منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
حجاب چیست؟
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸ : توسط : سمیه مهتدی

حجاب چیست؟


چکیده ی مطالب:

در این مقاله می خوانیم:

1. حجاب چیست؟

2. علت پیدایش حجاب؟

3. حجاب در قرآن؟

4. حجاب در روایات؟

5. حجاب در آیین زرتشت؟

6. حجاب درآیین یهود؟

7. حجاب درآیین مسیحیت؟

8. حجاب درآیین اسلام؟

9. حجاب در کلام شهیدان؟

10.حجاب در غرب؟

11. آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

 

حجاب چیست؟

حجاب واژه ای عربی است که در لغت و اصطلاح،معانی مختلفی دارد.حجاب در لغت به معنای پرده،پوشش،وسیله ی پوشش،حایل،مانع،سدوحاجب...می باشد.درکتاب«لسان العرب»درباره ی معانی آن چنین آمده است:حجاب به معنای پوشش است.زن محجوبه یعنی زنی که به وسیله ای،پوشیده شده است.همچنین حجاب نامی است برای آنچه خود را بدان می پوشانند،وآنچه میان دو چیز حایل گردد نیز،حجاب نامیده  میشو.جمع آن«حجب»است.کلام خداونند متعال که می فرماید:«ومن بینناوبینک حجاب»[1] بدین معناست که میان ما و شما حاجزوفاصله ای در نحله و دین وجودد دارد.[2]

کتاب«الحجاب والسور»معنای لغوی حجاب را چنین بیان نموده است:حجاب در لغت همان منع کردن است؛گفته میشود:«حجبوا زیدا عن الدخول»یعنی ازورود او ممانعت کردند؛ویا«حجبوه عن الکلام»وبر پوشش نیز اطلاق می گردد وجمله ی«حجبت المراه بالنقاب»یعنی زن خود رابه وسیله ی نقاب پوشیده است.ودر مقابل حجاب واژه ی سفور به معنای آشکار و ظاهر ساختن است؛وجمله ی«اسفرت المراه»وقتی گفته میشود که زن،صورت خویش راظاهر کند وحجاب را از آن برگیرد.[3]

در زبان فارسی نیز برای کلمه ی حجاب معانی مختلفی نقل شده است.فرهنگ معین و فرهنگ عمیدبرای واژه ی حجاب معانی زیر ارایه نموده اند:پرده،ستر،نقابی که زنان چهره ی خود را بدان بپوشانند،روی بند،برقع،چادری که زنان سر تا پای خود را بدان بپوشانند.[4]

شهید مطهری در مورد معنای حجاب چنین پاسخ داده است کلمه ی حجاب،هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب،ولی بیشتر به معنی پرده به کار می رود.[5]

معنای اصطلاحی واژه ی حجاب،متناسب بامعنای لغوی آن است.به دلیل اختلاف و تعدد معنای لغوی برداشت هایی که از معنای اصطلاحی آن شده است با یکدیگر تفاوت دارد.طبق نوشته ی برخی از نویسندگان حجاب در معنای اصطلاحی به معنای پوشش اختصاصی زنان است ولی گاهی به معنای پرده و حاجز نیز می آید:«و اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب»[6]

ولی علامه نقدی بر خلاف نوشته ی فوق درباره ی معنای اصطلاحی حجاب می نویسد:در شرع برای حجاب سه اطلاق وجود دارد:

1.اینکه زن تمام اجزای بدنش رامگر آن مقداری که مجاز شمرده شده است از هر ناظری که نباید به او نگاه کند بپوشاند.

2.اینکه در خانه خویش بماند وجز هنگام ضرورت ازآن خارج نشود.

3.حایلی که میان زن و مرد نامحرم،ساتر قرار می گیرد.[7]به احتمال زیاد این اختلاف نظر،از تعدد واختلاف معانی لغوی حجاب نشات گرفته است.شهید مطهری(ره)در تحقیقات خود در این زمینه علاوه بر آنکه علت اساسی این اختلاف را تبیین کرده اند ریشه ی بسیاری از بدبینی ها وبرداشت های نادرست در مورد حجاب اسلامی را نیز روشن نموده اند.

کلمه ی حجاب هم به معنی پوشیدن است وهم به معنی پرده وحاجب اما بیشتر به معنی پردده به کار می رود.این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله ی پوشش است وشایدبتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

به کار رفتن کلمه ی حجاب در مورد پوشش زن اصطلاحی نسبتا جدید است در گذشته،خصوصا در اصطلاح فقها کلمه ی«ستر»که به معنی پوشش است به کار رفته است.فقها چه در کتاب«الصلوة».چه در کتاب«النکاح»که متعرض این مطلب شده اند کلمه ی ستر را به کار برده اند،نه کلمه ی حجاب را.

بهتر بود که این کلمه عوض نمی شد وما همیشه همان کلمه ی«پوشش»را به را به کار می بردیم زیرا چنانچه که گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است واگر در مورد چوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است به همین دلیل عده ی زیادی گمان می کنند که اسلام از زن می خواهد تا همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشدوبیرون نرود.[8]

اما با اندکی تفکر می توان دریافت که گمان آن عده بسیار عوامانه و بی اساس است.چچون وظیفهی پوششی که اسلام برای زنان مقرر کرده است به این معنی نیست که از خانه بیرون نروند،بلکه عفاف و حجاب وقتی معنا پیدا می کند که زن هنگام معاشرت با مردان نامحرم خود را بپوشاند وبه جلوه گری،خود نمایی و تبرج نپردازد.

از مجموع مطالب می توان چنین نتیجه گرفت که واژه ی حجاب گرچه اغلب در لغت به معنای پرده وحایل به کار می رود وشاید پوشش زن را نیز به اعتبار پشت پرده واقع شدن،حجاب می نامیده اند اما به مسلم؛امروز به ویژه در معنای مصطلح  واژه ی حجاب فقط به معنای«پوشش مخصوص زنان»به کار می رودو از معنای پرده کاملا منسلخ شده است.

از این رو در کلمات فقیهان ومفسران متاخر ونویسندگان معاصر به جای کلمه ی ستر یا پوشش زنان از واژه ی«حجاب»استفاده می شود.

واژه ی حجاب در کتب وعبارات عرفانی عنای مصطلح دیگری به شرح ذیل دارد:(حجاب) که نزد متصوفه یعی همان عارفان هر چیزی است که مطلوب را بپوشاند معنایش آن است که صور کونیه در قلب انسان منطبع گشته،مانع از قبول تجلی حق گردد.

با توجه به معادل بودن واژه ی حجاب با ستر و پوشش مخصوص زنان وجدا شدن آن از معنای پرده،در این نوشتار نیز مراد از واژه ی حجاب همین معناست.

علت پیدایش حجاب؟

علت وفلسفه ی پیدایش حجاب چیست؟[9]چطور شد که در میان همه یا بعضی ملل باستانی پدید آمد؟اسلام که دینی است که در همه ی دستورهای خویش فلسفه ومنظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد؟

مخالفان حجاب سعی کرده اند جربانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدایش حجاب ذکر کنند،ودر این جهت میان حجاب اسلامی وغیر اسلامی فرق نمی گذارند،چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد.

در باب علت پیدایش حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است،وغالبا این علتها برایظالمانه  یا جاهلانه نشان دادن حجاب ذکر شده است ما در مجموع انها را ذکر می کنیم.

نظریاتی که به دست آورده ایم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی وبعضی اخلاقی وبعضی اقتصادی وبعضی روانی است که ذیلا ذکر می شود

1-میل به ریاضت ورهبانیت(ریشه ی فلسفی)

2-عدم امنیت وعدالتاجتماعی(ریشه ی اجتماعی)

3-پدر شاهی و تسلط مرد بر زن واستثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد(ریشه ی اقتصادی)

4-حسادت و خود خواهی مرد(ریشه ی اخلاقی)

5-عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد بعلاوه ی مقررات خشنی که در زمینه ی پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است(ریشه ی روانی)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدایش حجاب در هیچ نقطه از نقاط جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت پیدایش حجاب ذکر کرده اند ویا فرضا در پیدایش بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است،یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شدده نبوده است.

همان طور که ملاحظه می شود مخالفان حجاب گاهی آنرا زاییده ی یک طرز تفکر فلسفی خاص درباره ی جهان و لذات جهان معرفی می کنندو گاهی ریشه ی سیاسی و اجتماعی برای آن ذکر می کنند وگاهی آنرا معلول علل اقتصادی می نامند وگاهی جنبه های خاص اخلاقی و روانی را درپیدایش آن دخالت می دهند ما می دانیم که اسلام در فلسفه ی اجتماعی خود به هیچ یک از این جهان نظر نداشته است وهیچ یک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده ی اسلام وفق نمی دهد.

حجاب در قرآن؟[10]

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است(یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است»
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است


اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند

.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.


«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

 

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.


حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.


حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛


حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.


حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخورداراست.

حجاب در روایات؟[11]

1)رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است             .
2) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند.

3) ام سلمه می گوید:

روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند».

پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟»!

4) امام رضا علیه السلام در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.»

حجاب نزد فاطمه ی زهرا(س)[12]

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند».
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی».


روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد»).
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است».
امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند».

رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است»

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد».
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است».
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند».

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

معنای عام حجاب

پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است. تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است. بر اساس اصل لزوم هماهنگی و تناسب آفرینش و قانونگذاری، خداوند لباس و پوشاک را در لابلای نعمت‏های بیکرانش به بشر ارزانی داشت‏ و اشتیاق درونی زنان به «حجاب» را با تشریع قانون پوشش مستحکم ساخت تا گوهرِ هستی «زن» در صدفِ پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهی نجات یابد. بدون تردید جهان بینی و انسان شناسی هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسی و مهمّی در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد. بر اساس جهان‏بینی ادیان الاهی که انسان خلیفه خداوند و مرکز و محور جهان هستی است و رسالت کسب معرفت و تهذیب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حیاتش در جهان آخرت نیز ادامه دارد، باید جسم زن و چشم مرد پوشیده گردد تا غرایز شهوانی مهار و کنترل شود و استعدادهای معنوی و عقلانی بشر در پرتو رهیافت‏های فطری و هدایت‏های وحیانی شکوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمی است، ولی بر بینش و اراده انسانی نیز تأثیر می‏گذارد و می‏تواند به عنوان زمینه‏ساز تعالی یا انحطاط فردی و اجتماعی نقش آفرینی نماید.

حجاب در آیین زرتشت؟‏


نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند، آریایی‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسیم می‏شدند. با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشکیل شد. پس از مدّتی پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله‏های هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را بنیانگذاری کنند. پژوهش‏ها نشان می‏دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند، دارای حجاب کاملی، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس‏ها بوده‏اند. این حجاب در دوران سلسله‏های مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است. بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏کردند و همپای مردان به کار می‏پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است. جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران‏زمین به گونه‏ای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد. در زمان ساسانیان - که پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است. تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده‏اند. از آن‏جا که مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی‏دیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهای، خود ریشه‏های درونی حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.

به پند و اندرزهای «اشوزرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشن‏تر شود؛ او می‏فرماید: ای نوعروسان و دامادان!... با غیرت، در پی زندگانیِ پاک‏منشی بر آیید... .ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی کنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشی‏های زودگذری که تباه کننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏ای است که با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی می‏رسد که هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریب خوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است. گفتنی است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - یعنی چادر یا شنلی بر روی آن - بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سِدرِه و کُشتی - لباس مذهبی ویژه زرتشتیان - توصیه شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد که هیچ یک از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد؛ یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏کنیم». بر اساس آموزه‏های دینی، یک زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن‏». پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامی که سه تن از دختران کسری‏، شاهنشاه ساسانی را برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشتری مبذول دارند. دوشیزگان ایرانی خودداری کردند و به سینه مأمور اجرای حکم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناک شد؛ ولی امام علی(ع) او را به مدارا و تکریم آنان توصیه فرمود.

حجاب در آیین یهود؟

همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان یهودی سخن گفته‏اند. ویل دورانت می‏گوید: گفت‏وگوی علنی میان ذکور و اِناث، حتّی بین زن و شوهر از طرف فقهای دین ممنوع گردیده بود.... .دختران را به مدرسه نمی‏فرستادند و در مورد آنها کسب اندکی علم را به ویژه چیز خطرناکی می‏شمردند. با این همه، تدریس خصوصی برای اِناث مجاز بود. نپوشاندن موی سر خلافی بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق می‏ساخت. زندگی جنسی آنان، علی‏رغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه ، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانی محجوب، همسرانی کوشا، مادرانی پُرزا و امین بودند و از آن‏جا که زود وصلت می‏کردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا می‏کرد. بدون تردید مبنای حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود که بر حجاب تأکید می‏نمود. کاربرد واژه «چادُر» و «برقع» که به معنای روپوش صورت است، در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی را نشان می‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به یکدیگر را نهی نموده، می‏گوید:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر که این را کند، مکروه «یَهْوَه» خدای تو ست.

بی‏حجابی سبب نزول عذاب معرفی شده است؛ خداوند می‏گوید: از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه می‏روند و به ناز می‏خرامند و به پای‏های خویش خلخال‏ها را به صدا می‏آورند* بنابراین خداوند فَرْق سر دختران صهیون را کَلْ خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود* و در آن روز، خداوند زینت خلخال‏ها و پیشانی‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد کرد* و گوشوارها و دستبندها و روبندها را * و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردان‏ها و تعویذها را * و انگشترها و حلقه‏های بینی را * و زخوت نفیسه و رداها و شال‏ها و کیسه‏ها را * و آینه‏ها و کتان نازک و عمامه‏ها و برقع‏ها را * و واقع می‏شود که به عوض عطریّات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض موی‏های بافته، کَلی و به عوض سینه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود * مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏های وی، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست. افزون بر موارد فوق، در کتاب مقدس، وجوب پوشاندن موی سر لزوم پرهیز از زنان فریبکار و بیگانه‏، نهی از لمس و تماس‏ و واژه چادر، نقاب‏ و برقع‏ آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس یهودا می‏خوانیم: پس رخت بیوکی را از خویشتن بیرون کرده، برقعی به رو کشیده و خود را در چادری پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست. در «تلمود» اصلی‏ترین کتاب فقهی که به گفته ویل‏دورانت، اساس تعلیم و تربیت یهود است، نیز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش برای سایر مردها، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه، اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم‏ و لزوم پرهیز از هر امر تحریک‏آمیز، تأکید شده است. برابر حکم سخت‏گیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحت‏آمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ کتوبا(مهریه) طلاق دهد و زنانی که در موارد زیر به رفتار و کردار آنها اشاره می‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ کتوبا (مهریه) به ایشان تعلّق نمی‏گیرد؛ زنی که از اجرای قوانین دینی یهود سرپیچی می‏کند و فی‏المثل بدون پوشاندن سرِ خود، به میان مردان می‏رود، در کوچه و بازار پشم می‏ریسد و با هر مردی از روی سبک سری به گفت‏وگو می‏پردازد. زنی که در حضور شوهر خود، به والدین او دشنام می‏دهد و زن بلند صدا که در خانه با شوهر خود به صدای بلند درباره امور زناشویی صحبت می‏کند و همسایگانِ او می‏شنوند که چه می‏گوید. برخورد حضرت موسی(ع) با دختران شعیب که به آنان فرمود تا پشت سر او حرکت کرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند، و نیز سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بیانگر کیفیت شدید و سخت‏گیرانه حجاب نزد یهودیان است.

حجاب در آیین مسیحیت‏؟


مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، بلکه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخی موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گیری بیشتری وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت یهود، تشکیل خانواده و ازدواج امری مقدس محسوب می‏شد و طبق نوشته ویل دورانت، در سن بیست سالگی اجباری بود؛ اما از دیدگاه مسیحیت قرون اوّلیه، تجرّد، مقدس شمرده می‏شد. بنابر این مسیحیت، برای از بین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند. برابر متون تاریخی، چادر و روبند، برای همگان - حتّی برای خاتون‏های اشراف - ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی‏گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه‏های زربفت آن را تزیین می‏نمودند و حتّی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش‏هایی دور از چشم نامحرمان، شرکت می‏جستند. انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأکید و پیروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجیل می‏خوانیم: همچنین زنان پیر در سیرت متقی باشند و نه غیبت‏گو و نه بنده شراب زیاده، بلکه معلمات تعلیم نیکو* تا زنان جوان را خِرَد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند* و خرداندیش و عفیفه و خانه‏نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود* در «کتاب مقدس» در مورد لزوم آراستگی به حیا و کنار نهادن آرایش ظاهری چنین آمده است: همچنین زنان، خویشتن را بیارایند به لباسِ مزّین به حیا و پرهیز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مروارید و رختِ گران‏بها* ...زن با سکوت به کمال اطاعت تعلیم گیرد* و زن را اجازت نمی‏دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلّط شود؛ بلکه در سکوت بماند* همچنین ای زنان، ...* و شما را زینت ظاهری نباشد از بافتن موی و متحلّی شدن به طلا و پوشیدن لباس * بلکه انسانیت باطنی قلبی در لباس غیر فاسد، روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست * زیرا بدین گونه زنان مقدسه در سابق نیز که متوکل به خدا بودند، خویشتن را زینت می‏نمودند. افزون بر موارد پیشین، «عهد جدید» نیز لزوم پوشاندن موی سر، به ویژه در مراسم عبادی، لزوم سکوت به ویژه در کلیسا، با وقار و امین بودن زن و نهی از نگاه ناپاک به بیگانگان را خاطرنشان ساخته، می‏گوید: کسی که به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا کرده است * پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش کن و از خود دور انداز؛ زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت تباه گردد، از آن که تمام بدنت در جهنم افکنده شود*

دستورات دینی پاپ‏ها و کاردینال‏های مسیحی که بر اساس آن پوشاندن صورت الزامی و تزیین موی سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ نمودن گوش‏ها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتی، رنگ نمودن مو و تغییر صورت ظاهری ممنوع بود، شدت بیشتری رانشان می‏دهد. در مورد سیره عملی زنان مسیحی، دائره? المعارف لاروس می‏گوید: دین مسیحی، برای زن، خِمار را باقی نهاد؛ وقتی وارد اروپا شد، آن را نیکو شمرد. زن‏ها در کوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطی، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستین خمار، شانه زن را پوشیده، تقریباً به زمین می‏رسید. این عادت تا قرن سیزدهم باقی بود. ویل دورانت نیز در مورد سیره عملی زنان مسیحی چنین می‏نویسد: ساق پای زنان چیزی نبود که در ملأ عام و یا رایگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّی برای روحانیون بود که کاردینال‏ها، درازی جامه‏های خواتین را معیّن می‏کردند. هنگامی که کشیشان چادر و روبند را یکی از ارکان اخلاقیات عیسوی دانستند، به دستور زن‏ها، چادرها را از مشمش ظریف و حریر زربفت ساختند... . تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب کامل زنان را نشان می‏دهد

حجاب در آیین اسلام‏؟


بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یکی از ضروریات دین اسلام است. قرآن کریم می‏فرماید: «و به بانوان باایمان بگو چشم‏های خود را فروپوشند و عورت‏های خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینت‏های خود را، جز آن مقداری که ظاهر است، آشکار نسازند و روسری‏های خودرا بر سینه خود افکنند و زینت‏های خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏کیششان، کنیزانشان و مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند و کودکانی که از امور جنسی بی‏اطلاعند و پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینت‏های پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خداوند توبه کنید ای مؤمنان؛ باشد که رستگار شوید». افزون بر آن، در آیات دیگر، پوشیدگی کامل اندام، نیک و شایسته، با وقار و بدور از تحریک سخن گفتن و دوری از آرایش‏های جاهلیت نخستین، توصیه شده است. در روایات نیز پوشیدن جامه بدن‏نما و نازک نزد نامحرم‏، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه‏، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد، دست دادن و مصافحه با نامحرم‏و تشبه به جنس مخالف  منع شده است و مردان با غیرت، به هدایت و کنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم‏ و دوری از چشم‏چرانی توصیه شده‏اند. پس معلوم شد که تفاوت اساسی حجاب اسلامی با حجاب ادیان گذشته، در این است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل‏انگاری مضرّ یا سخت‏گیری بی‏مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است. حجاب اسلامی همچون حجاب مورد توصیه پاپ‏ها، به معنای حبس زن در خانه یا پرده‏نشینی و دوری از شرکت در مسایل اجتماعی نیست؛ بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسی تحریک نگردد؛ بلکه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا گردد.

حجاب در کلام شهیدان؟

(از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.«شهید سید محمد تقی میر غفوریان»)

(یک دختر نجیب باید با حجاب باشد.«شهید صادق مهدی پور»)

(خواهرم،حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.«شهید بهرام یادگاری»)

(تو ای خواهرم...حجاب تو کوبنده تر از حجاب من است.«شهید ابولفضل سنگ راشان»)

(به پهلوی شکسته ی فاطمه ی زهرا(س) قسمتان می دهم که حجاب را،حجاب را،حجاب را رعایت کنید.«شهیدحمید رستمی»)

(خواهر مسلمان:حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد.برادر مسلمان:بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهد شد.«شهیدعلی اصغر پورفرح آبادی»)

(شما خواهرانم و مادرانم:حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.«شهید علی رضائیان»)

(از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند،زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.«شهید علی روحی نجفی»)

(مادرم...من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.«شهیدغلامرضا عسگری»)

(ای خواهرم:قبل از هر چیزاستعمار از سیاهی  چادر تو می ترسد تا سرخی خون من.«شهیدمحمد حسین جعفر زاده»)

(خواهرم:زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.«شهید محمد علی فرزانه»)

(حجاب اسلامی خود را کاملا حفظ نمائید چون که حجاب تو ای خواهر و ای مادر کوبنده تر از خون من می باشد.«شهید فرانرز حق گو»)

(خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود را هم چون فاطمه(س) و زینب(س) حفظ می کنند...هدف دار در جامعه حاضر شده اند.«رئیس جمهور شهید محمد علی رجایی»)

حجاب؛ عامل گرایش غرب به اسلام: 

امروزه حجاب توانسته جایگاه حقیقی خود را در میان متفکران غربی پیدا کند و زمینه ساز گرایش آن ها به دین اسلام شود.
علی اصغر فتاحی، مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری آدینه سبز، درگفتگو با خبرنگار نخستین جشنواره بین المللی نور ضمن بیان این مطلب گفت: حجاب درهمه ی ادیان جایگاه ویژه ای دارد واین مساله آن گونه که القاء می شود، تنها مختص اسلام نیست. چرا که مطالعه تاریخ ادیانی چون مسیحیت، یهودیت و دیگرادیان نشان داده حجاب یکی ازعناصر واحکام تشریعی است .
به گزارش ستاد خبری نخستین جشنواره بین المللی نور، فتاحی ادامه داد: متاسفانه به علت تحریف درادیان الهی مساله ی حجاب با رویکردی مغرضانه و با اهدافی استکبارانه دستخوش دگرگونی شده است، به طوری که گویی حجاب دراین ادیان جایگاهی نداشته است.

مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری آدینه سبز ، ضمن اشاره به اینکه امروزه اکثر دولت های غربی در صدد تضعیف حجاب و مقابله با گسترش آن هستند، تصریح کرد: امروزه با وجود تمام تلاش های دولتمردان غربی برای جلوگیری از اقبال مردم به سمت حجاب، این پدیده توانسته جایگاه حقیقی خود را در میان متفکران غربی پیدا کند و زمینه ساز گرایش آن ها به دین اسلام شود.

و درآخر آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست

.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

منابع:

1)    کتاب مسئله ی حجاب شهید آیت الله مطهری

2)    کتاب پرده ی حجاب نوشته ی محمد علی منصوریان

3)    کتاب خود آرایی زن از دیدگاه قرآن نوشته ی خانم نعمت صدقی

4)    کتاب حجاب شناسی(چالش ها و کاوش های جدید)نوشته ی حسین مهدی زاده

5)    اینترنت:وبلاگ www.tbzali.blogfa.com

6)    کتاب های تفسیر نمونه و تفسیر المیزان

کتاب بحار الانوار

 


.قرآن،41/5[1]

.لسان العرب،جلد1،ص298[2]

.الحجاب و السفور،علامه نقدی،ص21[3]

.فرهنگ معین فارسی،متوسط،ج1،ص1340،فرهنگ عمید فارسی،متوسط،ج1،ص779[4]

.مرتضی مطهری«مسئله ی حجاب»،ص52[5]

.قوام وشنوه ای،حجاب در اسلام،ترجمه ی گرگانی،ص141[6]

.علامه نقدی،المراة فی الاسلام،ص21[7]

.مرتضی مطهری،مسئله ی حجاب ص62،تفسیر نمونه،جلد17،ص402[8]

.مرتضی مطهری،مسئله ی حجاب،ص19[9]

.استفاده ازتفسیر نمونه[10]

بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62. [11]
بحار الانوار، ج 104، باب 91

. بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189[12]