رجعت زنان

چکیده

از باورهای ویژة شیعیان، اعتقاد به رجعت و حیات مجدد افراد و گروه های خاص در پایان تاریخ و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. رجعت، باوری است که مخالفان، با پرسش ها و شبهه ها فراوانی درصدد مخدوش جلوه دادن آن بر آمده اند؛ از این رو برای اثبات و تقویت باورداشت رجعت و نیز برای پاسخ گویی به شبهه ها و سؤالات مخالفان، پژوهش دربارة رجعت ضروری است. از سوی دیگر، برای جامعه زنان که نیمی از جمعیت انسانی را تشکیل می دهند نیز پرسش هایی مطرح است از جمله این که آیا زنان در رجعت، هنگام قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت جهانی مهدوی، مشارکت دارند؟ این نوشتار درصدد پاسخ گویی به سؤالهای فوق، با تمرکز بر نقش زنان می باشد:

واژه های کلیدی: رجعت، زنان،فلسفه رجعت، رجعت کنندگان، اثبات رجعت. مقدمه

یکی از اعتقادات مکتب شیعه، رجعتِ برخی مردگان به دنیا، پیش از قیامت است. عالمان شیعه، با عنایت به قرآن و روایاتِ معصومان علیهم السلام اعتقاد به چنین پدیده ای را یکی از ضروریات مذهب شیعه تلقی کرده اند. البته برخی به ضروری بودن آن به دیده تردید نگریسته­اند؛ اما انکار آن را جایز نمی دانند. بسیاری از علما بر اثبات آن اجماع کرده اند، بزرگانی هم چون طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان[1]، شیخ حر عاملی[2]، امین الدین طبرسی[3]، شیخ صدوق[4]، حسن بن سلیمان بن خالد حلّی[5]، شیخ مفید[6]، سید مرتضی[7]، علامه مجلسی[8]، ابوالحسن شریف[9] و... . برخی نیز رجعت را از ضروریات مذهب بر شمرده اند؛ چنان که علامه مجلسی[10] و شیخ حر عاملی[11] بر این باورند.

رجعت در لغت

رجعت از مادة «رجع» و اصل آن به معنای بازگشت پس از رفتن است.[12] صاحب مجمع البیان «رجعة» و «الرجعة» را بازگشت به دنیا پس از مرگ بیان کرده و مصدر آن را «الرجوع» به معنای بازگشت به ابتدا ابراز کرده است و هم چنین : الرجوع، العود.[13]

هم چنین در مجمع البحرین دربارة معنای «الرجعة» می گوید:

الرجعة به فتح راء، یعنی یک بازگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آن، از ضروریات مذهب است... .[14]

رجعت در اصطلاح

رجعت در اصطلاح، عبارت است از این که خداوند، هم زمان با زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عده ای از بندگان صالح که در ایمان و عمل، خالص بوده اند و نیز عده ای از کفار و منافقان که در کفر و نفاق، سرآمد بوده اند را با همان ویژگی های روحی و جسمی خود به دنیا برمی گرداند، تا هر دو گروه، در حد امکان نتیجه دنیایی اعمال شان را دریافت کنند.[15]

آن چه در بازگشت دو گروه مؤمنان خالص و نیز کفار واقعی به آن اشاره شده، وصف صالح و منافق است، نه مرد و زن.

در معنای اصطلاحی رجعت سید مرتضی می فرماید:

بدان همانا آن چه که شیعه دوازده امامی معتقد است، این است که خداوند، هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گروهی از شیعیان او و گروهی از دشمنان آن حضرت را که پیش تر مرده اند، برمی گرداند تا به ثواب یاری آن حضرت برسند و نیز از دشمنان انتقام گرفته شود… .[16]

طبق آن چه از احادیث برداشت می شود، رجعت، عمومی نیست؛ بلکه مخصوص عده ای از مؤمنان خالص و کفار معاند است. هم چنین سر سلسله رجعت کنندگان، انبیا، امامان معصوم علیهم السلام و دشمنان آنان هستند. امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید:

رجعت، عمومی نیست؛ بلکه اختصاصی است و تنها مؤمنان یا مشرکان محض، رجعت می کنند[17].

رجعت در امت های گذشته

بازگشت، میان امت های گذشته، بسان رجعتِ اصطلاحی در عقاید شیعه نیست؛ ولی آیات متعددی بر وقوع رجعت در امت های گذشته دلالت می کند. افراد زیادی از پیامبر و غیرپیامبر، مؤمن و غیرمومن (زن و مرد) در امت های پیشین زنده شده و به دنیا برگشته اند[18]. یکی از نمونه های رجعت، بازگشت مقتول بنی اسرائیل به دنیا می باشد. قرآن، این ماجرا را این گونه نقل می کند:

]و به خاطر آورید[ هنگامی را که فردی را به قتل رساندید. سپس درباره ]قاتل[ او به نزاع پرداختید… خداوند، این گونه مردگان را زنده می کند…. [19]

خداوند، در این آیه، در پایان داستان احیای مردگان ـ چه زن و مرد و مؤمن و کافر ـ را یک سنت و قانون همیشگی در نظام عالم معرفی کرده و آن را به عنوان قدرت خودش به رخ انسان ها می کشد تا دربارة آن بیندیشند.[20]

در این آیه، جملة (کَذلِکَ یُحْیِ اللهُ الْمَوْتی ) به قیامت و یا برزخ اختصاص ندارد؛ بلکه به صورت یک قانون عمومی و فراگیر برای همة زمان ها، مکان ها و امت ها در شرایط مساوی براساس حکمت الهی جاری خواهد بود. در واقع، هرگاه حکمت الهی اقتضا کند، خداوند، با قدرت بی نهایت خویش، مردگان را زنده خواهد کرد. از این آیه و داستان نتیجه می گیریم احیای مردگان، به همة انسان ها اعم از زن و مرد مربوط است و نشانه ای از قدرت الهی است.

این آیه، نشان گر فراگیر بودن رجعت در هر زمان و مکان است، و در آن، امت های مؤمن خاص و کافر خاص در هر زمان و مکانی که بودند ـ چه زن و چه مرد ـ با شرایط مساوی، براساس حکمت و قدرت بی نهایت الهی، زنده شده و به دنیا برمی گردند، تا مؤمنان (زن و مرد) از وعدة الهی خرسند شوند و از کافران انتقام بگیرند. در این مقاله، به اثبات رجعت از دیدگاه عقل و نقل، هدف رجعت و رجعت کنندگان زمان ظهور خواهیم پرداخت.

فصل اول اثبات رجعت 1. برهان عقلی

عقل هیچ مانعی برای زنده شدن مردگان تصور نمی کند و آن را کاملاً ممکن می داند. روشن و واضح است که زنده کردن و حیات دادن خداوند به اشیاء بر دو قسم است گاه خداوند از هیچ و عدم موجود زنده ای خلق می کند؛ یعنی بدون داشتن هیچ سابقه ای، مثل خلقت اولیه انسان و هر موجود دیگری و گاهی اجزاء و عناصر پراکنده یک موجود را جمع می کند و حیاتی دوباره می دهد (یعنی گاه خلقت جعل بسیط است و بدون سبق مادة سابقی و گاه بنحو جعل مرکب) وقتی خلقت به صورت اول برای عقل ممکن شد خلقت و حیات دادن دوم به مراتب آسان تر و قابل قبول تر خواهد بود.

عدم امکان این مطلب یا به دلیل نقص در فاعلیت فاعل است یا در قابلیت قابل؛ یعنی این که خداوند قدرت زنده کردن مردگان را ندارد یا بدن و روح، قابلیت زنده شدن را ندارد؛ در حالی که ما در طول شبانه روز، هم فاعلیت فاعل را و هم قابلیت قابل را در جهان مشاهده می کنیم. پس هیچ عاقلی ـ چه رسد به مسلمان ـ در امکان رجعت شک و نزاعی ندارد؛ چون با این کار، هم قدرت خداوند را منکر می شود و هم سر از شرک و انکار قبر، عالم برزخ و معاد جسمانی در می آورد.

مرحوم سید مرتضی در این باره می فرماید: «در آن چه شیعه از رجعت معتقد است، هیچ اختلافی بین مسلمانان، بلکه موحّدان نیست»[21].

رجعت در این دنیا با حیات مجدد در روز رستاخیز مشابهت دارد. رجعت و معاد، دو پدیده همگون هستند؛ با این تفاوت که رجعت، با افق محدود و با قلمرو دنیایی، قبل از قیامت به وقوع می پیوندد؛ ولی در رستاخیز، همة انسان ها، از ابتدا تا انتهای خلقت، برانگیخته خواهند شد. بنابراین کسانی که امکان حیات مجدد را در روز رستاخیز پذیرفته اند، باید رجعت را که زندگی دوباره در این جهان است، ممکن بدانند.

رجعت عالمی است با ویژگی های خاص خود که نه دقیقاً هم چون عالم دنیا است و نه همانند عالم آخرت، و در عین حال برزخ هم نیست.

علامه طباطبایی در این باره می فرماید:

رجعت از مراتب روز قیامت می باشد؛ اگر چه در کشف و ظهور، پایین تر از روز قیامت است. دلیل پایین تر بودن از قیامت امکان فی الجملة راه یافتن فساد و شر در آن است، بر خلاف قیامت [که هیچ فساد و شری در آن راه نخواهد یافت]؛ به همین دلیل، روز ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گاه به قیامت ملحق شده است، به دلیل ظهور و غلبه کامل حق.[22]

معاد، یعنی برگشت روح انسان به بدن. حال اگر چنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (قیامت) ممکن باشد، طبعاً بازگشت آن به این جهان، قبل از قیامت ممکن خواهد بود؛ چرا که امر محال در هیچ زمانی امکان وقوع ندارد.

فیلسوف بزرگ اسلامی، صدر المتألهین رحمه الله علیه می فرماید:

در باب اعتقادات، آن چه قابل پیروی است یا دلیل و برهان است یا نقل صحیح و قطعی که از اهل بیت علیهم السلام رسیده باشد. روایات صحیح فراوانی از امامان و سرورانمان دربارة درستی عقیده به رجعت و وقوع آن هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است. عقل نیز این موضوع را غیرممکن نمی داند؛ چرا که نمونه های فراوانی به اذن خداوند به دست پیامبرانی چون عیسی علیه السلام و شمعون علیه السلام و دیگر پیامبران انجام یافته است[23] .

2. براهین نقلی

الف. قرآن: در قرآن کریم، آیات بسیاری از رجعت سخن می گویند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

و هنگامی که فرمان [عذاب] بر آنها واقع شود، جنبنده ای از زمین برای آنها خارج می کنیم که با آنان سخن می گوید که: «مردم، به آیات ما یقین ندارند». و روزی که ما از هر امتی گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می کنند محشور می کنیم و آنها نگه داشته می شوند [تا به یک دیگر ملحق شوند] .[24]

با بیان چند نکته، دلالت آیه بر رجعت روشن می شود:

1. حشر گروهی از هر امتی، غیر از حشر در روز قیامت است. حشر در آیه فوق، همگانی نیست؛ در حالی که حشر در روز قیامت شامل همة انسان ها می گردد؛ چنان که در آیه دیگری در وصف حشر و روز قیامت چنین آمده است:

و همه را محشور کرده و احدی از آنان را فرو نخواهیم گذاشت. [25]

2. در صدر آیه اول، خداوند می فرماید: (اِذَا وَقَعَ الْقَوْلَ عَلَیْهِمْ ). مورد اتفاق همه مفسران است که وقوع قول (فرمان)، از علائم قیامت است و روشن است که علامت یک چیز غیر از خود آن چیز است[26] .

3. آیات قبل از این آیه، از نشانه های قبل از رستاخیز در پایان جهان سخن گفته اند و در آیات پس از آن نیز به همین موضوع اشاره می شود.

بنابراین، بعید به نظر می رسد آیات قبل و بعد، از حوادث پیش از رستاخیز سخن گویند؛ امّا آیه وسط، دربارة رستاخیز باشد. هم آهنگی آیات، ایجاب می کند که همه درباره حوادث قبل از قیامت باشند[27] .

د) شاهد دیگر برای دلالت آیه بر رجعت، «خروج دابة الارض»[28] است که یکی از نشانه های رستاخیز به شمار می رود[29]؛ یعنی از نشانه هایی است که قبل از رستاخیز رخ می دهد.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم دربارة دابة الارض فرمود:

هیچ کس به او دست نمی یابد و کسی نمی تواند از دست او فرار کند. بین دو چشم مؤمن علامت می گذارد و می نویسد: « مؤمن بین دو چشم کافر علامت می گذارد و می نویسد: «کافر»، عصای موسی و انگشتر سلیمان با او است. [30]

آیة دوم:

بی گمان ما رسولان خود و کسانی که ایمان آورده اند را در زندگی دنیا و روزی که گواهان به پامی خیزند، یاری می دهیم.[31]

با بیان چند نکته روشن خواهد شد که این آیه، به رجعت اشاره دارد و رجعت هم مخصوص تمام انسان های مؤمن خاص و کفار خاص است.

الف) سیاق آیه، بر فعلی دلالت دارد که در آینده به طور حتم به وقوع خواهد پیوست.

ب) نصرت و پیروزی که در این آیه وعده داده شده، تاکنون تحقق نیافته است و خداوند، هرگز خلف وعده نمی کند؛ پس ناگزیر باید در آینده تحقق یابد.

ج) همة پیامبران (به جز حضرت عیسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام ) و مؤمنان، هنگام نزول قرآن در قید حیات نبوده و در این دنیا یاری نشده اند؛ پس به مقتضای این آیه، باید زنده شوند، تا در همین دنیا یاری شوند.

د) لفظ نصرت، در مواردی به کار می رود که دو گروه، مشغول مخاصمه و جنگ باشند و شخصی یا گروهی، به یکی از طرف های درگیر کمک کند، تا برطرف مقابل، چیره شود. طبیعی است چنین معنایی با یاری کردن انبیا و مؤمنان در آخرت سازگاری ندارد؛ بلکه مصداق آیه با رجعت، و نصرت انبیا و اولیا تحقق می یابد.

شیخ مفید در تفسیر این آیه می فرماید:

شیعیان عقیده دارند خدای تبارک و تعالی وعدة نصرت خود را دربارة دوستانش، پیش از آخرت تحقق خواهد بخشید و آن، هنگامی است که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند. در پایان دنیا، مؤمنان رجعت می کنند و وعدة الهی تحقق می یابد[32] .

این رجعت مؤمنان و این وعدة الهی برای زن و مرد است؛ چون در غالب از آیات و روایات، به گروه خاصی با علامت خاصی اشاره نشده است؛ بلکه بیشتر به مؤمنان و منافقان اشاره شده و این دو کلمه، هم شامل زن می شود و هم شامل مرد.

ب: روایات

در این فراز می توانیم رجعت را از سه منظر احادیث، زیارات و ادعیه پی گیری کنیم.

1. احادیث

اخبار و روایاتی که دربارة رجعت از معصومان علیهم السلام نقل شده، به قدری زیاد است که در طول تاریخ، بسیاری از بزرگان و علمای شیعه دربارة آن، ادعای تواتر کرده اند (معنوی و اجمالی)[33] از جمله شیخ طوسی در مورد برخی از احادیث رجعت ادعای تواتر لفظی هم نموده است.[34] علامه مجلسی در این رابطه می فرماید: «اگر روایت رجعت متواتر نباشد پس در دنیا روایت متواتر وجود ندارد»[35]. علامه طباطبایی می فرماید: روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه در تک تک حدیث باطل نمی شود.[36]

به همین دلیل، اکنون فقط به ذکر برخی از این احادیث می پردازیم:

از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مؤمن ]شیعه[ است و در میان آن هفت چیز، ایمان به رجعت را ذکر فرمود.[37]

مأمون به حضرت امام رضا علیه السلام عرض کرد: «ای اباالحسن نظرت دربارة رجعت چیست؟» آن حضرت فرمود:

آن، حق است و در امت های گذشته نیز بوده و قرآن آن را بیان کرده است. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: آن چه در امت های گذشته واقع شده در این امت نیز بدون کم و کاست واقع خواهد شد».[38]

«حَذْوَ النََعّل بالنَّعّل وَ الْقَذَّةِ بِالْقَذَّةِ» یعنی برابری و یکسانی که گام به گام و مو به مو، تحقق پیدا می کند.

طبق آن چه امام رضا علیه السلام فرمود، به دست می آید که در امت های گذشته رجعت بوده است و در این رخداد مهم هم زن و هم مرد حضور داشته اند[39] و در زمان ظهور نیز با رجعت زنان و مردان، این واقعه ادامه پیدا می کند و این، امری است که دربارة همة انسان های مؤمن خاص و کفار خاص اجرا می شود.

2. زیارات

در زیارتی که خطاب به حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خوانده می شود آمده است:

اگر دوران درخشان و پرچم های برافراشته و حکومت قدرت مند تو را درک کردم، بنده ای از بندگان تو خواهم بود ... و اگر پیش از ظهورت مرگ فرا رسید، با توسل به تو از خدای سبحان می خواهم که بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله و سلم درود فرستد و برای من، بازگشتی در دوران ظهورت و رجعتی در زمان [حکومت] تو قرار دهد، تا با فرمان برداری تو، مراد خویش را دریابم و دلم را [با انتقام] از دشمنانت شفا بخشم.[40]

هم چنین در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می خوانیم: «ای سرورم! ای اباعبدالله! خدا و فرشتگان و پیغمبرانش را شاهد می­گیرم که من، به شما ایمان، و به بازگشت تان یقین دارم….» [41]

پس همة ما (اعم از زن و مرد) با تأسی از امامان و اولیای خدا، می توانیم دعا کنیم که تا زمان ظهورش زنده باشیم، تا از یاران خاص او باشیم و اگر هم زنده نماندیم، از خدا بخواهیم با رجعت در زمان دولت یار، او را یار و یاور باشیم و از دشمنانش انتقام بگیریم .

3. ادعیه

الف. در دعای عهد آمده است:

پروردگارا ! اگر مرگی که بر تمام بندگانت، قضای حتمی قرار دادی میان من و او ]= حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف [ جدایی انداخت، مرا [هنگام ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] از قبر برانگیز؛ در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و نیزه ام را برهنه ساخته ام و دعوت دعوت کننده را لبیک می گویم.[42]

از امام صادق علیه السلام روایت شده : «هر کس چهل صبح این دعا را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون آورد…».[43]

ب. در دعایی که بعد از زیارت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در سرداب نقل شده این گونه آمده است: «خدایا! اگرقبل ازظهور حضرتش مرا از دنیا بردی، مرا از کسانی قرار ده که در رجعت بر می گردند.» [44]

فصل دوم هدف رجعت

یکی از سؤالاتی که در بحث رجعت مطرح می شود، این است که چرا باید عده ای از انسان ها ـ اعم از خوب و بد ـ قبل از قیامت و در دوران ظهور حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردند؟ رجعت چه اهمیتی دارد که معصومان علیهم السلام تا این مقدار در روایات، ادعیه، و زیارات بر آن تأکید کرده اند، تا حدّی که بعضی از علما و بزرگان دین، رجعت را از ضروریات مذهب شیعه برشمرده اند؟

رجعت به دنیا، تنها به اذن و ارادة الهی قابل تحقق است و چون همة افعال خدای حکیم، از روی حکمت است، رجعت نیز دارای حکمت خواهد بود. این جا به مواردی از اهداف رجعت اشاره می کنیم:

1. انتقام گرفتن از ستم گران

در رجعت، گروهی از منافقان و ستم گران تاریخ که در حق انسان ها، از هیچ ظلم و ستمی دریغ نکردند و غصب کنندگان خلافتِ اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به دنیا برمی گردند، تا قبل از قیامت به بخشی از مجازات های خود برسند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که کار حسین علیه السلام خاتمه یافت، ملائکه به درگاه خداوند تضرع کردند. پس خداوند سایه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برپا داشت و فرمود: «به وسیله این، از آنان که به او ستم کردند ]قاتلان امام حسین علیه السلام [ انتقام می گیرم».[45]

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در صورتی می تواند از قاتلان امام حسین علیه السلام انتقام بگیرد که آنها زنده باشند و این، با رجعت تحقق می یابد.

2. نصرت دین

یکی از اهدافی که رجعت مؤمنان بر آن استوار است، نصرت و یاری رساندن به دین الهی در عصر طلایی ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. بزرگی و عظمت قیام جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می طلبد که یاران آن حضرت، از حیث تعداد و نیرو، متناسب با آن نهضت باشند.

اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا، می تواند نقش برجسته ای در نشاط دینی و امید حضور در حکومت جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته باشد. رجعت، برای همه افراد ـ چه زن و چه مرد که لایق یاری رساندن بوده و قبلاً از دنیا رفته اند ـ زمینة این مهم را فراهم می سازد.

در برخی دعاها از خدای بزرگ می خواهیم ـ اگر زنده نبودیم ـ ما را در دوران ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده گرداند تا او را یاری دهیم؛ همان طور که در دعای روز بیست و پنجم ماه ذیقعده می خوانیم:

خداوندا ! فرج اولیایت را نزدیک کن و آن چه به ستم از آنان گرفته اند، به ایشان برگردان و قائم شان علیه السلام به حق ظاهر کن ... خداوندا! بر آن بزرگوار و پدرانش درود فرست و ما را از یارانش قرار ده و در رجعتش محشورمان کن تا از یاری کنندگان او باشیم.[46]

این دعاها و خواستن ها مخصوص همة انسان هاست، چه زن و چه مرد، تا در آن زمان، از رجعت کنندگان و در صف یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.

3. لذت بردن مؤمنان از حاکمیت اسلام

بسیاری از مؤمنان، در طول تاریخ، آرزوی حاکمیت دین در سراسر جهان را داشتند و در این راه مبارزه کردند؛ اما دشمنان دین، با ظلم و جور خود نگذاشتند دین در تمام ابعاد، حاکمیت یابد. در دوران رجعت، مؤمنان برمی گردند تا عزّت دین و خفت و خواری ظالمان را ببینند.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اما مؤمنان، به سوی روشنایی های چشمان شان برمی گردند [تا چشم شان با دیدن حکومت عدل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف روشن شود] و اما ستم گران، برمی گردند تا دچار عذاب الهی گردند؛ چنان که خداوند می فرماید: «و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگ تر، از عذاب این دنیا به آنان می چشانیم».[47]

4. تأثر کافران از استقرار حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

یکی از اهدافی که در روایات بسیار تکرار شده و حتی در تعاریف رجعت هم انعکاس یافته است،[48] عزت مؤمنان و خواری و ذلت منافقان است.

امام باقر علیه السلام می فرماید:

هیچ شخص نیک و بدی از این امت نیست، مگر این که رجعت می کنند؛ مؤمنان برمی گردند تا این که عزیز شده، چشمان شان روشن شود و فجّار برمی گردند تا خداوند ذلیل شان کند. آیا نشنیده ای گفتار خداوند را که می فرماید: همانا عذاب نزدیکتر (کوچکتر) را که غیر از عذاب بزرگتر است به آن ها می چشانیم[49].

عذاب نزدیک تر، به عذاب رجعت منطبق شده است.

حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه مبارک (رُبَما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمینَ ) [50] می فرماید:

زمانی که من با شیعیانم با پیروان شان برمی گردیم، بنی امیه را با خواری و ذلت به قتل می رسانم. در این هنگام، کفار می گویند: «ای کاش مسلمان بودیم!»[51] .

5. تکامل مؤمنان

یکی از اهداف رجعت، رسیدن به تکامل نهایی است؛ چون رجعت، عمومی نیست و ویژه مؤمنان و طاغیان ستم گر محض است، بازگشت آنان به زندگی دنیوی، به منظور تکمیل حلقه کمال گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر، مؤمنان خالص، در مسیر تکامل معنوی با موانع دشمنان روبه رو بودند و از تکامل باز ماندند. حکمت الهی اقتضا می کند که آنها سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت به این جهان به پایان برسانند و در گسترش حکومت حق شرکت کنند که شرکت در چنین حکومتی از افتخارات بزرگ است.

پس دانستیم که در رسیدن به تکامل نهایی که همان رجعت است، مردان و زنان می توانند با بازگشت مجدد به دنیا مسیر اصلی و پایانی کمال خود را طی کنند.

فصل سوم رجعت کنندگان

روایاتی که رجعت کنندگان را معرفی می کند به دو دسته تقسیم شده اند:

1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده اند، برمی گردند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «همانا رجعت، عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، برنمی گردند مگر مؤمنان محض و کفار محض.»[52]

2.بعضی از روایات، رجعت کنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می کند:

الف) مردان

می توان مردان مورد اشاره در روایات را به سه دسته کلی تقسیم کرد:

1. پیامبران گذشته:

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 81 آل عمران می فرماید: «خداوند هیچ پیامبری را از آدم تا سایر انبیا مبعوث نکرد، جز آن که به دنیا بازگشته و رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام را یاری خواهند کرد.»[53]

2. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام

ابو خالد کابلی از امام سجاد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت در تفسیر آیة 85 سوره قصص[54] چنین فرمود:«پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان علیهم السلام به سوی شما باز می گردند.»[55]

3. مؤمنان

از امام صادق علیه السلام روایتی نقل شده است که به شیعیان راستین خود چنین فرمود:

... تا این که قائم ما اهل بیت قیام می کند. در آن هنگام، خداوند، آنان را مبعوث خواهد کرد و آنها، گروه گروه لبیک گویان به حضرتش ملحق می شوند…[56]

ب: زنان

گروهی از یاوران حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. در روایات، به دو گونه به این افراد اشاره شده است:

1.عام

در روایات، رجعت ویژه زن یا مرد نیست و فقط به مؤمن محض و کافر محض اشاره شده است؛ یعنی هم زن مؤمن و هم زن کافر در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت می کنند، تا زنان مؤمن، طعم شیرین و لذّت انجام وعدة الهی را بچشند و در رکاب حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امامان معصوم علیهم السلام به خدمت بپردازند و زنان کافر هم کیفر دنیایی گناه و عملکرد خود را ببینند و به عذاب الهی برسند.

2. خاص

گروهی از زنان هستند که علاوه بر اخبار عمومی، در برخی اخبار، به نام آنان هم اشاره شده است. این روایات معتبر دربارة زنان، بسیار اندک است.

الف) زنان مؤمن

در منابع معتبر اسلام، نام سیزده زن یاد می شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله علیه و آله و سلم زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت.

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود:

«همراه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده زن خواهند بود». گفتم: «آن ها را برای چه کاری می خواهد؟» فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض ها؛ همان گونه که وقتی همراه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بودند چنین می کردند». عرض کردم: «نام آنها را بفرمایید» فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیّه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیّه.[57]

در این روایات، امام صادق علیه السلام از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می کند. در کتاب خصایص فاطمی به نسیبه دختر کعب مازنیه نیز اشاره شده است[58].

در کتاب منتخب البصائر از دو زن به نام «تیره» و «أحبشیه» نام می برد[59] . این افراد، هر کدام در بُعدی و بیشتر در بُعدِ جهاد با دشمنان خدا، از خود شایستگی هایی نشان داده اند. برخی از آنان ـ هم چون «صیانه» ـ مادر چند شهید بوده و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید. برخی دیگر چون سمیّه، در راه دفاع از عقیدة اسلامی خود، سخت ترین شکنجه ها را تحمل نموده و تا پای جان از عقیدة خود دفاع کرده اند.

ام خالد نیز نعمت تندرستی پیکر را برای حفظ اسلام استفاده کرد و جانباز شد. برخی دیگر، همانند زبیده کسانی بودند که زرق و برق دنیا، هرگز آنان را از اسلام باز نداشت و از آن امکانات در راه عقیده خود استفاده کرده و در مراسم حج که یکی از ارکان دین است به کار بردند. بعضی، افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادة شهیدانی بودند که خود، پیکر نیمه جان فرزندان شان را حمل کردند. آنان، کسانی هستند که با انجام رشادت ها ثابت کردند که می توانند گوشه ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

همة این دلایل، ما را به راز تصریح امام صادق علیه السلام به نام این نه نفر آگاه می کند. حال، برای درک بهتر شرح حال مختصری از زندگی چند تن را بررسی کنیم.

1. صیانه

در کتاب خصائص فاطمیه آمده است:

در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده تن، برای معالجة زخمیان زنده گشته و به دنیا بازمی گردند. یکی از آنان «صیانه» است که همسر «حزقیل» و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش «حزقیل» پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتة او، حزقیل، مؤمن خاندان فرعون است که به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد[60].

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب معراج، در مسیر بین مکه معظمه و مسجد الاقصی، ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که هرگز مانند آن را نبوییده بودم. از جبرئیل پرسیدم: «این بوی خوش چیست؟» گفت: «ای رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم! همسر حزقیل به حضرت موسی بن عمران علیه السلام ایمان آورده بود و ایمان خود را پنهان می کرد.[61]

2.سمیه، مادر عمار یاسر

او هفتمین نفر بود که به اسلام گروید و بدترین شکنجه ها را تحمل کرد[62] . او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل گرفتار شده بودند و او، به آنها دستور داد که به پیامبر خدا دشنام دهند؛ اما آنها چنین کاری نکردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آنها را مقابل آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم که گاهی از کنارشان عبور می کرد، آنها را به صبر و مقاومت سفارش می کرد و می فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه کنید که وعده گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.[63]

خداوند، این زن را به سبب صبر و مجاهدتی که در راه اسلام متحمل شد، در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهد کرد، تا پاداش وعدة الهی را ببیند و در لشکر ولی خدا، به یاوران آن حضرت خدمت کند.

3. ام ایمن

نام او «برکه» است. وی کنیز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بود. آن حضرت، به او مادر خطاب می کرد و می فرمود: «او باقی ماندة خاندان من است»[64]. او از شیفتگان امامت بود که در ماجرای فدک، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی کرد و پنج یا شش ماه پس از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمان خلافت ابوبکر از دنیا رفت[65] .

ام ایمن، دختر «ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالک» می­باشد. او خدمت گزار «آمنه»، مادر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که به ارث، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منتقل شد. آن گاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مادر خود را از دست داده بود، ام ایمن، پرستاری وی را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت گزار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محسوب می­شد. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بارها می­گفت: «ام ایمن، پس از مادرم «آمنه»، مادر من است» و او را عضو خانواده و یادگار اهل بیت خویش می­خواند . ام ایمن را باید یکی از بانوان نمونه و ممتاز تاریخ اسلام دانست؛ چون کوشش­های او در طول زندگی پر برکتش در راستای وابستگی به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان او، افتخارآمیز و سراسر

/ 0 نظر / 192 بازدید