منتظران منجی (عج)

محلی برای آشنایی بیشتر با فرهنگ مهدویت
 
ویژگیهای فردی عصر ظهور از دیدگاه شهید مطهری
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ : توسط : سمیه مهتدی

ویژگیهای فردی عصر ظهور از دیدگاه شهید مطهری

منابع مقاله: پایگاه خبری تحلیلی اهل بیت وابسته به مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام ، حسینی ؛ سید سعید ؛


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم الی یوم الدین.

موضوع مقاله، امام زمان(عج) از دیدگاه استاد شهید مطهری(ره) است. اما بدلیل گستردگی این موضوع تنها به ویژگیهای فردی عصر ظهور اکتفا می گردد.

ویژگی های افراد بر اساس تقسیمی در علم روان شناسی عبارتند از:

1. ویژگی های جسمانی

2. عقیدتی (معرفتی)

3. احساسات و عواطف

4. نیازها و خواسته ها 5

. مقام عمل

الف: ویژگی های جسمانی

استاد مطهری در جلد هشتم آشنایی با قرآن آورده اند:

«شما اگر نشریاتی که مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد منتشر می کنند که بر اساس آمارهایی از همه کشورهای دنیاست مطالعه کنید، می بینید چند مسأله است که جزء مسائل دنیای امروز تلقی می شود. یکی مسأله آلودگی محیط زیست است که کم کم در میان ما هم عنوان شده، ولی در دنیای اروپا و آمریکا یک مسأله حساس حیاتی شده است، اینکه در اثر ازدیاد وسائل صنعتی و ماشین و کارخانه و زیاد شدن دود و لوازم سوختی دیگر و جاری شدن نفت و بنزین و روغن سوخته و امثال اینها رودخانه ها و دریاها آلوده شده و نسل برخی حیوانات و گیاهان از بین رفته است و اکنون خود بشر را تهدید می کند و اگر همین طور پیش برود، کم کم دنیا به حالتی در می آید که غیر قابل زندگی خواهد بود»[1].

ولی در سایه حکومت مهدی موعود(عج) و گسترش بهداشت، پیدایش آرامش روانی، تغذیه و توزیع مناسب، عدالت اقتصادی و لقمه حلال که استاد مطهری حدیثی را از امام صادق(ع) نقل می کنند که شمشیر زدن از کسب حلال آسان تر است[2] افراد در جامعه آرمانی دارای عمر بسیار طولانی (در برخی روایات هزار سال ذکر شده است که شخص هزار فرزند و نوه خود را می بیند[3])، و نیرویی برابر چهل مرد، قلب هایی مانند آهن محکم خواهند بود.[4]

در جامعه مهدوی(عج)، افراد به دلیل وجود بهداشت در حد مطلوب و از بین رفتن مضرات صنایع جدید با علم الهی حضرت و فراگیر شدن ورزش که همواره مورد تأکید اسلام بوده است و نیز ایجاد و توسعه تفریح های حلال که به تعبیر روایات انسان را بر مناجات و کار قادر می سازد، اولاً انسان ها کم بیمار می شوند، ثانیا بیماران در کوتاه ترین زمان معالجه می شوند و خود آن حضرت بیماران غیرقابل علاج را درمان خواهد کرد.[5] و در روایتی از امام حسین(ع) آمده است که هیچ نابینایی، زمین گیر و دردمندی بر روی زمین نمی ماند، مگر آنکه خداوند درد او را بر طرف می سازد.[6]

برای آنکه روشن شود اسلام به همه ابعاد انسان توجه دارد به روایت زیر و نکات مستفاد از آن توجه کنیم:

«ان الله تعالی طیب یحب الطیب، نظیف یحب النظافة، کریم یحب الکرامة، جواد یحب الجود، فنظّفوا افنیتکم»[7]

آیة الله جوادی آملی در ذیل این حدیث شریف آورده اند:

اولاً: از منظر پیامبر اعظم(ص) اصول زیست محیطی و سلامتی انسان صبغه ملکوتی دارد، یعنی رعایت طهارت و بهداشت و طیب در بدن، منزل، محل کار و ... برای آن است که انسان خلیفه خداست و خلیفه خدا به پاکی و خوش بویی از آن جهت که محبوب خداست، علاقمند است.

ثانیاً: رعایت پاکیزگی و بوی خوب، روح را لطیف می کند، زیرا جان آدمی مجاور بدن اوست و در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. در پرتو طیب و طهارت بدن، روح ملکوتی توان پرواز برتر پیدا می کند.

ثالثاً: فرمان مزبور همگانی، همیشگی و همه جانبه است، یعنی تمام انسان ها اعم از زن و مرد، پیر و جوان در تمام دوران زندگی و از هر جهت باید بدن، منزل و محل کار را پاکیزه نمایند. رعایت این اصول، حقوق و وظایف متقابل تمام شهروندان نسبت به یکدیگر و نیز دولت و ملت در برابر هم است.

رابعاً: نسیمی که از کوی و برزن طیب و معطر می گذرد، هم شامه شهروندان را به بوی خوش آشنا می کند و هم پیک دوستی و صفا و وفا خواهد بود، زیرا چنین فضایی محبوب خدای جمیل است.[8]

وقتی در سایه حکومت مهدی (عج) عقل و معرفت انسان بالا رود[9]، این دستورات را با جان و دل عمل می کند.

ب: ویژگی های عقیدتی (معرفتی)

یکی از اهداف آفرینش در سوره طلاق آیه 12 بیان شده است:

الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیء قدیر و ان الله قد احاط بکل شیء علماً.

این آیه شریفه می فرماید هدف از آفرینش انسان این است که او جهان را با دیدگاه توحیدی بشناسد و بداند تمام این مجموعه، مخلوق و آفریده یک مبدأ است که علم و قدرتش نامتناهی است[10].

استاد مطهری معتقد است، «انسانِ قرآن» باید بداند:

از کجا آمده است؟ به کجا می رود، در کجا هست؟ چگونه باید باشد؟ چه باید بکند؟

برای اینکه بداند «از کجا آمده» ، باید خدای خود را بشناسد. برای شناخت خدا باید در آیات آفاقی و انفسی و عمق وجود و هستی، مطالعه و تعمق کند.

برای اینکه بداند «به کجا می رود» ، باید درباره معاد، منازل آخرت، حشر، نعمت ها و عذاب های جاویدان تأمل کند و به آنها معتقد شود، خدا را نقطه آغاز و بازگشت موجودات بشناسد.

برای اینکه بداند «در کجاست» ، باید نظام ها و سنن جهان را بشناسد، موقعیت انسان را در میان سایر موجودات درک کند.

برای اینکه بداند «چگونه باید باشد» ، باید خلق و خوهای انسان را بشناسد و خود را بر آن اساس بسازد.

برای اینکه بداند «چه باید بکند» باید به یک سلسله مقررات و احکام فردی و اجتماعی گردن نهد. به علاوه به «غیب» به عنوان مظاهر و مجاری اراده الهی در نظام هستی ایمان بیاورد و بداند خداوند متعال هیچ گاه، بشرِ محتاج به هدایت را مهمل نگذاشته است[11].

از نگاه دیگر برخی علوم با انسان زاده می شوند و با او رحلت می کنند که مربوط به خداشناسی، آشنایی با اسماء الله، خطوطِ کلی وحی و نبوت و معادشناسی و شناخت فضایل و ... است که قرآن می فرماید:

«و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها»[12]

دسته دیگر علوم از عوارض روح آدمی است و از راه اکتساب و تحصیل بدست می آید مانند پزشکی، مهندسی، اخترشناسی، زمین شناسی، کشاورزی، زیست شناسی و ... که ممکن است در پایان عمر اینها را از دست بدهد:

و منکم من یرد الی ارذل العمر لکی لایعلم بعد علم شیئاً[13]

تأثیر وحی نسبت به این دو دسته علوم آنست که آنچه را به فعلیت رسیده، تقویت می کند، آنچه را نزدیک به فعلیت است، تسهیل در فعلیت می کند و نسبت به آنچه در نهایت خفا است، شکوفاگری می کند. قسمت مهم تأثیر وحی اثاره دفائن عقلی است.[14]

امام صادق(ع) می فرماید تمام علوم کشف شده تا زمان ظهور دو جزء از 27 جزء علوم است و حضرت 25 جزء دیگر آن را منتشر خواهد کرد.[15]

امام باقر(ع) فرمودند: حکمت آنچنان گسترش می یابد که بانوان در منزل خود می توانند بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر اعظم(ص) حکم کنند.[16]

استاد مطهری با بیان اینکه عصر ظهور، عصر حکومت علی الاطلاق عقل، حکمت، معرفت و تجارب بر انسان است به احادیث زیر اشاره می کنند:[17]

ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی لایکون بینهم و بین القائم برید، یکلمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مکانه[18].

ان المؤمن فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری اخاه الذی فی المغرب و کذا الذی فی المغرب..[19].

در سایه حکومت مهدوی(عج) زمینه بسیار مساعدی فراهم می گردد تا افراد به مراحل بسیار بالای عقیدتی و معرفتی و خودآگاهی و جهان آگاهی دست یابند. اکنون نیز مؤمن تحمل علوم اهل بیت(ع) را در خواست می کند: «محتمل لعلمکم»[20]

ج: احساسات و عواطف

یکی از تقسیمات معروف در روان شناسی، تقسیم امیال باطنی به «غرائز» ، «عواطف» ، «انفعالات» و «احساسات» است.

«غرائز» ، کشش ها و ادراک های غیراکتسابی مربوط به نیازهای حیاتی که با اندامی از اندام های بدن ارتباط دارند، می باشند. مانند غریزه خوردن، آشامیدن و جنسی.

«عواطف» میل هایی هستند که در رابطه با انسانِ دیگر به هم می رسند مثل عاطفه والدین به فرزند و بر عکس و یا کشش های گوناگون انسان ها نسبت به یکدیگر. وقتی روابط اجتماعی، طبیعی یا معنوی، بیشتر باشد عاطفه قوی تر می شود. برای مثال رابطه والدین با فرزند، چون پشتوانه ای طبیعی دارد، عاطفه قوی تر است.

«انفعالات» یا کشش های منفی، مقابل عواطف است، یعنی حالتی روانی است که بر اساس آن انسان به علتِ احساس ضرر یا ناخوشایندی ، از کسی فرار یا او را دور می کند. مانند نفرت، خشم و کینه.

«احساسات»، طبق برخی اصطلاحات حالت هایی هستند که از سه مورد قبل شدیدتر و تنها به انسان اختصاص دارد. مانند احساس تعجب، احساس استحسان، احساس تجلیل، احساس عشق، ... و احساس پرستش.[21]

به نظر استاد مطهری دوره ظهور، دوره کمال عقل، سلامت روح و از بین رفتن عقده ها و ... است، لذا می توان گفت: در عصر ظهور امیال مثبت مانند عاطفه والدین به فرزند، معلم به شاگرد و ... اولاً صبغه الهی دارند و ثانیا تقویت می گردند و امیال منفی مانند کینه رخت بر می بندند:

«... و لو قد قام قائمنا ... لذهبت الشحناء من قلوب العباد...»[22].

استاد مطهری در تقسیمی، مردم را از نظر عواطف اجتماعی دارای یکی از سه حالت زیر می داند:

حالت اول: «حالت فضل، احسان و ایثار»: مردم به آن حد رسیده باشند که اهل احسان و ایثار باشند، یعنی از حق مشروع خود، از مال، کار و زحمت خود به نفع دیگران استفاده کنند. قوت خود را مایه تقویت ضعیفان و مال و ثروت خود را وسیله رفاه و آسایش اجتماع قرار دهند، از راحتی خود برای صرف در آسایش اجتماع بکاهند.

حالت دوم: «حالت عدل»: مردم حدود و حقوق خود را برای خود حفظ کرده و به حقوق دیگران هم تجاوز نکنند.

حالت سوم: «حالت بغی»: مردم اهل تجاوز به مرزها و حدود اجتماعی باشند، به یکدیگر تجاوز کنند، به مال، جان و حیثیت دیگران تجاوز کنند.

به نظر استاد مطهری روح غالب جامعه پیش از ظهور حالت سوم است، البته افرادی احیاناً پیدا می شوند که دارای عواطف عالی اجتماعی هستند، اهل فضل و ایثارند، ولی برخی هم اهل تجاوزند.[23]

اما انسان قرآنی انسانی است که نسبت به مؤمنان بر اساس ایثار و احسان رفتار می کند:

«و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه»[24]

و نسبت به غیرمسلمانانی که به اصول انسانی پای بند هستند، بر اساس قسط و عدل رفتار می کند:

«لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبرّوهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین»[25].

و نسبت به غیرمسلمانانی که حقوق انسانی را پایمال نموده و به مسلمانان تعدی می کنند، برای تأدیب آنها با قهر عمل می کنند و مقابله به مثل کنند:

«فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم»[26].

اما اگر همین ها عذرخواهی کردند، عذر آنها را بپذیرند و در صدد انتقام گیری مجدد از آنان نباشند.[27].

د: نیازها و خواسته ها

از یک دید خواسته های انسان تقسیم می شوند به:

1. آنچه جنبه مادی و فیزیولوژیک دارد؛

2. آنچه جنبه روانی دارد؛ اما از خواسته های نازل روحی است؛ مثل شادی و آرامش؛

3. آنچه جنبه روانی دارد؛ اما از خواسته های عالی روحی است؛ مانند آرمان خواهی، آزادی طلبی و ... که آرمان های والای انسانی اقسامی دارد از جمله: حق جویی، فضیلت خواهی، زیباطلبی و ... و حس مذهبی.[28].

استاد مطهری یکی از امتیازهای انسان از غیر انسان را داشتن یک سلسله خواسته های مقدس می داند، که هر انسان به میزانی که از این خواسته ها و گرایش ها بیشتر برخوردار باشد، او را انسانی متعالی تر تلقی می کند. این خواسته ها پنج مقوله اند:

1. حقیقت جویی: مقوله فلسفی یا دانایی و دریافتِ واقعیتِ جهان. پیامبر اعظم (ص) دعا می کند: اللهم ارنی الاشیاء کما هی.

2. گرایش به خیر و فضیلت: این خواسته از مقوله اخلاق است. فضیلت مانند گرایش انسان به راستی، تقوا، پاکی و تنفر از دروغ. گرایش به فضیلت می تواند فردی باشد مانند گرایش به نظم و تسلط بر نفس، قوت قلب و یا اجتماعی مانند گرایش به تعاون.

3. گرایش به جمال و زیبایی: گرایش به معنی زیبایی دوستی و زیبایی آفرینی که هنر نام دارد، در هر انسانی وجود دارد.

4. گرایش به خلاقیت و ابداع: این گرایش در انسان وجود دارد که می خواهد چیزی را که نبوده، به وجود بیاورد؛ البته برخی در طرح های اجتماعی، مملکت داری، شهرسازی، برنامه ریزی و تألیف کتب خلق دارند و برخی مانند ملاصدرا از این بالاتر نظریه خلق می کنند، بعد آن را اثبات می کنند و سپس دیگران نظریه او را می پذیرند.

5. عشق و پرستش: منشأ عشق جنسی غریزه است و با اطفاء شهوت خاتمه پیدا می کند؛ ولی عشق روحانی، کشش میان دو روح است. معشوق حقیقی انسان، یک حقیقتِ ماوراء طبیعی است که روح انسان با او متحد می شود و آن ذات باری تعالی است: الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب.[29]

در کنار این گرایش های عالی، انسان خواسته های پست نیز دارد. در تعارض خواسته های متعالی و پست، نقش اختیار انسان آشکار می شود که یکی را بر دیگری مقدم می کند، در این تقدیم، مهم ترین عامل، «شناخت رجحان» است که با راهنمایی عقل و نقل حاصل می شود[30]

با توجه به ویژگی های عصر ظهور که دوران کمال عقل و سلامتِ روح کامل، اقبال مردم به معنویات، عواطف انسانی، خردمندی کامل و محکوم شدن و انقیاد خشم و شهوت است، هر فرد به راحتی می تواند خواسته های متعالی را بر خواسته های پست ترجیح دهد.[31]

ه: مقام عمل

انسانِ عادل، نخست وصف عدالت را به گونه «حال» پیدا می کند و اگر سیر تکاملی را در عدالت ادامه داد، برای او «ملکه عدالت» حاصل می شود، و در نهایت، وجود او با عدالت یکی می شود و به اصطلاح «فصل مقوّم هویت» او به شمار می رود. بنابراین او را بدون مبالغه می توان «عدل» نامید.[32]

یکی از اهداف آفرینش عبودیت است که استاد مطهری پنج مرحله برای آن ذکر می کنند:

1. تسلط و ولایت بر نفس اماره که ابتدا انسان بینشی نافذ پیدا می کند، سپس خواهش ها و تمایلات نفسانی، مسخّر او می شوند؛

2. تسلط و ولایت بر اندیشه های پراکنده؛ یعنی تسلط بر نیروهای متخیّله؛

3. قوت روح به گونه ای که در بسیاری از چیزها از بدن بی نیاز گردد (خلع)؛

4. بدن از هر لحاظ تحت اراده روح در آید؛ به طوری که در حوزه بدن خود اعمال فوق العاده سر زند؛

5. طبیعتِ خارجی تحت نفوذ اراده انسان قرار گیرد (ولاء تصرف).[33]

اگر امروز برخی مساجد از خلوت بودن خود شکایت می برند و غریب هستند، اما در عصر ظهور در برخی مساجد دوازده بار نماز جماعت برگزار می شود.[34]

اگر امروز قلیلی از مردم واجبات مالی (مانند خمس و زکات) خود را ادا می کنند، اما در عصر ظهور موضعی برای پرداخت زکات یافت نمی شود و فقر ریشه کن می گردد.[35]

اگر امروز امر به معروف و نهی از منکر «فضولی» و «ضد ارزش» تلقی می شود؛ ولی در جامعه آرمانی بخشِ عظیمی از ارتباط افراد، «تزکیه» ، «تعلیم» ، «امر به معروف و نهی از منکر» ، «تواصی به حق» و «تواصی به صبر» است.[36]

خلاصه آنکه در عصر ظهور در سایه تکامل عقل ها و محکوم شدن شهوت و غضب و حاکمیتِ اخلاق، نیات و اقوال و اعمالِ افراد در مسیر قرب خداوند متعال قرار می گیرد. همانطور که در روایات به از بین رفتن دروغ، غیبت، دزدی، شرب خمر، زنا، ربا، کینه، حسادت و ... و پیروزی صلاح و تقوا اشاره شده است. [37] و در آیه شریفه (یعبدوننی لایشرکون بی شیئاً)[38] ، وعده گسترش عبودیت خدا در همه عالم داده شده است.

عصر ظهور، عصر مهجوریت زدایی از ثقلینِ پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم است که وقتی به آن دو در کنار هم اقتدا کنیم، جهان پر از عدل و قسط گردد.

«شاید جمله «لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدس رسول الله(ص) هر چه بر یکی از این دو گذشته، بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگری است».[39]

به امید روزی که این پرچم پر افتخار که با رهبری امام خمینی قدس سره در این کشور به اهتزاز در آمد و با همت ایثارگران و ایمان مردم استوار گردید و توسط شاگرد برجسته امام، حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله ادامه یافت، هرچه زودتر به صاحب اصلی که «تحقق بخش ایده آل همه انبیا و اولیا و مردانِ مبارز راه حق است»[40] ، تحویل گردد.   آمین یا رب العالمین.

پی نوشت:

[1]. مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج 8، ص 48.

[2]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 18، ص 263.

[3]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 337 و مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 380 و 422.

[4]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 35 و ج 52، ص 327.

[5]. بحارالانوار، ج 52، ص 364.

[6]. همان، ج 53، ص 62.

[7]. نهج الفصاحة، ص 113.

[8]. عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 201 200.

[9]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 390.

[10]. رک: عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص 521.

[11]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 2، ص 218 216.

[12]. سوره شمس، آیات 8 7.

[13]. سوره نحل، آیه 70.

[14]. رک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج 14، ص 158 153.

[15]. بحارالانوار، ج 52، ص 336.

[16]. همان، ص 352.

[17]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 390 و 385 و 422.

[18]. بحارالانوار، ج 52، ص 336.

[19]. همان، ص 391.

[20]. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.

[21]. محمدتقی مصباح، معارف قرآن، ج (1/3)، ص 423 422.

[22]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 373 و 379 و 385 و خصال صدوق 2/626.

[23]. همان، ج 6، ص 155 149.

[24]. سوره حشر، آیه 9.

[25]. سوره ممتحنه، آیه 8.

[26]. سوره بقره، آیه 194.

[27]. عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 73 71.

[28]. محمدتقی مصباح، معارف قرآن، ج (1/3)، ص 430 429.

[29]. سوره رعد، آیه 28.

[30]. رک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 510 490 و 521 520 و محمدتقی مصباح، معارف قرآن، ج (1/3)، ص 424 423.

[31]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 373، 380، 384، 385 و 390.

[32]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج 14، ص 163 158.

[33]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 303 296.

[34]. نجم الدین طبسی، چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)، ص 181.

[35]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 391.

[36]. محمدتقی مصباح، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص 421.

[37]. مرتضی مطهری، یادداشت ها، ج 9، ص 373، 377، 379، 385، 390.

[38]. سوره نور، آیه 55.

[39]. امام خمینی، صحیفه نور، ج 21، ص 169.

[40]. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج) از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 68