منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
مروری بر موضوع اختلاط زن و مرد در نگاه اسلام
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱ : توسط : سمیه مهتدی
مروری بر موضوع اختلاط زن و مرد در نگاه اسلام

پدید آورنده : حجت الاسلام دکتر محمدمهدی بهداروند


از جمله مسائل مورد بحث در جاممه کنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.

مسلما با رشد و پیشرفت تکنولوژی و تمدن موجود، بایستی به هر موضوع نگاهی دقیق و حساس بر محور آموزه های دینی، اعم از قرآن و روایات داشت.

در این باره دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی مطرح شده که دارای زیرساخت های نظری خاص خود هستند. برخی از این دیدگاه ها، پای خود را از گلیم منطق و استدلال فراتر نهاده اند و در این زمینه با نگاهی افراطی، به طرح و تحلیل راهکارهای عینی و عملی پرداخته اند و گروهی دیگر با تفریط، نگاه دیگری را ابراز داشته اند.

در این میان، نگارنده با طرح و تحلیل و بررسی هر یک از نگاه های مطرح شده در این مقاله، آنها را به آسیب شناسی کرده و ضمن رد کردن آنها به نظریه جدیدی را بر محور آیات و روایات پرداخته و راهکارهای پیشنهادی خود را ارائه کرده است.

با توجه به این مقدمه، به خوبی می توان دریافت که یکی از عوامل و علل پدیده بی بند و باری موجود غربی، سخت گیری جنسی و وجود محدودیت های قانونی و سنت های مخالف فطرت انسانی در امر روابط و اختلاط بود که از آن جمله، زشت شمردن امر آمیزش جنسی در سنت مسیحی، تحریم طلاق از طرف کلیسا، زن را قرین و همراه شیطان شمردن و عنوان اغواگر و فریب دهنده به او دادن را می توان نام برد، که نهایتا به بروز عقده های جنسی منجر شد.

از سوی دیگر، یکی از آموزه های لیبرالیسم، تجدد و روشنفکری، نفی هرگونه سنت قدیمی و بالاتر از آن، ضد ارزش بودن پایبندی به سنت ها و مطبوع بودن هر نوع تجدد و نوآوری بود.

از دیگر آموزه های دانشمندان علوم تجربی، پوچ و بی اعتبار بودن معارف مابعدالطبیعه و دستورات الهی بود که نتیجه آن، نفی دین و تمامی دستورات و اخلاقیات فردی و اجتماعی برگرفته از آن است.

همیشه در فرهنگ ها و در همه اقوام (با اختلافات جزئی) روابط زن و مرد به عنوان امری طبیعی، وجود داشته است. در دهه های اخیر، با رشد سریع تکنولوژی، ارتباط نامحرمان، به ویژه در خانواده های سنتی و اسلامی، دچار تحولاتی شده که لازم است علل و ریشه های آن مطالعه و بررسی شود.

ساختار خانواده و ارتباط زن و مرد، با توجه به شرایط کشورهای اسلامی به ویژه جامعه ایران، در برابر تحولات سیاسی و فرهنگی جهان از جمله ضرورت حضور زنان در صحنه فعالیت های اجتماعی اقتصادی، موضوع اصلی تحولات و ارتباطات این دو قشر است. حفظ کیان خانواده و اهمیت ازدواج، با توجه به ممنوعیت ارتباط خارج از ازدواج برای زن و مرد در کشورهای اسلامی، افزایش سن ازدواج و تعداد زنان بدون شوهر (به دلیل جنگ و ...) از جمله موضوعاتی است که بحث درباره آن ضروری است.

باید به این حقیقت گردن نهاد که آدمی در دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.

بی شک، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمان هایی است که با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم که فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نکنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(1) به عهدی که با خدا بستید، وفا کنید. «اِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولاً؛(2) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»

امروزه روابط زنان و مردان نامحرم و مخصوصا دختران و پسران، بدون رعایت ضوابط شرعی، زمینه ای برای اعمال منافی عفت و زناست و چنان که می دانید، ایّام جوانی دوره شور و احساسات جنسی و نشاط جسمی است و با بیدار شدن قوای مختلف جسمی، توجه به مسائل عاطفی و جذابیت های ظاهری و فریفتگی جنس مخالف بیشتر می شود. چنین روابطی با وجود میل و کشش شدید جنسی که مقتضای طبیعت سنّ جوانی است، طبیعتا از نگاه های آلوده و صحبت های هوس انگیز و ... خالی نخواهد بود! به هر حال، این ارتباط هیچ جای توجیه ندارد، جز اینکه عامل گسترش فساد اخلاقی است که عواقب خطرناکی برای جامعه انسانی به همراه دارد.

مسئله اختلاط و انفکاک محیط های زنانه و مردانه نیز از مسائل اجتماعی مهمی است که بسیاری از فرهنگ ها به آن توجه و آن را تحلیل کرده اند، ولی در بعضی از فرهنگ ها به زیرساخت ها و خاستگاه ها توجه خاصی مبذول شده است.

امروزه به دلیل دوری از آموزه های دینی، در بسیاری از مسائل خانوادگی و ارتباطات فردی و اجتماعی، به اندیشه های عاری از حقیقت مبتلا شده ایم که اگر چاره ای نیندیشیم ما را به پرتگاه نیستی سوق خواهد داد. آیا به راستی می توان انکار کرد که فمینیست های جدید معتقدند باید دیواری نفوذناپذیر بین جهان زنانه و مردانه ایجاد کرد؟ ایشان می پندارند اگر زن

در مجموعه ای رشد کند که مدیریت علمی و اجرایی و تمام عناصر آن مجموعه، از مجرای فکر زنانه تنظیم شده باشد، موفق تر خواهد بود و در رقابت با مردان پیروزی بیشتری به دست خواهد آورد.

فمینیست های فرامدرن چنین می پندارند که انفکاک محیط های زنان از مردان سبب خواهد شد تا زنان به پیشرفت های بهتر و والاتری نائل آیند.

این زمزمه نوپا، یعنی انفکاک محیط های زنانه از مردانه، در بعضی از مقالات و مکتوبات و محافل اجتماعی کشور ما نیز مطرح می شود. ظاهر این نظریه، تا حدی به نظریه دین در خصوص روابط اجتماعی زن و مرد شبیه است، ولی دیدگاه ها، جهان بینی، اهداف، قالب ها و شکل های اجرایی این نظریه، با نظریات و آرای دینی تفاوت بسیاری دارد.

فمینیست های فرامدرن در ارائه این پیشنهاد، هرگز احکام شرعی و ظرایف اخلاقی برخوردها و روابط زن و مرد را ملاحظه قرار نمی کنند، بلکه در حد مبالغه آمیزی بر ویژگی های خاص دنیای زنان تأکید می کنند؛ تا آنجا که معتقدان این نظریه بر این باورند که حتی مبارزات زنانه نیز باید در کانون زنانه انجام گیرد تا تصمیم و اراده ای مبتنی بر عمل، تفکر و جهان زنانه آن را نظام دهد.(3)

قبل از بیان محدوده و احکام اختلاط و ارائه راهکارهای عملی برای آن، باید به این نکته توجه کرد که در جامعه، ارتباط زن و مرد به شکل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است. این نحوه ارتباط حتی در بسیاری از قوانین بین المللی و داخلی کشورها به شکل قانونمند مطرح است. (از جمله این موارد می توان به قوانین مربوط به اشتغال، تحصیل و مناصب اجتماعی اشاره کرد.)

ارتباطات نامحرمان در خانواده و خارج از آن، در اشکال مختلف و متأثر از ساختارهای اجتماعی و متغیرهای مؤثر برای برقراری ارتباط بین زن و مرد تحلیل می شود. ارتباط جنسیتی زن و مرد، از دو بعد کلی قابل توجه است: «تولید نسل» و «تأمین نیازهای جنسی». بعد «تولید نسل» بیشتر در ازدواج های سنتی مدّنظر است. اما در دهه های اخیر هدف ثانوی تشکیل خانواده است. در جهان امروز، موضوع کنترل تولید نسل و کاهش جمعیت برای برخی کشورها و تشویق برای افزایش جمعیت در کشورهای به اصطلاح «توسعه یافته» حتی معیار و شاخص توسعه پایدار محسوب می شود.(4)

پیش از طرح و بررسی دیدگاه ها، پیشاپیش به صورت کلی این حقیقت را متذکر می شویم که اسلام ضمن محترم شمردن حقوق انسانی، طبیعی و حتی حقوق خاص مربوط به ویژگی های جنسی، به عناصر اخلاقی، امنیت فکری، روح عفاف، تقوا و مشارکت مرد و زن در میدان مسابقه معنویات، توجه کامل کرده است. اولویت تفکیک محیط های زنانه از مردانه در شرایط خاص و توصیه به کاهش اختلاط زن و مرد در اماکن عمومی (در صورتی که امر اهمی ضایع نشود)، از مسائلی است که روح معارف اسلام و سیره عملی پیامبر(ص) آن را تأکید و تقریر می کند. اسلام نمی خواهد تقابل جنس زن با جنس مرد را بزرگ جلوه دهد تا آنجا که این دو جنس، در

مقابل و رویاروی هم قرار گیرند، بلکه هدف اسلام، احترام به حقایقی تکوینی است که موجبات تکامل زن و مرد را فراهم می آورد؛ البته روح پوشش، حجاب، کنترل رفتار و رعایت وقار و متانت، تنها به پوشش ظاهری خلاصه نمی شود، بلکه حتی در نوع معاشرت و برخوردهای ظاهری، حیا اقتضا می کند که تا حد امکان این انفکاک مراعات شود. این انفکاک از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است که در او طمع می کنند؛ چنانکه خداوند در بیان حکمت حکم حجاب می فرماید: «ذلک ادنی أن یعرفن فلایؤذین»(5) تأکید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ ورع و تقواست: «و اذا سئلتموهن متاعا فأسئلوهن من وراء حجاب ...؛(6) هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن و ان یستعففن خیر لهن»(7) دلالت می کنند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهای غیر ضروری در محیط های اجتماعی را رعایت کنند، به تقوا و پاکی نزدیکتر است.

احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است که رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه صلی الله علیه وآله أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»(8).

اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب کرد.

در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شکل می گیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد، دولت با ملت. طبیعی است که اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس ( زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یکدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.

توسعه شهرنشینی وگسترش مناسبات اجتماعی و اقتصادی موجب شده است که امروزه برخلاف گذشته، زن در عرصه جامعه، حضور گسترده ای داشته باشد و به طور طبیعی، این حضور در همه اماکن عمومی و خصوصی، نظیر کلاس درس و محل کار مشهود است و صرفا محدود به داشتن رابطه با محارم نمی شود. از این رو، مسئله ارتباط زن و مرد، از مسائل بسیار مهم و مورد ابتلاست که باید دیدگاه اسلام در این زمینه روشن شود. با عنایت به اینکه، اسلام دین جامع، جهانی و پاسخگوی نیازهاست و در آموزه های خود از مقتضیات زمانه نیز غافل نیست، به طور حتم، در این موضوع، مانند همه دیدگاه واقع بینانه و منصفانه ای موضوعات دیگر

دارد که برای نسل امروز در عین اینکه سعادت آفرین است، راه گشا و هدایت گر نیز هست.

آنچه نویسنده در این مقاله درصدد تبیین آن است، تحلیل ارتباط یا به تعبیر بهتر اختلاط زنان و مردان و آثار منفی و مثبت آن است و امید است این نگارش بتواند کمکی در فضاسازی ارتباطات صحیح بر محور دین و توحید برای رسیدن به مقام قرب و عبودیت باشد.

بررسی نظریه ها و دیدگاه ها

درباره ارتباط یا عدم ارتباط زنان و مردان، دیدگاه های متعددی وجود دارد که هر یک ادله و استدلال های خاص خود را دارند که در یک جمع بندی می توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد:

1. ارتباط در حد ضرورت

یک مبنا این است که در ارتباط اصل بر اضطرار یا ضرورت است. یعنی تا در جامعه ضرورتی نباشد و موقعیت اضطرار به وجود نیامده باشد، بهتر است زن و مرد، با یکدیگر ارتباط نداشته باشند.(9)

مطابق این دیدگاه، هر نوع ارتباط میان زن و مرد جز در صورت اضطرار ممنوع است؛ زیرا رابطه میان این دو، رابطه آتش و پنبه است و برای دوری از خطر، عقل حکم می کند که این دو، هر چه بیشتر، از همدیگر دور نگه داشته شوند. بر این مبنا، هر نوع ارتباطی میان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه ای شود که کنترل آن در اختیار هیچ یک از دو طرف نباشد. از این گذشته، تأثیرات منفی ارتباط با نامحرم و هر نوع مصاحبت با وی، در روح انسان قابل انکار نیست.

دیدگاه مذکور در تأیید صحت مدعای خویش، پاره ای از روایات را با تفسیری خاص نقل می کند که از آن جمله است: در روایتی از حضرت زهرا (س) آمده است: «برای زنان بهتر است که هیچ مردی را نبینند و هیچ مردی نیز آن ها را نبیند.»(10)

یا حضرت علی(ع) در سفارش های خویش، به امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: «اگر می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی کند. همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج از خانه، برای آنها مضر و خطرناک است، وارد کردن مرد بیگانه نزد آنان در داخل خانه و اجازه معاشرت دادن به او نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانی کاری کن که زنانت غیر از تو را نشناسند.»(11)

نقد و بررسی

در ارزیابی این نگاه باید به نکاتی توجه کرد:

1. براساس فتوای بسیاری از فقها، اصل ارتباط و گفتگو، معاشرت و مصاحبت، سلام و احوالپرسی میان زن و مرد با رعایت موازین اسلامی ممنوعیتی ندارد. زن و مرد می توانند صدای همدیگر را بشنوند و صدای خود را به همدیگر بشنوانند. منعی که وجود دارد، این است که اولاً زن نباید صدای خود را به گونه ای ترقیق و تحسین کند که مرد را به گناه بکشاند و ثانیا نباید این گفتگو به قصد التذاذ جنسی صورت گیرد.

2. زن و مرد می توانند در مسائل مختلف دینی، علمی، سیاسی، اجتماعی و ... با هم بحث و گفتگو داشته باشند و از نظرات و اطلاعات همدیگر استفاده کنند. زن می تواند مدیریت یک موسسه علمی - تعلیمی، اقتصادی و ... را که مردان نیز در آنجا به کار اشتغال دارند، به عهده گیرد. همه این موارد و موارد مشابه آن، از دیدگاه فقها هیچ گونه ممنوعیتی ندارد. آنچه

از دیدگاه فقهی و شرعی مهم است، رعایت حریم، حفظ حجاب، پرهیز از نگاه های شهوت آلود، اختلاط ها و مصاحبت های نادرست و غیر مفید است.

3. این دیدگاه که زن را باید در خانه محبوس و از هر گونه حضور در جامعه و ارتباط با دیگران محروم کرد، مبنای پذیرفته شده ای ندارد. از نظر شرعی، حضور زن در جامعه و شرکت در مراسم مختلف دینی، سیاسی و اجتماعی ممنوع نیست. زن می تواند در نمازهای جمعه و جماعت حضور پیدا کند. البته اسلام حضور زن را در نماز جمعه و عیدین واجب نکرده است؛ اما این عدم وجوب به معنای ارفاق و برداشتن تکلیف است؛ نه منع حضور.

صاحب وسائل الشیعه که خود محدثی قوی است، پس از ذکر روایات به ظاهر متعارض در رابطه با حضور زن در جامعه، می گوید: «از مجموع روایات استفاده می شود که برای زنان رواست که برای مجالس عزا یا برای ادای حقوق مردم یا تشییع جنازه بیرون روند و در این مجامع شرکت کنند، همچنان که فاطمه(س) و نیز زنان ائمه اطهار(ع)، در مثل این موارد شرکت می کرده اند.»(12)

از سوی دیگر هر چند به هیچ وجه نمی توان خطرات ناشی از روابط ناسالم میان دختر و پسر و زن و مرد را دست کم تلقی کرد، اما این امر نباید چنان باعث بدبینی شود که هر گونه ارتباط میان دو جنس مخالف، غیر مجاز و ممنوع تلقی شود و در پاره ای از موارد، منافع و مصالحی که در این ارتباط وجود دارد، نادیده گرفته شود. این نگرش که این دو جنس همانند آتش و پنبه اند و در موقع ارتباط گفتاری و معاشرت حتی با حفظ حجاب و رعایت حریم و آداب لازم، به موجودات بی اراده

و تدبیر تبدیل می شوند، تا حدود فراوانی بی انصافی و افراط گرایی است.

شکی نیست که معاشرت و مصاحبت دو جنس مخالف می تواند در پاره ای از موارد، از لغزش گاه های بزرگ به حساب آید، اما آیا می توان به این دلیل حتی با رعایت های لازم، هر گونه ارتباطی را محکوم کرد؟ آیا در موارد دیگری نیز که امکان لغزش وجود دارد، چنین قضاوتی می شود؟ آیا دسترسی به مال، مقام و منصب یا حتی علم، یا حضور در برخی از جلسات و نشستن در جایگاه داد و ستد، خرید و فروش و ... نمی تواند برای عده ای لغزش گاه به حساب آید؟ آیا تعداد کسانی که در این موارد به لغزش، انحراف و گناه کشیده می شوند، اندک است؟ و می توان با این عذر، این موارد و مشاغل را ممنوع دانست؟

البته در تجربه اجتماعی و تاریخی نیز دیده می شود که آزادی ارتباط و اختلاط به نفع بانوان نبوده است.

2. ارتباط آزاد

این دیدگاه برخلاف دیدگاه اول در عرصه تفریط غلتیده است. صاحبان این نظریه براین باورند که ایجاد هر نوع محدودیت و ممنوعیت در ارتباط میان زن و مرد، باعث برانگیختن حساسیت، افزایش التهاب و اشتیاق آنان می شود. انسان براساس اصل «الأنسانُ حریص علی مامُنعِ»، وقتی در موردی با منع و محدودیت مواجه می شود، نسبت به آن حریص تر و کنجکاوتر می شود. از این رو، بهتر است که نحوه ارتباط دو جنس مخالف همانند ارتباط دو جنس موافق باشد. از این گذشته، اوضاع حاکم بر جامعه جهانی، جدایی دو جنس مخالف را از هم ناممکن کرده است؛ زیرا عصر حاضر، عصر ارتباطات و اطلاعات است. همانگونه که در این عصر، فرهنگ ها، ادیان و مذاهب به گفتگو و ارتباط میان هم تن داده اند، باید ارتباط و مصاحبت میان همه افراد بشر را، فارغ از جنسیت، نژاد، رنگ، دین و مذهب، پذیرفت.

نقد و بررسی

این نظریه که ممنوعیت ارتباط و اختلاط، باعث افزایش التهاب ها می شود و برای مهار کردن غریزه جنسی و کاستن از حساسیت باید هر گونه اختلاطی را مجاز دانست، نه با تجربه و واقعیت ها سازگاری دارد و نه با علم هم خوانی. آیا در دنیای غرب که هر گونه اختلاطی مجاز دانسته شد، حرص و آز جنسی کم شده است و روابط نامشروع و بی بندوباری های اخلاقی رو به کاهش نهاده است؟ فیلم ها و عکس های مبتذل رونق خود را از دست داده اند؟ سقط جنین ها و تولد فرزندان نامشروع مهار شده است؟ آیا بر روابط نامشروع دو جنس مخالف، روابط نامشروع هم جنس بازی افزوده نشده است؟!

اشتباه برخی از دانشمندان غربی مانند برتراند راسل و فروید، در این بوده است که غریزه جنسی را همانند میل به آب و غذا و خواب دانسته اند که با برآوردن آن، می توان از دست آن رهایی یافت. در حالی که آزاد گذاشتن غریزه جنسی، باعث شعله ورتر شدن آن می شود. همانگونه که غالب میل های روحی انسان مانند میل به مقام، مال، علم و ... ، از این قبیل است. علاوه بر این، در دیگر نیازهای غریزی، مانند نیاز انسان به آب و غذا نیز محدودیت لازم است؛ از هر آبی نمی توان نوشید، از هر غذایی نمی توان تناول کرد؛ آیا کسی به خود حق می دهد که غذای متعلق به دیگری را صرفا به این دلیل که نیاز غریزی وی اقتضا می کند، تصاحب نماید؟

شهید بزرگوار مطهری در این رابطه سخن زیبایی دارد: «اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند، تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع آنهاست. اینها چون یک طرف قضیه را خوانده اند، توجه نکرده اند که همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات در آوردن، آن را دیوانه می سازد ... به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوایج طبیعی، مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود می آورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمه زیاد نمی توان سیر کرد ... اما اینکه می گویند: «الإنسان حریص علی ما مُنع» مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود. به اصطلاح، تمنای چیزی را در وجود شخص بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند ...»(13)

از سوی دیگر، این گفتار که «عصر ما، عصر ارتباطات است و اینگونه مسائل در دنیای امروز حل شده است»، نوعی مغالطه یا هوچی گری است؛ زیرا اولاً قرار داشتن در عصر ارتباطات، چه ربطی به نادیده گرفتن مرزها و حریم ها دارد؟ آیا می توان به بهانه عصر ارتباطات، آداب و ارزش های اخلاقی را زیر پا نهاد و به بهانه برداشتن مرزها در ارتباطات بشر امروز، پرده اتاق یا دیوار میان خانه ها را نیز برداشت تا هر کاری که شخص در درون خانه خود انجام می دهد، در معرض دید همگان قرار گیرد؟ ثانیا؛ چه کسی باور می کند که اینگونه مسائل در دنیای امروز حل شده است؟ فحشا، فساد، ابتذال، مجلات ضد اخلاقی، روابط نامشروع اخلاقی، برنامه های مستهجن ماهواره ای ، اینترنتی و ...، شواهد زنده و گویای فرورفتگی دنیای امروز در منجلاب ابتذال اخلاقی است.

3. ارتباط در حد اعتدال

از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای که معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشکیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.

برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم که به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد که سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فکری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یک شخصیت ارجمند، پاک، با کرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش که وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حرکات نمایان می کند، حرمت و کرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است که زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار کند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و کرامتش افزوده می شود.

از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر، در کاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفاوت جامعه ای که روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می کند، با اجتماعی که روابط آزاد در آن مجاز است، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و

محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد.(14)

همچنین، در سیستم روابط آزاد جنسی، همان تعداد ازدواجی هم که صورت می گیرد، در بسیاری از موارد به طلاق منجر می شود؛ زیرا، در روابط هرز، با وجود آن همه اظهار دلدادگی و عشق، عقبه سالم و پاکی برای ازدواج یافت نمی شود و دختر و پسر در این نوع روابط دوستانه، لایه های انسانی و حرمت برانگیز خود را شناسایی نکرده اند و تعامل فکری و روحی، نقشی در انتخاب آنها نداشته است بلکه صرفا جذابیت های بصری و لذت جویی های شهوانی در انتخاب آنها دخیل بوده است.

بنابراین، اسلام دیدگاهی برخلاف دیدگاه های پیشین ارائه داده و معتقد است که اعتدال در روابط زن و مرد آن است که از هر گونه افراط و تفریط پرهیز شود؛ یعنی نه چنان سخت گیرانه و تنگ نظرانه برخورد شود که در نگاه عرف و عقلا به هیچ وجه قابل عمل نباشد و نه چنان سهل گیرانه نظر داده شود که باعث پیآمدهای ناگوار و منفی شود. معیار و میزان، ارتباط درست و سالم با حفظ همه حریم هاست. اسلام دین فطرت است. فطرت، مبتنی بر اعتدال است و از افراط و تفریط گریزان است. اسلام در مسئله ارتباط دختر و پسر یا زن و مرد، نه آنچنان سخت گیرانه نظر می دهد که هر گونه ارتباط گفتاری، دیداری و شنیداری را ممنوع کند و نه آنچنان ولنگارانه و تساهل مآبانه نظر می دهد که هرگونه ضابطه و حریمی را در ارتباط با دو جنس مخالف غیر محارم، بی اعتبار اعلام کند.

اسلام در عین اعتقاد به روابط اجتماعی زنان و مردان در چارچوب دین، چالش ها و نقاط خطر و خط قرمز را هم به خوبی مشخص کرده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

الف . قرآن:

در قرآن در باب پوشش شرعی تحت عنوان حجاب، خطاب به پیامبر(ص) آمده است:

«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب ها (روسری های بلند) خود را به خود نزدیک سازند (یا بر خویش فرو افکنند) این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.»(15)

استاد مطهری در مورد فلسفه حجاب بیان بسیار رسا و زیبایی دارند: «حقیقت امر این است که در مسأله پوشش، سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند. اما در محیط اجتماع، استفاده از زنان بیگانه ممنوع است و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند، به هر صورت ممنوع می باشند که این امر علاوه بر اینکه از جنبه روانی، به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند، از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می شود و از جنبه اجتماعی موجب حفظ استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می شود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.»(16)

فلسفه اینکه پوشش بر زن واجب شده و بر مرد واجب نشده است، این است که میان زن و مرد در این رابطه تفاوت جدی وجود دارد؛ زن مظهر جمال و زیبایی و لطافت است ولی مرد مظهر شیفتگی و عشق به زن است؛ زن در ذات خود میل به خودآرایی، خودنمایی و جلوه گری دارد و به همین دلیل، تبرج از مختصات زنان است، اما مرد میل به اظهار عشق، دلدادگی و چشم چرانی دارد. لذا به زن باید گفت در برابر نامحرمان خودآرایی نکن و خود را در معرض نمایش قرار نده و به مرد باید گفت به چشم چرانی نپرداز!

«وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن؛ به زنان با ایمان بگو، چشمان خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و اطراف روسری های خود را برسینه خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود.»(17)

ب . روایات

با نگاهی به روایات می توان به حساسیت و دقت ائمه معصومین(ع) در ارتباط زن و مرد نامحرم به خوبی پی برد که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم.

رسول خدا(ص): بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.

امام علی(ع): اختلاط و گفتگوی مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد.(18)

حضرت محمد(ص): شیطان به حضرت موسی(ع) گفت: ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش)، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند، مگر اینکه من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم)(19)

حضرت محمد(ص): کسی که با زن نامحرمی دست بدهد، در روز قیامت در حالی می آید که دست هایش به گردنش بسته شده است. آنگاه دستور می رسد او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد)(20)

پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) به زنان آغاز به سلام می کردند. در صحیحه ربعی از امام صادق(ع) آمده است: «روش پیامبر اکرم(ص) این بوده است که به زن ها سلام می کردند و آنها جواب وی را می دادند و روش امیرالمؤمنین(ع) نیز همین گونه بوده است؛ ولی حضرت امیر(ع) از اینکه به زن های جوان سلام کنند، اکراه داشتند و می فرمودند: بیم این دارم که صدای او برایم زیبا و خوشایند جلوه کند و اثر منفی آن بیش از اجر و ثوابی باشد که با سلام کردن به دنبال آن هستم.»(21) بنابراین، می توان نتیجه گرفت که براساس روایات فوق الذکر ارتباط زنان و مردان نامحرم دارای اصول و قواعدی است که عبور از آنها عبور از خط قرمز اسلام و دارای تبعات منفی و خسارت بار است.

ج . دیدگاه فقها:

فقهای عظام نیز در فتاوای خود نسبت به ارتباط زنان و مردان نامحرم دیدگاه هایی مبتنی بر روایات ائمه معصومین(ع) ارائه داده اند که ضامن امنیت اخلاقی و اجتماعی در ارتباطات است. در این قسمت به برخی از آنها براساس فتاوای مراجع تقلید اشاره می گردد.

از دیدگاه فقهی، تماس بدنی زنان و مردانی که محرم همدیگر هستند، مجاز است و ممنوعیتی ندارد. اما تماس بدنی زن و مرد نامحرم مجاز نیست. بنابراین، دست دادن زن و مرد نامحرم جایز نیست. امام خمینی قدس سره می نویسد:

«هر کس که نگاه به او حرام است، لمس وی نیز حرام است. بنابراین، جایز نیست که زن و مرد نامحرم همدیگر را لمس نمایند. بلکه اگر به جواز نگاه به وجه و کفین قائل شویم، به جواز لمس آن قائل نخواهیم بود. بنابراین، بر مرد جایز نیست که با زن نامحرم دست دهد؛ البته اگر از روی پارچه و لباس باشد، جایز است؛ ولی احتیاط این است که دست او را نفشرد.»(22)

البته فقها همانگونه که در موارد معالجه یا ضرورت و حاجت و موارد اهم از نظر شارع، نگاه را تجویز می کنند، لمس و تماس بدنی را نیز می پذیرند.

امام خمینی در عبارت دیگری می فرمایند:

«اقوا این است که شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که با تلذذ و ریبه نباشد، جایز است و نیز برای زن جایز است، در صورتی که خوف فتنه ای نباشد، صدای خود را به مردان نامحرم بشنواند ... جمعی به حرام بودن شنیدن صدای زن و شنواندن آن قائل شده اند، اما این قول ضعیف است؛ البته بر زن حرام است که با مردان به گونه مهیج شهوت، گفتگو کند؛ یعنی صدای خود را نازک و لطیف و زیبا کند تا دل های بیمار به طمع بیفتند.»(23) اقوال تاریخی و روایات فراوانی موجود است که بر گفتگوی زنان با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) دلالت می کند. در بسیاری از موارد، زنانی به خدمت این بزرگواران می رسیدند و درباره مسائل مختلف شرعی، خانوادگی و ... با آن ها و گفتگو می کردند؛ چنانکه حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) در مواردی با مردان نامحرم سخن می گفتند.

در پایان می توان به عنوان یک راهکار برگرفته از قرآن و سنت چنین ادعا کرد که ارتباط متوازن زن و مرد عبارت است از: ارتباط توأم عاطفی (همدلی)، ذهنی (هم فکری ) و رفتاری (جنسی). این ارتباط متوازن تنها در ازدواج دائم و موقت شرعی امکان پذیر است.(24)

از خصوصیات ازدواج دائم، تشکیل خانواده و اهمیت این نهاد در جامعه است که سابقه تاریخی دارد. گستردگی ساختار، وجود ارتباطات نزدیک و تعلقات عاطفی بین اعضا از مشخصات خانواده در اسلام و در ایران تا چند دهه قبل بود که با شرایط فرهنگی و اجتماعی نیم قرن قبل هماهنگی داشت. ایثارگری افراد خانواده برای یکدیگر و از خودگذشتگی های جانی و مالی، امری بسیار متداول و طبیعی بود. بی نیازی به مشاور و پزشک خانوادگی و روان پزشک به دلیل رابطه نزدیک روحی و فکری اعضای خانواده، نشانه اهمیت جایگاه خانواده بود. عملکرد «سازمانی» این نهاد و ارتباط اعضای آن موجب کاهش آمار طلاق به نسبت ازدواج و اختلافات خانوادگی نیز بود.

در شرایط اجتماعی امروز در غرب، نهاد خانواده تقریبا رو به انحلال است و در کشورهای پایبند به اصول سنتی و دینی نیز تحولات چشمگیری در تشکیلات خانواده روی داده است که با پیدایش تحولات اجتماعی و تغییرات اقتصادی فرهنگی نهاد خانواده همراه بوده است. در این جریان، نه تنها ارتباطات درونی و بیرونی به لحاظ کمی و کیفی متحول شد، بلکه «نوع ساختار» خانواده نیز تغییر اصولی پیدا کرد و تغییرات ظاهری، مانند محل اسکان (تغییر شکل مسکن از واحد مستقل به واحدهای جمعی و آپارتمانی )، تا تفکیک فضای زندگی و کوچک شدن آن و تخصیص مکان جداگانه برای هر یک از اعضاء (دلیلی برای تحدید خانواده و کنترل موالید) را شامل شد. به علاوه، استقلال اعضای وابسته در خانواده، جدا شدن جوانان از زندگی خانوادگی (برای ادامه تحصیل و رفتن به شهرها یا کشورهای دیگر)، بالا رفتن سن ازدواج، مشکلات اقتصادی جوانان، شرایط عرفی تحمیل شده برای تشکیل خانواده و بسیاری عوامل دیگر، ارتباط درونی افراد خانواده را دچار خدشه و خانواده را از شکل سنتی خود دور کرده است.

نتیجه تحول پدید آمده، کاهش «اثرگذاری» نهاد خانواده و «اثرپذیری» آن شده است؛ برای مثال، پیدایش نیازهای جدید، تغییر الگوی مصرف، و تعیین سرانه مصرفی مشخص براساس شاخصه های تعیین شده در چارچوب قوانین بین المللی، ضرورت اشتغال زنان (آن هم نه به دلیل نیاز اقتصادی بلکه به سبب فشارهای اجتماعی و برای مطرح شدن در سطح جهانی) موجب شده است که سازمان خانواده در ایران تغییر کند. نهاد خانواده اگر چه به لحاظ کمی هنوز چندان تغییر نکرده و از نظر ظاهری پوسته و قشر بیرونی آن حفظ شده، درون آن به دلائل فوق و طرح موضوعات جدید فرهنگی کاملاً متفاوت شده و منزلت سنتی خود را از دست داده است.

حفظ خانواده سنتی در ایران و کشورهای اسلامی، نه با نصیحت و شعار و توصیه های اخلاقی امکان پذیر است و نه با الگوبرداری از خانواده ها در غرب که مغایر با اعتقادات دینی و سنتی مردم است.

در شرایط امروز، نکاح شرعی دیگری به نام ازدواج موقت مطرح است که مناسبات اجتماعی خود را در پی دارد. به دلیل نگرش های فرهنگی اجتماعی خاص پیش از انقلاب در ایران، تک همسری به عنوان اصل مسلم در ساختار اجتماعی پذیرفته شده بود و ازدواج موقت صرفا برای رفع نیاز جنسی مردان و همراه با تحقیر مطرح می شد. برخورد با این نوع نکاح حتی در زمانی که به ضرورت وضعیت اجتماعی وخانوادگی، این نوع ازدواج به شکل مخفیانه تا حدودی رواج یافته بود، هرگز از منزلت نازل آن کم نکرد.

پی نوشتها:

1. نحل، آیه91.

2. اسراء، آیه 34.

3. فاطمه ریایی نسب، زن در مکتب فمنیسم، ص 28.

4. Sex Industry

5. احزاب، آیه 59.

6. همان، آیه 53.

7. نور، آیه 61.

8. کلینی، اصول کافی، 1367، ج 5، ص 538.

9. مهدی فاخر، خانواده و ارتباطات اجتماعی، ص16.

10. حر عاملی، ج14، ابواب مقدمات النکاح، باب 129، ح3.

11. نهج البلاغه، نامه 31.

12. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1397ق: ج1، ص72.

13. مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، 1379: ج19، ص460-461.

14. ر.ک. مجموعه آثار شهید مطهری، 1379: ج 19، ص 438.

15. احزاب، آیه 59-60

16. مجموعه آثار شهید مطهری، 1379، ج19، ص432-433.

17. نور، آیه31.

18. میزان الحکمه، ج 13، ص12، ح6.

19. بحارالانوار، ج 25، ص 37، ح 210.

20. همان، ج 30، ص 205، ح 17.

21. کان رسول الله(ص) یسلم علی النساء و یرددن علیه و کان امیرالمؤمنین (ع) یسلم علی النساء و کان یکره ان یسلم علی الشابة و یقول اتخوف ان یعجبنی صوتها، فیدخل علیّ اکثر مماطلبت من الاجر.» (رک: وسایل الشیعه، حر عاملی، 1397ق، ج14، باب131، ح3.

22. امام خمینی، النکاح، ج 2، مسئله 20.

23. همان، 1380، ج2، مسئله 29.

24. دکتر ثریا مکنون، همان.