منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
مخالفان امام زمان (علیه السلام)
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ : توسط : سمیه مهتدی

مخالفان امام زمان (علیه السلام)

نویسنده:جمعی از نویسندگان مجله حوزه


امام ، دشمنان سخت گیر و کینه توزى نیز در برابر خواهد داشت . معارضاتى که در مقدمات نهضت اخلال مى کنند و پس از پیروزى نیز. در نابودى آن خواهند کوشید.
کند و کاو درباره مخالفان ، نشان مى دهد سواى مستکبران بیدادگر که در سر لوحه قهر سپاه مهدى قرار دارند، بیشترین کارشکنیها، از جانب کسانى است که ادعاى موافقت با امام دارند و خود را از منتظران مهدى مى دانند. اینان ، امام را نه به خاطر پیاده کردن اسلام اصیل ، بلکه براى همراه کردن امام با آروزها و هوسهاى خود مى خواهند. پس از پیوستن به امام ، چون کارها را بر وفق مراد خود نمى بینند و ناچارند از منافع نامشروع خود درگذرند. به توجیه اهداف خود روى مى آورند و با سلاح دین و مذهب ، به جنگ امام مى روند که به فرموده امام صادق :
چه بسیار از کسانى که ادعاى پیروى او را دارند، ولى پس از ظهور حضرت ، از او روى مى گردانند.1
در این بخش ، به برخى از این افراد و یا گروهها اشاره مى کنیم .

1-راحت طلبان :

راحت طلبى ریشه در خود پرستى دارد و خودخواهى ، منشاء همه مفاسد است . لذت طلبى حالتى را در انسان ایجاد مى کند که همه معیارهاى اعتقادى و اخلاقى او را دگرگون مى سازد.
لذت طلب ، دین را به گونه اى توجیه مى کند که با رفاه او در تزاحم نباشد. او بیشتر به دنبال آن دسته از احکام ساده و بدون دردسر است که دنیاى او در خطر نیفتد. جمعى از مسلمانان مکه ، پیش از هجرت به مدینه ، خدمت پیامبر رسیده ابراز مى داشتند: مورد آزار دشمنانیم ، اگر اجازه دهى با دشمنان مى جنگیم .
پیامبر مى فرمود: اکنون ماءمور به مبارزه نیستیم . دست نگاه دارید. نماز بخوانید و زکات بدهید.
پس از هجرت به مدینه و ایجاد آرامشى نسبى در آن شهر، پس از آنکه دستور جهاد نازل گشت زبان به اعتراض گشودند که خدایا، چرا فرمان نبرد دادى و آن را مدتى به تاءخیر نینداختى . قرآن ، ریشه ترس و وحشت آنان را راحت طلبى مى شمرد و مردم را نسبت به فرجام آن هشدار مى دهد.2
انقلاب جهانى امام زمان ، بدون گذشتن از آتش و خون به پیروزى نمى رسد. در نبرد محرومان با مستکبران ، برق تیغ بلا، ایمانها را به آزمایش در مى آورد.
مومنان راستین پیشاپیش به استقبال رفته و خود را براى بلایا آماده مى کنند، ولى راحت طلبان با دستاویز قرار دادن مذهب ، در پس توجیه وضع و پایگاه خویش هستند. در دوران انتظار، بیش از همه چیز، در فکر زندگى خودند و انتظار را بیشتر در دعا و.... مى جویند.
از برابر آیات جهاد و امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ستم ، بى تفاوت مى گذرند. این گروه نجات بشر و عمل به این گونه دستورها را مربوط به زمان ظهور مى دانند و مبارزه در زمان غیبت را نامشروع مى پندارند.
امام خمینى در طرز تفکر این گروه مى گوید:
مى گویند: اگر حضرت صاحب ، خودشان مقتضى مى دانند، براى جهاد و مبارزه ، تشریف بیاورند، من که دلم براى اسلام بیشتر از آن حضرت نسوخته است و حضرت هم که اینها را مى بیند، خودشان بیایند، چرا من این کار را بکنم .3
از برهان لطف ، این نتیجه مى گیرند که حضرت ، نسبت به کساتیهاى جامعه از ما داناتر است و تواناتر، تاءخیر حضرت در ظهور، برخاسته از مصلحتى بوده و نیاز به اقدام ما نیست . با کند و کاو بیشتر در منطق و روش زندگى این گروه ، متوجه مى شویم که همه این گفته ها، پوششى است براى راحت طلبى و در واقع انحراف اخلاقى ، سرمنشاء این عقاید است ، نه بینش دینى و بصیرت اعتقادى و....
امام خمینى درباره اینان مى گوید:
از صدر اسلام تاکنون ، دو طریقه ، دو خط بوده است : یک خط، اشخاص راحت طلب که تمام همشان به این است که یک طعمه اى پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا را هم ، آنهایى که مسلمان بودند مى کردند. اما مقدم بر هر چیزى در نظر آنان ، راحت طلبى بود..... از اول نهضت اسلامى ، ما شاهد اشخاص که .... راحت را بر هر چیزى مقدم مى داشتند بوده ایم تکلیف را در این مى دانستند که نمازى بخوانند و روزه اى بگیرند.4
این گروه که در دوران غیبت ، راحت طلبى سبب همدستى آنان با کفر و ستم شده است ، به هنگام ظهور امام نیز، نمى توانند شیوه زندگى را تغییر دهند. براى ادامه زندگى ، بدون دردسر و به دور از غوغا و مبارزه ، با حضرت همراه نمى شوند. در پاسخ دعوت امام به جهاد با مستکبران ، آیات تقیه را مى خوانند. امام زمان در مقابله با توجیه هاى کژاندیشانه آنان به قرآن استدلال مى کند و حق را بدون پرده آشکار مى سازد و سرانجام ، راحت طلبان را در ردیف منافقان کیفر مى دهد.
امام صادق مى فرماید:
انما جعلت التقیه لیحقن بها الدم . فاذا بلغت التقیه الدم فلا تقیه وایم الله لودعیتم لتنصرونا لقلتم لانفعل انما نتقى و لکانت التقیه احب الیکم من آبائکم و امهاتکم و لو قدقام القائم ما احتاج الى مسائلتکم عن ذلک و لاقام فى کثیر منکم من اهل الانفاق حدلله .5
فلسفه تشریع تقیه ، حفظ خونهاست . اگر تقیه ، به مرز خون رسد. جاى تقیه نیست . به خداى سوگند، اگر شما براى یارى ما دعوت شوید، خواهید گفت : ما در تقیه هستیم و نمى توانیم شما را یارى دهیم . همانا تقیه از پدران و مادران برایتان عزیرتر است . اگر قائم ما بپا خیزد، به یاوه گوییهاى شما گوش نخواهد داد و در حق بسیارى از شما مردم منافق ، حدود خداوند را جارى خواهد ساخت .

2- جمود اندیشان :

از بامداد اسلام ، ظاهر گرایان از مهم ترین موانع احیاى دین و تحولات اجتماعى بوده اند، کسانى که به باطن و روح و هدف دین توجه نکرده و افق در کشان فراتر از پوست و قالب را نمى نگرد. دور بودن از واقعیتهاى عینى ، آنان را کوته بین کرده و به خود محورى دچار. محدود بودن در کشان نسبت به دین ، موجب مى شود که در زمانهاى حساس ، تکلیف را نشاسند و به رویارویى پیامبر و امامان کشانده شوند.
در جریان نزول آیه روزه و نماز مسافر، پیامبر در سفر، دستورافطار دادند و خود روزه گشودند، ولى گروهى که به خیال مقدس مآبانه خود، هر سختى ثواب دارد، به روزه ادامه دادند. پیامبر با آنان برخورد کرد و بدیشان لقب گناهکار داد.6
وجود پیامبر و مخالفت صریح با این گروه ، به آنان عرصه میداندارى نمى داد. پس از پیامبر، تفکر قشرى و ظاهر بینى در لواى حراست از سنت و جماعت ، در میان مردم رایج شد و رود نحله هاى گوناگون فکرى به فرهنگ اسلامى ، بویژه در دوران غیبت ، آن را تشدید کرد. فرقه هاى گوناگون در عالم اسلام پیدا شد. ارباب مذاهب و فرق ، به اسلام به عنوان دینى جامع و حیات بخش توجه نکردند و با یکسونگرى به برخى از جوانب دین ، زمینه ناتوانى سایر اجزاء آن را فراهم کردند.
عالم تشیع نیز، از این خوان بى نصیب نماند. غیبت امام و دور کردن شیعه از عرصه سیاست و اجتماع ، سبب شد که حرکت اجتهاد بیشتر در حل مسائل فردى متمرکز شود و دستورات اسلام به عنوان یک سیستم اجتماعى و اقتصادى و... کمتر در کار تحقیق و تدریس قرار گیرد. 7
سایه انداختن تفکر اخبارى گرى بر افکار گروهى از علما مساله را تشدید کرد و سبب شد که نوعى جمود و گذشته گرایى در محافل علمى شیعه رسوخ کند. و مراکز فرهمگى آن ، بویژه در سده هاى اخیر، در برخورد با مسائل نو ظهور کمتر واکنش مثبت نشان دهند. ریشه معارضه برخى از متدینین در برابر اندیشه هاى ناب امام امت را باید در گذشته گرایى و یکسو نگرى در مسائل اسلام ، جست و جو کرد.
به هنگام ظهور امام ، تحجر در اندیشه ها و رفتار اجتماعى ، نه تنها از میان نرفته که در لفافه هاى نو ظهور جلوه هاى دیگر مى یابد.
امام ، احیاگر دین است در همه مسائل فکرى و کاربردى اسلام ، به دگرگونیهاى وسیعى دست مى زند و دستوراتى را که در طى روزگاران دراز، بر توده مردم پنهان مانده و مردم ناشیانه به آن عمل مى کنند، آشکار مى سازد8 .
حضرت ، براى ایجاد عدالت عمومى ، اموال نامشروع را مصادره مى کند، قطایع و زمینهایى که حکومتها به ناروا به افراد واگذار کرده اند، به بیت المال بر مى گرداند9 . دست حرامخواران را از اموال عمومى کوتاه مى کند و نقبهاى نامریى به بیت المال را مسدود مى کند.10
در اجراى عدالت ، تا آن جا پیش مى رود که راه را بر افرادى که به زیارت مستحبى خانه خدا مى روند بسته و حج واجب را در اولویت قرار مى دهد11 .
شیوه حرمسازى و مسجد نمایى را نمى پسندد و مساجد را از تزئینات غیر ضرورى پاک مى سازد12 . در حرم پیامبر و مسجد الحرام تغییرات مهمى را به اجراء مى گذارد. در قضاوت ، شیوه داودى را پیش مى گیرد و با معیارها و موازین نوینى که در اختیار دارد، کشف حقیقت مى کند و تنها به شیوه قضایى گذشته ، یعنى بینه و سوگند اکتفا نمى کند13 .
در تفسیر قرآن ، اسرار پنهانى و رموزى که بر مردم پنهان مانده را آشکار ساخته و درهاى حکمت و معرفت را بر مردم مى گشاید. تاءویل قرآن و مصادیق بارز و پنهان آیات آن را بر مردم آشکار مى سازد14 .
امام زمان ، احکامى که پیامبر و امامان پیشین ، به سبب نبودن شرایط، نتوانسته اند اجرا کنند، جارى مى کند و اسلام را با همه شرایط و ویژگیها، در جهان حاکم مى سازد.
تحولات مهم فرهنگى و اجتماعى و سیره امام در حکومت و قضاوت ، با ذهنیتى که مردم از دین دارند و تحجر اندیشان القا کرده اند، جدید جلوه مى کند و روش امام را با معتقدات خود بیگانه مى بینند.
اذا قام القائم استانف دعاء جدیدا کما دعاء رسول الله 15 .
امام ، نه مشرع است و نه دین ساز، بلکه جدید بودن روش حضرت در ارتباط با شناخت واژگونه مردم آن دوره از دین است ، که کارهاى امام را جدید جلوه مى دهد، گویى دین جدید آورده است . گروهى که با اسلام اصیل بیگانه بوده و تنها بر ظواهر گذشته جمود دارند. روش امام را با سیرت نیاکان خود ناشناخته دیده ، زبان به اعتراض مى گشایند و با سلاح مذهب ، به مقابله امام مى شتابند.
گروهى که از فهم بطون و معانى بلند قرآن عاجزند، به ظواهر قرآن ، علیه امام استشهاد مى کنند و عده اى با استدلال به سیره اى از پیامبر که در خیال دارند، به تحولات اجتماعى و اقتصادى امام انتقاد مى کنند.
امام زمان ، در بیرون کردن این گروه از صحنه اجتماعى و افکار عمومى ، پیش از جدش پیامبر به زحمت مى افتد. پیامبر، با کافران بى پرده ، رو به رو بود که از اعلان دشمنى ابایى نداشتند و آشکار با اسلام و پیامبر مى جنگیدند. ولى این دسته از معارضان مهدى ، پینه بر پیشانى دارند و در میان مردم ، به زهد و ورع مشهورند و با سلاح دین ، به جنگ امام مى روند. بى کمترین تردید، به تیر تکفیرش مى زنند و با ایجاد شایعه و جنگ روانى افکار عمومى را علیه او بسیج مى کنند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس مما استقبله رسول الله ص من جهال الجاهلیة .
فقلت : و کیف ذاک .
قال : ان رسول الله ص اتى الناس و هم یعبدون الحجارة و الصخور والعیدان والخشب المنحوته و ان قائمنا اذا قام اتى الناس و کلهم یتاول علیه کتاب الله و یحتج علیه به . ثم قال : اما والله لیدخلن علیهم عدل جوف بیوتهم کما یدخل الحر والقر .16 آزردگیهایى که مهدى ما از سوى نادانان روزگار خود متحمل مى شود، بیش از زحماتى است که به پیامبر از جاهلان زمان خود وارد شده .
گفتم : و چگونه ؟
فرمود: پیامبر در زمانى برانگیخته شد که مردم سنگ و درخت و چوب مى پرستیدند. قائم ، آن گاه که قیام کند، مردم علیه او قران را تاویل مى کنند. به خدا سوگند، همانند سرما و گرما عدالت وارد سراهاى آنان خواهد شد.
در قضیه اى ، امام در جمع مردم سخن مى گوید و حقایق را بر مردم آشکار مى سازد، گروهى از مردم که تاب سخنان حضرت را نیاورده علیه امام خروج مى کنند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
انه اول قائم یقوم منا اهل البیت یحدثکم بحدیث لاتحتملونه فتخرجون علیه برمیلة الدسکرة فتقاتلونه فیقاتلکم فیقتلکم 17 .
در وقت ظهور قائم ما، برایتان سخنانى گوید که تاب شنیدن آن را ندارید. علیه او در رمیله شورش خواهید کرد. او، با شما جنگیده و شما را نابود خواهد کرد.
خطاب امام به شیعیان ، یحدثکم نشانگر آن است که این گروه ، از مخالفان امام ، از شیعیان هستند و همگى ، به دست امام از میان مى روند.

3-کافران و منافقان

در طول تاریخ اسلام ، افرادى از منافقان ، با سوء استفاده از آزادیهاى اسلامى ، وارد مسلمانان شده و با تظاهر به شعائر اسلامى ، از امکانات جامعه مسلمانان ، استفاده کرده اند. مصالح اسلام ، ایجاب مى کرد پیامبر و ائمه ، با آنان مدارا کنند و از درونشان پى جویى نکنند در حکومت مهدى نیز، این گونه افراد در صدد نفوذ در حکومت و جامعه اسلامى بر مى آیند. منافقان ، گاه تردستانه ، تا سطح تصاحب مقامات عالى حتکومت امام پیش مى روند، ولى ذکاوت و قدرت امام جایى براى دست اندازى منافقان باقى نمى گذارد و شدیدا پاکسازى مى شوند18 . دو چهرگان که آینده خود را در خطر مى بینند، با پخش شایعه و همکارى با گروههاى معارض ، دشمنى خود را آشکار مى کنند. در مناطق مرزى ، با دشمنان خارجى همدست مى شوند و در مرکز خلافت ، کوفه ، آشکارا با امام مى جنگند. حضرت ، پس از درهم شکستن مقاومت مخالفان ، پیروزمندانه وارد کوفه مى شود و منافقان را در ردیف سایر فرقه هاى منحرف نافرمان ، از میان بر مى دارد19 .
کفار نیز، که ادعاى سرکردگى مردم جهان را داشته و نهضت آزادى بخش ‍ مهدى را مانع منافع نارواى خود مى بینند، در برابر حضرت صف آرایى مى کنند.
آنان ، براى جلوگیرى از مسلمان شدن مستضعفان و حاکمیت محرومان ، نیرو تهیه کرده و با سپاهیان امام درگیر مى شوند.
امام صادق مى فرماید:
اذا خرج القائم لم یبق مشرک بالله العظیم ولا کافر، الاکره خروجه 20
مشرکان و کفار از قیام مهدى ناخشنودند.
دنیاى کفر، با دستاویز قرار دادن کیش نصرانیت ، با امام درگیر مى شوند و به دشمنان امام ، کمک مى رسانند و به هنگام شکست ، بدیشان پناه مى دهند21 .
از برخى از روایات استفاده مى شود، سفیانى ، مهم ترین مخالف امام نیز، صلیب در گردن دارد22 .
امام ، طى گفت و گوهاى اعتقادى و سیاسى ، معارضان غیر مسلمان را همراه خود مى کند و مشرکان کینه ورز جنگ افروز را، شکست مى دهد.

شیوه برخورد امام با مخالفان

از مسائل نیازمند به بحث ، روش برخورد امام با مخالفان است . جایگاه سایر ارباب مذاهب و مکاتب در حکومت امام کدام خواهد بود. به تعبیر دیگر مقصود از حکومت جهانى واحد که امام منادى آن است چیست ؟ آیا وحدت دین مقصود است یا وحدت حتکومت . در هر صورت ، رفتار امام با اهل کتاب یا با دیگر مسلمانان غیر معتقد به مذهب امام چگونه است ؟
مخالفان امام به چند دسته تقسیم مى شوند.
1- مخالفان سیاسى و مذهبى مسلمان .
2-اهل کتاب .
3-مستکبران .

دسته اول

در ذهن برخى از شیعیان ، این اندیشه وجود دارد که در حکومت امام که مروج مسلک اهل بیت است ، سایر ارباب مذاهب ، جایى نخواهند داشت و همه آنان مى بایست به ولایت على علیه السلام گردن نهند. روش مهدى ، با روش جدش ، پیامبر و على ع در برخورد با مخالفان متفاوت است . آنان ، ماءمور رحمت بودند و گذشت و مهدى ، ماءمور انتقام . اگر على در برخورد با مخالفان مذهبى و سیاسى گذشت مى کرد و از کردار افرادى مثل شورشیان بصره و یا خوارج مى گذشت ، بر اثر نبودن شرایط انتقام بود، ولى در حکومت مهدى ، مانعى براى شدت عمل با مخالفان وجود ندارد. دلیلى که ممکن است براى این مطلب ارائه کرد، روایاتى است که دلالت دارد روش برخورد مهدى ع با مخالفان ، با روش برخورد على علیه السلام با مخالفان بصرى تفاوت دارد.
در روایت معلى بن خنیس از امام صادق چنین آمده است :
ایسیر القائم ع اذا قام بخلاف سیرة على علیه السلام .
فقال : نعم و ذاک ان علیا ساربا لمن والکف لانه علم ان شیعته سیظهر علیهم من بعده و ان القائم اذا قام سار فیهم بالسیف ... و ذلک لانه یعلم ان شیعته لم یظهر علیهم من بعده ابدا.23
آیا روش قائم بر خلاف سیره على علیه السلام است ؟
فرمود: بلى . على بعد از دست یافتن بر مخالفان ، آنان را بخشید، چون مى دانست دشمنان ، پس از او بر شیعیانش مسلط خواهند شد. ولى قائم ، با مخالفان با شمشیر روبه رو مى شود، چون مى داند دشمنان هرگز بر پیروان او، مسلط نخواهند شد.
این روایت و مانند آن ، تا چه حد دلالت بر مقصود دارند؟
مرورى بر روایات سیره مهدى ع ، نشان مى دهد، در نظام آن حضرت ، آزادى مذهب وجود دارد و مسلمانى به جرم داشتن عقیده مخالف ، مجازات نمى شود و خالفان مذهبى ، حق اظهار عقیده دارند، به چند دلیل :
1-در هیچ روایتى از منابع شیعى چنین مطلبى نقل نشده است که مهدى ع مخالفان را به ترک مذهب و پذیرش ولایت على ع وا مى دارد. تنها در مواردى که از شدت عمل سخن به میان آمده ، بر خورد با ناصبیها و معاندان اهل بیت است 24 و بس . و ناصب ، نه هر مخالف و غیر موافق عقیده و مسلک اهل بیت ، کسى است که دشمنى با على و دیگر امام ع را در سینه پرورانده و از اظهار سب و دشمنى ابائى ندارد و در فقه شیعه ، سب على و ائمه ، حکم سب پیامبر را دارد.
2-امام ، در همه مراحل دعوت و فعالیت ، به تبیین اهداف و علل اقدامات خود مى پردازند و جواب و نقطه ابهامى را براى مردم باقى نمى گذارد. مخالفان سیاسى و مذهبى ، با استفاده از جو آرامى که امام ایجاد مى کند، به بیان مواضع خود مى پردازند و جواب مى شنوند. از جمله ، در منزل ثعلبیه ، یکى از بزرگان بنى هاشم ، به سیره امام انتقاد مى کند و خواهان دلیل شرعى براى آن مى شود.
امام ، بر خلاف برخى از ماءموران که خواهان شدت عمل با این گونه انتقاد گرانند، به آرامى پاسخ مى دهد و با استدلالهاى مستند به سیره پیامبر، او را با خود همراه مى سازد.25
3- امام ، تنها با مخالفان مذهبى و سیاسى که مسلحانه علیه امام و برنامه هایشان بپا خیزند، بر خوردى قهرآمیز دارد. در مورد آنان نیز، از جاده انصاف بیرون نمى رود و با آنان مدارا مى کند. حضرت ، پیشاپیش با مخالفان اتمام حجت مى کند و به قرآن و سنت پیامبر، با ایشان به گفت و گو مى نشیند. در مواردى که دشمن ، کینه خود را آشکار مى سازد و، جنگ را مى آغازد و دست به خون یاران مهدى مى آلاید، امام دستور مقابله مى دهد26 .
اما در پاسخ آنان که به این روایت استدلال کرده اند باید گفت : امام ، روش على علیه السلام را در مقابله با شورشیان بصره ، در پیش ندارد اولا، روایت در مورد مخالفان نظامى و پیمان شکنان است ، نه مطلق مخالفت . و این حق به امام داده شده است که براى شکستن شوکت مخالفان و جلوگیرى از اجتماع دوباره آنان ، فراریان را تعقیب کند و مجرمان را مجازات ، چنانکه شیوه على علیه السلام ، در نبرد صفین بر آن بود27 .
ثانیا، روایت بر فرض درستى سند معارض است با سخن دیگرى از امام صادق که مى فرماید:
و ینادى منادیه الا لاتتبعوا مولیا ولا تجهزوا على جریح و یسیر بهم کما سار على علیه السلام یوم البصرة .28
منادى امام ، فریاد بر مى دارد فراریان را تعقیب نکنند و مجروحى را نکشند. بمانند روش على علیه السلام با بصریان ، با آنان رو به رو مى شود.
در مورد دیگر، امام براى دعوت مسلمانان مکه نماینده اى مى فرستد، فرستاده حضرت ، براى آنان سخن مى گوید و به کتاب خدا و سنت پیامبر احتجاج مى کند. گروهى از مخالفان ، در کنار کعبه او را مى کشند. امام ، خود به مکه مى آید براى آگاهى بیشتر مردم ، به تفصیل بر ایشان سخن مى گوید و بر کتاب خدا و سنت پیامبر از آنان بیعت مى گیرد و متعرض ‍ کس نمى شود29 .
در روایت دیگر، حضرت پس از آمدن به مکه ، تنها کشندگان فرستاده خود را مجازات مى کند و چیزى بر آن نمى افزاید30 .
این روایتها، نشاندهنده نرمش و عفو و رحمت امام در برخورد با مخالفان مذهبى و معتقدان به دیگر مذاهب است .

دسته دوم :

از برخى روایات استفاده مى شود: حکومت امام ، شرق و غرب را فرا مى گیرد و همه غیر مسلمانان مى بایست مسلمان شوند و گرنه از میان خواهند رفت . امام کاظم علیه السلام نقل شده است :
... وله اسلم من فى السموات والارض طوعا و کرها .
قال انزلت فى القائم . اذا خرج بالیهود والنصارى و الصابئین والزنادقة و اهل الردة و الکفار فى شرق الارض و غربها. فعرض علیهم الاسلام . فمن اسلم طوعا امره بالصلوة والزکاة و مایومر به المسلم و یجب لله علیه و من لم یسلم ضرب عنقه حتى لایبقى فى المشارق و المغارب احد الا وحد الله ... ولا یقبل صاحب هذا الامر الجزیه کما قبلها رسول الله ...30
همه اهل آسمانها و زمین ، به رغبت یا جبر، تسلیم اویند.
امام فرمود: آیه ، درباره قائم نازل شده است . در وقت ظهور، بر یهود و ترسایان و صابئین و زندیقان و مرتدان و کافران شرق و غرب زمین ، اسلام عرضه مى شود.
هر کس مسلمان شد، مى باید نماز و روزه و سایر واجبات را به جاى آورد و هرکس اباورزید کشته مى شود. تا در روى زمین همه موحد باشند... صاحب این امر، مثل پیامبر، جزیه نمى پذیرد.
این روایت ، به قرینه ظهور آیه کریمه لیظهره على الدین کله31 دلالت دارد که در وقت ظهور امام زمان ، همه اهل زمین مى بایست مسلمان شوند و در آن وقت ، جزیه اى که در زمان پیامبرص میان حکومت اسلام و اهل کتاب بر قرار بود وجود ندارد.
ولى در برابر، دلائل محکم ترى وجود دارد که این برداشت از آیه و روایت را سست مى کند.
1-روایات مستفیض وجود دارد که سیره امام بر اساس کتاب و سنت است . و هدف آن حضرت ، احیاى قوانین قرآن و روش پیامبر خواهد بود32 . و گرفتن جزیه ، از مقررات اسلامى و بر اساس قرآن و سنت پیامبر است .
2-روایت عیاشى بر اکراه اهل کتاب بر اسلام و نیز سایر روایات در این باب ، مستند نیستند امین الاسلام طبرسى ، در اعلام الورى در پاسخ اشکالاتى که بر سیره امام شده : امام از اهل کتاب جزیه نمى پذیرد، یا جوان بیست ساله نا آشناى با دین را مى کشد و... مى نویسد:
انا لا نعرف ما تضمنه السئوال من انه ع لا یقبل الجزیه من اهل الکتاب و انه یقتل من بلغ العشرین ولم یتفقه فى الدین فان کان ورد بذلک خبر فهو غیر مقطوع به 33 آنچه سؤ ال در بر دارد مثل این که امام ، جزیه از اهل کتاب نمى پذیرد و جوان بیست ساله دین ناآشنا را مى کشد، ما ماخذى براى آن نمى شناسیم .
اگر خبرى نیز در این باره وارد شده باشد مقطوع نیست .
3-برخى گزارشهاى مکرر حکایت دارد که امام ، با سپاهیان رومى که کیش ‍ نصارا دارند صلح مى کند34 . در روایت ابى بصیر تصریح شده است که امام زمان ، مثل پیامبرص با اهل کتاب قرار داد جزیه امضا مى کند:
قلت : فما یکون من اهل الجزیه عنده ؟ قال : یسالمهم کما سالمهم رسول الله ویودون الجزیه 35 .
از امام صادق پرسیدم : سرنوشت اهل کتاب در دولت مهدى چگونه است .
فرمود: بسان پیامبر از آنان جزیه خواهد گرفت .
این روایت ، با روایت ابن بکیر معارض است و در صورت ناتمام بودن سند و آن و کنار گذاشتن هر دو، مرجع عمومات کتاب و سنت است .
4-در متون عامه روایتى از پیامبر نقل شده است :
والذى نفسى بیده لیوشکن ان ینزل فیکم ابن مریم حکما عدلا یکسر الصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیه فیفیض المال حتى لایقبله احد36 .
به زودى ، عیسى در میان شما نازل شده ، به عدالت حکم مى کند. صلیب را مى شکند، خوک را مى کشد، جزیه را بر مى دارد. مال چنان فراوان مى شود که کسى نمى پذیرد.
عموم محدثان عامه و برخى از محدثان خاصه ، از این روایت استفاده کرده اند که مقصود از برداشتن جزیه از اهل کتاب به روزگار مهدى ع وادار کردن آنان به اسلام است .
بغوى از محدثان عامه ، در شرح حدیث این معنى را تقویت کرده است 37 .
ولى ، از ذیل روایت این معنى استفاده مى شود که مال ، چنان فراوان شود عیسى و نماز خواندن آن حضرت در پى امام 38 ، چنان که در روایات آمده و نیز احتجاج امام با یهودیان و نصارا، حقانیت دین اسلام را بر همه جهانیان اثبات خواهد کرد و همگى از دل و جان مسلمان خواهند شد. در آن صورت ، موردى براى جزیه باقى نخواهد ماند سید صدرالدین صدر، پس از ذکر روایت ، همین معنى را استفاده کرده است 39 .
اینها شواهدى هستند که دلالت دارند، امام زمان ، پیروان ادیان آسمانى را مجبور به ترک دین نیم کند و اگر آنان مسلمان مى شوند، از روى رغبت و مشاهده اسلام ناب و فرود آمدن عیسى ع است .
پس مقصود از آیه لیظهر على الدین کله حکومت جهانى واحد است ، نه وحدت دین .
شاید از عموم آن استفاده کنیم که بر کافران ، در آن روزگار، اتمام حجت مى شود و الحاد و شرک ، ریشه کن خواهد شد و همه باز دارنده هاى پیشرفت اسلام ، از میان خواهد رفت و تمام مردم جهان سر به فرمان دستورهاى ولى عصر خواهند بود.

دسته سوم :

مستکبران و مفسدان ، دشمنان اصلى امام هستند. و سپاه سلحشور امام ، با آنان به شدت برخورد مى کند و زمین را از لوث وجودشان پاک خواهد ساخت .
اینها، اشارتهایى بود به ویژگیهاى موافقان و مخالفان مهدى .
روشن شد، یاران امام مؤ منان راستین و انسانهاى وارسته اى هستند که در همه کمالات انسانى و اسلامى سر آمد مردمان روزگار خویش هستند و از پیش ، خود را براى همکارى با امام آماده کرده اند دشمنان حضرت ، جاهلان بى بصیرتند که مشعلداران تحجرند و با فهم وارونه از دین و یا ضعفهاى اخلاقى ، آلت دست دشمنان حضرت واقع مى شوند و به همراهى منافقان و مشرکان خودخواه ، با امام درگیر مى شوند.
کسانى مى توانند در رکابش شمشیر بزنند که اسلام را در همه زوایاى زندگى ، تجسم بخشند و به روزگار انتظار، زمینه قیام را فراهم آورند که نزدیک شدن به ولى عصر، با تقربى معنوى امکان دارد و امام ، به هنگام فراهم آمدن شرایط و وجود یاران توانا و شایسته ظهور خواهد کرد. هر چه شمار مؤ منان مخلص افزایش یابد، جامعه و زمان به امام نزدیک تر مى شود. آن کس که دعوى انتظار دارد، ولى پاکباز نیست ، نه تنها توفیق یاورى را پیدا نمى کند که بر امام راه خواهد بست و جامعه اى که اندیشه ها و ارزشهاى الهى را در خود جاى نداده و در آتش ستم و اختلاف مى سوزد، نمى تواند مردان کارساز پرورش دهد. مرحوم سید بن طاووس ‍ در وصیتى مفصل به فرزندش مى نویسد:
اى فرزند، اى محمد، ترا و برادرت را و هر کس را که این کتاب را بخواند، به آشتى و درستى در معامله با خداى عزوجل و رسول اوص و حفظ و رعایت فرمان خدا و رسول که درباره ظهور مولاى ما مهدى ع بیان فرموده اند و بشارت داده اند، سفارش مى کنم ، چه قول و عمل بسیارى از مردم از نظرهاى فراوان با عقیده آنان مخالف است . مثلا بارها دیده ام که اگر بنده اى یا اسبى یا درهم و دینارى از آنان گم شود، سراپا متوجه آنان مى شوند و براى یافتن ، نهایت کوشش را به عمل مى آورند، اما ندیده ام که کسى براى تاءخیر ظهور آن حضرت و عقب افتادن اسلام و تقویت ایمان مسلمانان و قطع ریشه کافران و ستمکاران به اندازه دلبستگى به این امور ناچیز دلبسته باشد و به اندازه اى که براى از دست دادن این اشیاء متاءثر مى گردد، متاءثر باشد. پس چنین کسانى چگونه مدعى آنند که به حق عارفند و به رسول او واقف و به امامت آن حضرت معتقد و چگونه ادعاى دوستى آن بزرگوار مى کنند و درباره چگونگى هاى والاى او به مبالغه مى پردازند40

پی نوشت:

1- میزان الحکمه رى شهرى ، ج 1/292، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى .
2- تفسیرقمى ، على بن ابراهیم قمى ، ج 1/144. ذیل آیه 71 سوره نساء.
3- امام و روحانیت ، مجموعه دیدگاهها و سخنان امام درباره روحانیت 206، دفتر سیاسى سپاه پاسداران
4- صحیفه نور، ج 15/45.
5- وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج 11/483،دار احیاء التراث العربى .
6- تفسیر نور الثقلین ،ج 1/165.
7- مجموعه آثار شهید صدر، مقاله همراه با تحول اجتهاد /8، روزبه .
8- ارشاد، شیخ مفید، ج 2 / 383.
9- منتخب الاثر / 305.
10- بحارالانوار، ج 52 / 338.
11- فروع کافى ، ج 4 / 427.
12- الغیبه ، شیخ طوسى / 473 - 475، مؤ سسه معارف اسلامى ، قم .
13- کافى ، ج 1 / 397.
14- بحارالانوار، ج 52 / 364 - 336.
15- الغیبه ، نعمانى / 322.
16- همان مدرک / 297.
17- بحار الانوار، ج 52 / 375.
18- همان مدرک / 338.
19- همان مدرک / 338.
20- البرهان فى تفسیر القرآن محدث سید هاشم بحرانى ، ج 2/ 121، اسماعیلیان .
21- بحار الانوار، ج 52 / 344.
22- الغیبه ، شیخ طوسى / 463.
23- الغیبة نعمانى / 232.
24- فروع کافى ، ج 8 / 227، دارالتعارف ، بیروت .
25- بحارالانوار، ج 52 / 343.
26- همان مدرک / 387.
27- وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج 11 / 55 - 56.
28- بحار الانوار، ج 52 / 388.
29- همان مدرک / 307.
30- همان مدرک ، 308.
31- همان مدرک / 340 به نقل از تفسیر عیاشى .
32- سوره توبه ، آیه 33.
33- ارشاد، ج 2 / 383.
34- اعلام الورى باعلام الهدى ، امین الاسلام طبرسى / 445، دارالمعرفه ، بیروت .
35- بحار الانوار، ج 52 / 337.
36- همان مدرک / 376.
37- همان مدرک / 383، به نقل از شرح السنه بغوى .
38- همان مدرک / 383، به نقل از شرح السنه بغوى .
39- عصر الظهور على کورانى / 306، انتشارات تبلیغات اسلامى ، قم .
40- 120. المهدى ، آیة الله سید صدرالدین صدر / 236، دارالزهراء.

منبع: چشم براه مهدی علیه السلام