منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
پژوهشى در مصحف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٤ : توسط : سمیه مهتدی

پژوهشى در مصحف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


ترجمه آزاد و برگرفته از کتاب حقیقه مصحف فاطمه سلام الله علیها عند الشیعه


پیشگفتار

در باره مصحف فاطمه(س) پرسشها و ابهاماتـى است; آیا همان گـونه که از عنـوان ((مصحف)) بـرمـىآیـد، قـرآنـى ویژه حضـرت زهـــرا علیهاالسلام بـوده، یا کتابى در موضوعى دیگر است؟ اگر جواب، فرض دوم است، آیا خـود حضـرت آن را نـوشته انـد؟ محتـواى آن چیست؟ و اکنون این کتاب کجا است؟
جواب این پرسشها از روایات مربـوط به ایـن موضوع به دست مىآید.
البته بیان ایـن روایات مختلف است; بعضى محتـواى مصحف را احکام حلال و حرام مى دانند، برخـى مـى گـویند دیکته کننـده آن پیامبر(ص) بـوده، در حالـى که بعضـى جبرئیل را گـوینده آن مى دانند، که در این صورت باید به ایـن پرسش پاسخ گوییـم که آیا جبرئیل با شخصى که پیامبر نیست، سخـن مى گوید؟ و اگر چنیـن باشد، چگونه با حضرت فاطمه(س) سخـن گفته است؟ مگر پـس از وفات پیامبـر(ص)، وحـى قطع نشده بود؟
به هـر روى، پـرسشهاى بسیـارى در ایـن زمینه وجــــود دارد، که پـاسخگـویـى به آن، مـورد اهتمـام مقـاله حـاضـر است.
شایع تـریـن پـرسـش در بـاره ایـن مصحف، عنـوان جنجال بـرانگیز و شبهه ناک آن، یعنـى ((مصحف)) است، زیرا چنین بـرمـىآیـد که ایـن مصحف، قرآن خاصى است. اما اگر به روایات بنگریم، مى یابیـم ایـن مصحف حتـى یک آیه در بـر نـدارد. بسیـارى از بــرادران اهل سنت مـى پندارند شیعه، قرآنى دیگر ـ به جز قرآن مـوجـود ـ در اختیار دارد! و گمان بـرده انـد مصحف فـاطمه سلام الله علیها همـان قـرآن است! ایـن پنـدار حتـى در مطبـوعات دنیاى عرب نمایان شـده است; براى نمـونه روزنامه ((آخر خبـر)) (آخـریـن خبـر) در سـودان از تاریخ ششـم رجب 1416 سلسله مقالاتـى را درج کرده و مدعى شده است شیعیان قرآنى دیگر به نام مصحف فاطمه دارند! برخـى احادیثـى که در بـاره مصحف فـاطمه سلام الله علیها آمـده است، بـا همیـن واژه (=مصحف) است، از ایـن رو به پندار مزبـور دامـن مى زند; از جمله:
محمـد بـن مسلـم از امام جعفـر صـادق(ع) روایت مـى کنـد: ((فاطمه علیهاالسلام مصحفى از خـود به جا گذاشت، که قرآن نیست.))(2)
على بـن سعیـد از امـام صـادق(ع) روایت مـى کند:
((به خدا سـوگند! مصحف فاطمه علیهاالسلام نزد ماست و در آن حتـى یک آیه از کتاب الله نیست.))(3) امام صادق(ع) مـى فرمایـد: ((در آن[ مصحف] سه بـرابـر ایـن قـرآن، مطلب هست.))(4) بـرخـى گمـان کـرده انـد از آن رو که ((مصحف)) واژه اى خاص قـرآن است، اگر گفته شود مصحف فاطمه، به معنى قرآن فاطمه(س) است، و چـون حدیث اخیرى مى گوید:
ایـن مصحف، سه برابر قرآن است، پـس شیعیان معتقدند قرآن موجود، قـرآنـى ناقص است! غافل از اینکه ذیل احـادیث اشاره دارد که در ایـن مصحف حتـى یک آیه وجـود نـدارد. به هـر روى اینک وارد بحث مـى شـویـم و بـا معنـاى مصحف سخـن را شـروع مـى کنیـم.

معناى مصحف

به آنچه که متشکل از برگهاى نـوشته شده میان دو جلد باشد، مصحف گویند (الجامع للصحف المکتوبه بین الدفتین).(5)بنابرایـن مصحف، چند برگ دارد، نه یک برگ; ولى گاه مى تواند کتاب بیـش از یک برگ نداشته باشد، و نیز مصحف مـى بایست میان دو جلد باشـد، که برگها را در بـر داشته باشـد. در نتیجه بـایـد گفت ((مصحف)) شامل هـر کتابـى مـى شـود و اختصاص به قرآن ندارد، گـو اینکه معناى مشهور مصحف، قـرآن است. شایسته است یادآور شـویـم واژه مصحف در قـرآن وارد نشـده و جزء نـامهاى قـرآن نیز شمـرده نشده است.
جلال الدیـن سیوطى(6) و ابوالمعالى الصالح، یکى از محدثان اسلامى، پنجاه و پنج نام براى قرآن بر شمرده انـد، که در میان آنها کلمه ((مصحف)) دیده نمى شود. جالب است بدانید هیچ کـس به ((سیبـویه)) در نامگذارى کتـابـش به ((الکتـاب)) به رغم نـامگذارى قـرآن به همیـن نام اعتراض نکرده است، ولـى بر نامگذارى کتاب حضرت فاطمه به ((مصحف)) اعتـراض کـرده انـد.(7) دکتـر امتیاز احمـد در کتاب ((دلائل التـوثیق المبکـر للسنه و الحـدیث)) مـى گـویـد:
مصحف فقط به معناى قرآن نیست، بلکه به معناى کتاب نیز مـى باشد.
وى براى اثبات این مدعا شواهدى را ذکر مى کند.(8) همچنیـن استاد بکـر بـن عبـدالله در کتـاب ((معرفه النسخ و الصحف الحــدیثیه)) مى گـوید: مصحف از جمله اصطلاحاتى است که شامل هر نـوع مجمـوعه اى که در بـر دارنـده سخنـانـى است، مـى شــود.(9)
کتـابهاى دیگـر حضـرت زهــرا سلام الله علیها
هیچ یک از علماى شیعى و سنـى بر مصحف فاطمه سلام الله علیها دست نیافته اند، بلکه با بهره گیرى از احادیث مربـوط به ایـن موضـوع، تا اندازه اى به محتـوا، املاکننده و نـویسنده آن آشنا شـده انـد.
برخى گفته اند:
مصحف آن حضـرت در بـر دارنـده امثال و حکـم و مـواعظ و اخبار و عجایب است، و امیـرمـومنان آن را نـوشته و تقـدیـم حضـرت فاطمه کرده، تا تسلـى بخـش ایشان در مرگ پـدر باشد(10) بعضـى معقتدند:
ایـن مصحف، شامل احکام تشریعى، اخلاقى و آنچه در زمان آینده پیش مـىآید، است و حضرت فاطمه(س) آن را از شنـوده هاى پـدر و شـوهرش جمعآورى کرده است.(11) امام خمینى در وصیت نامه خویـش مى فرماید:
مصحف فاطمه، الهامات خـداونـد متعال بر زهراى مرضیه است.(12) و سیدمحسـن امین بر ایـن عقیـده است که حضرت، دو مصحف دارنـد، که یکى الهام پروردگار و دیگرى گفته هاى رسـول خدا(ص) به حضرت زهرا است.(13) همان گـونه که گفته شـد، تعدد اقـوال در باره محتـواى مصحف، به سبب احادیثـى است که در کتابهاى مختلف پراکنده است، و هیچ دلیل عقلى یا تحلیل نظرى ندارد. البته این احادیث، سخـن از کتـابهاى حضـرت فـاطمه(س) مـى کنـد، نه تنها از مصحف ایشـان. از ایـن رو شایسته مـى نماید به دیگر کتابهاى منسـوب به ایشان اشاره شـود، تـا از میـان آنها به مصحف ایشـان دست یـابیـم.

1. کتاب اخلاقى

در احادیث شیعه و سنى، کتابى با ایـن عنـوان ذکر نشده، بلکه در اخبار به مضمـون آن اشاره شده است. خرائطى از مجاهد نقل مى کند:
ابـى بـن کعب به دیدار فاطمه - رضـى الله عنها ـ دختر محمد ـ صلى الله علیه و سلـم ـ رفت. فاطمه به او کتابى پـوشیده در شاخه هاى درخت خـرمـا نشـان داد، که در آن نـوشته شـده بـود:
هـر کـس به خـدا و روز قیامت ایمان دارد، با همسایه اش به نیکـى رفتار کنـد.(14) از روایات دیگـرى که در بـاره ایـن کتـاب است، چنین برمـىآید که ایـن حدیث، گزیده اى از حدیث دیگرى است که شیخ کلینـى آن را در اصـول کـافـى به نقل از امـام صـادق علیه السلام آورده است.(15) ((ابـوجعفر محمـد ابن جـریر بـن رستـم طبـرى)) از علماى قرن چهارم نیز ایـن حـدیث را ـ با ذکر بیـش تـر ـ در کتاب دلائل الامـامه آورده است.(16) ظاهـرا کسـانـى که گفته انــد مصحف فاطمه در بـردارنـده معارف و اخلاق و آداب است، ایـن احـادیث را دیده اند، ولى خواهیـم گفت مصحف فاطمه(س) شامل نکات اخلاقى نیست، زیـرا هیچ دلیلـى بـر ایـن مطلب وجـود ندارد.

2. کتاب تشریعى

چنین کتابـى با چنیـن عنـوانى نیز در احادیث ذکر نشده است، ولى امـام صـادق علیه السلام در پـاسخ به پـرسشهاى کـارگزار منصـور ـ خلیفه عباسى ـ آنچه را مى فرماید، مستند به ایـن کتاب مى کند(17)
از این رو چنیـن فهمیـده مـى شـود که حضرت فاطمه داراى کتابـى در احکام شرعى بوده است.
علامه سیـدمحسـن امیـن ایـن کتاب را مصحف فاطمه دانسته است(18)، ولى باید گفت روایاتى وجـود دارد ـ ذکر خـواهد شد ـ که مى گـوید مصحف آن حضرت در بر دارنده احکام حلال و حرام نیست، و اگر چنیـن احکام فقهى ذکـر شـده، در مصحف و روایتـى دیگـر از حضـرت فاطمه سلام الله علیها است، که از پـدر بزرگـوارش پیامبر اسلام نقل کرده است. (19)

3. لوح فاطمه

لـوح به صفحات پهن چـوبى یا استخـوانى گفته شـود، که در فارسى، تابلـو یا تخته نامیـده مـى شـود. وجـود ایـن لـوح در بسیارى از احـادیث ذکـر شـده است، زیـرا در بـر دارنـده نام امامـان شیعه علیهم السلام است.
ابـوالفتح کراجکى (متوفى 449ه) معتقد است: تمامى شیعیان در صحت محتـواى این لـوح اتفاق نظر دارنـد.(20) در کتاب کمال الـدیـن و تمام النعمه صدوق مضمون این لوح ذکر شده است.(21) محتـواى ایـن لوح ـ و به نظر برخى خـود لوح ـ هدیه خدا به پیامبر بـوده است، که پیـامبـر آن را به حضـرت فـاطمه سلام الله علیها بخشیــد.(22)

4. وصیت نامه

در روایـات متعدد و بـا سنـدهـاى مختلف آمـده است: حضـرت زهـرا سلام الله علیها کتابى از خـود به جا گذاشت که وصایایـش را در آن نـوشته بـود.(23) ایـن وصایا، امـور شـرعى ـ از جمله تکلیف هفت باغى که از سوى رسـول الله(ص) وقف آن حضـرت شـده بـود ـ و امـور سیاسـى بـود.(24) ایـن وصـایا از شمار مطـالبـى است که در مصحف فاطمه(س) وجود داشته است.

5. مصحف فاطمه(س)

وجـود ایـن کتاب نیز در روایات مختلف با سندهاى متعدد ذکر شـده است. همان گـونه که گفته شد پرسشهایـى در باره ایـن کتاب وجـود دارد; از جمله: چه کسى ایـن کتاب را املا کرده است؟ نـویسنده آن کیست؟ محتـواى آن چیست؟ آیا در ایـن کتاب اشاره به تحـریف قرآن شـده است؟ هـم اکنـون ایـن کتـاب کجـا است و در دست کیست؟ و ...

اعتبار روایات مصحف فاطمه(س)

شاید مهمتریـن پرسش در باره مصحف، صحت و اعتبار روایات آن است، زیرا دیگر پـرسشها پـس از تبیین اعتبار روایات ایـن کتاب مطـرح مـى شـود. از ایـن رو در ابتـدا بـایـد وارد ایـن بحث شـویم.

راههاى تشخیص صحت روایت

براى فهمیدن صحت روایات، راههاى مختلفى وجـود دارد،که مهمتریـن آن سه راه است:
راه اول، بررسى اشخاص (= راویان) مـوجـود در سند حدیث است. اگر همگـى ایـن راویـان مـورد اعتمـاد بـاشنـد، خبـر معتبـــر است.
راه دوم، قـرایـن دیگر به جز سنـد است، زیرا گاه تمامـى راویان داراى شـرایط لازمند، ولـى قراینـى ـ مانند روى گردانـدن علما و عمل نکـردن به آن حـدیث از سـوى ایشـان ـ وجــود دارد، که دلالت مى کند اشکالى در ایـن حدیث هست، و گرنه آن را کنار نمى گذاشتند.
همچنان که گاه سند حدیث، صحیح و سالـم نیست، ولـى قراینـى دیگر ماننـد عمل علمـا طبق حـدیث بـاعث اعتمـاد به آن خبـر مـى شـود.
راه سوم، اعتقاد به تفاوت میان احادیث مربـوط به احکام شرعى با غیر آن ـ یعنـى احادیث مربـوط به عقایـد یا تاریخ ـ است. گـونه اول، یعنـى روایات فقهى لازم است سنـدا معتبر باشـد، ولـى بـراى اثبات گونه دوم، اتفاق نظر علما کافى است. مى تـوان راه سـوم را مندرج در راه پیشیـن دانست، زیرا در هر روى، ملاک اعتبار حـدیث، اعتمـاد به آن است، بـىآنکه به راویـان تـوجه کنیـم.

مصحف فـاطمه(س) و راههاى تشخیص صحت و اعتبـار روایـات

اینک نوبت آن رسیده که به پرسـش مطرح شده پاسخ دهیم و بگوییـم:
روایات مصحف فاطمه(س) با هر یک از راههاى مزبـور، صحیح و معتبر است، زیرا از طریق سـوم اگر بخـواهیم بررسـى کنیـم تمامى علماى شیعى روایات ایـن مصحف را پذیرفته، و ما به عنـوان مخالف، کسـى را نمى شناسیم. ایـن مطلب باعث تقویت وثوق به روایات از راه دوم است، گو اینکه برخى گفته اند:
مگر مى شود جبرئیل بر فاطمه(س) نازل گردد و به او ایـن مطالب را بگـوید، و علـى علیه السلام آنها را بشنود و بنـویسـد؟! با اینکه علـى(ع) از فاطمه(س) افضل است و سزاوار مـى نماید به ایشان وحـى شـود، نه به همسرشان! ما به ایـن اشکال پاسخ خـواهیـم داد، ولى فعلا به نقل آنچه علامه سیدمحسـن امیـن گفته است، بسنده مى کنیـم:
استبعادى نـدارد و جـاى انکـار نیست که جبـرئیل بـا زهــــــرا علیهاالسلام سخـن گـوید و على علیه السلام آن را بشنود و در کتابى که به نام ((مصحف فاطمه)) است، بنـویسد. گـو اینکه اصحاب مـورد وثـوق ایـن سخنـان را از امـامـــــان اهل بیت علیهم السلام روایت کرده انـد. مـن به کسانـى که ایـن امر را انکار کـرده، یا آن را بعیـد مـى شمـرند، و یا مبالغه گـویـى و دور از انصاف مـى داننـد، مـى گـویـم: آیا در قدرت خداى متعال شک دارند؟ یا در اینکه پاره تـن[ رسـول الله] زهرا شایسته این کرامت باشد؟ و یا در صحت ایـن روایات به رغم گفته ائمه هدى، که ذریه آن حضرت و مورد وثـوقند؟
در حالـى که ایـن کـرامت بـراى ((آصف بـن بـرخیا)) وزیـر سلیمان علیه السلام رخ داد و او گرامـى تر از آل محمد نزد خـدا نیست!(25) صحت و اعتبـار روایـات مصحف فـاطمه(س)، از راه اول نیز ثـــابت مى شود، زیرا کلینى در کافى در ضمـن روایات ایـن احادیث، سند را صحیح مى داند. (26) در یکـى از ایـن روایات امام صادق علیه السلام مى فرماید:
فاطمه پـس از رسـول الله صلـى الله علیه و آله هفتاد و پنج روز زنده ماند و به خاطر پـدرش دچار حزن بسیار بـود. جبرئیل به نزد او مىآمد و به سبب مرگ پدرش به او دلدارى و تسلـى خاطر مـى داد.
به ایشان از پـدرش و جـایگاه او و به کسـانـى که از ذریه فاطمه خواهند بود، خبر مى داد. على علیه السلام ایـن اخبار را مى نوشت، و این مصحف فاطمه است.(27)
عنـوانـى که بـاعث فهم اشتبـاه شـده است
گفتیـم عنـوان ((مصحف فاطمه)) گاه باعث ایـن تـوهـم مى شـود که قرآنـى ویژه حضـرت زهرا علیهاالسلام وجـود داشته است، همچنان که از ((مصحف عبـدالله بـن مسعود)) و ((مصحف عایشه)) و یــا ((مصحف ابـى بـن کعب)) برمىآید، ولـى وقتـى لغتنامه ها را بررسـى کنیـم، پندار مزبور زدوده مى شود و مى فهمیـم مصحف، منحصر در قرآن نیست.
همچنین گفتیـم این کتاب در بردارنده هیچ آیه اى نیست، از ایـن رو در مـوضـوع قرآنى نمى باشد. و نیز در ضمـن سخنان گذشته اشاره شد ایـن کتاب از سـوى آن حضرت، نـوشته یا اولا نشده است، و از آن رو به آن ((مصحف فاطمه)) گفته انـد که هـدیه اى الهى به ایشان بـوده است. بنابراین نویسنده یا گوینده ایـن سخنان کیست؟ اگر محتـواى این مصحف، قرآن نیست، چه چیز در آن یافت مى شود؟ حجـم ایـن کتاب چقدر است؟ و ...

نویسنده مصحف

روایـات بسیـارى وجـود دارد که در آن، حضـرت علـى علیه السلام به عنـوان نگـارنـده مصحف معرفـى شـده است; از جمله امـام صـــادق علیه السلام در جـواب سـوال ((حمـاد بـن عثمـان)) مبنـى بـر اینکه نـویسنـده مصحف کیست، مى فرماید: امیرمـومنان هر چه را مـى شنید، مـى نـوشت، تـا اینکه به صـورت کتـابـى در آمـد.(28)

گوینده احادیث

1. برخـى گفته اند گـوینده سخنان مـوجـود در مصحف، خـداوند است.
امام صادق علیه السلام مـى فـرمایـد: ((مصحف فاطمه نزد ماست ... و خـداونـد آن سخنـان را گفته و بـر حضـرت فـاطمه الهام کــــرده است.))(29) ایـن گونه الهام براى مادر حضرت موسى علیه السلام نیز وجـود داشته است. در سوره قصص، آیه هفت آمده است: به مادر موسى الهام کردیم او را شیر ده و ...
2. بعضـى معتقـدند این سخنان از آن جبرئیل است. ایـن احتمال در حـدیثـى به نقل از امام صادق علیه السلام گفته شده است.(30) امام حسیـن علیه السلام مـى گـویـد: ((مصحف فـاطمه نزد ما است. به خـدا سوگند! یک حرف از قرآن در آن نیست. سخنان ایـن مصحف از آن رسول الله و خط على علیه السلام است)).(31) بنابراین حدیث، گوینده سخنان ایـن مصحف، رسـول الله (= فرستاده خـدا) است. علامه مجلسـى در ذیل ایـن حـدیث مـى گـوید:
مقصـود از فرستاده خدا، جبرئیل است. همچنان که در آیات بسیارى، به ملائکه، رسولان خدا گفته شده است.(32) البته چه بگوییـم سخنان ایـن مصحف از آن خدا است یا جبرئیل، تفاوتى ندارد، زیرا خداوند به واسطه جبـرئیل، ایـن احادیث را گفته است; ولـى نمـى تـوانیـم معتقـد باشیـم مقصـود از ((رسـول الله)) پیامبر اسلام است، زیرا روایات بسیارى تصریح دارد سخنان ایـن مصحف پس از وفات رسول الله صلـى الله علیه و آله و در تسلاى وفات آن حضرت، براى حضرت فاطمه سلام الله علیها گفته شده است.
گـو اینکه احتمال دارد حضـرت فاطمه(س)، دو مصحف داشته، که یکـى سخنان رسـول الله و دیگرى سخنان جبرئیل بـوده است; یا ممکـن است بگوییـم مصحف فاطمه، یک کتاب بیـش تر نبوده، ولى شامل دو بخـش ـ سخنان رسول الله و سخنان جبرئیل ـ بوده است. سیدمحسـن امیـن در کتـاب ارزشمنـد اعیـان الشیعه معتقـد به ایـن گفتــار است.(33)
پـس از اینکه دانستیـم سخنان ایـن مصحف از آن پـروردگـار ـ به واسطه جبـرئیل ـ و نـویسنـده آن امام علـى علیه السلام است، ایـن پرسـش پیـش مـىآید که چرا به حضرت فاطمه سلام الله علیها منسـوب شده است؟ به رغم آنکه حضرت نه گـوینده و نه نگارنده آن است! در پاسخ باید گفت ایـن سخنان براى حضرت فاطمه و براى تسلاى خاطر او نازل شـد، از این رو ایـن مصحف، منسـوب به حضرت فاطمه است. نظیر ایـن امر در انتساب تـورات به حضرت مـوسـى(ع) و انجیل به حضـرت عیسـى(ع) و زبـور به داود(ع) دیـده مـى شـود.
همچنـان که در قـرآن مـى خـوانیـم: صحف ابـراهیـم و مـوسـى.(34)

پی نوشت ها:

1ـ ایـن کتاب توسط اکرم بـرکات نـوشته شـده و در 1418ه.ق تـوسط دارالصفوه بیروت به چاپ رسیده و از سـوى نگارنده براى ترجمه در اختیـار نـویسنـده ایـن مقـاله گذاشته شـده است.
2ـ بحارالانـوار، مجلسى (م1111ه$)، ج26، ص41، ح73، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران.
3ـ همان، ج27، ص271، ح3.
4ـ کـافـى، کلینـى، ج اول، ص239، ح اول.
5ـ صحـاح تـاج اللغه و صحـاح العربیه، جـوهـرى ج4، ص;1383 تـاج العروس، زبیدى، ج6، ص161.
6ـالاتقان فـى علـوم القـرآن، ج اول، ص51 ـ 52، چـاپ دارالفکـر، بیروت.
7ـ معالـم المدرستیـن، مرتضى عسکرى، چاپ مـوسسه بعثت، ج2، ص34.
8ـ ترجمه دکتر عبـدالمعطـى امیـن، چاپ دانشگاه پژوهشهاى اسلامـى پاکستان، ص268 ـ 269.
9ـ چـاپ دارالـرایه، جـده، ص 28 ــ 31.
10ـ المراجعات، سیدعبـدالحسین شرف الـدین، تحقیق حسیـن الراضـى، چـاپ دارالکتـاب الاسلامـى، ایـران، ص521.
11ـ سیـره الائمه الاثنـى عشـر، سیـدهـاشـم معروف الحسنـى، چــاپ دارالتعارف، بیـروت، ج اول، ص96 ـ 97.
12ـ النـداء الاخیر، چاپ مـوسسه تنظیـم و نشر آثار امام، تهران، ص12 13ـ اعیـان الشیعه، چـاپ الانصـاف، بیـروت، ج اول، ص313 ــ 314.
14ـ مکارم الاخلاق و معالیها، محمـد بـن جعفر سامرى، خرائطـى، چاپ مکتبه السلام العالمیه، قـاهـره، ص43.
15ـ عوالـم العلـوم، عبدالله بحرانى اصفهانى، تحقیق موسسه امام مهدى، قم، ج11، ص583.
16ـ چاپ اعلمى، بیروت، ص5.
17ـ فروع کافـى، کلینى، تحقیق علـى اکبر غفارى، چاپ دارالاضـواء، بیروت، ج3، ص705، ح2.
18ـ اعیـان الشیعه، چـاپ الانصـاف، بیـروت، ج اول، ص314 ـــ 315.
19ـ سیره الائمه الاثنى عشر، سیدهاشـم معروف الحسنـى، ج اول، ص96 ـ 97.
20ـ الاستنصار فى النفـس على الائمه الاظهار، چاپ دارالاضواء، ص18.
21ـ تحقیق غفـارى، چـاپ مـوسسه نشـر اسلامـى، قـم، ج اول، ص311.
22ـ الارشاد، شیخ مفید، چاپ بصیرتى، قم، ص;262 کمال الدیـن، صدوق، ج اول، ص;312 بحـارالانـوار، مجلسى، ج36، ص201.
23ـ تهذیب الاحکام، طـوسى، تحقیق خرسان، چاپ دارالاضـواء، بیروت، ج9، ص144، ح50.
24ـ بحـارالانـوار، مجلسـى، ج103، ص185 ـ 186، ح14.
25ـ اعیان الشیعه، چاپ قدیـم، چاپخانه الانصاف، بیروت، چاپ سوم، 1370ه، ص314. سیدحسـن امین، فرزنـد مـولف، ایـن قسمت را در چاپ جدید حذف کرده است.
26ـ کافى، ج اول، ص239، ح اول; بحارالانـوار، مجلسـى، ج26، ص39، ح;70 رجـال نجـاشـى، ص204 ـ ;205 رجـال طـوسى، ص366.
27ـ اصـول کافـى، ج اول، ص241، ح;5 بحـارالانـوار، مجلسـى، ج26، ص41، ح72.
28ـ اصـول کافى، کلینى، ج اول، ص240، ح;2 بحارالانـوار، مجلسـى، ج26، ص44، ح77.
29ـ بحـارالانـوار، مجلسـى، ج26، ص39، حـدیث 70.
30ـ اصـول کـافـى، کلینـى، ج اول، ص241، حدیث 5.
31ـ بحـارالانـوار، مجلسـى، ج26، ص46، حـدیث 94.
32ـ حج، ;75 فـاطـر، ;1 انعام، ;61 اعراف، ;37 هـود، ;69 حجـر، ;15 مریم، 17 ـ 19 و ...
33ـ چـاپ قـدیمـى چـاپخـانه الانصـاف، بیـروت، ج اول، ص314.
34ـ سوره اعلى (87)، آیه 19.