منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
مباهله اثبات حقانیت پیامبر (ص) و آل او
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳ : توسط : سمیه مهتدی

مباهله اثبات حقانیت پیامبر (ص) و آل او



اشاره

جزئیات واقعه مباهله که بیش از یک‏ ماه طول کشیده، براى نسل امروز ناشناخته است. مباهله، ماجرایى تاریخى است که در سال‏هاى آخر عمر پیامبر رخ داد و با نامه‏اى از سوى آن حضرت به مسیحیان آغاز شد. به دنبال آن، مسیحیان در مجلس عمومى خود، پیش‏گویى کتاب‏هاى آسمانى را درباره آن حضرت خواندند. سپس نمایندگان نجران به مدینه سفر کردند و پس از مناظره با پیامبر، محکوم شدند. آن‏گاه قرار شد میان آن حضرت و نجرانیان مباهله برگزار شود و دو طرف، اثبات حقانیت خود را به خدا واگذار کردند تا هر کدام حق را مى‏داند و کتمان مى‏کند، به عذاب الهى گرفتار شود. آیه قرآن نیز مبنى بر اجراى مباهله نازل شد و مقام باعظمت اهل بیت علیهم‏السلام را به همه فهمانید.

اصل مباهله

اصل مباهله آن است که دو نفر یا دو گروه پس از مناظره و استدلال در برابر یکدیگر، به نتیجه‏اى که مقبول دو طرف باشد، نرسند و هر یک ادعاى کتمان عمدى حق را از سوى دیگرى داشته باشد. آنها در این مرحله براى اثبات ادعاى خود، مسئله را به خدا واگذار مى‏کنند و هر یک از خدا مى‏خواهد که اگر دیگرى در ادعاى خود به عمد دروغ مى‏گوید و حق را دانسته، کتمان مى‏کند، بى‏درنگ، عذاب را بر او نازل کند تا حق روشن شود. در چنین برنامه‏اى که دستورى الهى است، خداوند به سرعت پاسخ مى‏دهد تا حجت را بر مردم تمام کند؛ چنان‏که در روزگار پیامبران، این مسئله بارها اتفاق افتاد و مخالفانشان با معجزه الهى دچار عذاب شدند و حق بر همه آشکار گردید.

مباهله، اعتقادى استوار

مباهله، آفتابى همچون غدیر بود که روزى طلوع کرد و براى همیشه چراغ راه شیعه در طول تاریخ شد. پس از نپذیرفتن مباهله از سوى مسیحیان نجران، دفتر مباهله هیچ‏گاه بسته نشد، بلکه اوراق پرافتخار آن فرا روى تاریخ گشوده ماند. با اینکه مباهله‏اى انجام نشد، ولى اعتقادى بلند به یادگارماند که صاحبان آن اهل بیت علیهم‏السلام بودند و استفاده از مفاهیم آن، درس فکرى شیعه شد. در طول تاریخ، ازیک سو، اهل بیت علیهم‏السلام در مقاطع مختلف با ذکر این ماجرا و آیه مباهله، ناآگاهان مستضعف را هدایت و دشمنان مغرض را سرکوب کردند و از سوى دیگر، دشمنان در بین خود یا در مجالس عمومى و خصوصى به این فضیلت اهل بیت علیهم‏السلام اقرارکرده‏اند.

نتایج مباهله

اثبات حقانیت پیامبراعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یکى از مهم‏ترین نتایج مباهله، اثبات حقانیت پیامبر است. اگر حضرت به حقانیت خود اطمینان و ایمان نداشت، هیچ‏گاه همراه عزیزترین افراد خانواده‏اش به میدان مباهله در نمى‏آمد. به همراه داشتن اهل بیت علیهم‏السلام در این جریان بدان معناست که پیامبر به راست‏گویى خود اطمینان و یقین کامل داشت. ازاین‏رو، با جرئتى خاص، عزیزترین و محبوب‏ترین کسان خود را در معرض هلاک قرار داد. وجود اهل‏بیت علیهم‏السلام در این جریان بزرگ، خود، دلیل محکمى بر اثبات حقانیت پیامبر است؛ چنان‏که اسقف اعظم نجرانیان نیز به این امر اشاره کرد.

وعده عذاب، دلیل حقانیت

پیامبر به انجام گرفتن مباهله اهتمام مى‏ورزید و در عین حال به نجرانیان خبر داد که چنانچه با آن حضرت مباهله کنند، عذاب حق تعالى بر آنها نازل خواهد شد. اگر حضرت به حقیقت خویش یقین نداشت، هیچ‏گاه این‏گونه اصرار نمى‏کرد و اهتمام نمى‏ورزید.
جریان مباهله از دو نظر بر صحت و ثبوت نبوت پیامبردلالت دارد:
1. خبر دادن از عذاب الهى و ترساندن نجرانیان از آن، که اگر پیامبر بر نزول عذاب وثوق نداشت، با اصرار به انجام این کار، براى آشکار ساختن آن تلاش نمى‏کرد.
2. نجرانیان، حقیقت ادعاى پیامبر را مى‏دانستند، وگرنه از مباهله منصرف نمى‏گردیدند و حاضر به دادن جزیه و از دست دادن عزت و آبروى خود در میان اقوام گوناگون نصارا نمى‏شدند.

پیامبر موعود

خوددارى نجرانیان از مباهله با حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، نشان از اعتقاد آنان به پیامبرى حضرت دارد. اگر نصارا به پیامبر موعود بودن حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یقین نداشتند، از مباهله کردن خوددارى نمى‏ورزیدند و همدیگر را از مباهله باز نمى‏داشتند. اگر آنها به بر حق بودن پیامبر علم نداشتند، نباید از نفرین آن حضرت و معدودى از اهل بیت او مى‏ترسیدند و باید رتبه و مقام خویش را در میان قوم خود حفظ مى‏کردند؛ چنان‏که براى حفظ شأن و مقام خود جنگ‏ها کردند. پس به طور طبیعى نباید ذلت و خوارى جزیه دادن را براى خود هموار و شکست مفتضحانه را با جان و دل اختیار مى‏کردند.

اثبات فرزندى حسنین علیهماالسلام

جریان مباهله، بیان کننده این است که حسنین علیهماالسلام ، فرزندان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بوده‏اند؛ زیرا حق تعالى در آیه مباهله، جمله «وَابنائنا» را ذکر کرده که به معناى «پسران ما» است و بر اساس نظر همه مسلمانان، هنگام نزول این آیه، پیامبر، پسرى جز امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام نداشت. البته خداوند در قرآن کریم، عیسى علیه‏السلام را نیز از طرف مادر به حضرت ابراهیم علیه‏السلام منسوب کرد و بدین وسیله، به اثبات رساند که فرزندان دختر را نیز فرزند مى‏گویند. ازاین‏رو، پیامبر نیز هنگامى که آیه مباهله نازل شد و حضرت در مقام مباهله برآمد، فرمود: «پسرانمان و پسرانتان را بیاوریم» و آن‏گاه امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام را همراه خود در جریان مباهله شرکت داد.

اثبات فضیلت آل کسا علیهمالسلام

واقعه مباهله، این مطلب را اثبات کرد که امام على علیه‏السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام پس از پیامبر، نزد خدا، شریف‏ترین آفریده‏ها و نزد رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، عزیزترین مردم بودند؛ چنان‏که براى تعیین «ابناء» و «نساء» و «انفس»، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و دستور آمد که پیامبر همراه امام على علیه‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام براى مباهله بیرون روند. همراه بردن آل کسا در جریان مباهله، به معناى آن است که آیه مباهله بر ثبوت فضیلت آل کسا دلالت دارد؛ چنان‏که رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «این گروه که من آورده‏ام، نزد خدا، پس از من، گرامى‏ترین و عزیزترین خلقند».

اثبات برترى امام على علیهالسلام

در آیه مباهله، واژه «وانفسنا» در حقیقت بر این دلالت دارد که امام على علیه‏السلام از همه پیامبران و اولیا و اصحاب رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برتر است؛ چون در حدیث مباهله، به جز امام، کسى نبود که مشمول آن عبارت باشد. پیامبر خدا به نجرانیان فرمود: «بیایید فرزندان و زنان و جانمان را دعوت کنیم که در میدان مباهله حاضر شوند»، در حالى‏که به جز امام على علیه‏السلام ، کسى را همراه نیاورد. پس، امام على علیه‏السلام پس از پیامبر، از همه برتر است. در جریان مباهله، هم‏زمان با ثابت شدن توحید الهى در برابر مسیحیان و نبوت پیامبر، خلافت امیرمؤمنان على علیه‏السلام نیز با نفس بودن آن حضرت در برابر پیامبر، ثابت گردید.

اتمام حجتهاى معصومان با مباهله

استدلال مقام عصمت با مباهله و اتمام حجت پیامبر به وسیله آن، در درجه اول، دلیلى است بر محتواى بلند علمى و یقینى بودن سند مباهله و در درجه دوم، از عمق مطالب قابل استخراج از باطن این ماجرا خبر مى‏دهد. پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یک‏بار، امیرمؤمنان على علیه‏السلام در ده مورد که نقاط حساسى از تاریخ غصب خلافت بوده است، امام حسن علیه‏السلام در دو مرتبه در برابرمعاویه؛ امام حسین علیه‏السلام در یک مورد در جمع صحابه در منا؛ امام باقر علیه‏السلام در سه مورد؛ امام صادق علیه‏السلام در سه مورد، امام کاظم علیه‏السلام در دو مورد، امام رضا علیه‏السلام در سه مورد در مناظره با مأموران و علماى مذاهب مختلف، امام هادى علیه‏السلام در یک مورد و امام حسن عسکرى علیه‏السلام در یک مورد به ماجراى مباهله استدلال فرموده‏اند.

اتمام حجت اصحاب معصومان علیهمالسلام

اصحاب پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان شاهدان عینىِ ماجراى مباهله و فضیلت بزرگى که در آن روز براى اهل بیت علیهم‏السلام ثبت شده و نیز اصحاب ائمه علیهم‏السلام به عنوان عالمان نزدیک به مقام عصمت که حقایق را دقیق‏تر به دست آورده‏اند، حجتى بزرگ بر همه کسانى هستند که سخن آنان را مى‏شنوند. از حُذَیْفه، جابر، ابن عباس، ابوسعید خِدرى، ابن ابى سَلْمِه و دیگر اصحاب درباره مباهله مطالبى رسیده و یحیى بن یَعْمُر به وسیله مباهله، اتمام حجتى عظیم در برابر حجاج، حاکم ستمگر اموى کرده است، به‏گونه‏اى که این دشمن خون‏خوار شیعه، به مباهله و محتواى بلند آن اقرار کرد. البته باید دانست حجاج، یحیى را پس از محاکمه به تیغ جلاد سپرد.
این مناظره، اوج افتخار شیعه را مى‏رساند که اسناد مطمئن اعتقاد خویش را در هر زمان و مکانى با رشادت، عرضه و سخن حق خویش را ثابت مى‏کند.

اقرار دشمنان به مباهله

با آنکه دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام هرگز حاضر به بیان فضیلت‏هاى ایشان نمى‏شوند، ولى در مواردى مانند مباهله، مسئله آن‏قدر روشن و قطعى است که بدان اقرار کرده‏اند. این موارد، اتمام حجت مهمى بر ضد خودشان است که بر یقین ما مى‏افزاید. اعتراف سعد بن ابى وَقّاص، از سران جریان سقیفه که هیچ سابقه دوستى با اهل بیت علیهم‏السلام ندارند؛ اعتراف عبدالله بن عمر که سوابق بسیارناخوشایندى با خاندان پیامبراعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله داشته است؛ اعتراف حسن بصرى از کسانى که روزگار خود را با نفاق و دورویى گذراند؛ اعتراف شعبى که از دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام است و در زمان حجاج مى‏زیست و از هیچ اقدامى بر ضد اصحاب ائمه علیهم‏السلام فروگذار نکرد و اعتراف شهر بن خَوشَب از علماى مخالف شیعه که در این مخالفت پیشینه طولانى دارد، از جمله این اعتراف‏ها به شمار مى‏آید.

عید مباهله

مباهله، روز جشن توحید و نبوت و امامت است. عیدى است که در غدیر امضاى «رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِینا» بر آن زده شد. روزى است که توحید آن‏گونه که خدا مى‏خواست، جلوه‏گر شد و نبوت با سندهایى از کتاب‏هاى آسمانى به اثبات رسید و امامت با معرفى نفس رسول، کامل‏ترین جلوه خود را نشان داد. این پیوستگى توحید و نبوت و امامت، اعتقاد شیعه است و خط مستمرى را تداعى مى‏کند که ارتباط مستقیم بشر با خدایش در هیچ زمانى قطع نمى‏شود. از همین روست که شیعه، مباهله را روز خود مى‏داند و هرساله خاطره آن را گرامى مى‏دارد. مباهله، روز توحید و جشن نبوت و عید ولایت و برائت است که در طول تاریخ پیامبران، فقط یک‏بار با این شکوه‏مندى رخ داده است.

جشن روز مباهله

در روز مباهله، شایسته است شادى و سرور در چهره شیعیان نمایان باشد و افتخار کنند که در چنین روزى، یکى از دلایل ابدى حقانیت تشیع، با سند قرآنى آن در آیه مباهله به دنیاى اسلام تقدیم شده است. در آراستن سیماى ظاهرى و ارتباط دادن آن روز با اهل‏بیت علیهم‏السلام ، دستورهاى زیر به ما داده شده است: غسل که به نیت روز مباهله انجام مى‏گیرد و در احادیث و کتاب‏هاى فقهى تأکید خاصى بر آن گردیده است. پوشیدن لباس پاکیزه که دستور خاصى درباره آن داده شده است تا با پوشش پاکیزه، جلوه عید و سرور درچهره‏ها دیده شود. عطرزدن نیز، جشن و شادى را هرچه بیشتر تداعى مى‏کند.
منبع:حوزه