منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۸ : توسط : سمیه مهتدی

نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن


 

نویسنده: دکتر علی نصیری(1)


چکیده

آخرالزمان و مجموعه حوادث آن از جمله مباحثی است که در آیات و روایات اسلامی بدان توجه شده و افزون بر تفسیر و حدیث، در حوزه کلام و مهدویت پژوهی اهمیت ویژه ای دارد. در این نوشتار، نخست مفهوم آخرالزمان و تفاوت آن با اشراط الساعه بررسی شده و نگاه قرآن و دیگر ادیان به این مسئله مدنظر قرار گرفته است. آن گاه مهم ترین رخدادهای آخرالزمان بازکاوی شده اند که عبارتند از: ظاهر شدن دود در آسمان، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی، خروج دجّال، فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان، خروج یأجوج و مأجوج،‌ خروج دابه الارض و رجعت. این رخدادها در قرآن و نیز روایات فریقین مورد تأکید قرار گرفته اند.

واژگان کلیدی

آخرالزمان، اشراط الساعه، فلسفه فرجام هستی، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی.

مفهوم آخرالزمان

به دوران پایانی عمر جهان که از یک سو پایان بخش دوران هستی است و از سوی دیگر آغازگر فروریختن جهان و شروع قیامت است، آخرالزمان گفته می شود. این اصطلاح افزون بر آن که در منابع اسلامی به گونه ای گسترده انعکاس یافته، در منابع و فرهنگ غیر اسلامی نیز راه یافته و امری شناخته شده است.(2)
در منابع اسلامی در کنار اصطلاح آخرالزمان از اصطلاح دیگری به نام «اشراط الساعه= نشانه های قیامت»نیز یاد شده است(3)، اما تاکنون تحقیق جامعی برای بازشناخت عناصر مفهومی این دو اصطلاح و تفاوت های آن ها انجام نگرفته است. از این رو در بیش تر مباحث مربوط و نیز کتاب هایی که به این مسئله پرداخته، درهم آمیختگی آشکاری به چشم می خورد.
با کنکاشی گسترده و عمیق درمی یابیم اصطلاح اشراط الساعه اعم از اصطلاح آخرالزمان بوده و میان آن دو تفاوت هایی از این دست وجود دارد:
1. دامنه مفهومی در اصطلاح اشراط الساعه از دوران بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم آغاز می شود(4) و تا فروریختن نظام عالم شامل فروریختن آسمان ها، زمین، کوه ها و ... استمرار می یابد(5)، در حالی که دامنه مفهومی آخرالزمان تنها به دورانی خاص، یعنی دوره پایانی هستی و پیش از فروریختن نظام عالم، محدود است.
2. از آن جا که آخرالزمان، ‌دورانی ملحق به دنیا محسوب می گردد، مبانی تکلیف شامل آگاهی، اراده و اختیار در این دوران سریان دارد. از این رو مردم در این دوره برای انتخاب دین حق یعنی اسلام- که از سوی مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف ابلاغ می شود- کاملاً مختار خواهند بود و راه برای توبه و بازگشت کافران و فاسقان هم چنان هموار است، مگر آن که به تیغ قهر آن حضرت گرفتار شوند.
از طرفی به تصریح قرآن با آمدن قیامت و «طلوع خورشید از مغرب» به عنوان تحقق یکی از آیات الهی و آغاز از هم پاشیدن نظام دنیا دوران بازگشت به ایمان و عمل صالح پایان پذیرفته و صف مؤمنان از کافران به صورتی ناخواسته از هم متمایز می شود.(6)این امر نشان می دهد اگر در بخشی از دامنه مفهومی اشراط الساعه، یعنی از دوران رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا دوران آخرالزمان، دامنه تکلیف استمرار دارد، در بخشی دیگر از آن، یعنی پس از دوران آخرالزمان تا ظهور قیامت، ‌عرصه تکلیف رخت برمی بندد.
از طرف دیگر با تکیه بر این نکته می توان مصادیق رخدادهای آخرالزمان را از اشراط الساعه متمایز ساخت. به این بیان که مصادیقی هم چون ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرود آمدن عیسی علیه السلام، رجعت و ظاهر شدن دود در آسمان ناظر به رخدادهای آخرالزمان خواهد بود، در حالی که حوادثی هم چون طلوع خورشید از مغرب، شکافتن آسمان و... مربوط به اشراط الساعه است. بر این اساس، ثبات و ماندگاری نظام عالم و استمرار قانون تکلیف از اختصاصات آخرالزمان است، در حالی که با شروع آن دسته از نشانه های قیامت(اشراط الساعه) که پس از آخرالزمان تحقق می یابد، افزون بر آن که دامنه تکلیف برچیده می شود، نظام عالم فرو خواهد ریخت؛ چنان که آخرالزمان و رخدادهای آن را تماماً باید به عنوان یکی از نشانه های قیامت و اشراط الساعه ارزیابی کرد.(7)

آخرالزمان در قرآن

در قرآن کریم از آخرالزمان به روشنی سخن به میان نیامده، اما در لا به لای برخی از آیات به آن اشاره شده است. این آیات را به چند دسته می توان تقسیم کرد:
1. از وقوع برخی از رخدادها خبر داده که از گذشته تا حال تحقق نیافته و از آن جا که در خود این آیات وقوع آن ها به ظهور نشانه های قیامت هم راه است، می توان نتیجه گرفت که ظرف تحقق آن ها آخرالزمان است(8)، چنان که از خروج یأجوج و مأجوج و خرابی سدّ ذوالقرنین خبر داده و این رخداد را نزدیک به قیامت دانسته است.(9) هم چنین نزول عیسی علیه السلام از آسمان را از نشانه های قیامت برشمرده(10)و رجعت گروهی از انسان ها به عنوان رخدادی پیش از وقوع قیامت معرفی شده است.(11)
2.از میراث بری زمین توسط صالحان و مستضعفان و حکومت آنان به عنوان سنت و اراده تخلف ناپذیر الهی خبر داده شده است(12)و از آن جا که میراث بر، اموال و امتیازات صاحبان پیشین را مالک می شود، می توان دریافت چنین میراث بری گسترده ای که تمام زمین را دربرمی گیرد، پس از آخرین سلسله از حکم رانی و سلطه بر زمین توسط زمام داران ناشایسته در فرجام جهان، تحقق می یابد؛ زیرا با فرض هر حکومتی پس از صالحان و مستضعفان، میراث بری آن ها مفهومی نخواهد داشت.
3. چیره شدن اسلام بر همه ادیان و حاکمیت مطلق اسلام بر تمام جهان که در آیاتی از قرآن پیش بینی شده است(13) امری است که تاکنون تحقق نیافته و رخدادی نیست که به صورت طبیعی و بدون استفاده از دعوت علنی و همگانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و استفاده از قدرت اعجاز و قهر تحقق پذیر باشد. از این رو باید پذیرفت این وعده الهی در دوران پایانی دنیا هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام خواهد گرفت(14).
افزون بر قرآن، آخرالزمان و رخدادهای آن به صورتی بس گسترده و با جزئیات بسیار در روایات فریقین انعکاس یافته و صاحبان جوامع روایی این روایات را در کتاب هایی با عناوین الفتن و الملاحم یا الفتن و اشراط الساعه(15)ذکر کرده اند.

فرجام جهان از نگاه ادیان آسمانی

قرآن اعلام داشته که میراث بری زمین توسط صالحان در کتاب زبور نوشته شده(16)، چنان که در آیه «و إن منْ اهلِ الکتابِ إلا لَیُومنَنّ به قَبلَ مَوته»(17)به طور ضمنی از نزول عیسی علیه السلام سخن به میان آورده است. این امر نشان گر آن است که ادیان آسمانی پیشین کم و بیش از فرجام جهان و نشانه های آن خبر داده اند.
در تورات در داستان پیامبرانی چون عاموس، هوشع، اشعیا، میکا، ارمیا و... از روز خدا سخن به میان آمده که در آن پادشاهی از نسل داود- یعنی فرزند انسان- که روح خدا بر او قرار گرفته ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و خیر و برکت پر خواهد ساخت. هم چنین در پیش گویی های حزقیان از هجوم جوج(یأجوج)و هلاکت آن ها و تغییرات کیهانی مانند تاریکی خورشید و ستارگان خبر داده شده است و در نوشته های بین النهرین از هجوم سپاه یأجوج و مأجوج و فتنه مسیحای دروغین(دجّال) و ظهور منجی ای که پسر انسان، پسر خدا و انسان یاد شده، گزارش شده است.
در اناجیل مسیحیان از نزدیک بودن پایان دنیا، رجعت عیسی، ظهور مسیحیان دروغین، شایع شدن قحط سالی، وبا، زلزله های مرگ بار، جنگ ها و بلاهای سخت و نابود شدن سپاه یأجوج و مأجوج گفت و گو شده است.(18)
عیسی علیه السلام در عبارتی چنین می فرماید:« کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید...» و اساساً گفته شده که محور و مرکز تعلیمات عیسی علیه السلام بشارت نجات و تحقق ملکوت خداست.(19)

فرجام جهان از نگاه اسلام

از مجموعه آیات و روایات درباره آخرالزمان چنین بهره می گیریم:
1. همان گونه که جهان با آفرینش آدم به عنوان نخستین انسان، آغازی روشن دارد، در پایان نیز فرجامی مشخص و معین خواهد داشت و اول و آخر این کهنه کتاب، چنان که برخی پنداشته اند، نیفتاده است.
2. جهان به سوی حاکمیت ظلم و کفر پیش می رود و با وجود تلاش پیامبران، مردم از مسیر ترسیم شده آن ها منحرف می شوند و در نظام اجتماعی، ستم و در روابط فردی، فسق و فجور حاکم خواهد شد.
3. با این حال در پایان هستی، ظلم و کفر از جهان رخت برمی بندد و با چیره شدن اسلام بر تمام ادیان، صالحان مستضعف حاکمیت جهان را برعهده خواهند گرفت.
4. برای برچیده شدن ظلم و کفر و حاکمیت عدالت و اسلام، انسانی والا و بزرگ از سلسله امامان به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذخیره شده است.
5. با بسته شدن پرونده جهان با حاکمیت دین و عدالت، جهانیان مهیای ظهور رستاخیز و برچیده شدن نظام هستی می شوند.

فلسفه فرجام هستی

مکاتب زمینی از ترسیم آینده جهان ناتوانند و هیچ پاسخ روشنی در این باره ارائه نمی کنند. در مقابل، ادیان آسمانی به ویژه اسلام به طور شفاف به پایان هستی و فرجام نیک آن پرداخته اند. ادیان الهی، در کنار تعریفی روشن از خالق، هستی و انسان، تعریفی روشن از جهان، آغاز و انجام آن دارند. توان گزارش گری از آینده به منزله اخبار از غیب، نشانه ای از حقانیت ادیان آسمانی است. آیا دینی که از آبشخور وحی آسمانی بهره ندارد، می تواند با قاطعیت اعلام کند روزی منجی عالم ظهور خواهد کرد؟
از سوی دیگر، همواره هر انسان مؤمن و آزاده از حاکم نبودن دین و عدالت بر پهنه گیتی رنج می برد. این حاکمیت، گاه چنان تاریخ تلخی داشته که امید رهایی و نجات را در دل هر انسان میرانده و از این رو، بسیاری با ناامیدی کامل چشم از جهان فرو بستند. در مقابل، چراغ امید و آرزو در دل کسانی که با آموزه های پیامبران آشنایند و از فرجام نیک جهان آگاهی یافته اند، هماره روشن است. وجود چنین امیدی در دل ها، موجب پویایی، حرکت و تلاش است. بدین سبب، انتظار ظهور منجی نه تنها باعث رخوت و سستی نمی شود، بلکه موجی از حرکت و جوشش را به دنبال می آورد.

رخدادهای آخرالزمان

به استناد آیات قرآن و روایاتی که در تفسیر و تبیین آن ها وارد شده است، رخدادهای آخرالزمان را می توان چنین برشمرد:
1. ظاهر شدن دود در آسمان؛ 2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ 3. خروج سفیانی؛ 4. خروج دجّال؛ 5. فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان؛ 6. خروج یأجوج و مأجوج؛ 7. خروج دابه الارض؛ 8. رجعت.
در میان این رخدادها، ظاهر شدن دود در آسمان، تغییری کیهانی بوده و سایر رخدادها مربوط به تحولات اجتماعی است.

1. ظاهر شدن دود در آسمان

«فارتَقبْ یومَ تأتی السّماءُ بدُخانٍ مبین»(20)؛
پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمی آورد.
برای این آیه شریفه دو شأن نزول ذکر شده است:
الف) از آن جا که مشرکان مکه بر کفر و لجاجت خود پافشاری کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن ها را نفرین کرد و از خداوند خواست آنان را به قحط سالی دوران یوسف علیه السلام مبتلا کند. در اثر نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قحط سالی شدیدی به مشرکان منکر روی آورد، به گونه ای که در اثر شدت گرسنگی، آسمان را به سان دود می دیدند.(21)
بر اساس این شأن نزول، وعده ظاهر شدن دود در آسمان، پیش از این در مکه رخ داده و دود نیز واقعی نبوده، بلکه آنان از شدت گرسنگی، آسمان را دود می دیدند.
ب)مفسران بزرگ بر آنند که این آیه، یکی از تغییرات کیهانی را نشانه ای از آخرالزمان برشمرده که در زمان موعود تحقق خواهد یافت.(22)
آن چه از ظاهر این آیه و آیات پسین به دست می آید، شأن نزول دوم را تقویت می کند؛ زیرا از ظاهر آیات درمی یابیم:
1. ظاهر کلمه«دخان»دود واقعی است و حمل آن بر تاریکی آسمان در اثر گرسنگی خلاف ظاهر است.
2. توصیف دخان به مبین (آشکار)با برخورد انحصاری آن با گروهی از مشرکان مکه سازگار نیست.
3. این دود تمام مردم را دربرمی گیرد( یغشی الناس). با چنین توصیفی نمی توان پذیرفت تنها در منطقه ای محدود هم چون مکه منتشر شده باشد(23). از آن جا که پس از استغاثه کافران این عذاب الهی از آنان برداشته می شود، این رخداد مربوط به آخرالزمان خواهد بود که در آن باب توبه و بازگشت و رفع عذاب هم چنان گشوده است.
در روایات فراوانی دود آسمان به عنوان یکی از نشانه های قیامت که در آخرالزمان رخ می دهد، معرفی شده و در توصیف آن چنین آمده است: دودی آشکار به سان سر گوساله بریان شده از عدن برمی خیزد و چهل شبانه روز مشرق و مغرب جهان را چنان پر می کند که زمین به خانه ای می ماند که در آن آتش افروخته باشند و همه شکاف های آن پر از دود شود. این دود تمام ساکنان زمین را فرا می گیرد، با این تفاوت که برای مؤمن موجب زکام می شود، اما کافر را مست و بی هوش کرده از بینی و گوش او خارج می گردد.(24)

2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

آیاتی که به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورتی آشکار یا به اشاره دلالت دارند، شش دسته اند:
الف)آیاتی که بر طغیان و سرکشی گروهی از مردم به رهبری سلسله جنبانان کفر و فسق هم چون لشکر سفیانی(25)و دجّال(26)دلالت دارند و به استناد روایات در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست ایشان یا عیسی علیه السلام هلاک خواهند شد.
ب)آیاتی که به نزول عیسی علیه السلام از آسمان اشاره دارند(27)و به استناد روایات، این نزول هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای حمایت از ایشان انجام می گیرد.
ج)آیاتی که بر خروج دابه الارض از زمین و بازگشت گروهی از صالحان و فاسقان دلالت دارد(رجعت)(28)و بر اساس روایات، این ماجرا در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ می دهد.
د)آیاتی که از وعده و سنت الهی پیروزی صالحان و مستضعفان بر مستکبران، و حکومت صالحان بر سراسر زمین خبر داده(29)و براساس روایات، به ظهور و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره می کنند.
هـ)آیاتی که از چیره شدن فراگیر اسلام بر جهان و نابودی همه ادیان دیگر سخن به میان آورده اند(30)و تحقق چنین مسئله ای در دوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
و)آیاتی که به خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران ایشان پرداخته اند(31).
از آن جا که سه دسته نخست آیات به طور جداگانه در این نوشتار بررسی شده اند، به بررسی دیگر آیات می پردازیم:

وعده الهی حکومت صالحان

از دو آیه «إنّ الارضَ للهِ یوُرثُها من یشاءُ»(32)و « و لقدْ کتبْنا فِی الزّبور من بعدِ الذّکر أنّ الارض یرِثُها عبادیَ الصالحون»(33)در می یابیم:
الف) میراث بری زمین توسط صالحان، وعده حتمی الهی است.
ب) این وعده افزون بر قرآن- که در آیه فوق از قرآن با عنوان ذکر یاد شده است- در برخی دیگر از کتاب های آسمانی پیشین هم چون زبور داود نیز گزارش شده که بیان گر فراگیر بودن انتظار منجی و نجات و پیروزی صالحان در میان ادیان آسمانی است.
ج)تأکید بر واژه «ارض» نشان گر وسعت و فراگیر بودن دامنه وعده الهی است که تمام زمین را دربرمی گیرد.
هـ)به کار بردن واژه «ارث» نشان می دهد پیش از آن ها حکومت جهانی به دست انسان های ناشایست و غیرصالح اداره می شود که با فرارسیدن وعده الهی، این حکومت از دست آن ها خارج و به عنوان میراث به دست صالحان می رسد.
با توجه به این که قرآن انسان هایی که از هر نظر روان خود را پالایش کرده و گوهر جان آن ها خدایی شده است صالح می نامد، می توان نتیجه گرفت انسانی بس شایسته رهبری صالحان وارث زمین را برعهده خواهد گرفت. به بیان روشن تر، از این آیات افزون بر آن که درمی یابیم زمام داران عصر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان هایی صالح و شایسته اند، می توان گفت شخص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان رهبر و پیشوا در اوج نزاهت و صالح بودن قرار دارد.
بنابر آن چه گفته شد، تطبیق این آیات بر حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات(34)کاملاً منطقی به نظر می رسد.
در آیه « و نُریدُ انْ نَّمُنّ علی الذین استُضعفوا فی الارضِ و نجْعلَهُم ائمهً و نَجعلهم الوارثینَ»(35)از اراده تخلف ناپذیر الهی برای پیروزی مستضعفان و پیشوایی آن ها سخن به میان آمده که در روایات به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(36) این آیه در لا به لای آیاتی قرار دارد که در آن ها تفصیل ماجرای ستم فرعون و استضعاف بنی اسرائیل و نجات آن ها به دست موسی علیه السلام بیان شده است و با وجود آن که ظاهر آیه از اراده الهی برای نجات بنی اسرائیل مستضعف از دست فرعون و حکومت وی خبر داده، اما اراده ای فراگیر که روزی همه مستضعفان جهان را دربرمی گیرد، از مفهوم آیه برداشت شده است.
شباهت هایی که بین داستان موسی علیه السلام و بنی اسرائیل با داستان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مستضعفان آخرالزمان وجود دارد، صحت و ظرافت این برداشت فراگیر را تأیید می کند(37). این شباهت ها بدین قرارند:
1. به سان دوران موسی علیه السلام، پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراعنه و حکم رانان جبّار و ستم گری حکومت خواهند داشت و چنان که در روایات متواتری آمده است، جهان در اثر ستم گری آن ها پر از ظلم و بیداد خواهد شد.
2. چنان که بنی اسرائیل با وجود همه ستم های بسیار حکومت فرعون، به آمدن انسانی منجی به نام موسی امید داشتند، مؤمنان و مستضعفان هماره به آمدن منجی عالم، یعنی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آرزومندند و آمدن او را انتظار می برند.
3. همان گونه که سنت و اراده تخلف ناپذیر خداوند مبنی بر حکومت مستضعفان در ماجرای بنی اسرائیل به دست شخصی به نام موسی علیه السلام تبلور یافت، این سنت در آخرالزمان به دست انسانی به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت.
4. همان گونه که خداوند موسی علیه السلام را در دل خانه دشمن و به صورت ناشناس حفظ و حراست نمود، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز با وجود زندگی بین دشمنان به صورت ناشناس حفظ و نگاهبانی می کند.
5. همان گونه که در فرجام ماجرای بنی اسرائیل، فرعون و حکومت او نابود شد و حکومت الهی به دست موسی علیه السلام شکل گرفت، همه مؤمنان مستضعف به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زیر یوغ ستم گران و کافران نجات یافته و حکومت الهی توسط آن امام تشکیل خواهد شد.
تنها تفاوت این دو ماجرا سطح و گستره آن هاست. گستره پیام و نجات بخشی موسی عجل الله تعالی فرجه الشریف منحصر به بنی اسرائیل و بخشی از زمین بوده است اما پیام، نجات بخشی و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام جهانیان در گستره زمین را دربرخواهد گرفت.

حاکمیت اسلام در سراسر گیتی

از ظاهر آیه «هوَ الذّی ارسَلَ رسولهُ بالهُدی و دینِ‌الحقّ لِیُظهرهُ علی الدین کُلّه و لوْ کَره المُشرکون»(38)در می یابیم هدف نهایی رسالت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم چیره شدن اسلام به عنوان دین حق بر تمام ادیان جهان است، گرچه مشرکان در برابر تحقق این هدف ایستادگی خواهند کرد. پیداست این هدف تاکنون تحقق نیافته و اسلام تنها در بخشی از جهان گسترده شده است. در روایات اهل بیت علیهم السلام زمان تحقق این هدف، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعلام شده است. امام صادق علیه السلام در پاسخ ابوبصیر فرمود:« سوگند به خدا، هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است و وقتی با اراده خداوند، قائم قیام نماید، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگران خواهند بود.»(39) حضرت امیر علیه السلام نیز فرمود:« خداوند مصداق این آیه را آشکار نساخته است. سوگند به کسی که جانم به دست اوست، هیچ آبادی نمی ماند، مگر آن که هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دهند.»(40)
امام باقر علیه السلام زمان تحقق تفسیر آیه «وَ قاتَلوهُم حتی لا تکونَ فتنهٌ و یَکونَ الدینُ کلُّهُ لله»(41)را زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته که اثری از شرک در زمین باقی نخواهد ماند(42)و امام کاظم علیه السلام در تفسیر آیه « و لهُ اسلمَ منْ فی السماواتِ و الارضِ طوعاً و کرهاً و إلیه یُرجعونَ»(43)فرمود:
این آیه در شأن قائم نازل شده، که هنگام ظهور، اسلام را بر یهودیان، مسیحیان، ستاره پرستان، بی دینان، مرتدان و کافران در شرق و غرب جهان عرضه می نماید. هر کس از روی تمایل اسلام را بپذیرد او را به نماز و زکات و انجام دستوراتی که بر هر مسلمان واجب است، مکلف می سازد و هر کس تن به پذیرش اسلام ندهد گردنش را می زند، به طوری که در سراسر جهان جز موحّد و یکتاپرست باقی نمی ماند.(44)

ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران او

در برخی روایات، آیه:«سَنُریهمْ آیاتِنا فی الآفاقِ و فی انفسِهم حتّی یتَبیّنَ لهمْ انّه الحقُ»(45)بر خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به تأویل برده شده(46)و نیز در برخی دیگر از روایات، آیه «خاشعهً اَبصارَهُم ترهَقُهم ذلّهٌ و قد کانوا یُدعونَ»(47)بر قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(48) بندگانی که یهود طغیان گر را «پس از طغیان دوم گوش مالی خواهند داد»(49)مهدی و یارانش خواهند بود(50)و آیه «اینَ ما تکونوا یأت بِکُم اللهُ جمیعاً»(51)بر گرد آمدن یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر شده است.(52) علامه طبرسی می گوید: در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده که مراد از آن ها یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان است.(53) به استناد برخی روایات، این امر زمانی روی می دهد که آن حضرت وارد مسجدالحرام شده و پشت به حجرالاسود با صدای بلند خود را معرفی کرده و یاران خود را به یاری می طلبد. صدای ایشان چنان طنین انداز می شود که تمام ساکنان زمین از ظهورش مطلع می گردند.(54)
از مجموع آیات مورد اشاره، نکات زیر به دست می آیند:
1. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سان ظهور موسی علیه السلام از وعده های حتمی و سنت های تخلف ناپذیر الهی است که زمانی تحقق خواهد یافت. روایاتی هم چون« لوْ لمْ یَبْقَ من الدّنیا إلا یومٌ واحدٌ لبَعثَ اللهُ فیه رجُلاً من اهل بیتی یملَوُها عدلاً کما مُلئت جورا»(55) ناظر به همین وعده حتمی الهی است.
2. از مضامینی هم چون میراث بری و نیز علایمی دیگر درمی یابیم ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان و پیش از پایان یافتن دنیا انجام می گیرد.
3. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در شرایطی است که در دنیا ادیانی به جز اسلام حاکم است و با ظهور ایشان اسلام بر سرتاسر گیتی حاکم خواهد شد.
4. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کند که ظلم، فسق و فجور جهان را فراگرفته است و حکومت ایشان پایان بخش ستم ها خواهد بود.
5. قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با حوادثی هم چون خروج دجّال و سفیانی و برخی تغییرات کیهانی هم راه است.
6. در دوران حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ماجرای رجعت رخ خواهد داد.
7.با توجه به این که در برخی آیات، پس از یاد کرد علایم ظهور و حکومت ایشان از نشانه های ظهور قیامت هم چون دمیدن در صور سخن به میان آمده، می توان نتیجه گرفت که پایان حکومت و دوران ایشان آغازگر ظهور رستاخیز خواهد بود.

3. خروج سفیانی

« و لوْ تری إذ فَزعوا فلا فوتَ و اُخذوا من مکانٍ قریبٍ»(56)
در شأن نزول این آیه از چهار گروه نام برده شده است:
الف) مشرکانی که در مقابل دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به لجاجت پرداخته و عذاب الهی در دنیا بر آن ها فرود آمده است.(57)
ب)آن دسته از مشرکان که در جنگ بدر به صف آرایی در مقابل مسلمانان پرداختند و در همین جنگ کشته شدند.(58)
ج)مشرکانی که پس از دمیدن در صور از گور خارج شده و با دیدن نشانه های قیامت و عذاب الهی دچار وحشت شدید می شوند و با وجود ابراز ایمان، سودی به حالشان نمی بخشد.(59).
د)لشکریان سفیانی که در آخرالزمان خروج می کنند و وقتی به سرزمین بیدا می رسند به فرمان الهی در زمین فرو می روند و تنها یک یا دو نفر از آنان باقی می ماند.(60)
آن چه در ادامه این آیه آمده، دو دیدگاه نخست را مردود می سازد؛ زیرا آنان با دیدن عذاب الهی می گویند: ما ایمان می آوریم،‌ اما این ابراز ایمان سودی به حال آنان نمی بخشد. بدیهی است مشرکان، چه در جنگ بدر و چه در شرایط دیگر، هرگاه به راستی ایمان می آوردند از آن ها پذیرفته می شد و برایشان سودبخش بود. از سوی دیگر، تاریخ نشان نمی دهد مشرکان در جنگ بدر یا شرایط دیگر با دیدن عذاب الهی اظهار ایمان نموده باشند. بنابراین، یکی از دو تفسیر سوم و چهارم یا هر دوی آن ها صحیح است.
علامه طباطبایی این آیه را بر اساس دیدگاه سوم تفسیر کرده(61) و در برخورد با روایات خروج سفیانی بر این باور است که آیه بر اساس قاعده جری و تطبیق بر ماجرای سفیانی حمل شده است.(62) دیدگاه علامه از آن رو که بین ظاهر آیه که ناظر به قیامت است و روایات فراوانی که آیه را به ماجرای خروج سفیانی حمل کرده اند جمع کرده است، صائب به نظر می رسد.
گذشته از آیه مذکور، آیات دیگری در روایات اهل بیت علیهم السلام بر خروج سفیانی تطبیق شده که عبارتند از:
«یا ایّها الذین اوتوُا الکتابَ آمِنوا بِما نزّلنا مُصَدّقاً لِما معَکم منْ قبلِ أن نَطمِسَ وُجوهاً فَنَرُدّها ادبارِها»(63)؛
ای کسانی که به شما کتاب داده شده است، به آن چه فرو فرستادیم و تصدیق کننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید،‌پیش از آن که چهره هایی را محو کنیم و در نتیجه آن ها را به قهقرا بازگردانیم.
امام باقر علیه السلام اشاره این آیه را به نابودی لشکر سفیانی می داند.(64)
«قُل هُوَ القادرُ علی انْ یَبْعَثَ علیکمْ عذاباً من فَوقکُم او منْ تحتِ أرجُلِکُم»(65)؛
بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد.
در روایات، عذابی که از زیر پاها فرود می آید، به فرو رفتن در زمین تفسیر شده است(66)و از آن جا که این عذاب در کنار خروج دجال آمده است، به نظر می رسد مقصود فرو رفتن سپاه سفیانی در منطقه بیداست.
در روایات بسیاری خروج سفیانی از نشانه های حتمی اعلام شده که پیش از ظهور قیامت در آخرالزمان تحقق خواهد یافت. محل خروج او سرزمینی خشک و زمان خروج او از آغاز تا انجام، پانزده ماه خواهد بود.
او مردی از تبار ابوسفیان و بسیار سنگ دل است که در طول جنگ های خود جنایات زیادی مرتکب شده و خون هزاران بی گناه را بر زمین می ریزد(67). او دو لشکر را گسیل می دارد؛ یکی از آن ها شهرهای بابل، دمشق و کوفه را پس از شکست دادن مردمی که برای دفاع از دیار خود قیام می کنند، به تصرف خود درمی آورد.
لشکر دوم سفیانی در تعقیب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سمت مدینه حرکت می کند، اما آن حضرت به هم راه اندک یاران خود پیش از رسیدن لشکر سفیانی از مدینه خارج می شوند و در مکه پناه می گیرند. لشکریان پس از اشغال به مدت سه شبانه روز به کشتار و غارت در مدینه می پردازند. آن گاه به دنبال مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روانه مکه می شوند و وقتی به سرزمین بیدا در بیرون مکه می رسند، به فرمان الهی و با کوبیدن زمین با پای جبرئیل، در آن سرزمین فرو می روند و تنها یک، دو یا سه نفر به صورت سگ و غیرطبیعی زنده می مانند تا به سفیانی خبر دهند بر سر یاران آن ها چه آمده است.
با آمدن لشکر یمانی از خراسان و سیدحسنی از دیلم و ملحق شدن آن ها به سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن حضرت به سوی لشکر سفیانی حرکت می کند و سفیانی در جنگی با سپاه آن حضرت در کنار کوفه به دست امام کشته می شود و سپاه او درهم می شکند.(68)

4. خروج دجّال

یکی از شأن نزول های گفته شده درباره آیه« إنّ الذین یُجادِلونَ فی آیاتِ الله بغَیْر سُلطانٍ أتاهُم»(69)نزول آن درباره یهودیان است که گفتند: صاحب ما مسیح بن داود یعنی دجّال در آخرالزمان بیرون می آید و سلطنت او در خشکی و دریا گسترش می یابد و ما بر عرب چیره خواهیم شد. خداوند در پاسخ فرمود: آن ها به این آرزو نخواهند رسید.(70) هم چنین علامه طبرسی در ذیل آیه «یومَ یأتی بعضُ آیاتِ ربّک»(71)روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که در آن، خروج دجال یکی از این نشانه ها معرفی شده است(72). هم چنین در ذیل آیه «یا عیسَی إنّی مُتوَفّیک»(73)هنگامی که از نزول عیسی علیه السلام سخن به میان می آید، روایاتی عرضه می شوند که در آن ها از کشته شدن دجّال به دست عیسی علیه السلام خبر داده شده است.(74)
و نیز در تفسیر آیه «الخلقُ السماواتِ و الارضِ اکبرُ منْ خلقِ الناس»(75)گفته شده آفرینش آسمان و زمین از آفرینش دجّال بزرگ تر است؛ زیرا دجال در میان نسل آدمی از همه عظیم تر بوده است.(76)
دجّال نام شخصیتی فتنه جوست که در آخرالزمان خروج می کند و خسارت های جبران ناپذیری به بسیاری از مردم جهان وارد می سازد. از فتنه او در روایات، به عنوان بزرگ ترین فتنه در تاریخ بشر یاد شده(77) و نام او افزون بر منابع اسلامی در بسیاری از منابع ادیان و ملل آمده است. او را به سبب گردش در زمین یا فریب کاری دجال گفته اند. نام دیگرش مسیح است که در وجه تسمیه آن گفته اند: یک چشم او(چشم راست)ممسوح، یعنی نابیناست. یا آن که چون به دروغ خود را مسیح معرفی می کند؛ یا آن که به جز مکه و مدینه به همه مناطق زمین پا می گذارد.(78)
او پس از پیروزی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر سفیانی، از سجستان خروج می کند یاران او یهودیان، مغول، تبه کاران و بیش تر زنان بدکاره هستند. او نخست ادعای پیامبری و سپس دعوی خدایی می کند و به هر منطقه ای که می رسد با زور شمشیر یا با سحر و جادو مردم را وادار به اطاعت از خود می کند. در جادوگری چنان چیره دست است که با اشاره او آسمان می بارد، زمین گیاه می رویاند و حیوانات بیش از حدّ متعارف فربه می شوند. شیاطین جنّ را به صورت بستگان مرده شخصی ظاهر می سازد و از او برای حقانیت خدایی خود گواهی می گیرد،‌هرچند در برخی موارد فریب مردم، با ناکامی رو به رو می گردد. لشکر بزرگ دجّال پس از کشتار و غارت در مناطق مختلف، راهی فلسطین می شود.
بر اساس برخی روایات، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از نابودی سفیانی برای نابود کردن یهود پیش از دجّال وارد فلسطین می شود. بنابر روایات بسیار، زمانی دجّال پا به فلسطین و بیت المقدس می گذارد که مسلمانان به هم راه امامی صالح، یعنی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهیّای نماز می شوند. در همین هنگام عیسی علیه السلام از آسمان نزول می کند و پس از اقامه نماز به امامت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف درِ مسجد به درخواست عیسی علیه السلام گشوده می شود. ناگهان چشم عیسی علیه السلام به سپاه هفتاد هزار نفری یهود به رهبری دجّال می افتد. دجّال با دیدن عیسی علیه السلام به سان نمک در آب می گدازد و عیسی علیه السلام خود را به او رسانده و با ضربتی هلاکش می سازد. با قتل دجّال لشکر او درهم می شکند و سنگ، درخت و خار به سخن آمده، با معرفی کافران زمینه قتل آن ها را به دست مسلمانان فراهم می آورند.(79)

5. نزول عیسی علیه السلام از آسمان

در آیاتی چند، با کمک روایات به نزول عیسی علیه السلام در آخرالزمان اشاره شده است:
الف)«إذْ قالَ اللهُ یا عیسی إنّی مُتوَفّیکَ و رافِعُکَ إلیّ و مُطهّرُکَ من الذینَ کفروا و جاعِل الذینَ اتّبعوکَ فوقَ الذین کفروا إلی یوم القیامه...»(80)«[ یاد کن] هنگامی را که خدا گفت: ای عیسی، من تو را برگرفته و به سوی خویش بالا می برم، و تو را از ‍[ آلایش] کسانی که کفر ورزیده اند پاک می گردانم، و تا روز رستاخیز، کسانی را که از تو پیروی کرده اند، فوق کسانی که کافر شده اند قرار خواهم داد...»
طبری در ذیل این آیه، روایات بسیاری را درباره نزول عیسی علیه السلام از آسمان آورده(81) و می گوید: بنابر روایات متواتر از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم عیسی بن مریم علیه السلام در آخرالزمان از آسمان به زمین آمده و دجال را خواهد کشت(82).
گذشته از روایات از ظاهر آیه فوق به دو نکته پی می بریم:
1. بالا بردن عیسی علیه السلام به آسمان در جریان هجوم یهودیان برای کشتن او با توجه به این که آسمان جای انسان ها نیست، نشان گر گذرا بودن این درنگ است و می توان از آن دریافت که خداوند عیسی علیه السلام را برای روزی خاص ذخیره کرده است.
2. از این آیه که در آن واژه «توفی» به کار رفته و نیز آیه «و ما قَتَلوهُ و ما صَلَبوهُ... بل رفَعَهُ اللهُ إلیهِ»(83)به کمک روایات درمی یابیم عیسی علیه السلام در آسمان زندگی می کند و با توجه به فراگیر بودن مرگ و این که زمین بستر مرگ است، می توان نتیجه گرفت که سرانجام روزی عیسی علیه السلام به زمین فرود آمده و در آن قبض روح خواهد شد.
ب)«و إن منْ اهلِ الکتابِ إلّا لَیُؤمنَنّ بهِ قبلَ موتهِ»(84)«و از اهل کتاب، کسی نیست مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان می آورد.»
در تفسیر این آیه، سه وجه گفته شده است:
1. هر دو ضمیر«به» و «موته» به عیسی علیه السلام برمی گردد و معنای آیه چنین است: هیچ یک از یهود و نصارا باقی نمی ماند، مگر آن که پیش از مرگ عیسی علیه السلام به او ایمان خواهد آورد و این رخداد به هنگام فرود عیسی علیه السلام از آسمان در آخرالزمان تحقق می یابد.
2. ضمیر«به» به عیسی و ضمیر«موته» به اهل کتاب بازمی گردد و معنای آیه چنین است: هیچ یهودی یا نصرانی نیست، مگر آن که پیش از مرگ به عیسی علیه السلام ایمان می آورد، هر چند ایمان او در این حالت سودی به حالش نمی بخشد.
3. ضمیر«به» به پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ضمیر«موته» به اهل کتاب برمی گردد، و معنای آیه این است: هیچ یهودی یا نصرانی نیست، مگر آن که پیش از مرگ خود به پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم ایمان می آورد.(85)
بسیاری از مفسران تفسیر نخست را پذیرفته اند(86)و روایتی از امام باقر علیه السلام این تفسیر را تأیید می کند(87).
ظاهر آیات پیشین که به روشنی درباره عیسی علیه السلام و نفی کشتن اوست، تفسیر سوم را تضعیف می کند؛ زیرا مخالف میثاق آیات است، و ضعف تفسیر دوم در آن است که اولاً به استناد چه قرینه ای اهل کتاب در هنگام مرگ به عیسی علیه السلام ایمان می آورند؟ ثانیاً، ایمانی که سودی نبخشد چه اثری دارد که قرآن از آن به عنوان دلیلی بر حقانیت رسالت عیسی علیه السلام یاد می کند؟
بر اساس تفسیر دوم، عیسی علیه السلام روزی به زمین باز خواهد گشت و یهود و نصارا بدون استثنا درخواهند یافت قضاوت های نادرستی که درباره عیسی علیه السلام داشتند از جمله پسر خدا بودن، شرکت در الوهیت، به صلیب کشیده شدن و سرانجام قتل عیسی علیه السلام باطل بوده و به او چنان که شایسته اش است ایمان می آورند. هم چنین آیه شریفه از مرگ نهایی عیسی علیه السلام به طور ضمنی خبر داده است. روایات توضیح می دهند که این رخداد در آخرالزمان و در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق می افتد.
ج)« و إنّهُ لَعِلمٌ للسّاعهِ فَلا تمْتَرُنّ بها»(88)؛«و همانا آن، نشانه ای برای [فهم] رستاخیز است، پس زنهار در آن تردید مکن.»
این آیه پس از آیاتی قرار دارد که از عیسی بن مریم علیه السلام به عنوان مَثَل بنی اسرائیل یاد شده است. از این رو همه مفسران ضمیر«انه» را به عیسی علیه السلام برگردانده و آیه را چنین معنا کرده اند:«همانا آن(عیسی)نشانه ای برای رستاخیز است. پس در آن تردید نکن»(89).
برخی مفسران به استناد قرائت غیرمشهور آیه گفته اند: مقصود از واژه «علم» نشانه است؛ یعنی نزول عیسی علیه السلام نشانه ظهور قیامت است.(90)
از این آیه نیز درمی یابیم عیسی علیه السلام روزی از آسمان فرود می آید و چون فرود او در فرجام جهان رخ می دهد، نشانه ظهور و بروز قیامت خواهد بود.

نزول عیسی در روایات

به استناد روایات بسیار، عیسی علیه السلام در حالی که دو ابر رنگی او را دربرگرفته اند و هفتادهزار فرشته هم راهی اش می کنند و دست خود را بر بال های دو فرشته گذاشته، نزدیک مناره شرقی دمشق فرود می آید. عرق از پیشانی او می ریزد و در دستش حربه ای است. بوی بدنش چنان است که به مشام هر کافری برسد می میرد. هنگامی که وارد بیت المقدس می شود مردم به امامت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهیای خواندن نماز صبح یا عصرند. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از عیسی علیه السلام می خواهد تا امامت کند اما عیسی علیه السلام می گوید:« کسی بر شما اهل بیت پیشی نمی گیرد؛ من وزیر برانگیخته شده ام نه امیر.» پس از اقامه نماز به امامت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عیسی علیه السلام دجال را می کشد، آن گاه به فرمان او خوک ها را می کشند، صلیب ها را می شکنند، همه کلیساها و کنیسه ها ویران شده و تمام نصارا و یهود به جز مؤمنان واقعی به قتل می رسند(91). عیسی علیه السلام اسلام را به عنوان دین حق اعلام می کند و مردم را به تبعیت از مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرامی خواند.(92)
برخی بر این نکته پای فشرده اند که روایات نزول عیسی علیه السلام متواتر و اجماعی و نزول او از ضروریات دین است.(93)

فلسفه نزول عیسی علیه السلام در آخرالزمان و در دوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

برخی برای نزول عیسی علیه السلام حکمت های زیر را برشمرده اند:
1. برای رد ادعای یهود درباره کشتن عیسی علیه السلام؛
2. دعای عیسی علیه السلام برای درک فضیلت امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛
3.برای کشتن دجّال؛
4. برای تکذیب مسیحیان در اعتقادات باطل نسبت به عیسی علیه السلام(94).
گذشته از گونه های یاد شده که تا حدودی اصل فلسفه نزول عیسی علیه السلام را تبیین می کند، در بیان فلسفه نزول و هم راهی عیسی علیه السلام با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می توان افزود که عیسی علیه السلام آخرین سلسله از پیامبران بنی اسرائیل است که پیش از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کرده و نسب او از مادر به اسحاق و ابراهیم علیهما السلام می رسد و در آن سو، پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم آخرین پیامبر آسمانی است که پس از عیسی علیه السلام برانگیخته شده و نسب او از پدر به اسماعیل و ابراهیم علیهما السلام می رسد. شریعت ابراهیم علیه السلام که همان اسلام است به وسیله پیامبران بنی اسرائیل، به ویژه عیسی علیه السلام و حواریون به غرب عالم کشیده شد و چنان که امروزه شاهد هستیم، مسیحیان جمعیت انبوهی از غرب جهان را دربرمی گیرند و این شریعت از طریق پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم به طرف شرق جهان گسترش یافت. پیروان هر یک از دو دین اسلام و مسیحیت هم پای یک دیگر تا به امروز بیش از یک و نیم میلیارد نفر را به خود اختصاص داده و جغرافیای جهان را تقسیم کرده اند. این دو دین با وجود جدایی ظاهری از جهات مختلفی در مبانی و شریعت به یک دیگر نزدیکند، چنان که قرآن مسیحیان را نزدیک ترین امت ها به مسلمانان دانسته(95)و آن ها را به سبب تحت تأثیر قرار گرفتن در برابر آیات الهی ستوده است(96). از این رو، این دو دین الهی به مانند دو رشته ای هستند که با وجود وحدت خاستگاه آن ها(آیین ابراهیم) در اثر دخالت شیاطین و به انحراف کشیدن مسیحیت از جاده حقیقت، از یک دیگر فاصله گرفته اند. عیسی علیه السلام در آخرالزمان فرود می آید تا انتهای این رشته را به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که پرچم دار و وارث اسلام است بسپارد و با دعوت مسیحیان به پیروی از او و پذیرش اسلام این دو رشته را به هم مرتبط سازد. بدین سبب است که او در حضور مردم، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای امامت جماعت پیش می دارد و به او اقتدا می کند.
در حقیقت عیسی علیه السلام نجات بخش نصارا است؛ زیرا با رأفتی که دارد و با عشقی که مسیحیان راستین نسبت به او دارند، پیش از هلاکت آنان پا به عرصه زمین می گذارد تا دل های بی آلایش و حقیقت جو را به سوی دین حق فرا خواند و مانع هلاکت ابدی آن ها شود.
از سویی هم راهی عیسی علیه السلام با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای پیش برد اهداف آن حضرت نیز مؤثرتر است؛ زیرا مسیحیان با شناختن عیسی علیه السلام بر اساس توصیف او در کتاب های دینی، به سخنانش آسان تر از سخنان و دعوت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تن خواهند داد و بدون آن که کار دعوت به اسلام به قهر انجامد، بسیاری از سر میل و خواست قلبی ایمان خواهند آورد.

6. خروج یأجوج و مأجوج

در آیات زیر از خروج اقوام وحشی به نام یأجوج و مأجوج در آخرالزمان سخن به میان آمده است:
« و ترَکنا بعْضَهم یومَئذٍ یَموجُ فی بَعضٍ و نُفخَ فی الصّور»(97)
و در آن روز آنان را رها می کنیم تا موج آسا برخی با برخی درآمیزند و در صور دمیده می شود.
«حتّی إذا فُتِحتْ یأجوجُ و مأجوجُ و هُم من کُلّ حَدَبٍ یَنسلونَ»(98)؛
تا وقتی که یأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آن ها از هر پشته ای بتازند.
یأجوج و مأجوج اقوامی وحشی و غارت گر بودند که ذوالقرنین بنا به درخواست اقدامی بدوی که از هجوم پی در پی یأجوج و مأجوج در امان نبوده و از ذوالقرنین یاری خواستند، میان دو کوه سدّی بزرگ و بسیار محکم ساخت و از این راه مانع هجوم و غارت گری این اقوام وحشی شد(99)؛ زیرا آن ها نه می توانستند از آن سد بالا بروند و نه آن را سوراخ نمایند. آن گاه پیش بینی کرد که با نزدیک شدن قیامت، این سد خراب شده و یأجوج و مأجوج از هر سو برای قتل و غارت سرازیر خواهند شد.(100)
درباره این که مراد از یأجوج و مأجوج چه اقوامی است و در کجا ساکنند و به کدام سرزمین هجوم می آوردند و سدّ ذوالقرنین در کجا ساخته شد،، تاکنون دیدگاه های مختلفی ارائه شده است.
علامه طباطبایی قدس سره پس از مباحثی مبسوط چنین نتیجه می گیرد که یأجوج و مأجوج اقوام مغول هستند.(101)
بسیاری نیز این اقوام را از اقوام ترک منسوب به ترک بن یافث بن نوح و ساکنان مغولستان، ترکستان، سیبری و... دانسته اند(102).
توصیفی که از وحشی بودن و غارت گری یأجوج و مأجوج در قرآن آمده است بر اساس شواهد تاریخی به قوم مغول بسیار نزدیک است؛ چنان که ماجرای غارت گری آنان در سده ششم که به چپاول کشورهای گوناگون از جمله ایران انجامید و خون هزاران انسان بی گناه وحشیانه بر زمین ریخته شد نیز گواه این مدّعاست.(103)
در برخی روایات چهره های آن ها«مجان مطرقه»، یعنی سپرهای چکش خورده، چشم های آن ها کوچک و صورت هایشان کشیده ترسیم شده است.(104)
در نهج البلاغه از طغیان و سرکشی اقوامی با همین ویژگی ها خبر داده شده که در دیدگاه شارحان به حمله گسترده مغول تفسیر شده است.(105)البته در توصیف این اقوام و بزرگی اندام آن ها مطالب خرافه ای نیز وارد شده که از نظر برخی حدیث شناسان مردود اعلام شده است.
بر اساس روایات، سپاه یأجوج و مأجوج چنان بزرگ و گسترده است که بخش زیادی از زمین را دربرمی گیرد و وقتی به دجله و فرات و دریاچه طبرستان می رسند همه آب آن ها را مصرف می کنند و سر راه خود تمام آذوقه مردم را به یغما می برند.
مردم از ترس آنان به خانه های خود پناه می برند، اما آن ها به هر منطقه ای که می رسند به کشتار و غارت می پردازند و چنان از خلایق می کشند که می گویند: ما تمام اهل زمین را کشته ایم، حال نوبت آسمانیان است. آن گاه تیری به سوی آسمان رها می کنند و آن تیر آغشته به خون باز می گردد و آنان گمان می کنند که به مقصود خود نایل شده اند، تا آن که به منطقه فلسطین می رسند. در این هنگام عیسی علیه السلام به هم راه مسلمانان بالای کوه سینا پناه گرفته اند. عیسی علیه السلام برای نابودی آنان دست به دعا برمی دارد و خداوند به کرم هایی فرمان می دهد که وارد بینی آن ها شده و گردن هایشان را بخورند. صبح هنگام همه آن ها می میرند و بوی تعفن اجسادشان تمام زمین را فرامی گیرد. پرندگان از آسمان فرود می آیند و با منقارهای خود آنان را به دریا می افکنند و بارانی سیل آسا زمین را از لاشه آن ها شست و شو می دهد(106). بدین ترتیب ماجرای طغیان یأجوج و مأجوج با نابودی آن ها پایان می پذیرد.

7. خروج دابه الارض

«و إذا وَقَع القولُ علیهمْ اخْرجنا لهُمْ دابّهً من الارضِ تُکلّمُهُم انّ النّاس کانوا بآیاتنا لا یوُقنون»(107)
بیش تر مفسران پذیرفته اند خروج دابه الارض از نشانه های آخرالزمان بوده و پیش از قیامت رخ می دهد(108). این امر به دو دلیل است:
1. آیه با قرائنی هم راه است که این مدعا را ثابت می کند:
الف) خارج ساختن دابه از زمین ناظر به زمانی است که هنوز زمین بر جای خود بوده و نظام جهان به هم نریخته است.
ب)ضمیر«لهم» به استناد آیه پیشین به کافرانی لجوج بازمی گردد که با وجود همه کوشش های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سبب تاریکی دل و کوری باطن از هدایت محرومند. هدف از بیرون آوردن دابّه، اعلام پایان پذیری سودمندی ایمان است. پیداست این ویژگی ها مربوط به دنیا و پیش از فروریختن نظام هستی است.
ج)در آیات بعدی از نفخ صور که سرآغاز قیامت است سخن به میان آمده است. ترتیب منطقی اقتضا می کند که خروج دابه الارض پیش از قیامت رخ دهد.
2. در روایات بسیاری خروج دابه الارض، از نشانه های مسلم آخرالزمان معرفی شده است.(109)

دابه الارض در روایات

در برخی روایات آمده است: هنگامی که عیسی علیه السلام به همراه مسلمانان مشغول طواف به دور کعبه است، زمین زیر پای آن ها لرزیده و صفا را می شکافد و در آغاز سر دابّه که کرک و مو دارد و سپس تمام بدن از صفا خارج می شود. نه کسی را یارای گرفتن آن است و نه گریز از آن(110). به هم راه دابّه، انگشتر سلیمان و عصای موسی علیه السلام است. مردم از ترس آن به مسجدالحرام پناه می برند، اما او معترض کسی نمی شود. با هر ملیتی به زبان خودشان صحبت می کند و به حقانیت اسلام و بطلان سایر ادیان گواهی می دهد. دابّه عصای خود را روی پیشانی مسلمان می گذارد و چهره مؤمن به سان ستاره ای درخشان روشن می گردد و بین چشمانش می نویسد این مؤمن است. او انگشتر سلیمان را بر پیشانی کافر می گذارد و نقطه ای تاریک و سیاه ظاهر شده، روی آن می نویسد: این کافر است. بدین ترتیب صف مؤمنان حقیقی را از کافران جدا می سازد.(111)

ماهیت دابّه الارض

در بیش تر روایات اهل سنت، دابّه، حیوانی عجیب الخلقه دارای چهار پا، سری هم چون سر گاو، چشمی هم چون چشم خوک و گوشی به سان گوش فیل ترسیم شده است.(112)
برخی از مفسران با استناد به اطلاق دابه بر حیوان و نیز دلالت سخن گفتن حیوان بر معجزه، حیوانی بودن دابّه را ترجیح داده اند(113)، اما افزون بر مواردی اندک در روایات اهل سنت، در همه روایات و تفاسیر شیعه دابّه به انسان و شخص حضرت امیر علیه السلام تفسیر شده است. در تفسیر قرطبی آمده است: ماوردی از محمد بن کعب روایت می کند که از علی علیه السلام سؤال شد: دابه چیست؟ علی علیه السلام فرمود:
اما و الله ما لها ذنب و ان لها لحیه؛
سوگند به خدا دابه دارای دم نیست، بلکه دارای محاسن است.
ماوردی می گوید: این کلام به انسان بودن دابّه اشاره دارد، هر چند بدان تصریح نشده است. قرطبی می گوید: برخی مفسران متأخر، مقصود از دابه را انسان متکلمی دانسته اند که با اهل بدعت و کفر به مناظره می پردازد.(114)
در روایتی آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام را در حالی که روی شن دراز کشیده بود بیدار کرد و فرمود: یا دابه الارض! آن گاه خطاب به اصحاب فرمود: این نام مخصوص علی علیه السلام است.(115)
اصبغ بن نباته می گوید: نزد امیرمؤمنان رفتم، در حالی که مشغول خوردن نان، سرکه و روغن بود. پرسیدم:‌ مقصود از دابّه چیست؟ فرمود: او دابه ای است که نان، سرکه و روغن می خورد.(116) بنابراین، خروج دابه الارض که احتمال دارد علی علیه السلام باشد، از مسلمات است.

8. رجعت

« و یومَ نَحْشُرُ من کلّ اُمّهٍ فوجاً ممّنْ یُکذّبُ بآیاتِنا فَهُم یوزَعون»(117)؛
و آن روز که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کرده اند محشور می گردانیم، پس آنان نگه داشته می شوند تا همه به هم بپیوندند.
این آیه از حشر گروهی از تکذیب کنندگان از میان هر امت خبر می دهد و به سه دلیل مقصود از آن، گرد هم آمدن در قیامت نیست:
الف)حشر در قیامت همگانی است و هیچ کس از آن مستثنا نیست(118)، در حالی که طبق مفاد این آیه، تنها گروهی خاص از هر امت محشور می شوند(119).
ب)این آیه پس از آیه دابه الارض آمده که نشان گر وقوع چنین حشری هم زمان یا پس از خروج دابه الارض است و از آن جا که خروج دابه الارض از رخدادهای آخرالزمان و پیش از قیامت است، می توان نتیجه گرفت که این حشر پیش از قیامت رخ می دهد.
ج)در چند آیه پس از آن، از دمیدن در صور سخن به میان آمده است. نظم منطقی ایجاب می کند که این آیه ناظر به حوادث پیش از قیامت است.(120)
بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام در آخرالزمان و پس از استقرار حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خداوند گروهی از مؤمنان صالح و جمعی از کافران و جنایت پیشگان تاریخ را زنده می کند تا با کیفر کافران و ستم کاران به دست صالحان، ضمن انتقام از آنان دل مؤمنان را شادمان سازد.
رجعت از عقاید اختصاصی شیعه است و متکلمان شیعه ضمن تأکید بر امکان رجعت و وقوع آن در برخی از اقوام پیشین مانند زنده شدن اصحاب کهف پس از گذشت سال های متمادی، رجعت گروهی از بنی اسرائیل پس از مرگ در کوه طور و... و با استناد به آیه مزبور و روایات اهل بیت علیهم السلام وقوع آن را در آخرالزمان حتمی می دانند، در عین حال معتقدند رجعت جزو اصول عقاید شیعه نیست و انکار آن خدشه ای به عقیده نمی رساند.(121)

پی‌نوشت‌ها:

1. دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران.
2.نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132،‌ مقاله «آخرالزمان».
3.برای آگاهی بیش تر از مفهوم اشراط الساعه، نک: دائره المعارف قرآن، ج3، ص 354 و 345؛ پیام قرآن، مقاله «اشراط الساعه»، از نگارنده، ج6، ص 21-40.
4. اشراط الساعه در آیه شریفه «فَهلْ ینظُرونَ إلا السّاعهَ ان تأتیَهُم بغتهً فَقَدْ جاءَ اشْراطُها...»؛ «آیا [کافران] جز این انتظار می برند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است...»(سوره محمد، آیه 18)به بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تفسیر شده است؛ زیرا از ایشان روایت شده که فرمود:« بین بعثت من و ظهور قیامت به فاصله انگشت میانه و سبابه فاصله است.»(روح المعانی، ج14، ص 80).
5.المیزان، ج20، ص 162.
6.آیه چنین است:« هل یَنظُرونَ إلا أن تأتیَهُمُ الملائکهَ اوْ یأتیَ ربُکَ أو یأتی بعضُ آیاتِ‌ ربّکَ...»(آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند، یا پروردگارت بیاید، یا پاره ای از نشانه های پروردگارت بیاید؟...» (سوره انعام، آیه 158) و بیش تر مفسران به استناد روایت گفته اند که مقصود از آمدن برخی از آیات الهی، طلوع خورشید از مغرب است.(الجامع لاحکام القرآن، ج13،‌ص 158؛ المیزان، ج15، ص 396 و ج7، ص 388؛ التفسیر الکبیر، ج11، ص 73؛ جامع البیان، ج12، ص 69 و 139).
7. برای مثال در روایات مفصلی انتشار فسق و فجور و حاکمیت ارزش های ضد اخلاقی که مربوط به دوران آخرالزمان است، به عنوان اشراط الساعه معرفی شده است(نک: المیزان، ج5، ص 394-401).
8. بحارالانوار، ج51، ص 99-100.
9.«فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَ کَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقّاً »؛«و چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن[ سدّ] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.»(سوره کهف، آیه 98)؛ «حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ»؛ «تا وقتی که یأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آن ها از هر پشته ای بتازند».(سوره انبیا، آیه 96).
10.«وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً »؛ « و از اهل کتاب، کسی نیست مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً‌ به او ایمان می آورد، و روز قیامت[عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.»(سوره نساء،‌ آیه 159).
11.«وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لاَ یُوقِنُونَ‌ »؛ «و چون قول[ عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم[ چنان که باید] به نشانه های ما یقین نداشتند.»(سوره نمل، آیه 82).
12.«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ‌»؛«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث[ زمین] کنیم.»(سوره قصص،‌آیه 5).
13.این امر در آیه 33 سوره توبه،‌ آیه9 سوره صف و آیه 28 سوره فتح انعکاس یافته است. در سوره های توبه و صف چنین آمده است:«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌ »؛«اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آ‌ن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید.»
14. در روایاتی از اهل بیت علیهم السلام بر این امر تصریح شده است. برای مثال، نک: بحارالانوار، ج52، ص 191.
15.برای مثال نک: بحارالانوار، ج6، ص 291، باب اشراط الساعه و قصه یأجوج و مأجوج؛ صحیح بخاری، ص 1249، کتاب الفتن؛ صحیح مسلم، ص 1208، کتاب الفتن و اشراط الساعه؛ یأجوج و مأجوج فتنه الماضی و الحاضر و المستقبل.
16.«وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »؛ «و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»(سوره انبیاء، آیه 105).
17.سوره نساء، ‌آیه 159.
18.برای تفصیل بیش تر، نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132، مقاله«آخرالزمان».
19.برای تفصیل بیش تر، نک: کتاب مقدس، اشعیاء 11و 12؛ دانیال 2: 44؛ متی24: 15-44؛ مکاشفه یوحّنا، 4-22.
20.سوره دخان، آیه 10.
21. جامع البیان، ج13، ص 143؛ المیزان، ج18، ص 138؛ مجمع البیان، ج9، ص 104.
22.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656؛ المیزان، ج18، ص 137.
23.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656-657.
24.الکشاف، ج4، ص 272؛ جامع البیان، ج13، ص 147-148.
25.درباره آیه«و لوْ تَری إذْ فَزِعوا فلا فوتِ و اُخذوُا من مکانٍ قریب» ؛ «و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند[ آن جا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار آمده اند.»(سوره سبأ، آیه 51)گفته شده که مقصود، لشکر سفیانی است. البته این امر می تواند بر اساس تأویل باشد.(نک: جامع البیان، ج12، ص 130)این مطلب در بخشی از گفتار حضرت امیر علیه السلام در نامه ای خطاب به معاویه نیز آمده است(نک: بحارالانوار، ج33، ص 157-158 و ج52، ص 185).
26.براساس برخی روایات، مقصود از مجادله کنندگان در آیه«إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ »؛ «در حقیقت، آنان که درباره نشانه های خدا-بی آن که حجتی برایشان آمده باشد- به مجادله برمی خیزند در دل هایشان جز بزرگ نمایی نیست.»(سوره غافر، آیه 56)گفتار یهود درباره ظهور دجال در آخرالزمان است.(نک:کشف الاسرار، ج8، ص 482).
27.سوره نساء، آیه 159؛ سوره زخرف، آیه 61.
28.سوره نمل،‌آیه 84-83 .
29.سوره انبیاء، آیه 105؛ سوره قصص، آیه 5.
30.سوره توبه، آیه 33؛ سوره فتح،‌آیه 28؛ سوره صف، آیه 9.
31. سوره بقره، آیه 148؛ سوره سجده، آیه 56.
32. «زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد.»(سوره اعراف، آیه 128).
33. سوره انبیاء،‌آیه 105.
34.البرهان، ج5، ص 256-257؛ مجمع البیان، ج7، ‌ص 106.
35.سوره قصص، آیه 5.