ.»1
«ان شاءاللّه‏ این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملت شریف ایران بر خواهران، برادران مبارک و مسعود باشد ...
تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت‏ها در دست خدای تبارک و تعالی و ید قدرت اوست. اوست که تدبیر می‏کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول می‏کند و بصیرت‏ها را روشن می‏کند، و اوست که حالات انسان را متحول می‏کند و ما آن را در ملت عزیز خودمان در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلب‏ها را از آمال دنیوی و از چیزهایی که در طبیعت است بریده بشود و به حق تعالی پیوسته بشود و بصیرت‏ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، در ملت ما بحمداللّه‏ تا حدود چشمگیری حاصل شده است و من امیدوارم که در این سال جدید به اعلا مرتبت خودش برسد.»2

عیدهای اسلامی

در قرآن کریم می‏خوانیم: «... اَللّهُمَّ رَبَّنا اَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عِیْدا ِلاَوَّلِنا وَ اخِرِنا وَ ایَةً مِنْکَ وَ اَرْزُقْنا وَ اَنْتَ خَیْرُ الرّازِقینَ3
خداوندا!، مائده‏ای از آسمان بر ما نازل فرما تا برای اولین و آخرین ما عید، و نشانه‏ای از جانب تو باشد و به ما روزی عنایت کن که تو بهترین روزی‏دهنده هستی.»
عید از ماده «عود» به معنی بازگشت گرفته شده و به گفته راغب اصفهانی به معنی بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهای سرور و شادی نیز گفته می‏شود.4
در اسلام روزهایی، به نام عید اسلامی اعلام گردیده است که مهمترین آنها عبارتند از:
اول شوّال؛ عید فطر
دهم ذیحجّه؛ عید قربان
هیجدهم ذیحجّه؛ عید غدیر
جمعه؛ عید محمد(ص)
چرا که در هر یک به گونه‏ای بازگشت انسان به فطرت توحیدی‏اش مطرح است.
بنابراین: «عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است، نه شربت و شیرینی و غذاهای متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است، نه به سیاحت و تفرّج بی‏محتوی پرداختن، که این عید ولگردان است، نه بی‏بندو باری و هرزگی و عیاشی کردن، که این عید بوالهوسان است، نه قاه قاه خندیدین و همدیگر را به مسخره گرفتن و به بازی روز گذراندن، که این عید غافلان است، نه تاب خوردن و سبزه رویاندن و سفره هفت‏سین چیدن و رنج پختن «سمنو» کشیدن، که این عید خرافه‏پرستان است.
هیچ کدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست، که عید اسلامی موفقیت در راه انجام وظیفه است. و تطهیر نفس و تصفیه جان و تمرین صبر و استقامت، چون عید فطر پس از ماه مبارک رمضان.
و عید، گذشتن از امتیازات است. و رسیدن به هم‏آهنگی و شرکت در وحدت بزرگ اسلامی، شکستن غرور و خودخواهی و ترک نازپروریها، سایه‏نشینی‏ها، مشتاقانه ندای حق را لبیک گفتن ... و سرانجام خود را بازیافتن و به خدا رسیدن. چون عیدالضحی پس از دوران سازنده حج.
عید، چون قطره‏ای به دریای جمع پیوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته‏ها را بهم بستن و صف صف بهم
* عید اسلامی موفقیت در راه انجام وظیفه است. و تطهیر نفس و تصفیه جان و تمرین صبر و استقامت، چون عید فطر پس از ماه مبارک رمضان.
پیوستن، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را هر هفته تحکیم بخشیدن، همچون عید جمعه که عید محمد(ص) است».5
برترین عید، روزی است که خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد و ارکان دین را محکم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پیوست، و رهبر آینده مسلمانان را معرفی کرد، و فرزند کعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هیجدهم ذیحجه عید غدیر خم.
آن‏گونه که در روایات آمده است و بعضی از علمای بزرگوار فرمودند6، و در گاهنامه7 تطبیقی سه هزار ساله به روشنی مشخص گردیده، آن روز، عید غدیر خم با اول فروردین سال دهم هجری شمسی مطابق بوده است و عید نوروز نیز به برکت ولایت رنگ الهی به خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرت و دوام یافت.

بهار طبیعت

بی‏تردید، عید نوروز، عید طبیعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایی از قساوت زمستان و سردی و سیاهی شبهای دیرپا می‏باشد.
عیدی همراه با سرود پرندگان و تکبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعد و رویش صحراست.
اگر ما خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم همرنگ طبیعت با صفا، باشد و بر جهان مثبت و خداپسندانه‏اش بیفزاییم، در دید مکتب نیز عیدی عزیز و ارجمند خواهد بود.»8
چنانچه در حدیث آمده: هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه مبارک رمضان است.9 از این‏رو امیرالمؤمنین(ع) می‏فرماید: «قرآن را بیاموزید که بهار دلهاست.»10 یعنی جان و روان انسان با تعالیم عالی الهی، شکوفا می‏شود.
آری عید واقعی انسان که برترین مخلوق الهی، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت به خویشتن خویش و توجه به مبدأ هستی، و تعلیم کتاب سعادتش و در نهایت خود را بازیافتن و به خدا رسیدن است.
و این عید اختیاری است، و انسان می‏تواند از هر روز برای خودش عیدی بسازد. امیرالمؤمنین علی(ع) می‏فرماید: «کُلّ یَوْمٍ لا یُعْصَی اللّه‏ُ فَهُوَ یَوْمُ عِیدٍ»11 (هر روزی که خداوند نافرمانی نشود آن روز، عید است). البته آنگونه که قرآن می‏فرماید: از بهار طبیعت و حیات دوباره یافتن گل‏ها و گیاهان، سبزه‏ها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حیوانات طراوت یافتن باغ‏ها و چمن‏زارها، باید درس رستاخیز و بازگشت به سوی خدا را آموخت:
* عید، چون قطره‏ای به دریای جمع پیوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته‏ها را بهم بستن و صف صف بهم پیوستن، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را هر هفته تحکیم بخشیدن، همچون عید جمعه که عید محمد(ص) است.
خداوند متعال می‏فرماید: «زمین را جامد و افسرده و بی‏روح و بی‏جنبش می‏بینی، اما همین که آب باران بر آن نازل کنیم، به جنبش و حرکت درمی‏آید و فزونی می‏گیرد، و انواع گیاههای سرورافزا می‏رویاند، این از آن جهت است که خدا حق مطلق است و نظام زنده کردن مرده‏ها در قبضه قدرت اوست. و اوست که بر هر چیزی تواناست.»12

نوروز در گذر تاریخ

نخستین روز از نخستین ماه سال شمسی را نوروز می‏گویند و ایرانیان در این روز بزرگترین جشن ملی خود را برگزار می‏کنند.13 آریاییان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر یک از این دو فصل جشنی برپا می‏داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‏رفت؛ اولی را نوروز و دومی را مهرگان می‏نامیدند.14
هر چند در دربار نخستین خلفای اسلامی به نوروز اعتنایی نمی‏شد15، ولی خلفای بعدی اموی دوباره نوروز را گرامی داشتند و برای افزودن درآمد خود، هدایای نوروز را باب کردند.16 و با ظهور «ابومسلم خراسانی» و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذ برمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تشکیل سلسله‏های طاهریان و صفاریان، جشن‏های ایران بار دیگر رونق یافت.17
با آنکه بسیاری از سنت‏های ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت و سنت‏های اسلامی جای آنها را گرفت، اما عید نوروز کم و بیش در میان آنها باقی ماند. شاید مصادف شدن روز غدیر خم در سال دهم هجری با عید نوروز در آن بی‏تأثیر نباشد.
علی کاظمی در مقدمه ترجمه کتاب سید عبدالرضا حسینی شهرستانی به نام «نوروز در اسلام» نگاشته است: «با توجه به روایاتی که در باره نوروز رسیده است18، معلوم می‏شود، نوروز پیش از اسلام روزی مورد توجه پیامبران و رهبران الهی بوده است و از ابتدا شادی و سروری که در این روز می‏شده است به خاطر امور معنوی و حوادث مذهبی که در این روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولی همان‏گونه که در اثر مرور زمان بسیاری از واقعیت‏ها وارونه شده و بسیاری از حقایق تحریف گردیده، نوروز هم به صورت یک روز ملی و باستانی درآمده، شادی و سرور آن نیز به حساب امور مادی گذاشته شده است ...»
نوروز از جمله دستاویزهایی بوده است که سلاطین از آن بهره‏برداری کرده‏اند.
* برترین عید، روزی است که خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد و ارکان دین را محکم و استوار نمود.
جمشید پادشاه بزرگ ایران باستان به همین منظور و به خاطر استفاده از همین فرصت، تاجگذاری خود را در روز نوروز انجام می‏دهد، و حتما تبلیغاتی هم به راه می‏انداختند که امروز، روز پیمان خلافت الهی است و مردم را دعوت می‏کردند که بیایند و با آوردن هدایای نوروزی با نماینده خدا بیعت کنند و تاجگذاری او را تبریک بگویند. با این مقدمه، پاسخ این سؤال؛ که چرا اعراب نوروز را ضایع ساختند؟ نیز روشن می‏شود:
در روایت معلی بن‏حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «... این روز از روزهای ماست و از روزهای شیعیان ما به شمار می‏رود، که ایرانیان آن را حفظ کرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته‏اید.
اعراب به پیروی از دستگاه خلافت بنی‏امیه و بنی‏عباس چون نوروز را روز ولایت و خلافت الهی می‏شناختند، سخت کوشیدند که این روز را مخفی کرده، ضایع سازند. و لذا برای لکه‏دار کردن نوروز، این روز را از بازمانده‏های مجوس معرفی کرده‏اند. تا جایی که می‏بینیم حضرت امام موسی بن‏جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقی می‏فرماید: «از رسم‏های فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...»19
بعضی افراد این روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته‏اند؛ اما با توجه به روایات معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز است و می‏رساند که خلفا تا چه اندازه برای از بین بردن نوروز می‏کوشیده‏اند و پس از یک دوره تبلیغات خلفا که نوروز کاملاً مسخ و در افکار عمومی مسلمین از سنت‏های مجوس معرفی شده، اینک منصور دوانقی حضرت موسی بن‏حعفر(ع) را در این روز وادار به جلوس می‏کند تا از طرفی (مانند مأمون) برای خود موفقیت کسب کند و از طرفی حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد ... به هر حال شکی نیست در اینکه از نظر اهل بیت(ع) نوروز از روزهای مهم مذهبی معرفی شده و تجلیل آن البته با آداب و رسومی که در روایات بیان شده است، بسیار پسندیده می‏باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شکر نعمت ولایت بجا آوردن، تجدید بیعت با رهبران الهی و به زیارت مؤمنین و علمای ربّانی رفتن.
اینها خلاصه اعمالی است که مسلمان‏ها در نوروز، به عنوان روز ولایت و روز پیروزی حق و عدالت انجام می‏دهد.20

نوروز در روایات

بخشی از مضامین روایات در مباحث گذشته، بیان گردید، در این فرصت متن بعضی را مورد توجه قرار می‏دهیم.

1 ـ آداب نوروز

«روَیَ الْمُعَلَّی بن‏خُنَیس عَنْ مَوْلانا الصادِقِ(ع) فی یَوْمِ النَیْروزُ: وَ اِذا کانَ یَوْمُ النَیروزِ فَاغْتَسِلْ وَ الْبِسْ اَنْظَفَ ثِیابِکَ وَ تُطَیَّبْ بِاَطْیَب طیبِکَ وَ تَکُونُ صائِما ذلِکَ الْیَوْمَ ...
معلی بن‏خنیس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز می‏گوید: هنگام نوروز غسل کن، پاکیزه‏ترین لباس‏هایت را بپوش به خوشبوترین چیزها خود را خوشبو نما و در آن روز، روزه باش.
در دنباله روایت، دستور چهار رکعت نماز و سجده شکر و دعای مخصوص در این روز ذکر شده است.»21 این حدیث مورد استناد بسیاری از فقها برای استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسایل این روایت را دو سه مورد نقل کرده است.22 صاحب جواهرالکلام، همین روایت را از مصباح و مختص آن نقل کرده و مستند استحباب این اعمال در روز نوروز دانسته است.23 و مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می‏فرماید: به اسانید معتبره از معلّی بن‏خنیس که از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (این روایت) منقول است.24
* عید نوروز نیز به برکت ولایت رنگ الهی به خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرت و دوام یافت.

2 ـ روز پیمان با خدا

علامه مجلسی می‏گوید: در بعضی از کتب معتبره دیدم که: معلی بن‏خنیس می‏گوید: روز عیدی خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسید: این روز را می‏شناسی؟ گفتم: روزی است که عجم آن را بزرگ می‏شمرند و در آن به یکدیگر هدیه می‏دهند. حضرت فرمود: قسم به بیت عتیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت موضوعی قدیمی که برای تو تفسیر می‏کنم ... نوروز، روزی است که خداوند از بندگان پیمان گرفت و آن اولین روزی است که خورشید کرد. و بادها وزیدن گرفت، کشتی نوح(ع) بر کوه «جودی» قرار گرفت و خداوند کسانی را که از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پیامبر اسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با علی(ع) به عنوان امارت مؤمنین بیعت کنند ... و هیچ روزی نوروز نیست مگر اینکه در آن روز انتظار فرج داریم، زیرا نوروز از روزهای ما و روزهای شیعیان ماست، عجم آن را حفظ کرد و شما آن را تضییع نمودید ...»25
احمد بن‏فهد در کتاب مهذّب البارع نظیر این روایت را آورده است.

3 ـ روز ولایت

«معلی بن‏خنیس عن الصادق(ع): ان یوم النیروز هو الیوم الذی اخذ فیه النبی(ص) لامیرالمؤمنین(ع) العهد بغدیر خم فَاَقروّا له بالولایة فَطوبی لِمَن ثبت علیها و الویل لمن نکثها ...26
نوروز روزی است که پیامبر(ص) از مردم برای امیرمؤمنان(ع) پیمان ولایت گرفت و مردم آن را پذیرفتند، خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت بماند، وای بر کسی که آن عهد را بشکند ...»

4 ـ برآورده شدن نیاز

مفضل بن‏عمر می‏گوید: امام صادق(ع) در ضمن خبری طولانی فرمود: خداوند به حزقیل وحی فرمود یا حزقیل، این روز شریف و با ارزش بزرگی است نزد من، و قسم خورده‏ام که کسی در این روز، نیازی از من طلب نکند، مگر آنکه برآورده سازم و آن روز نوروز است...27

5 ـ هر روز نوروز

«وَ اُتِیَ عَلیُ(ع) بِهَدِیةِ النَیرُوزِ فَقالَ علیه السلام: ما هذا؟ قالُوا: یا اَمیرِالمؤمنینَ الْیَوْمُ النَیْروزُ، فَقالَ علیه السلام، اِصْنَعُوا لَنا کُلَّ یَوْمٍ نَیْرُوزا.28
برای علی(ع) هدیه نوروزی آوردند، حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: ای امیرمؤمنان امروز نوروز است، فرمود: هر روز را برای ما نوروز بسازید.»

6 ـ هدیه نوروزی

ابراهیم کرخی می‏گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم، در باره مرد ثروتمندی که روز مهرگان یا نوروز، مردم به او هدیه می‏دهند ولی او در عوض احسانی نمی‏کند. امام علیهم السلام فرمود: آیا آنها اهل نماز هستند؟
گفتم: آری.
فرمود: هدیه آنها را باید بپذیرد و او نیز در مقابل‏برای آنها هدیه‏ای بفرستد...29

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ مفاتیح‏الجنان، محدث قمی، با ترجمه، ص 604.
2 ـ صحیفه نور، چاپ وزارت ارشاد اسلامی، ج 16، ص 87.
3 ـ سوره المائده، آیه / 114.
4 ـ مفردات، راغب اصفهانی، ص 364.
5 ـ پیام انقلاب، ش 27، 23 اسفند 1359، ص 68، از مقاله حجت‏الاسلام محمدحسین بهجتی «شفق»، امام جمعه اردکان.
6 ـ بحارالانوار، علامه مجلسی، چاپ آخوندی، ج 59، ص 131، 123، 119.
7 ـ گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله، احمد بیرشک، ص 60.
8 ـ برگرفته از مقاله حجت‏الاسلام محمدحسین بهجتی، پیام انقلاب، ش 27، ص 68.
9 ـ اصول کافی، مکتبی (ره)، ترجمه رسولی محلاتی، ج 4، ص 438. قال الباقر(ع): لِکُلِّ شَی‏ءٍ رَبیعٌ وَ رَبیعُ الْقُرآنِ شَهْرُ رَمَضانِ.
10 ـ میزان الحکمة، محمدی ری‏شهری، ج 8، ص 74. از نهج‏البلاغه خطبه 110؛ بحار، ج 2، ص 36.
11 ـ نهج‏البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، حکمت 420.
12 ـ سوره الحج، آیه / 5.بقیه در صفحه 23
13 و 14 ـ فرهنگ فارسی، محمد معین، ج 4، ص 4840. البته در باره تعیین روز نوروز اقوال دیگری هم هست: تا آنجا که ابن‏فهد در مهذّب البارع می‏گوید: نوروز روز بزرگی است اما تعیین آن در روزهای سال مشکل است. النوروز، ص 11.
15 ـ همان، و شاید اعتنا نکردن آنها به نوروز به خاطر این باشد که، نمی‏خواستند روز ولایت زنده شود.
16 و 17 ـ همان، ص 4845 و ص 4846.
18 ـ ر.ک به النوروز، فی مصادر الفقه و الحدیث، مرکز المعجم الفقهی، ص 36 و 24 و بحارالانوار، ج 59، ص 91 و 92.
19 ـ مناقب آل ابی‏طالب؛ ابن‏شهرآشوب، ج 4، ص 318 و 319: حُکِیَ اَنَّ الْمَنْصُورَ تَقَدَّمَ اِلی مُوسی بن‏جَعْفَرِ بِالْجُلُوسِ لِلتَّهنِیَةِ فِی یَوْمِ النَیْرُوزِ وَ قَبْضِ ما یُحْمَلُ اِلَیْهِ فَقالَ علیه‏السلام: اِنّی قَدْ فَتَشْتُ الاَخْبارَ عَنْ جَدّی رَسُولِ اللّه‏ِ(ص) فَلَمْ اَجِدُ لِهذا الْعِیدِ خَبَرا وَ اِنَّهُ سنَّةٌ لِلْفُرْسِ وَ مَحاها الاِسْلامُ وَ مَعاذَ اللّه‏َ اَنْ ؟ ما مَحاهُ الاِسْلامُ فَقالَ الْمَنْصُورُ: اِنَّما نَفْعَلُ هذا سیاسَةُ لِلْجُنْدِ فَسَئَلتُکَ بِاللّه‏ِ العَظیمِ اِنَّما جَلَسْتَ فَجَلَسَ ...
20 ـ نوروز در اسلام، سید عبدالرضا حسینی شهرستانی، ترجمه علی کاظمی موموندی، مقدمة، در این کتاب به اشکالات وارد بر عید نوروز، به خوبی پاسخ داده شده است.
21 ـ النوروز، فی مصادر الفقه و الحدیث، ص 7؛ از مصباح المتهجّد، ص 591؛ و علامه مجلسی در زادالمعاد؛ و محدث قمی در مفاتیح‏الجنان، در اعمال ماههای رومی و اعمال عید نوروز آورده‏اند.
22 ـ وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 2، ص 428 و 96، و ج 5، ص 288، و ج 7، ص 346.
23 ـ جواهرالکلام، محمدحسن نجفی، ج 5، ص 40.
24 ـ مجله نور علم، شماره 20، ص 111.
25 ـ بحارالانوار، ج 59، ص 91.
26 ـ مجله نور علم، ش 20، ص 111.
27 ـ بحارالانوار، ج 59، ص 119.
28 ـ مجله نور علم، ش 20، ص 112. از مستدرک الوسائل، ج 1، ص 471.
29 ـ النوروز، فی مصادر الفقه و الحدیث، ص 7 به نقل از الفقیه، ج 3، ص 300، و وسایل الشیعه، ج 12، ص 213 و ص 82 به نقل از فهرست ابن‏ندیم، و ص 83، از دعائم الاسلام، ج 2، ص 326، نظیر این آمده است.
30 ـ الفروع من الکافی، کلینی، ج 5، ص 141 و التهذیب، ج 6، ص 378.

منبع: پایگاه حوزه