منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
متن ادبی ویژه عید غدیر
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٦ : توسط : سمیه مهتدی

متن ادبی ویژه عید غدیر

عید غدیر


هیجده روز از ذی حجة میگذرد.

قافله ای می آید: راهش حق, بارش ایمان و مقصدش الله.

موجی از انسانها در دریای غدیر در تلاطم است.قافله سالاری چون محمد(ص) پیشاپیش,افق اسلام هنوز

چشم انتظار طلوع خورشیدیست که با دمیدن  آن بر طومار دین, مهر"اکمال"خواهد خورد.

محمد(ص) پس از زیارت خانه توحید ,با کاروانیان از حج برگشته ,با چهره ای مطمئن,با دستانی پربار از فیض

دیدار ,با  ره توشه ای  از  طاعت و توفیق زیارت بیت الله الحرام ,پیشوای این قافله نورانیست.

 

  می آید...تا در تداوم " رسالت",امت را به "امامت"دعوت کند و آنان را در کنار برکه ای به نام"غدیر خم", که در

معنی ,ژرف تر از دریا و گسترده تر از سینه اقیانوس است با "امام", پیوند " ولایت"بزند تا مبلغ بلوغ مکتب و

"اکمال دین " گردد و مسلمانان را پس   از خویش,به رهبری فرزند ابیطالب ازسرگردانی و حیرت,نجات دهد. چرا

که: امت بی امام , رمه بی چوپان است و گله بی شبان و راه بی علامت و شب بی چراغ و کشتی بی ناخدا

و دشت بی چشمه و قنات خشکیده و بی آب. رفتن بی راهنما, سالک را به بیراهه میکشد و حرکت بی

بصیرت, دوری روزافزون از مقصد را به دنبال دارد و عمل بی رأی امام , گام باور را در باتلاق شک فرومیبرد.

برای این مهم ,چه کس شایسته ازتربیت یافته پیامبر؟رهشناس تر از مولود کعبه کیست؟

و قاطع تر از"ابوتراب" و پسندیده تر از"مرتضی "و والاتر از "علی (ع)"کدام است؟ 

 

در اوج نیمروز ,در زیر شعله های فروزان آفتاب,  انبوه حاجیان که فزون تر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستاده

اند .  یک کاروان رسته ز بند نفاق و کین, یک کاروان خسته ,در اینجا ستاده است" کاروانی که از حج بر میگردد

و کاروانیان را, شعوری از مشعر , عشقی  از منا, ایثاری از قربانی , حرکتی از طواف و تلاشی از سعی , به یاد

اسماعیل و هاجر,  سوغات سفر مکه است که برای خویشان به ارمغان می برند. و پیامبر... ,اینک به فرمان

خداوند , آمده است تا مشعلی را فرا  راه تاریخ برافروزد که هیچ پفی خاموشش نکند و هیچ طوفانی در همش

نشکند و هیچ تحریفی ,مسخش نکند و هیچ ظلمتی فرایش نگیرد. پیامبر می خواهد مردی را به امامت  و

خلافت و وصایت معرفی و منصوب کند که: سابقه اش در اسلام ,قاطعیتش در راه حق, وفاداریش به 

محمد(ص) ,جهادش در راه خدا, داناییش در دین, تقوایش در زندگی, حضورش در عبادت, بصیرتش در

سیاست,  صداقتش در ایمان  , صراحتش در گفتار, اخلاصش در عمل, مهرش با مؤمن , خشمش با کفر , برای

هیچکس, چه دوست و چه دشمن , پوشیده نیست.

و این مرد , چه کسی میتواند باشد؟؟ جز علی ابن ابی طالب(ع)

 

  آخرین سال  عمر پیامبر(ص) است. و آخرین حج آن حضرت .."حجة الوداع".

شکوه حج امسال , به خصوص با حضور پیامبر  در این آیین ابراهیمی و سنت توحیدی , یادآور ابراهیم بت شکن

است. چشمی آینده نگر و فکری دور اندیش ,نگران سرنوشت امت است و ابرهای سیاه و روزهایی فتنه بار و

افقی تیره را در انتظار مردم و مکتب میبیند.آن چشم ,چشم محمد(ص) و اندیشه اوست. کشتی امت, بی

کشتیبانی نوح , به سا حل نجات نمی رسد.

و نوح, علی(ع) است که ره شناس و موج آشنا و ستم ستیز و قاطع و بی باک  و با تقواست.

کاروان دین, بدون قافله سالاری امین و آگاه ,گرفتار طراران و رهزنان و تاراجگران میشود و ارمغان مکتب و

دستاوردهای انقلاب اسلام به غارت میرود و علی (ع), سالاری بصیر  و دین شناس و پرورده اسلام و تجسم

قران و آیینه ایزد نماست.

 

  برکه در برکه، آواز بلند علوی‌ات طنین‌انداز شد، آسمان‌ها، کوه‌ها، دره‌ها، بیشه‌ها و درختان، تمام‌قد به احترام

قامت هاشمی‌ات ایستادند، تاریخ، ثانیه‌های بی‌رمقش را به یاد می‌آورد. آفتاب لحظه‌ای ایستاد، همه دیدند که

به احترام تو، لحظه‌ای خورشید روی نتابید تا همه ببینند، نور تو از آفتاب بیشتر است؛ صدای تپش قلب‌ها حتی

ریگ‌های بی‌خیال آن بیابان تفتیده را مجبور کرد، سرکی بکشند تا ببینند چه خبر است، پنجره‌های نداشته

بیابان، باز شده بودند، کویر گوش شده بود تا بشنود هر آن‌چه باید می‌شنید، رفتگان برگشتند، کاش رفتگان

تاریخ هم برمی‌گشتند تا دوباره ببینند ….

 

فرشتگان، دوشادوش هم، آماده هلهله بودند، شاید جبرییل را هنگام ابلاغ پیام خداوند دیده بودند و پیام

نورانی پیامبر را؛ محمد (ص) با هر نَفَسش، پیام خدا را مرور می‌کرد. برکه، خوشحال از حضور ناب یک عشق،

موج، ‌موج، بوسه برای ابر‌ها می‌فرستاد تا ابرها ببارند و عشق خداوند را بوسه‌باران کنند. غدیر، این برکه

تنهایی، این جغرافیای تنهایی علی (ع)و فاطمه(س)، امروز مملو از جمعیت بود.   "غدیر خم "نه برکه ای در

بیابان, بلکه دریایی از باور و بصیرت در کویر حیرت و هامون ضلالت است تا کام جانها از ان سیراب شود.

"غدیر",حلقه میانی "رسالت" و "امامت" است.از سویی به "بعثت در حرا"وصل میشود و از سویی دیگر

به"شهادت در کربلا"پیوند میخورد. "دریای غدیر",از ریزش ابشارگون وحی بر جان محمد(ص)لبریز است و

قامت دین در زلال "غدیر خم"انعکاس می یابد. "غدیر علی(ع)" حرای محمد(ص) است,در جلوه ای پس از

بیست و سه سال ."عاشورای حسین",نیز دادخواهی غدیرعلی(ع) است پس از نیم قرن مظلومیت حق.

و...."غیبت",دوران "انتظار" جوشش دوباره غدیر عاشورایی در نینوای تاریخ است,در بستری از فرات ظهور و

علقمه نور. و "عصر ظهور",رجعت دوباره بعثت در حرا و امامت در غدیر است. و."مهدی(ع)",همان محمد(ع)

است در جلوه علوی وحسن حسنی وشور حسینی.و"دولت عدل",تجسم ارمان "بعثت" و"غدیر"

و"عاشورا"ست."قسط قائم",همان "فلاح رسول" است در اغاز بعثت. حدیث"یملأ الارض قسطا و عدلا"..

بازتاب همان "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" در اغاز دعوت علنی رسول فلاح وپیامبر عزت واگاهی وازادیست.

آری...."غدیر",یک "کتاب مبین" است, سندی برای تداوم خط "رسالت" در جلوه "امامت". "غدیر",برای تشنگان

,چشمه زلال هدایت است  و برای ره گم کردگان , صراطی است که به "سنت پیامبر" منتهی میشود.

 

"غدیر",منشور برتری "لیاقت" بر "عصبیت"است. سند برتری "ملاک" بر "ملوک" است.

ادعانامه مظلومان همیشه تاریخ ,بر ضد سلطه های بیداد و جابرانه است. خوب نگاه کن.......... هنوز بر بام

بلند "غدیر",دست پیامبر را میبینی که دست علی(ع)را که دست خداست -فرابرده و آن خورشید را در برابر

دیدگان منتظر"تاریخ "قرار میدهد. و نام "علی(ع)"را,همچون حجتی روشن و مشعلی فروزان,به عنوان"مولی"

بر میافرازد,تا راه,پس از رسول,تیره نباشد,تا اسلام به جاهلیت نگرود, تا جاهلیت مرده, در گرمای خودخواهی

های قریش ,جان نگیرد.

هنوز,طنین صدای محمد(ع) را ,که فرمود: "اللهم وال من والاه و عاد من عاداه"

از نای پر نوای رسول و زبان پاک پیغمبر,میشنویم,که به آستان خدای "علی آفرین" بلند است. دعاییست که مرز

میان "حب و بغض"علی(ع) را ترسیم میکند,و خندقی است که یاورانش را بر نصرت و دشمنانش را در خذلان, از

هم جدا میسازد.غدیر, تجسم همان خندق است  و امات و ولایت ,مهر و امضای قبول "دین" است. غدیر,عید

ولایت است. ولای علی(ع) ,کیمیای دگرگون ساز دلهاست. و....."غدیر علی(ع),هنوز هم چشمه ای لبریز از"

آب حیات" و دریای مواج از فضایل است.درخت آسمان سای و بلند بالای "ولایت", در جویبار"من کنت مولاه...

"روییده است و "علی مولاه" شکوفه معطر ان "بهار رهبری" است. دلها تنها از این دریاست که سیراب

میشود,وگرنه, سراسر کویر است و عطش و تنهای وسرگردانی. و چشمها از این چشمه نور ,فروغ میگیرد

و گرنه تمام ,تاریکی و تعصب و حیرت است و گمراهی. بیایید دلها را از این دریا سیراب کنیم و چشمها را از

این چشمه روشن,پرفروغ سازیم و مشام جان را سرمست آن "بوی خوش احمدی" گردانیم. غدیر؛ تجلی

ولایت غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز. غدیر، تجلی

ولایت و رکن حیات معنوی انسان است. غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است. غدیر، آزمایشگاه بود

و علی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل

نشان دهند. پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری امت، از آغاز

به دست پاکترین و شایسته‌ترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسلها و

اندیشه‌ها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند.

بر همین اساس است

که غدیر هیچ گاه فراموش نمی‌شود؛ بلکه همواره نامیرا و جاودانه باقی خواهد ماند.